مصاحبه ای با امــیـر :
گزارشگر : شما آیا میخواهید که در کنار عارف و دشمنان گروه پانیشر قرار بگیرید و بر علیه گروه پانیشر دست به کار شوید
امیر : دیگه بس کن ، من محتاج کسی نیستم ولی اگه بخوام با کسی در مقابل گروه پانیشر قرار بگیرم ، دونفر است
گزارشگر : این دو نفر کسی ها هستن ؟
امیر : یکی از این ها محمدحسین ( Warrior ) است و دیگری عارف جان که واقعا بهش احترام زیادی قائلم .
گزارشگر : شما گروه پانیشر را چگونه ارزیابی میکنید ؟
امیر : خیلی ضعیف و در عین حال پوچ هستن ولی هنوز ضصد دارم به مسابقه ی MiTB Ladder Match راه پیدا کنم تا ببینیم چی میشه .
گزارشگر : به نظرتون کی عملکرد خوبی داشته در طی چند وقت اخیر ؟
امیر : واقعا مهرزاد و آرمان خوب ظاهر شدن و من اونارو ستایش میکنم ولی من خودم بد نبودم ولی کمی بد شانسی آوردم .
گزارشگر : نظرتون راجع به مسابقه ی عبدی و ساسان چیه ؟
امیر : مسابقه ی خوبی میتونه باشه و به نظرم برنده ی این مسابقه کسی نیست جز داور
گزارشگر : What ?
امیر : زهرمار ، به نظرم هر دوشون شایسته ی پیروزی هستن و نمیشه گفت کدوم برنده میشه ، به نظر خودم برنده نخواهیم داشت .
گزارشگر : نظرتون راجع به علی و بیجن چیه ؟
امیر : اولا بیژن دوما من علی را دوست دارم و کارش خوبه ولی بیجن واقعا چیزی نیست و با شانس به اینجا رسیده .
گزارشگر : مگه به کجا رسیده ؟
امیر : به هیچ جا .
گزارشگر : نظرت راجع به سامی چیه ؟
امیر : خوبه و کارش هم تحسین آمیزه .
امیر در ادامه گروه پانیشر را یک تحدید جدی میکند و با یک حرف خشن از ایر میره .
در ادامه به سراغ ممد برودس میره و با ممد دست میدن و هم دیگر را بغل میکنند ، ممد هم داره تو چشماش اشک جاری میشه
که امیر دل داریش میده ، ممد به او میگه ازت میخوام که گروه پانیشر را نفله کنی و او در ادامه در بکستیج می گوید YES ! YES ! YES ! YES ! YES