بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: فـوق ویـژه » مروری کامل بر زندگی کریـتوس از بدو تولد تا زمان حال ، به همراه تحلیل شخصیتی او

  1. Top | #1

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    True Blue
    تاریخ عضویت
    May 2009
    شماره عضویت
    4687
    سن
    29
    نوشته ها
    1,858
    تشکر
    7,212
    تشکر شده 7,944 بار در 1,105 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    665 Thread(s)

    پیش فرض فـوق ویـژه » مروری کامل بر زندگی کریـتوس از بدو تولد تا زمان حال ، به همراه تحلیل شخصیتی او

    در این تاپیکـ قصد دارم یک مروری کامل از زندگی کریتوس برای شما داشته باشم .



    کریتوس که شخصیت اصلی God Of War است در یک روستای کوچکی با نام اسپارتا چشم به جهان گشود ، او به همراه مادرش و برادرش در این روستا زندگی می کردند .

    کریتوس از اول زندگی خود متاسفانه پدر خودش را به خوبی نمی شناخت ، یعنی با پدر خود تو این سال ها زندگی نمی کرد ؛ به همین دلیل کریتوس و خانواده اش ، توسط همسایه ها مورد تمسخر قرار می گرفتند .

    به همین دلیل کریتوس در همان اوایل زندگی خود یک حس کینه بر او بر انگیخته شد ، بنابر این کریتوس به وسیله تمرینات فیزیکی بدن خود را ورزیده کرد و سریع بزرگ شد .

    او با بزرگ شدن خود ، خودش را از جوانان اسپارتا متمایز کرد ، زیرا هم بدن ورزیده تر داشت و هم قوی بود ، اما بر خلاف این ، برادرش یک فرد ضعیفی بود و او به همراه مادرش به یکی از مناطق سرد سیر فرستاده شدند و اواخر عمر خود را آن جا گذراندند .

    کریتوس به دلیل حس قدرت طلبی ، و علی رغم این که از مردم اسپارتا کینه داشت ، ولی مسئولیت فرماندهی ارتش 50 نفری اسپارتا را از آن خود کرد ، سپس او با یک زنی ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد .

    همسر او یکی از افرادی بود که با کار های کریتوس مخالفت می کرد ، می دانست که کریتوس حس قدرت طلبی دارد ، بنابر این به او گفت که بیشتر این جنگ ها را برای قدرت طلبی خود انجام می دهی و نه برای دهکده خودت یعنی اسپارتا .

    با وجود این که سپاره اسپارتا از 50 نفر تشکیل شده بود ولی سپاه بسیار قوی ای بود و هرگز شکست نمی خورد ، پس از آن همه از وجود این سپاه آگاه شدند و این سپاه زبان زد همه مردم شد .

    پس از این که پیروزی های زیادی برای اسپارتا بدست آمده شد ، کریتوس هدف بزرگتری داشت و او داشت برای یونان می جنگید ، پس از این قضیه همه باور کردند که کریتوس از یک انسان بسیار بالا تر است .

    جوانان همه کشور ها سعی داشتند که به سپاه کریتوس بپیوندند و موفق به این کار هم شدند .

    اما یک سپاهی به نام بربری وجود داشت که بسیار وحشی و خون خوار بودند ، تعداد آن ها هم 15 هزار برابر سپاه اسپارتا بود ، حتی نظم آن ها هم از سپاه کریتوس برتری داشت .

    پس از شروع این جنگ بین این دو سپاه ، تمامی افراد سپاه کریتوس به قتل رسیدند و در آخر فقط کریتوس مانده بود با هزاران سرباز بربری .

    کریتوس با همه آن ها جنگید ولی در نهایت تسلیم شد ، سپس سربازان بربری او را به فرمانروا خود بردند و خواستار بریدن سر او شدند ، کریتوس ناامیدانه بر روی زمین نشسته بود و تنها راهی که به ذهن او رسید ، کمک گرفتن از خدای جنگ خود یعنی اریس بود .

    پس از آن ، آسمان گشوده شد و دستان کریتوس داغ شد و نماد بندگی اریس به دست او زده شد ، اریس هم مدتی به دنبال همچین فردی می گشت تا به اهداف خود برسد .

    سپس دو شمشیر در دست های کریتوس قرار گرفت و او قدرت گرفت و سرِ فرمانروا بربری را از تنش جدا کرد و او به عنوان یکی از خداهای جنگ لقب گرفت .

