سه فيلم*نامه متعلق به «آكي*را كوروساوا»، فيلم*ساز صاحب*نام سينماي آسيا به*تازگي در توكيو پيدا شدند.

اين سه فيلم*نامه شامل سناريوي دو فيلم بلند شامل «مردم كانوكمارو» و «مردمي كه فردا را مي*سازند» و هم*چنين يك نمايش*نامه* راديويي با نام «كارخانه شاد» هستند.

فيلم*نامه* «مردم كانوكمارو» داستان خدمه*هاي يك كشتي قديمي است كه در تلاش براي جان سالم به دربردن از يك طوفان دريايي است. اين فيلم*نامه توسط «هيروشي هاشيموتو» و براساس ايده*هايي از «كوروساوا» نوشته در سال 1951 نوشته شد، اما به مرحله* توليد نرسيد.

به گزارش ورايتي، فيلم*نامه* اثر دوم نيز در سال 1946 نوشته شد و قرار بود توسط تيمي از كارگردانان ساخته شود.

«كوروساوا» فيلم*هاي زيادي درباره ژاپن ساخت كه «فرشته مست» و «سگ ولگرد» از آن جمله*اند. با اين*حال شهرت جهاني اين كارگردان با ساخت فيلم «راشومون» به*دست آمد كه با كسب شير طلايي جشنواره ونيز، توانست نامي براي خود در عرصه جهاني دست*وپا كند.

تكنيك سينمايي كوروساوا در ساخت فيلم*هايش منحصربه*فرد بود و در دهه 50 سبك جديدي از خود بدعت گذاشت. او عقيده داشت كارگذاشتن دوربين*ها در فواصل دور از بازيگر، عملكرد آنان را بهتر خواهد كرد. او همچنين علاقه خاصي به استفاده از چند دوربين و ضبط يك صحنه از زواياي مختلف داشت.

ديگر شاخصه فيلم*سازي كوروساوا، علاقه*اش به استفاده از عناصر آب*وهوا براي عمق بخشيدن به فضاي حاكم بر فيلم*اش بود. سرما، مه، برف و باران در اغلب ساخته*هاي او به چشم مي*خوردند. ديگر رويكرد قابل توجه فيلم*هاي كوروساوا، وسعت تأثيرهاي هنري اوست. بعضي از داستان*هاي او اقتباس از آثار «ويليام شكسپير» هستند. براي مثال «آشوب» براساس «شاه لير» است و «سرير خون» براساس«مكبث» و «خواب بد» برگرفته از «هملت» هستند.

كوروساوا براي ساخت فيلم*هايش از آثار ادبي روسيه نيز بهره گرفت، مانند «ابله» اثر «داستايوفسكي» و «در اعماق» نوشته* «ماكسيم گوركي». با اين*حال رمان «مرگ ايوان ايليچ» نوشته «لئو تولستوي» بيش از همه او را تحت*تأثير قرار مي*داد.

با وجود اين*كه بسياري از منتقدين ژاپني معتقدند كه كوروساوا "خيلي غربي" بود، اما او عميقا تحت*تأثير فرهنگ ژاپن قرار داشت. فيلم «ريش قرمز» نقطه عطفي در كارنامه سينمايي او محسوب مي*شود كه آخرين فيلم سياه و سفيد او نيز بود.

بعد از اقدام به خودكشي نافرجام، «كوروساوا» فيلم*هاي ديگري ساخت و با وجود شهرت بين*المللي، در داخل ژاپن كمتر استوديو فيلم*سازي حاضر به حمايت مالي از پروژه*هايش مي*شد. فيلم «درسو اوزالا» كه اوايل قرن بيستم در صربستان در جماهير شوروي سابق ساخته شد، تنها فيلم «كوروساوا» بود كه در خارج از ژاپن و به زبان غيرژاپني ساخته شد. اين فيلم اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را براي او به*همراه آورد.

