" بـه نـام خـدا "
^نقـد و بررسی "جدایی نادر از سیمین"^
فیلم جـدایی نادر از سیمین سـاخته ی اصغر فرهـادی این روز ها توی زبون های دوستداران فیلم و سینمای ایران خیلی چرخیده میشه . فیلمی که در مورد پاشیدگی زندگی ، دروغ و بی وفایی انسان هاست . داستان این فیلم داستان یک درام دادگاهی دردو غم انگیزه ، کاراکتر هایی که باید بین "دروغ و قضاوت " یکی رو انتخاب کنند . فیلمی که فروپاشی یک خانواده رو به طوری طبیعی به تصویر میشکه . آنقدر وارد داستان زناشویی این فیلنامه میشه که تمام نقش ها با داستان گره می خورند . ساخته های اصغر فرهادی همیشه اینگونه بود همچنین در فیلم درباره ای ، گاهی با دیدن فیلم های اصغر فرهادی ببیننده فکر میکنه که بازیگرها به حال خودشون رهـا شدند . یا اصلا دوربینی نیست که ازشون تصویربرداری کنه و یک داستان واقعی رخ میده . انتخاب بازیگر بنابه همین دلیله که اصغر فرهادی بازیگر هایی رو انتخاب میکنه تا بتونن تفکر فرهادی رو در تصویر ها نشون بدند . داستانی غم انگیز که هرگز بیننده از دیدنش پا پس نمیکشه . لحظات به یاد ماندنی از حادثه های خانوادگی . زندگی که به مرز فروپاشی رسیده و تلخ و سیاهی های خودش رو رو نمایی میکنه . سخت تر از دیدن اون ، حرکت های بازیگرانی امثال شهاب حسینی و لیلا حاتمیه ، که توی این راه درس پس دادن ، شهاب حسینی در فیلم درباره ای الی امتحان خودش رو به اصغر فرهادی پس داده و همینطور پیمان معادی . تیمی که شاید با وجود بازیگرانی امثال لیلا حاتمی دگرگون شده ولی هنوز مقصد این تیم با هدفه درباره ای الی یکی شده و حتی تکمیل تر شده .
در فیلم های آخر اصفر فرهادی ، شخصیت پردازی در قیاس با نوع و گونهه ی این فیلم در تمامی لحظات فیلم چند گام جلوتر است . روایت و داستان عجیبه جدایی نادر از سیمین در مقابل شخصیت پردازی این نخسه کم میاره . فرهادی با انتخاب بازیگران و چیدمان اون ها توی این پازل فیلم سازیش به گونه ای فیلم رو جا داده که تمام فیلم به هدفش رسیده . داستانی سرشار از تنش که با تک تک بازیگر های وقف شده . زندگی خانوادگی که تمام بازیگر ها توی اون حضور دارند باعث به تصویر کشیدن هر چه بهتره روایت شده . فرهادی در داستان تک تک بازیگران رو با چیدمان منظم و عالی معرفی میکنه ، بر اساس شخصیت های اجتماعی اون ها و ضربان های منظمی رو اوایل فیلم به نمایش میزاره .
لحظات ابتدایی فیلم و با آغاز فیلم ، رویا رویی بیننده با دونقش اصلی داستان سیمین و نادر همراه بود که قضاوت بیننده رو آماده هر گونه ارزیابی این دو میکنه . شصخیت های اصلی داستان های فرهادی باید به گونه ای باشند که تمام داستان رو به راحتی توی دیالوگ هاشون بگن . اگر چه در دیالوگ هایی که میگن آخر داستان درش نیست ولی نوع حس گرفتن بازیگر در مقابل فیلنامه بر اساس دیالوگ و حرفهای او تشکیل میشه که به طور عالی توی این فیلم و نمای آغازین دیدیم . دیالوگ هایی که بین اون ها صورت میگرفت در مورد طلاق و علت مهاجرت سیمین ، شلوغی های طبیعت خانواده ، مخالفت نادر و حضور پدری که دارای آلزایمر هست و حتی دختری که به دلیل این اتفاقات به گونه ای طرد شده ، وجود زنی خدمتکار با آن روحیه و شرایط خانوادگی و مشکلاتی که با همسرش دارد یک زنجیره ی به هم پیوسته شده رو تشکیل میده که به راحتی بیننده میتونه اون رو حس کنه .
