PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خلاصه قسمت سی و هفتم جواهری در قصر



Poriya_Johncena
07-07-2007, 09:41 AM
سلام گفتم شاید دوستان استقبال کنند گفتیم بزاریم تا بعد ...بدون عکس گزاشتم که سنگین نشه ...
0000000000000_______________000000000_____________ _

ملكه مادر همچنان درمان را قبول نميكند و پادشاه از بانو چويي مي خواهد علت آنرا بفهمد.از طرفي ديگر جلسه اي تشكيل ميشود ودر اين جلسه وزير اوه از دكتر شين توضيح مي خواهد كه چرا ملكه مادر او را پزشك بيدقتي خطاب كرده است دكتر شين ميگويد حرفي ندارم وزير اوه ميگويد كه يعني او بيدليل چنين حرفي زده است؟دكتر شين مي گويد كه او تا ديروز درمان را قبول ميكرد وحالا نمي داند چرا او درمان را قبول نمي كند

جلسات مختلف همچنان ادامه دارد و مشخص ميشود ملكه به انواع مختلفي از بيماريها مانند آرتروز مزمن ورم اندام و..دچار شده وتنفس سختي دارد از آن طرف دكتر شين تمام تلاشش را مي كند كه ملكه را متقاعد كند كه درمان را قبول كند اما دكتر لي كه از قصر اخراج شده بود به ملاقات ملكه مياد و موضوع مرگ يكنفر بوسيله اشتباه دكتر شين را به ملكه مادر ميگويد اين باعث ميشود كه ملكه مادر اين موضوع را به او گفته و بگويد چطوري ميتواند به داروي او اعتماد كند

دكتر شين بازهم تلاش مي كند اما ملكه مادر متقاعد نميشود و ميگويد كه او را تنبيه خواهد كرد وقتي آنها ميروند دكتر لي بازهم از دكتر شين بد ميگويد واين بازهم باعث ادامه مشكلات ميشود


از آن طرف بانو چويي به پادشاه علت اينكه ملكه مادر درمان را قبول نميكند را (به سبك خاص خودش)به پادشاه ميگويد وقضيه را به نخست وزير چپ وافسر مين و دسته آنها ميكشاند كار به جايي ميرسد كه ظاهرا پادشاه بايد بين اين دو گروه يكي را انتخاب كند.ملكه به پادشاه در مورد لزوم امنيت ملي وتجاوزات زيادي كه از شمال وجنوب به آنها شده ميگويد و از پادشاه ميخواهد در مورد اين قضيه با دقت فكر كند اما پادشاه سرانجام مادرش را انتخاب مي كند و دستور ميدهد دكتر شين را بركنار كنند اما نخست وزير چپ ميگويد كه هيچكس نميداند با اخراج دكتر شين حال ملكه مادر بهتر شود اما پادشاه ميگويد اگر نشد هيئت چيني را براي اينكار برميگردانيم اگر اينهم نشد به مقامات اجازه ميدهيم زمينهايشان را نگه دارند واگر اينهم نشد ...در اين زمان پادشاه با خشم به جناب دو نگاه ميكند واين يعني اينكه اگر نشد تو كشته خواهي شد ودر ادامه ميگويد كارهاي من چه اهميتي دارد هيچ فرزندي مادرش را مجبور به مرگ نميكند

وقتي دكتر شين اخراجش را متوجه ميشود تلاش مي كند اورا به ادامه درمان مجبور كنداما ملكه نميپذيرد وقتي ملكه به آنها ميگويد بيرون روند يانگوم دست بكار ميشود! او ميگويد كه شما با پادشاه شرطبندي كرده ايد وبا اينكار داريد با جان خيليها بازي ميكنيد شما داريد پادشاه را امتحان ميكنيد در حالي كه خودتان را فريب ميدهيد چرا اينكار را در حق خودتان ميكنيد؟شما روي زندگي خودتان شرط بسته ايد و با آن داريد بازي ميكنيد شما از سلامتي خودتان غافل شده ايد.در اين زمان با نو كيم قصد دارد يانگوم را بلند كند كه ملكه مادر ميگويد دست نگه دار و از يانگوم مي خواهد توضيح دهد.يانگوم ميگويد كه خواهش ميكند كه اين شرطبندي را با او بكند ونه با پادشاه چرا كه اگر او ببازد فقط جان يك نفر هدر ميرود ولي اگر پادشاه ببازد جان خيليها گرفته خواهد شد او سرانجام معمايي طرح ميكند و ميگويد اگر برنده شود او بايد درمان را بپذيرد واگر او باخت جانش را تقديم ميكند ملكه مادر ميگويد زندگيت برايت بي ارزش است؟يانگوم ميگويد زندگيش برايش مهم است ولي رندگي استادش به اندازه زندگي خودش برايش اهميت دارد سوال او اين است او كيست كه از زمانهاي قديم امتحان كننده غذا براي پادشاه است او كيست كه امتحان كننده غذا در چين از او نشات گرفته است خدمتكار خانواده است وتمام كارها را انجام ميدهد و معلم تمام افراد خانواده آنهاست وافسانه در مورد او ميگويد اگر تا اين فرد زندگي مي كند تمام دنيا با كوهها پوشيده است ولي وقتي او بميرد تمام دنيا را آب فرا خواهد گرفت