    اریس می خواست تمامی یونان را از جنگ بر افروخته کند ولی زئوس یک سری قوانینی بوجود آورد که اریس نمی توانست کاری کند ، ولی تنها کسی که می توانست در مقابل زئوس بجنگد ، کسی نیست جز کریتوس !

    در همین حال کریتوس در خدمت اریس بوده است ، قلب او انقدر سیاه شده بود که به هیچ کس توجه نمی کرد و همه رو از بین می برد ، خیلی از کشور ها را فتح می کرد و به اریس تقدیم می کرد .

    اما بالاخره یک لحظه ای فرا رسید که کریتوس باید به سرزمین اتنا حمله کند ، برای او یک اتفاقی در این زمینه افتاد که هیچ کس فکرش را نمی کرد .

    او به یک عبادتگاه رفت ، در همین لحظه یک پیرزنی که پیشگو اتنا بود ، آن جا حضور داشت و به کریتوس گفت که تو حق نداری وارد این معبد شوی ، وگرنه من تو را نفرین خواهم کرد .

    ولی کریتوس توجهی نکرد و را رد کرد و با چشمانی بسته همرو قتل عام کرد ولی نفرین پیر زن باعت شد که او اشتباهی فرزند و همسر خود را بکشد .

    اما همانطور که گفته شد ، کریتوس فرزند و همسر خود را به اسپارتا فرستاد و از حضور آن ها مطمئن بود ، ولی چه کسی این کار را کرده است و آن ها را به این جا آورده است .

    بله کریتوس از این قضیه با خبر شد و چهره پست اریس برای او آشکار شد ، در همین حال اریس ظاهر شد و دلیلی برای او آورد ولی کریتوس به هیچ چیز راضی نشد .

    اریس گفت که من می خواستم به هیچ دلبسته نباشی و فقط به من فکر کنی ، ولی کریتوس یک حس انتقام جویی برای او روشن شد .

    کریتوس با خود گفت که کاش سرم توسط فرمانده بربری بریده می شد ولی برده اریس نمی شدم ، قسم می خورم که با تمام وجود از اریس انتقام بگیرم .

    در همین جال کریتوس زن و فرزند خود را سوزاند و خاکستر آن ها را به تن خود مالید و بدنش مانند روح سفید شد ، از آن پس او با نام روح اسپارتا لقب گرفت .

    کریتوس هر کاری می کرد که این خاطرات تلخ را از بین ببرد ، حتی عده ای خدایان را نجات داد ولی این خاطره تلخ با او همراه بود ، تا این که اریس فهمید که کریتوس را از داست داده است ، دست به نبرد شد و مخالفش را با تمام خدایان اعلام کرد .

    او همه شهر ها را فتح کرد و نوبت به مهمترین شهر یونان ، یعنی شهر آتنا رسید ، اتنا مدعی بود که این شهر اگر نابود شود ، آینده تمام مردم یونان نابود خواهد شد .

    اریس یک خدا بود ، با توجه به قوانین خدایان نمی توانستند با هم درگیر شوند ، در نتیجه اریس با خیالت راحت به اتن حمله کرد ، اتنا می خواست یک نفر را پیدا کند که با مقابله با اریس بیانجامد که او کسی نبود جز کریتوس !

    اتنا کریتوس را پیدا کرد و به او گفت که یکی از راه های رهایی جدایی از خاطرات تلخ خود این است که اریس را نابود کنی ، کریتوس هم با کمال میل پذیرفت .

    اتنا او را راهنمایی کرد و به کریتوس گفت که باید به اوراکل بروی و از او کمک بگیری ، کریتوس خواست پیش اوراکل برود که ناگهان یک پیرمردی را دید که مشغول حفر قبر است و او کسی نبود جز زئوس .

    کریتوس به زئوس گفت وسط جنگ چرا قبر حفر می کنی ، زئوس به او گفت که برای از بین بردن یک خدا باید از خدایان دیگر کمک بگیری ، کریتوس با دقت به حرف زئوس گوش کرد .

    سپس او به معبد رفت ولی دید که چند نفر مشغول دزدیدن اوراکل بودند ، ولی کریتوس ، اوراکل را نجات داد ، پس از نجات اوراکل ، او دست به صورت کریتوس کشید و گفت چرا خدایان تو را می خواهند برای نابودی آتن ، کریتوس به سردی گفت : صحرای ارواح را برای من بگشای .

    پس از این که دروازه برای او گشوده شد ، اتنا به او گفت که باید سه دروازه را باز کنید ، برای این کار باید سه تا از هارپی ها را پیدا کرده و آن ها را بکشی .

