S.H.A.Y.A.N
11-20-2012, 06:34 AM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
اين هفته البرتو دل ريو و ريكاردو رودريگز در تاك شوي Rover's Morning Glory در كليولند ظاهر شدن و صحبتهايي رو انجام دادن . هايلايت هايي از مصاحبه اونا رو در زير مشاهده ميكنيد :
البرتو در مورد اين صحبت كرد زماني كه با Wwe قرار داد امضا كرده نميخواسته وارد FCW بشه :
بايد صادقانه بگم , من هرگز اون رو نگفتم چون در قرارداد همه حداقل يك ماه , دوماه , سه ماه وجود داره تا شخص به سبك Wwe برسه . راهي كه ما در Wwe كشتي ميگيريم كاملا با هركس ديگه اي تفاوت داره . در مورد من , من نياز دارم ياد بگيرم چطور از ميكروفون استفاده كنم , چگونه با در دست داشتن ميكروفون جلوي دوربين صحبت كنم , چطور برروي حالت هاي چهره خودم كار كنم - تمام اون چيزا .
من 6 ما رو اونجا ( FCW ) گذروندم . بايد صادقانه بگم , من هرگز اينو دوست نداشتم چون من 34 ساله بودم و پسراني با سن 18 و 19 سال اطراف من حضور داشتند . اين براي من سخت بود . اما اين به من كمك زيادي كرد چون زماني كه اونا منو به روستر اصلي اوردن من اماده بودم .
البرتو در مورد اين صحبت ميكنه كه بخاطر كريسمس يك ماشين براي ريكاردو خريده :
اين ماشين هنوز تو گاراژ منه اما من براي اون خريدم ( ريكاردو ميگه اين يك داتسان قديمي و داغون هست ) . دل ريو با خنده ميگه اين هنوز يك ماشينه درسته ؟ اين هنوز شما رو به جاهاي مختلف ميبره .
ريكاردو در مورد اين بحث ميكنه كه ايا اون ميخواد خودش رو ثابت كنه و بعنوان يك سينگل رستلر بدرخشه يا نه ؟
ما قبلا واقعا در مورد اين صحبت كرديم . در حال حاضر اونچه كه ما داريم انجام ميديم كار كردنه بنابراين در حال حاضر نيازي به پوش يه نفر ديگه نيست .
البرتو و ريكاردو در مورد اين صحبت ميكنند كه در ابتدا چگونه با هم اشنا شدن ؟
البرتو : خب اون واقعا داستان جالبيه و من ميخوام به ريكاردو اجازه بدم به شما بگه چون فقط اون نبود كه قرار بود رينگ انونسر من باشه . يك پسر ديگه هم بود اما در اون روز اتفاقي افتاد كه اون تصميم گرفت نه بگه . و ريكاردو اون پسر رو ميشناسه . من فكر ميكنم اون در لس انجلس زندگي ميكنه .
ريكاردو : بله
البرتو : من هميشه از ريكاردو ميپرسيدم اين پسر كيه ؟ كجاست ؟ چرا اون گفت نه ؟ ( دل ريو با خنده ميگه )
ريكاردو : خب من در سال 2009 بطور ازمايشي وارد Wwe شدم , شايد 2010 . اين بعد از سامراسلم بود و بطور امتحاني . بعد از تمام اتفاقاتي كه افتاد من هيچ ضمانتي رو نشنيدم. اونا فقط گفتن ممنون كه اومدي . اين اولين تجربه من در Wwe بود .
پسري كه جاش رو به من داد اسمش جسي هرناندز بود . اونا پيش اون رفتند و گفتن ما براي چيزي كه فردا ميخوايم شروع كنيم نياز به يك رينگ انونسر اسپانيايي داريم . كسي رو ميشناسي ؟ بنابراين اونا رفتن پيش يك پسر ديگه كه 19 ساله , خوش استيل , خوش قيافه و دوزبانه بود . از اون پرسيدن كه ايا ميخواد روز بعد به بيكرزفيلد بره ؟ به هردليلي اون گفت نميتونه اين كار رو انجام بده .