غصه ای که فرهادی اون رو مدیریت میکنه رو میشه به دو نیمه تقصیم کرد . نیمه ی اول فرهادی شخصیت پردازی رو به چنگ میگیره و آماده ی داستان و البته پایان روایت میکنه و نیمه ی دوم از همین بازیگران برای پیش برد و رسیدن به هدف ، باز کردن گره ها و مشکلات استفاده میکنه . شخصیت پردازی کاملا هوشیارانه ی اصغر فرهادی باعث شده هر چه بیشتر به کاراکتر ها و شخصیت ها پی ببریم . در واقع تاثیر تفکر و ایده ای فرهادی باعث رخ داده فیلم شده . شصخیت هایی که هر یک از اون ها به سادگی توی تفکر ما قرار می گیرند رو فرهادی تشکیل داده و روی اون مدیریت میکنه . اصغر فرهادی توانایی های خودش رو توی این فیلم بر اساس شخصیت پردازی به روایت میکشه .
داستان این فیلم ، داستان فرو پاشی یک خانواده هست و با رابطه های از طبقه های پایین رو به بالا رقم میخوره . خانواده ی روبه بالا داستان خانواده ی " نادر و سیمین هست " که مشکلاتشون در حال رقم زدند فروپاشی جدی میشه . و رابطه ی دیگه داستان ، زن و شوهری از طبفه ی پایینتر هستند " حجت و راضیه " . روایت اول ( روایت نادر و سیمین ) ، با مهاجرت زن به خارج از کشـور با مخالفت مرد روبه پاشیده شدنه خانواده است ، حضوری پدری که دارای فراموش داره توی مخالفت نادر سهم اصلی رو داره و البته حضور ترمه دختره اون ها نیز در بین اون ها ارزشی داره . داستان دوم ، داستان زن و شوهری فقیری هست نسبت به خانواده ی اول ، به دلیل بدهکاری و بدبختی غیر قابل تحمل که زخم اصلی اون به خانواده هست ، به همین دلیل در حال فروشکنی این خانواده شده ، حضور کودکش و فرزند سقـط شده اون ها . چیزی رو به ذهن ها منتقل میکنه اون هم رابطه ی سرد و تلخ و دردبار و غمگین از این زوج هاست .
توضیح در مورد بازیگران فیلم و شخصیت پردازی آن ها
نـادر ( پیمان مــعـادی )
شخصیتی که سعی داره به همه چیز به شکل ایده آل نگاه کنه. منطقی و اصول گرا. در همان نماهای نخست، تاکید به نگهداری از پدر بیمارش داره. به شدت وطن دوست و به تربیت و تعلیم بچه خیلی حساس است. در یادگیری ادبیات و کلمه های فارسی به او کمک می کند. و تاکید خاصی بر استفاده از واژه های فارسی به جای عربی داره برای دخترش. علاقه خاصی که به موسیقی سنتی و آواز شجریان دارد. او دخترش را وادار می کند که بابت نگرفتن بقیه پول بنزین به عنوان انعام، از خود واکنش نشان داده و حقانیت خود را به اثبات برساند. هیچ ابایی از تهدید های حجت ندارد و تسلیم او نشده و تا زمانی که مشخص نشود در مرگ بچه مقصر بوده، از موضع خود کوتاه نمی آید. برای گذاشتن وثیقه برای آزادی خود حتی به همسر و خانواده او هم رو نمی اندازد. خود را انسان شریفی با خصوصیات انسان دوستانه می داند و وقتی مطمئن نیست که کبودی بدن پدرش در اثر افتادن از تخت باشد حاضر به شکایت نمی شود.