    سپس کریتوس پس از این که آن ها را پیدا کرد و کشت ، برجی با نام پاندورا برای او نمایان شد ، او باید سه شبانه روز از آن بالا رود تا به نوک آن برسد .

    پس از انجام دادن این کار مردی را دید که آتشی عجیب درست کرده بود و به کریتوس هشدار داد که او را خواهد سوزاند ، ولی کریتوس به حرف او توجه نکرد و داد زد و گفت ، ای نوکران اریس من خدای شما را نابود خواهم کرد و قسم خوردم تا این کار را انجام بدم .

    بله کریتوس به جعبه ای رسد که پیش از آن هرگز کسی به آن نرسیده است ، ولی بالافاصله پس از آن ، کیلومتر ها دور تر ، اریس این قضیه را فهمید و نیزه ای را به او پرتاب کرد ، پس از آن این نیزه به سیـنه کریتوس نشست .

    کریتوس که داشت لحظات آخر عمر خود را سپری می کرد ، می دید که جعبه داشت توسط هارپی ها پیش اریس برده می شد و ناگهان یک نفس عمیق کشید و دست خود را بالا آورد .

    کریتوس به دنیای مردگان رفت ، رودخانه ای در آن جا خود که همه رو به سمت خود می کشید ولی کریتوس باز هم به وسیله حس انتقام جویی خود توانست خود را به صخره برساند .

    پس از این قضیه او به زندگی بازگشت و با اوراکل و اتنا صحبت هایی را انجام داد سپس دوباره به جنگ اریس رفته است و او را نابود کرد ، در نتیجه او تبدیل به یک خدا شده است .

    بله او با این وجود که او یک انسان فانی است ؛ ولی توانست یکی از خدایان را کشته و خود خدا شود و نشانه خدایی را برای خود کند .

    خدایان به دلیل شخصیت قدرت طلبی کریتوس از آن بیم داشتند ، همین امر باعث شد که روابط کریتوس و خدایان با هم تیره شوند .

    پس از آن کریتوس دوباره با رهبری مردم شهر اسپارتا دوباره به شهر های یونان حمله کنند ،این امر برای خدایان ، یک امر تکراری بود زیرا کریتوس برای از بین بردن اریس این کار را کرده بود .

    ولی یک تفاوت اساسی بین خدایان و کریتوس وجود داشت ، که آن هم این بود که کریتوس ذاتا انسان بود و فقط مقام خدایی داشت و دیگر خدایان می توانستند مستقیما او را نابود کنند .

    زئوس که رهبر خدایان بود با مقابله رو در رو با کریتوس هراس داشت ، بنابر این زمانی که کریتوس به شهر رودز داشت حمله می کرد ، زئوس می خواست که او را به صورت غیر مستقیم به قتل برساند .

    در همین راستا ، مجسمه کلسوس توسط زئوس که خود را به پرنده تبدیل کرده بود ، جان گرفت ، همین امر باعث شد که این مجسمه غول پیکر ارتش کریتوس را نابود کند .

    کریتوس که خود شاهد این ماجرا بود ، می خواست به جنگ این مجسمه برود ولی اتنا نگذاشت ، ولی او به اتنا توجه نکرد و به مجسمه حمله ور شد .

    ولی ناگهان شمشیر کریتوس نا پدید ، سپس او به حالت یک انسان معمولی تبدیل شد و از قدرت آن جعبه دیگر خبری نبود ، کریتوس نمی دانست که این نقشه ، نقشه ی زئوس است و فکر می کرد که دلیل تبدیل شدن او به یک انسان معمولی کار اتنا بوده است .

    سپس به او وحی شد که باید برای نابودی این مجسمه تبدیل به یک انسان فانی شوی و یک شمشیر را به تو داده تا این مجسمه را نابود کنی .

    او گول خورد و قبول کرد و به یک انسان فانی شد و شمشیر ضعیفی گرفت که باید با تمام قدرت خود این کار را انجام بدهد ؛ پس از کش و قوس ها موفق به انفجار کردن مجسمه شد .

    ولی از شانس بد او ، دست مجسمه به بدن کریتوس افتاد و او به یک مرده متحرک تبدیل شد در همین صورت زئوس از پرنده نیز به یک انسان تبدیل شد ، سپس کریتوس فهمید که این نقشه شوم کار زئوس بوده است .

    در همین راستا ، زئوس شمشیر خود را به بدن کریتوس فرو برد و گفت که من به تو یک شانس می دهم ، اونم این است که به من خدمت کنی .