بنابراين جسي گفت خب اون اسپانيايي حرف ميزنه . اونا اومدن پيش من و بهم گفتن ايا قبلا هرگز كار انونسري انجام دادي ؟ من گفتم بله , البته من ميخوام انجام بدم . ايا تو يك لباس رسمي داره ؟ من گفتم بله البته . ايا ميخوايد براي انونسري به بيكرزفيلد بياين ؟ بله البته .
نكته جالب اينجاست برنامه ريزي شده بود من فقط در روز دوشنبه در راو حضور داشته باشم و قرار نبود به اسمك دان بيام . من در نهايت به اسمك دان رفت و كارم رو ادامه دادم . من به البرتو گفتم يكي از بزرگترين پاداش هايي كه در كار جديد دريافت كرديم بودن در رستلمنيا بود . اولين رستلمنيا من در اتلانتا . من در ارنا بودم و فقط همه چيز رو نگاه ميكردم و اينكه چقدر ورزشگاه Georgia Dome شگفت انگيزه . من يك متن دريافت كردم و اون از طرف پسري بود كه گفته بود نه . اون پرسيد چطوره ؟ منم گفتم خيلي خوبه ( با خنده ) . بنابراين اين يك داستان جالب بود كه من ريكاردوي اصلي نبودم .
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
البرتو و ريكاردو در مورد دوستي خودشون خارج از رينگ صحبت ميكنند :
البرتو : اين قرار بود يك معامله كوتاه مدت براي ريكاردو باشه اما اون اينقدر كارش رو خوب انجام داد كه كمپاني بهش يك قرارداد پيشنهاد كرد و ما تقريبا 3 سال با همديگه بوديم . خيلي از مردم فكر ميكنند ما خارج از بيزينس با هم دوست نيستيم اما ما دوستيم و هميشه در تماس با هم قرار داريم . اون فقط در رينگ نيست .
ريكاردو : من فكر ميكنم اون چيزيه كه به كار ما در تلويزيون كمك ميكنه چون ما همديگه رو ميشناسيم . ما با هم غذا ميخوريم . وقت زيادي رو با هم ميگزرونيم . ما وقت خودمون رو بيشتر از اينكه با خانواده هامون باشيم با هم ميگذرونيم .
البرتو در مورد اينكه ايا هنوز ميخواد به مكزيك برگرده يا نه ميگه :
نه بطور جدي , فقط براي كار چون من الان در فلوريدا زندگي ميكنم . من از اينكه اونجا زندگي ميكنم واقعا خوشحالم . علاوه بر اون در حال حاضر وضعيت در كشور من كمي وخيمه . در اين زمان وضعيت مكزيك به بدي هست كه شما فكر ميكنيد . به همين دليل من به اونجا نميرم . نميخوام بگم من دزديده ميشم اما اين ميتونه اتفاق بيفته . به خاطر همين من به اونجا نميرم . خانواده من در فلوريدا با من هستن , مادرم , پدرم , تمام خواهر و برادرام . اگه به مكزيك برم فقط براي كاره . سعي ميكنم اونجا نرم .
البرتو در مورد اينكه ايا مشكلات در مكزيك ميتونه حل بشه يا نه صحبتهايي رو انجام ميده :
من كاملا مطمئنم كه اين حل شدنيه اما بايد صادقانه بگم , نميدونم اونا در اين لحظه چيكار ميخوان بكنند چون وضعيت دشواري هست . كارتل ها , اونا خيابونا رو در اختيار گرفتن و بر شهر حكومت ميكنند و اين خيلي سخته كه اونا رو متوقف كرد . از البرتو سوال ميشه پدرش يك رستلر بزرگ بوده و ايا هرگز كارتل ها تاكنون با پدر اون برخوردي رو داشتن ؟ البرتو ميگه : نه چون زماني كه اون فعاليت ميكرد 10 سال پيش بود و اين مشكل تنها از 7-6 سال پيش شروع شده .