پس از آن كوروساوا به*همراه «جورج لوكاس» و «فرانسيس فورد كوپولا»، فيلم «كاگه* موشه» را ساختند كه اين فيلم موفق شد جايزه نخل طلاي جشنواره كن را در سال 1980 به*دست آورد.

اما بزرگ*ترين پروژه فيلم*سازي سال*هاي پاياني اين كارگردان بي*ترديد فيلم «آشوب» بود كه نسخه سينمايي از شاهكار «شاه لير» شكسپير محسوب مي*شد. اين فيلم كه نامزدي بهترين كارگرداني اسكار را براي كوروساوا به*همراه آورد، بيش از يك دهه جلب حمايت مالي آن به*طول انجاميد كه امروزه به گفته بسياري از منتقدان، آخرين شاهكار كوروساوا به*شمار مي*آيد.

او در دهه 90 سه فيلم ديگر ساخت كه شخصي*تر از ديگر آثار قبلي او بودند. فيلم «روياها» كه براساس يك*سري توصيف*ها براساس روياهاي اوست، فيلم «هيجان در اوت» كه خاطرات او درباره بمباران اتمي ناكازاگي است و آخرين فيلم او با نام «مادادايو» كه داستان يك معلم بازنشسته و دانش*آموزان سابق او است.

كوروساوا روز ششم سپتامبر 1998 در سن 88 سالگي بر اثر سكته مغزي در توكيو درگذشت. پس از مرگ او، آخرين پروژه*اش با نام «پس از باران» توسط نزديك*ترين دوست*اش «تاكاشي كونيرو» ساخته شد.

وي طي چند دهه فيلم*سازي موفق شد جوايز معتبري از جشنواره*هاي بين*المللي به*دست آورد كه بخشي از آنها عبارتند از:

جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي در سال 1951 براي «راشومون»؛ جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي در سال 1975 براي «درسو اوزالا»؛ جايزه افتخاري آكادمي اسكار براي يك عمر دستاورد سينمايي در سال 1990؛ نامزد بهترين كارگرداني اسكار براي فيلم «آشوب» در سال 1986؛ جايزه بهترين فيلم خارجي از جوايز آكادمي فيلم انگليس (بافتا) در سال 1987 براي «آشوب»؛ *جايزه بهترين كارگرداني از جوايز بافتا در سال 1980 براي «كاگه*موشه»؛ جايزه خرس نقره*اي بهترين كارگرداني جشنواره برلين در سال 1959 براي «دژ پنهان»؛ جايزه فدراسيون بين*المللي منتقدين فيلم از جشنواره برلين در سال 1959 براي «دژ پنهان»؛ نخل طلاي جشنواره كن در سال 1980 براي «كاگه*موشه»؛ جايزه بهترين فيلم خارجي جوايز سزار فرانسه در سال 1981 براي «كاگه*موشه»؛ نشان يك عمر دستاورد سينمايي از انجمن كارگردانان آمريكا در سال 1992؛ جايزه انجمن منتقدين فيلم فرانسه در سال 1978 براي «درسو اوزالا»؛ جايزه بهترين كارگردان سال از انجمن منتقدين فيلم لندن در سال 1958 براي «آشوب»؛ نشان يك عمر دستاورد سينمايي از انجمن منتقدين فيلم لس*آنجلس در سال 1985؛ جايزه افتخاري دستاورد سينمايي جشنواره فيلم مسكو در سال 1979؛ جايزه فدراسيون بين*المللي منتقدين فيلم جشنواره مسكو در سال 1975 براي «درسو اوزالا»؛ جايزه سازمان بين*المللي سينماي كاتوليك از جشنواره سن*سباستين در سال 1985 براي «آشوب»؛ شير طلاي افتخاري جشنواره ونيز در سال 1982؛ شير نقره*اي جشنواره ونيز در سال 1954 براي «هفت سامورايي»؛ شير طلاي جشنواره ونيز در سال 1951 براي «راشومون»؛ نشان «لژيون دونور» فرانسه در سال 1984.