    ولی کریتوس گفت که من نه به تو و نه به هیچ کس دیگری خدمت نخواهم کرد .

    زئوس با شنیدن این جمله ، شمشیرش را تا ته به بدن کریتوس کرد و او را کشت و همه سرباز های اسپارتا را قتل عام کرد ولی کریتوس باز هم توسط رهبر تایتان ها نجات یافت .

    رهبر تایتان ها به کریتوس کمک می کردند ، زیرا او از زئوس به علت این که تمام ارتشهای تایتان ها را نابود کرده بود نفرت داشت .

    پس از این قضیه او به دنبال خواهران سر نوشت تا او را به دنیا بازگردانند .

    سپس پس از گذشت زمان یک جنگ سخت بین کریتوس و زئوس شکل می گیرد ، کریتوس زئوس را به زمین می کوبد و به او می گوید که تسلیم شو ولی زئوس دوباره نفس می کشد .

    زئوس به صورت زیرک خودش را به مرده تشبیه می کنه ، سپس کریتوس مشغول رفتن است که زئوس شمشیر خودش را در میاره و به کریتوس از پشت حمله می کنه .

    کریتوس جاخالی می ده و این شمشیر به بدن اتنا می خوره ، سپس زئوس پس از این قضیه فرار می کند .

    اتنا در بغل کریتوس می افتد و سپس آخرین لحظات عمرش را در بغل او می گذراند .

    پس از این قضیه ها ما شاهد مرگ اتنا و اتفاقات مهم دیگر بوده ایم .


    پس از اتفاقات کریتوس در می یابد که پدر او زئوس بوده است ، سپس او قسم می خورد که من انتقام مرگ اتنا را نه تنها از زئوس بلکه از همه خدایان خواهم گرفت .

    در همین راستا کریتوس با همراه تایتان ها ، به جنگ زئوسی می رود که بسیار ضعیف شده بود ؛ در این حال زئوس با خدایان با المپ ها جلسه ای برگزار می کند ولی ناگهان قصر او تکان می خورد .

    بله هزاران تایتان دارند از کوه بالا می آیند و کریتوس سوار بر یک اسب فریاد می زند و می گوید : ای زئوس پسرت برگشته تا انتقام را از تو و المپ ها بگیرد .


    دوستان امیدوار هستم که از متن لذت برده باشید ، تحلیل شخصیت کریتوس هم بزودی قرار خواهم داد ، کپی کردن از این مطلب هم مجاز نمی باشد .

    نویسنده » کیوان فقیه
    ویرایش توسط Blood Raven : 01-22-2012 در ساعت 06:36 PM
    20 کاربر مقابل از Blood Raven عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ARia1997 (01-24-2012), Arsal4n (07-08-2012), Arsalan (01-26-2012), DIONYSUS (01-23-2012), El Niño (01-22-2012), EmInEm (01-22-2012), Goldberg The Man (01-22-2012), I Am Legend (01-25-2012), JMJ (01-22-2012), James Bond 007 (01-31-2012), SASAN (01-22-2012), Sgt.Wollek (01-22-2012), The Phenom (01-22-2012), The Shadow (01-22-2012), amirnba (01-23-2012), r v d (01-22-2012), © The Phantom Pain (01-22-2012), Ð-i-R-Ť-Y (01-22-2012), Ғ Д † Д Ł β (01-22-2012)
    امضای ایشان


    Welcome to the Stamford Bridge


  2. Top | #2

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    The Big Boss
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    شماره عضویت
    6200
    سن
    30
    نوشته ها
    1,647
    تشکر
    12,666
    تشکر شده 12,897 بار در 1,426 ارسال
    حالت من
    Mehrabon
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1452 Thread(s)

    پیش فرض

    کیوان جان فوق العاده بود . . . .

    راجع به این شخصیت هم فقط میشه این کلمات رو به کاربرد :


    سنگدل - قدرت طلب - بی رحم - بی احساس و کچل

    3 کاربر مقابل از © The Phantom Pain عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Blood Raven (01-22-2012), El Niño (01-22-2012), amirnba (01-23-2012)
    امضای ایشان



    . . . I don't have any more tears to shed


  3. Top | #3

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    True Blue
    تاریخ عضویت
    May 2009
    شماره عضویت
    4687
    سن
    29
    نوشته ها
    1,858
    تشکر
    7,212
    تشکر شده 7,944 بار در 1,105 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    665 Thread(s)

    پیش فرض

    ادامه داستان :



    زمانی که گایا ( مادر زمین ) با اورانوس پدر آسمان ازدواج کردند دارای فرزندان زیاد شدند ؛ یکی از این بچه ها کرونوس بود .