ادامه صحبتهاي دل ريو :
اين در گذشته بد بوده اما نه به اين بدي . در حال حاضر وضعيت وحشتناكه . ناراحت كننده هست چون مكزيك كشور زيبايي هست . ما مكان هاي زيبايي رو داريم . مردم سخت كوشي داريم . مردم خوب . اما اين تقصير ما نيست . كساني وجود دارن كه مسئول ما هستند , رئيس جمهور ما , دولت ما , و اونا هيچ كاري رو انجام نميدن . اين واقعا ناراحت كننده هست .
البرتو در مورد سفرهاش صحبت ميكنه و اينكه همسرش باهاش مياد يا در خونه ميمونه :
من 9 ساله ازدواج كردم . گاهي اوقات اون با من مياد . همونطور كه گفتم كمپاني خيلي خوب با ما رفتار ميكنه . زماني كه اونا احساس ميكنند من براي مدت زمان طولاني در سفر بودم اونا خانواده منو ميارن تا همراه من باشن چون ميدونن شما بايد خوشحال باشين . نه فقط به لحاظ جسماني , بلكه ذهني . اگه شما بدونين چه كاري رو بايد انجام بدين ميتونيد شغلتون رو كنترل كنيد . اون كاريه كه من انجام ميدم . هرزماني كه ميرم خونه از خانوادم مراقبت ميكنم . مهم نيست چقدر خسته هستم , من ميرم خونه و از همسر خودم مراقبت ميكنم . فرزندانم . در تمام مدتي كه اونجا هستم تمام زماني رو كه ميتونم بهشون اختصاص ميدم .
از البرتو سوال ميشه كه ايا واقعا ماشين ها مال اونه ؟
بعضي از اونا , نه همشون . من خيلي دوست دارم تموم اون ماشين ها رو در گاراژ خودم داشته باشم اما متاسفانه نميتونم ( با خنده ) .
شما ميتونيد مصاحبه البرتو دل ريو و ريكاردو رودريگز رو از لينك زير دريافت كنيد :
Download Link (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
باتشكر .
فعلا ...
اين هفته البرتو دل ريو و ريكاردو رودريگز در تاك شوي Rover's Morning Glory در كليولند ظاهر شدن و صحبتهايي رو انجام دادن . هايلايت هايي از مصاحبه اونا رو در زير مشاهده ميكنيد :
البرتو در مورد اين صحبت كرد زماني كه با Wwe قرار داد امضا كرده نميخواسته وارد FCW بشه :
بايد صادقانه بگم , من هرگز اون رو نگفتم چون در قرارداد همه حداقل يك ماه , دوماه , سه ماه وجود داره تا شخص به سبك Wwe برسه . راهي كه ما در Wwe كشتي ميگيريم كاملا با هركس ديگه اي تفاوت داره . در مورد من , من نياز دارم ياد بگيرم چطور از ميكروفون استفاده كنم , چگونه با در دست داشتن ميكروفون جلوي دوربين صحبت كنم , چطور برروي حالت هاي چهره خودم كار كنم - تمام اون چيزا .
من 6 ما رو اونجا ( FCW ) گذروندم . بايد صادقانه بگم , من هرگز اينو دوست نداشتم چون من 34 ساله بودم و پسراني با سن 18 و 19 سال اطراف من حضور داشتند . اين براي من سخت بود . اما اين به من كمك زيادي كرد چون زماني كه اونا منو به روستر اصلي اوردن من اماده بودم .
البرتو در مورد اين صحبت ميكنه كه بخاطر كريسمس يك ماشين براي ريكاردو خريده :
اين ماشين هنوز تو گاراژ منه اما من براي اون خريدم ( ريكاردو ميگه اين يك داتسان قديمي و داغون هست ) . دل ريو با خنده ميگه اين هنوز يك ماشينه درسته ؟ اين هنوز شما رو به جاهاي مختلف ميبره .
ريكاردو در مورد اين بحث ميكنه كه ايا اون ميخواد خودش رو ثابت كنه و بعنوان يك سينگل رستلر بدرخشه يا نه ؟
ما قبلا واقعا در مورد اين صحبت كرديم . در حال حاضر اونچه كه ما داريم انجام ميديم كار كردنه بنابراين در حال حاضر نيازي به پوش يه نفر ديگه نيست .
البرتو و ريكاردو در مورد اين صحبت ميكنند كه در ابتدا چگونه با هم اشنا شدن ؟
البرتو : خب اون واقعا داستان جالبيه و من ميخوام به ريكاردو اجازه بدم به شما بگه چون فقط اون نبود كه قرار بود رينگ انونسر من باشه . يك پسر ديگه هم بود اما در اون روز اتفاقي افتاد كه اون تصميم گرفت نه بگه . و ريكاردو اون پسر رو ميشناسه . من فكر ميكنم اون در لس انجلس زندگي ميكنه .
ريكاردو : بله
البرتو : من هميشه از ريكاردو ميپرسيدم اين پسر كيه ؟ كجاست ؟ چرا اون گفت نه ؟ ( دل ريو با خنده ميگه )
ريكاردو : خب من در سال 2009 بطور ازمايشي وارد Wwe شدم , شايد 2010 . اين بعد از سامراسلم بود و بطور امتحاني . بعد از تمام اتفاقاتي كه افتاد من هيچ ضمانتي رو نشنيدم. اونا فقط گفتن ممنون كه اومدي . اين اولين تجربه من در Wwe بود .
پسري كه جاش رو به من داد اسمش جسي هرناندز بود . اونا پيش اون رفتند و گفتن ما براي چيزي كه فردا ميخوايم شروع كنيم نياز به يك رينگ انونسر اسپانيايي داريم . كسي رو ميشناسي ؟ بنابراين اونا رفتن پيش يك پسر ديگه كه 19 ساله , خوش استيل , خوش قيافه و دوزبانه بود . از اون پرسيدن كه ايا ميخواد روز بعد به بيكرزفيلد بره ؟ به هردليلي اون گفت نميتونه اين كار رو انجام بده .
بنابراين جسي گفت خب اون اسپانيايي حرف ميزنه . اونا اومدن پيش من و بهم گفتن ايا قبلا هرگز كار انونسري انجام دادي ؟ من گفتم بله , البته من ميخوام انجام بدم . ايا تو يك لباس رسمي داره ؟ من گفتم بله البته . ايا ميخوايد براي انونسري به بيكرزفيلد بياين ؟ بله البته .
نكته جالب اينجاست برنامه ريزي شده بود من فقط در روز دوشنبه در راو حضور داشته باشم و قرار نبود به اسمك دان بيام . من در نهايت به اسمك دان رفت و كارم رو ادامه دادم . من به البرتو گفتم يكي از بزرگترين پاداش هايي كه در كار جديد دريافت كرديم بودن در رستلمنيا بود . اولين رستلمنيا من در اتلانتا . من در ارنا بودم و فقط همه چيز رو نگاه ميكردم و اينكه چقدر ورزشگاه Georgia Dome شگفت انگيزه . من يك متن دريافت كردم و اون از طرف پسري بود كه گفته بود نه . اون پرسيد چطوره ؟ منم گفتم خيلي خوبه ( با خنده ) . بنابراين اين يك داستان جالب بود كه من ريكاردوي اصلي نبودم .
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>
البرتو و ريكاردو در مورد دوستي خودشون خارج از رينگ صحبت ميكنند :
البرتو : اين قرار بود يك معامله كوتاه مدت براي ريكاردو باشه اما اون اينقدر كارش رو خوب انجام داد كه كمپاني بهش يك قرارداد پيشنهاد كرد و ما تقريبا 3 سال با همديگه بوديم . خيلي از مردم فكر ميكنند ما خارج از بيزينس با هم دوست نيستيم اما ما دوستيم و هميشه در تماس با هم قرار داريم . اون فقط در رينگ نيست .