از انطرف دوستان ما دور هم جمع ميشوند ودر اينمورد صحبت ميكنند افسر مين ميگويد اگر يانگوم برنده شود وزير اوه در تله خودش خواهد افتاد اما اگر يانگوم موفق نشود جان سه انسان باارزش گرفته خواهد شد.يانگ داك به لجاجت يانگوم اشاره مي كند و ميگويد او قطعا موفق خواهد شد

داكو و زنش نيز در رختخواب به دنبال پاسخ سوال يانگوم ميگردند

از طرفي ديگر بانو چويي از بانوان دربار استفاده ميكند تا كتابهاي كتابخانه را براي يافتن جواب سوال زير و رو كنند اما اين گيوم يونگ است كه بالاخره جواب شوال را پيدا ميكند وآنرا به بانو چويي ميگويد او نيز جواب را به ملكه مادر ميگويد روز بعد كه هنگام گفتن جواب است با اينكه ملكه مادر پاسخ را ميداند ولي با كمال تعجب درمان را قبول ميكند.همه شگفت زده ميشوند

بهرحال درمان او آغاز ميشود يكي از روزها پادشاه به ملاقات ملكه مادر ميرود و در اين ملاقات ملكه مادر درمورد يانگوم ميگويد كه بخاطر گستاخي وبيپروايي اين دختر اورا تنبيه كند يا پاداش دهد پادشاه به يانگوم ميگويد چرا اينكار را كردي؟ اما ملكه مادر پاسخ سوال را ميدهد وميگويد جواب او ميباشد يعني مادر واز يانگوم ميخواهد توضيح دهد يانگوم ميگويد مادر كسي است كه غذا را تست ميكند او غذا خواب وساير چيزهاي مادرش را بررسي مي كند يك تست كننده غذا در اين فكر است كه پادشاه چه چيزي را بخورد وچه چيزي براي او مفيد است و ادامه ميدهد امپراطور چين بخاطر مادرش دفتر تست كننده غذا را تاسيس كرد سپس ميگويد مادر درخانواده يك خدمتكار است ولي آموزگار خانواده است او به تن فرزندش لباس ميپوشاند حتي اگر خودش سردش باشد او به فرزندش عذا ميدهد حتي اگر خودش گرسنه باشد او به فرزندش آسايش ميدهد حتي اگر خودش ناراحت باشد پس او زندگي سخت تر از يك خدمتكار دارد ولي اگر او نباشد كسي ميتواند غذا بخورد لباس بپوشد پس مادر خسته ترين خدمتكار وبهترين معلم يك خانواده است وقتي او زنده است تمام جهان با كوه پوشيده است ولي وقتي او ميميرد تمام جهان را آب فرا ميگيرد

اما بشنويد كه از آنطرف يونسنگ بعد از ديدار كوتاهي كه با يانگوم داشت ناگهان چيزي يادش ميايد ودنبالش ميرود كه بطور اتفاقي در مسير پادشاه قرار ميگيرد پادشاه ميگويد تو آشنايي وتو را ديده ام پيشكار يونگ ميگويد او بانو يونسنگ است كه سالها پيش مورد لطف او قرار گرفته است

معالجات ملكه مادر ادامه پيدا ميكند اما او بدليل وضع خاص جسماني كه دارد نميتواند دارو را بخورد وآنرا بالا مياورد.مشخص ميشود او بسيار ضعيف شده ونمي تواند به اين شكل دارو مصرف كند از طرفي ديگر او به مجموعه اي از بيماريها دچار شده و پزشكان بايد فكري براي درمان تمام اين بيماريها بكنند

دكتر شين به عنوان پزشك معالج ملكه مادر همچنان به شيوه هاي مختلف درمان را ادامه ميدهد او در چند معاينه اي كه توسط دستياران انجام ميشود تشكيل جلسه ميدهد و آنها علايم ونشانه هايي كه ديده اند را با او در ميان ميگذارند

اما وضع جسماني او بسيار خراب است وبدنش خيلي ضعيف شده است.در يكي از روزها ودر هنگام جلسه به آنها خبر ميرسد كه ملكه حرفهاي نامفهومي ميزند و سرش گيج ميرود وحتي فرني كمي را كه خورده است را بالا اورده وفورا يك پزشك ميخواهند ظاهرا در اين مشكل نيز يانگوم بايد دستبكار شود


امیدوارم...