    گایا که از زایـمان های پیاپی خسته شده بود ، به فزندش ( کرونوس ) دستور داد که اورانوس پدر خود را بکشید و او را از بین ببرد .

    سپس گایا به کرونوس گفت ، که تو وقتی که بزرگ می شوی صاحب فرزندی می شوی که مثل خودت هست و او تو را خواهد کشت .

    پس از چند سال کرونوس با ریه ازدواج کرد و صاحب چند بچه شد که کرونوس از ترس کشته شدن خود توسط آن ها ، آن ها را خورد .

    پس از چند سال نیز دوباره بچه دار شدند ولی ریه ترسید که دوباره کرونوس بچه اش را بخورد ، سپس او به همراه بچه اش به دریا فرار کردند ، سپس ریه بچه اش را به پری ها سپرد تا آن ها ، بچه هایش را بزرگ کنند .

    اسم اون بچه زئوس بود ، هم چنین پس از این اتفاق ، ریه پارچه ای را به دور سنگی پیچید و او را تحت عنوان بچه به کرونوس معرفی کرد ، کرونوس بدون آن که به درون پارچه نگاهی بیندازد ، او را خورد .

    سال ها گذشت و زئوس پس از این که فهمید خواهران و برادرانش در شکم کرونوس هستند ؛ سپس او رفت و خواهران و برادرانش را نجات داد و سپس آن ها کرونوس را اعـدام کردند .

    سپس آن ها صاحب جهان شدند و قرعه کشی کردند که قرعه ها به هم رسید .

    در ابتدا هیلوس و هادس کشته می شوند و خواهران هم الهه زمین خواهند شد ؛ یکی از این خواهران که هرا نام داشت با زئوس ازدواج کرده و دارای فرزندان زیادی می شوند .

    یکی از فرزندان اریس نام دارد که قضیه اش در همین تاپیک گفته شد ، یکی دیگر از آن ها هم هفایستوس خدای آهنگری بود که او هم توسط کریتوس کشته شد ، بود .

    یکی دیگر از فرندان زئوس متیس است ؛ زئوس از طریق یک پیشگو فهمید که اگر متیس دختر به دنیا آورد و آن دختر یک پسر به دنیا آورد ، آن پسر نه تنها زئوس را نابود خواهد کرد ، بلکه تمام المپی ها را نابود خواهد کرد .

    در این حال پس از این که اتنا بچه ای را به دنیا آورد ، زئوس از ترس آن ، او را بلعید ولی هفایسفوس سر زئوس را شکافت و آن بچه را بیرون آورد ، او کسی نبود جز کریتوس !

    کریتوس تمام کسانی که به او قدرت بخشیده بودند را نابود ساخت برای مثال خدای خورشید را کشت و از او به عنوان چراغ قوه استفاده کرد ، پاهای هرمس را قطع کرد تا از با آن از دیوار بالا رود .

    سپس کریتوس پس از این که فهمید ، آن جعبه ، قدرت پندورا نبود ، بلکه آن جعبه ، جعبه ای بود که اتنا در آن دمیده بود ، دست به خود کشی زد و خودش را کشت .

    ولی آیا او واقعا مرده است یا خیر ؟


    پایان این بخش .


    بخش آخر : تحلیل شخصیت کریتوس

    آیا کریتوس قهرمان است یا خیر ؟ با نگاه کردن جزئی به سرنوشت او می بینیم که او هیچ کدام از ویژگی های یک قهرمان را ندارد ؛ در نگاه اول شاید او را یک آدم ، سنگدل ، قدرت طلب ، بی رحم و ... بدانید .

    ولی با یک نگاه به دوره کودکی می توان بفهمید که آن چنان هم که شما می گویید او سنگدل نیست .

    در دوره کودکی ، او از مادر فانی با نام شاند متولد شد ، او در دوره کودکی از نبود پدر رنج می برد و حتی اسم آن هم نمی دانست و مورد تمسخر همسایگان قرار می گرفت .

    او دارای قدرتی فراتر از انسان بود ولی دلیل این را نمی دانست ، او هر وقت از مادرش در مورد پدر خود سئوال می کرد ، مادرش جواب نا مفهموی را به او می داد .

