The Enforcer
06-04-2014, 06:27 PM
<b><font color=green>[برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . <a href="register.php">برای ثبت نام کلیک کنید</a>]</font></b> pg
R.I.P Owen James Hart
حدود یک هفته از پانزدهمین سالگرد مرگ یکی از بهترین رستلر ها ، اوون هارت می گذرد .
مقاله ی زیر نوشته ی Keith Elliot Greenberg ، یکی از مشهور ترین نویسنده های رستلینگ می باشد که شامل نقل قول های زیادی از
برادران و دوستان اوون است .
در طی روز های آینده سعی می کنم تمام این مقاله را در تاپیک قرار بدم .
امیدوارم لذت ببرید .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
هنگامی که برای اولین بار از ترنباکل های گوشه ی رینگ به بالا می رفت الف بچه ای بیش نبود . اوون جیمز هارت کوچکترین عضو از 12 فرزند پروموتر کانادایی مشهور ، استو هارت و همسرش هلن هارت بود .
او هفت برادر و چهار خواهر داشت ؛ شش نفر از برادرانش کشتی گیر بودند ( نفر هفتم ، دین ، به دلیل مشکلات جسمی اش داور شد ) و چهار خواهرش با چهار کشتی گیر دیگر ازدواج کردند . او احساس
تنهایی می کرد .
اما برادر بزرگش برت هارت می دید که او زیرچشمی پشت سرش را نگاه می کرد ، سر جایش می استید و به پشت به وسط رینگ ملق می زد :
" او به تاپ روپ می رفت و این کار را بار ها تکرار می کرد . "
برت هارت معتقد است اگر اوون هنوز زنده بود به عنوان یک گزارشگر ، مثل جری لاولر یا جان لیفیلد ، در Wwe کار می کرد و نه به عنوان یکی از عوامل بکستیج ؛ زیرا او هیچ گاه نمی توانست دوری فرزندانش
را تحمل کند .
اما او شانس گزارشگری یا حتی کار در بکستیج را از دست داد ؛ زیرا در 23 ماه مِه سال 1999 ، در حالی که لباس گیمیک " بلو بلیزر " خود را به تن کرده بود ، با قصد یک انترنس زیبا - و شاید احمقانه - خود
را از سقف آرنای کِمپِر در کانزاس سیتیِ میسوری به پایین انداخت .
تراژدی های همانند مورد یاد شده در این بیزنس قبلاٌ هم رخ داده بود ؛ سکته ی قلبی مایک دیبیاسی ، پدرخوانده ی تد دیبیاسی ، هنگام مسابقه اش در مقابل من ماونتن مایک در سال 1969 در
تکزاس و همچنین سرنوشت مشابه لری کامرون - که مدتی هم در پروموشن خانواده ی هارت ، استمپد رستلینگ ، کشتی می گرفت - در مبارزه با تونی سنت کلِر در سال 1993 در آلمان از جمله
این تراژدی هاست .
مارتی جونز ، کشتی گیر انگلیسی که سابقه ی مسابقه دادن با اوون را در سال 1987 داشت می گوید :
" بسیار ناراحت کننده است وقتی که مرد با استعدادی پایش می شکند ، اما این مورد غیر قابل باور بود . من در ابتدا فکر می کردم دروغ است ! "
کسانی که با او در سفر هایش به سمت رینگ ها در شهر های مختلف همراهش بودند ، هر کدام خاطراتی دارند . جف جرت ، هم تیمی اوون هارت که با هم دو ماه در سال 1999 صاحبان تایتل های تگ تیم
بودند و همچنین یکی از بهترین دوستان وی بوده است می گوید :
" هر کسی که با اوون رفت و آمد داشت سعادت بزرگی نصیبش بود . چه در رینگ و چه بیرون از آن ، وقت گذرانی با او بسیار لذت بخش بود . "
برادر بزرگش ، راس هارت ، از او به عنوان استاد تقلید یاد می کند :
" وقتی با او در خیابان قدم می زدید و یک سگ از کنارتان رد می شد ، او صدای پارس سگ را در می آورد و فکر می کردید آن سگ می خواهد به شما حمله کند ! او اولین بار این کار را با آلتیمیت -
واریور انجام داد ، واریور از ترس از روی پیاده به خیابان پرید و پا به فرار گذاشت !"
جیم کورنت ، منیجر مشهور می گوید :
" اوون کلیشه ی حوصله سر بر بودن کانادایی ها را از بین برد . "
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ادامه دارد ...