ريكاردو : من فكر ميكنم اون چيزيه كه به كار ما در تلويزيون كمك ميكنه چون ما همديگه رو ميشناسيم . ما با هم غذا ميخوريم . وقت زيادي رو با هم ميگزرونيم . ما وقت خودمون رو بيشتر از اينكه با خانواده هامون باشيم با هم ميگذرونيم .
البرتو در مورد اينكه ايا هنوز ميخواد به مكزيك برگرده يا نه ميگه :
نه بطور جدي , فقط براي كار چون من الان در فلوريدا زندگي ميكنم . من از اينكه اونجا زندگي ميكنم واقعا خوشحالم . علاوه بر اون در حال حاضر وضعيت در كشور من كمي وخيمه . در اين زمان وضعيت مكزيك به بدي هست كه شما فكر ميكنيد . به همين دليل من به اونجا نميرم . نميخوام بگم من دزديده ميشم اما اين ميتونه اتفاق بيفته . به خاطر همين من به اونجا نميرم . خانواده من در فلوريدا با من هستن , مادرم , پدرم , تمام خواهر و برادرام . اگه به مكزيك برم فقط براي كاره . سعي ميكنم اونجا نرم .
البرتو در مورد اينكه ايا مشكلات در مكزيك ميتونه حل بشه يا نه صحبتهايي رو انجام ميده :
من كاملا مطمئنم كه اين حل شدنيه اما بايد صادقانه بگم , نميدونم اونا در اين لحظه چيكار ميخوان بكنند چون وضعيت دشواري هست . كارتل ها , اونا خيابونا رو در اختيار گرفتن و بر شهر حكومت ميكنند و اين خيلي سخته كه اونا رو متوقف كرد . از البرتو سوال ميشه پدرش يك رستلر بزرگ بوده و ايا هرگز كارتل ها تاكنون با پدر اون برخوردي رو داشتن ؟ البرتو ميگه : نه چون زماني كه اون فعاليت ميكرد 10 سال پيش بود و اين مشكل تنها از 7-6 سال پيش شروع شده .
ادامه صحبتهاي دل ريو :
اين در گذشته بد بوده اما نه به اين بدي . در حال حاضر وضعيت وحشتناكه . ناراحت كننده هست چون مكزيك كشور زيبايي هست . ما مكان هاي زيبايي رو داريم . مردم سخت كوشي داريم . مردم خوب . اما اين تقصير ما نيست . كساني وجود دارن كه مسئول ما هستند , رئيس جمهور ما , دولت ما , و اونا هيچ كاري رو انجام نميدن . اين واقعا ناراحت كننده هست .
البرتو در مورد سفرهاش صحبت ميكنه و اينكه همسرش باهاش مياد يا در خونه ميمونه :
من 9 ساله ازدواج كردم . گاهي اوقات اون با من مياد . همونطور كه گفتم كمپاني خيلي خوب با ما رفتار ميكنه . زماني كه اونا احساس ميكنند من براي مدت زمان طولاني در سفر بودم اونا خانواده منو ميارن تا همراه من باشن چون ميدونن شما بايد خوشحال باشين . نه فقط به لحاظ جسماني , بلكه ذهني . اگه شما بدونين چه كاري رو بايد انجام بدين ميتونيد شغلتون رو كنترل كنيد . اون كاريه كه من انجام ميدم . هرزماني كه ميرم خونه از خانوادم مراقبت ميكنم . مهم نيست چقدر خسته هستم , من ميرم خونه و از همسر خودم مراقبت ميكنم . فرزندانم . در تمام مدتي كه اونجا هستم تمام زماني رو كه ميتونم بهشون اختصاص ميدم .
از البرتو سوال ميشه كه ايا واقعا ماشين ها مال اونه ؟
بعضي از اونا , نه همشون . من خيلي دوست دارم تموم اون ماشين ها رو در گاراژ خودم داشته باشم اما متاسفانه نميتونم ( با خنده ) .
شما ميتونيد مصاحبه البرتو دل ريو و ريكاردو رودريگز رو از لينك زير دريافت كنيد :
Download Link (<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b>)
باتشكر .
فعلا ...