سـیمین ( لیـلا حــاتمــی )
خود را انسانی با ویژگی های مدرن می پندارد. حاضر نیست که دخترش را در شرایط محیطی اجتماع کشورش بزرگ کند و تعلیم و تربیت دهد. برخلاف شوهرش علاقه زیادی به موسیقی سنتی ندارد و در حال آموختن ساز پیانوست و رشته مورد تدریسش هم زبان انگلیسی ست و گرایش زیادی به تغییر اوضاع و احوال زندگی خود و فرزندش دارد. نادر او را شخصیتی ترسو و محتاط و محافظه کار می داند. در مقابل درخواست دستمزد بیشتر باربران برای جابجایی پیانو، کوتاه می آید و حاضر می شود به جای خریــ ــدار این مبلغ اضافی را متقبل شود. از ترس تهدید های حجت به دخترش، حاضر به گفتگو و معامله می شود. خود را نگران اوضاع و احوال سن حساس بلوغ دخترش می بیند.
حجــت ( شهــاب حسینی )
او خود را قربانی فضای آکنده از بدگمانی و بدبینی جامعه می داند. به گونه ای به آخر خط رسیده. همه زندگی اش را باخته و از هیچ مصیبتی هراس ندارد اما همچنان محتاج دیگران است. حجت در اولین سکانسش در بانک، خود در موقعیتی ملتمس گونه قرار می دهد. و بسته چهار نخ های پول، مصداق خوبی برای شناخت شخصیت او در این سکانس می باشد. و برخی از دیالوگ هایش گویای اوضاع و احوال معیشتی اوست. اغلب کمی و کاستی های زندگی خود را به طبقات بالاترِ اجتماعی ربط داده و به گردن آنها می اندازد. برای گذران زندگی حاضر به هرگونه معامله ای ست. و حتی در جلسه گفتمان آنها برای حل و فصل این قضایا، همسر خود را مجبور به قسمِ دروغ خوردن می کند.
راضــیه ( سـاره بیــات )
انسانی معتقد و اخلاق گرا با آن پوشش منحصر به فرد در فیلم و اینکه بارها با قسم خوردن و یا تماس تلفنی با دفتر مرجع دینی اش برای پرسش و کسب تکلیف اعمالش در حکم شریعت، تاکید بسیاری بر این جنبه اخلاقی اوست.
اما هماهنگ بودن این شخصیت ها بر اساس تفکر فرهادی برای تسلیم شدن اون ها به دروغ و پنهان کاریه . (پنهان کاری از دانستن وضعیت بارداری راضیه توسط نادر، پنهان کاری رخداد تصادف تا موقع اخذ دیه توسط راضیه، درخواست برای قسم دروغ خوردن از سوی راضیه توسط حجت، شهادت دروغ ترمه در دادگاه پیشِ قاضی، پنهان کاری از اعتراف راضیه به تصادف از سوی سیمین و . . . )
شاید فرهادی با ساختن این فیلم طوری فیلنامه ی درباره ی الی رو تکمیل کرده و به نظره من این فیلم بهترین فیلم دورانم بعد از درباره الی هست.
بــازیگران این فیلم
پیمان معادی ، لیلا حاتمی ، شهاب حسینی ، ساره بیات ، سارینا فرهادی ، علی اصغر شهبازی، بابک کریمی، شیرین یزدان بخش، کیمیا حسینی و با حضور مریلا زارعی
حسین قول داده بود بهم تا اون هم نظرشو در مورد این فیلم بگــه منتظرشم شدید .
فعلا دوستان .















پاسخ با نقل قول








. اسم فیلم هم جذاب هستش 



علاقه مندی ها (Bookmarks)