R.I.P Owen James Hart
حدود یک هفته از پانزدهمین سالگرد مرگ یکی از بهترین رستلر ها ، اوون هارت می گذرد .
مقاله ی زیر نوشته ی Keith Elliot Greenberg ، یکی از مشهور ترین نویسنده های رستلینگ می باشد که شامل نقل قول های زیادی از
برادران و دوستان اوون است .
در طی روز های آینده سعی می کنم تمام این مقاله را در تاپیک قرار بدم .
امیدوارم لذت ببرید .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
هنگامی که برای اولین بار از ترنباکل های گوشه ی رینگ به بالا می رفت الف بچه ای بیش نبود . اوون جیمز هارت کوچکترین عضو از 12 فرزند پروموتر کانادایی مشهور ، استو هارت و همسرش هلن هارت بود .
او هفت برادر و چهار خواهر داشت ؛ شش نفر از برادرانش کشتی گیر بودند ( نفر هفتم ، دین ، به دلیل مشکلات جسمی اش داور شد ) و چهار خواهرش با چهار کشتی گیر دیگر ازدواج کردند . او احساس
تنهایی می کرد .
اما برادر بزرگش برت هارت می دید که او زیرچشمی پشت سرش را نگاه می کرد ، سر جایش می استید و به پشت به وسط رینگ ملق می زد :
" او به تاپ روپ می رفت و این کار را بار ها تکرار می کرد . "
برت هارت معتقد است اگر اوون هنوز زنده بود به عنوان یک گزارشگر ، مثل جری لاولر یا جان لیفیلد ، در Wwe کار می کرد و نه به عنوان یکی از عوامل بکستیج ؛ زیرا او هیچ گاه نمی توانست دوری فرزندانش
را تحمل کند .
اما او شانس گزارشگری یا حتی کار در بکستیج را از دست داد ؛ زیرا در 23 ماه مِه سال 1999 ، در حالی که لباس گیمیک " بلو بلیزر " خود را به تن کرده بود ، با قصد یک انترنس زیبا - و شاید احمقانه - خود
را از سقف آرنای کِمپِر در کانزاس سیتیِ میسوری به پایین انداخت .
تراژدی های همانند مورد یاد شده در این بیزنس قبلاٌ هم رخ داده بود ؛ سکته ی قلبی مایک دیبیاسی ، پدرخوانده ی تد دیبیاسی ، هنگام مسابقه اش در مقابل من ماونتن مایک در سال 1969 در
تکزاس و همچنین سرنوشت مشابه لری کامرون - که مدتی هم در پروموشن خانواده ی هارت ، استمپد رستلینگ ، کشتی می گرفت - در مبارزه با تونی سنت کلِر در سال 1993 در آلمان از جمله
این تراژدی هاست .
مارتی جونز ، کشتی گیر انگلیسی که سابقه ی مسابقه دادن با اوون را در سال 1987 داشت می گوید :
" بسیار ناراحت کننده است وقتی که مرد با استعدادی پایش می شکند ، اما این مورد غیر قابل باور بود . من در ابتدا فکر می کردم دروغ است ! "
کسانی که با او در سفر هایش به سمت رینگ ها در شهر های مختلف همراهش بودند ، هر کدام خاطراتی دارند . جف جرت ، هم تیمی اوون هارت که با هم دو ماه در سال 1999 صاحبان تایتل های تگ تیم
بودند و همچنین یکی از بهترین دوستان وی بوده است می گوید :
" هر کسی که با اوون رفت و آمد داشت سعادت بزرگی نصیبش بود . چه در رینگ و چه بیرون از آن ، وقت گذرانی با او بسیار لذت بخش بود . "
برادر بزرگش ، راس هارت ، از او به عنوان استاد تقلید یاد می کند :
" وقتی با او در خیابان قدم می زدید و یک سگ از کنارتان رد می شد ، او صدای پارس سگ را در می آورد و فکر می کردید آن سگ می خواهد به شما حمله کند ! او اولین بار این کار را با آلتیمیت -
واریور انجام داد ، واریور از ترس از روی پیاده به خیابان پرید و پا به فرار گذاشت !"
جیم کورنت ، منیجر مشهور می گوید :
" اوون کلیشه ی حوصله سر بر بودن کانادایی ها را از بین برد . "
- - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ادامه دارد ...