    همه این ها باعث خشن تر شدن او شد ، او برای جبران خشم خود راهی را برای پیوستن به سپاه اسپارتا پیدا نکرد ؛ البته هیچ کدام از این دلایل نمی تواند خوب راضی کننده باشد .

    مهم ترین دلیل او ذات درونی اش است ، زیرا او پسر زئوس است ، زئوس بزرگترین خدای المپ بود ؛ زئوس اگر شخصیت عاطفی و مهربان داشت هرگز دست به خدایی المپ ها می زد ؟

    پس نباید فراموش کنیم که کریتوس پسر زئوس است و از هم چین پدری باید هم چین پسری بوجود آید .

    جسارت کریتوس بسیار تحسین بر انیگز است ، او نیز بسیار خشمگین و در میدان نبرد فوق العاده است .

    او انقدر شجاع است که خدایان با او می ترسند که مقابله کنند که از بین آن ها می توان به اریس اشاره کرد .

    او دارای اراده بسیار قوی است ، بالا رفتن از برج و بدست آوردن جعبه پندورا کار کسی نیست !

    زیرا خیلی از افراد دست به این کار زدند ولی حتی نتوانستند این جعبه را لمس کنند .

    او به نظر من دارای شخصیت عاطفی است زیرا او به خاطر خانواده اش می خواست از اریس انتقام بگیرد و حتی بابت آن ها می خواست خود کشی کند .

    از شجاعت او می توان به این نکته اشاره کرد که او یک نیمه خدا فانیست ولی دست به کاری می زند که حتی خدایان غیر فانی از این کار می ترسند .

    صدای او بسیار تک است و وقتی که کسی را مثل اریس تهدید می کند ، او را به بهترین شکل انجام می دهد .

    او هم چنین دارای ویژگی های ظاهری منحصر به فرد است و هم چنین او یک مهارت فوق العاده در عرصه جنگ دارد .

    در اصل کریتوس یک قهرمان واقعی است ولی خودش هرگز قبول نمی کند که قهرمان واقعی است .

    در کل نباید کریتوس را یک قهرمان دانست ، بلکه او را باید بزرگتر از یک قهرمان دانست ؛ زیرا مقابله با خیانت های خدایان نیز از یک قهرمان بر نمی آید بلکه از یک سوپـر قهرمان بر می آید .

    در خلاصه باید بگم که کریتوس یکی از بهترین شخصیت های کامپیوتری است که تا بحال ساخته شده است و مثل آن تعداد انگشت شماری وجود دارند .

    امیدوارم از این مطلب لذت برده باشید .

    نویسنده » کیوان فقیه
    ویرایش توسط Blood Raven : 01-22-2012 در ساعت 06:28 PM
    16 کاربر مقابل از Blood Raven عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ARia1997 (01-24-2012), Ariyan (01-22-2012), Arsal4n (07-07-2012), Arsalan (01-26-2012), DIONYSUS (01-23-2012), El Niño (01-22-2012), I Am Legend (01-25-2012), James Bond 007 (01-31-2012), SASAN (01-22-2012), Sgt.Wollek (01-22-2012), The Shadow (01-29-2012), The Survivor (01-22-2012), amirnba (01-23-2012), © The Phantom Pain (01-22-2012), Ғ Д † Д Ł β (01-22-2012)
    امضای ایشان


    Welcome to the Stamford Bridge


  4. Top | #4

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1503
    سن
    34
    نوشته ها
    9,285
    تشکر
    5,007
    تشکر شده 30,843 بار در 4,656 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    723 Thread(s)

    پیش فرض

    به به

    ممنون کیوان جان عالی بود . به شحصه عاشقش کریتوسم

    سر فرصت کامل میخونیم . بازم ممنون .
    3 کاربر مقابل از SASAN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Blood Raven (01-22-2012), DIONYSUS (01-23-2012), amirnba (01-23-2012)
    امضای ایشان



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. * * * بهترین تاتوها و خالکوبی های wwe * * * ^ ( ویژه ) ^
    توسط Ғ Д † Д Ł β در انجمن گفتگوی همگانی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 11-28-2011, 08:33 PM
  2. لوکا تونی به یوونتوس پیوست !
    توسط Olympic Hero در انجمن سری آ ایتالیا
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 01-08-2011, 08:49 PM
  3. معرفی بدترین Diva های سال از نظر شخصیتی(EXcluSIVe)
    توسط Mr.DMN در انجمن اخبار روزانه
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 11-24-2008, 04:06 PM
  4. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 07-23-2007, 02:02 PM

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد