به نام خدا
David Beckham
دنیا برای اونایی که فکر می کنن ، تراژدیه و برای اونایی که حس می کنن ، یه نمایش کمدیه.
برای ما فوتبالیا دیوید بکام موجودی بود هم حسش کردیم و هم بهش فکر کردیم.
بهش فکر کردیم وقتی توی اولین بازی فصل 96/97 لیگ برتر از وسط زمین دروازه ی ویمبلدون رو باز کرد و فرگوسن بلند شد و فریاد زد باور نکردنیه ، این جوونو باور کنید.
بکام رو حس کردیم وقتی با اون موهای یکدست بلندش بعد اون گل دیدنی شادی می کرد و مجلات مد ، خوراک ورزشی خودشون رو پیدا کردن.
شاید حتی خودشم ندونه چطوری از جوونه نازک نارنجی دوران حضور در پرستون به این درجه از شهرت رسیده ، سخت تر از تمام هنرنماییاش در زمین و سخت تر از ازدواج معروفش با ویکتوریا آدامز.
بکام :
" بین دو نیمه ی یکی از بازیهای منچستر یونایتد به ما گفتند ، گروه اسپایس گرلز تو جایگاه ویژه هست و می خواد شمارو ببینه. خیلی رسمی رفتیم و باهاشون دیدار کردیم وقتی ویکتوریا رو دیدم کلی خجالت کشیدم و فقط تونستم بهش سلام کنم "
مثل سانترهاش برای زندگیشم استراتژی خاص خودشو داشت.
بکام :
" رفتم خونه 5 جای مختلف شمارشو نوشتم که گمش نکنم "
اون شماره گم نشد و بکام بعد از دوبار زانو زدن جلوی ویکتوریا باهاش ازدواج کرد.
به زانو در اومدنش در مقابل یه ملت اما دراماتیک تر بود
یک هشتم نهایی جام جهانی 98 انگلیس مقابل آرژانتین ، در پایان یکی از زیباترین نیمه اول های تاریخ جام جهانی ، دو تیم 2-2 به رختکن رفتن ، اما زمان زیادی از نیمه ی دوم نگذشته بود که بکام بعد از خطای سیمئونه ، به سرمربی فعلی اتلتیکو مادرید ، لگد زد و با اخراجش جریان بازی رو به نفع حریف عوض کرد.
بکام :
" اون به من فحش داد. گفت سیب زمینی. خیلی غریزی پامو آوردم بالا و کیم میلتون نیلسن اخراجم کرد ، تو رختکن دل تو دلم نبود وقتی سول کمپبل تو وقت اضافه گل زد یکی از بچه های تیم تدارکات فریادزنان اومد سمتمو گفت بردیم اما اون گل قبول نشد و ما تو پنالتی باختیم. "
بکام سیبل یه ملت شد ، تو تمام بازیای خارج از خونه ی 98/99 به بدترین نحو تحقیر شد ، خودش اون دوران رو به یاد داره
بکام :
" هرچیزی رو می تونم تحمل کنم غیر از فحاشی به همسرم و بروکلین ، تو ورزشگاه شعارهایی در مورد مرگ بروکلین می شنیدم. وقتی می خواستم برم کرنر بزنم تسمه به صورتم پرتاب می کردن "
این دیوونه ی منچستر یونایتد تقریبا 365 روز بعد از اون اخراج قهرمان یه منطقه شد، سانترهایی که میکشید و توسط یورک و کول به گل تبدیل می شد ، یونایتد رو به سه گانه ی فصل 98/99 رسوند و خودشو به دومین بازیکن برتر سال 99 تبدیل کرد.
مدتی بعد موهاشو از ته زد هرچی خراب کرده بود رو دوباره ساخت. 92 دقیقه 45 ثانیه از آخرین بازی انگلیس تو مقدماتی جام جهانی 2002 مقابل یونان می گذشت و سه شیرها 2-1 از قهرمان آینده ی اروپا عقب بودن ، تساوی آلمان هم امتیاز تو بازیه هم زمان با فنلاند حکم صعود مستقیم رو به دست دشمن دیرینه می داد.
اما بکس (Becks) با یه ضربه ی آزاد دیدنی ، اونایی که پای تلویزیون و رو سکوها زانو زنان از بکام گل می خواستن رو به آسمون برد.
انگلیس با گل ستاره به جام جهانی رفت ، حالا دیگه فحاشی ها به سرودهای حماسی تبدیل شده بود ، هرچند در جریان شکل گیری سنگین ترین شکست خونگی آلمان بعد از جنگ جهانی دوم نقشی نداشت اما ضربه آخر رو خیلی خوب زد.
تو جام جهانی 2002 تیمش اسیر اشتباه های سیمن شد و در رده ی باشگاهی هم اسیر بارتز بود. هرچند قهرمانی تو لیگ عادتش شده بود .
زمان گذشت و فرگوسن احساس کرد کاپیتان شماره 7 تو محبوبیت داره گوی سبقت رو ازش میگیره. درجریان باخت 2-0 مقابل آرسنال در جام حذفی سال 2003 بین دو نیمه از عصبانیت یه لنگه کفش سمت دیوید پرتاب کرد.
فرداش ابروی شکافته بکس در حال رانندگی سوژه ی رسانه ها شد. حالا این فرگوسن براش پدر قبلی و قلبی نبود.
بکام :
" اولین برخوردم با رئیس رو خیلی خوب به یاد دارم. ازش امضا خواستم و اون به جز امضا خودکارشم بهم داد اما متاسفانه همه چیز خیلی زود عوض شد بعد از اون حرکت باید می رفتم و از باشگاهی که یه روز تو بچگیم اسیر لباس خوش رنگش شدم دل می کندم. "
بازی خداحافظیش یکی از کلاسیک ترین فوتبالای تاریخی باشگاهی بود.
فرگوسن اواخر بازی برگشت فصل 2002/03 لیگ قهرمانان در خونه مقابل رئال مادرید اونو به بازی اورد. بکس با ضربه ی کاشته ی جادوییش باخت 3-2 رو به برتری 3-4 تبدیل کرد اما تیم دو گل دیگه هم می خواست.
آخر بازی بعد از حذف یونایتد با تماشاگرا خداحافظی کرد رفت رئال مادرید.
اونجا روزنامه ها از روابط نامشروعش حرف زدن ، اما دیوید حرفه ای فقط در زمین حرف می زد. در چهار سال حضورش در رئال مادرید قهرمانی حماسی در هفته ی آخر رو جشن گرفت. اونا عقب افتادگی 1-0 مقابل مایورکا رو به برتری 1-3 تبدیل کردن.
بکام با بچه های قدونیم قدش تو کادر عکس های شب قهرمانی می درخشید.
در جام جهانی 2006 بعد از اینکه در مرحله ی یک هشتم نهایی روی ضربه ی آزاد دروازه ی اکوادور رو باز کرد به اولین بازیکن تاریخ جام جهانی تبدیل شد که تو دو جام جهانی با ضربه ی آزاد گل می زنه. اولیشو سال 98 وارد دروازه کلمبیا کرده بود و دومی رو درون دروازه ی هم قاره ای های کلمبیا قرار داد.
می گفتند برای تبلیغات لیگ امریکا و ال ای گلکسی رو انتخاب کرده بود. اما بکام اونجا هم درخشید و گلکسی رو قهرمان کرد. قرضی به میلان رفت. توالدترافورد جلوی عشقش بازی کرد اما معلوم بود دیگه آخر راه ـه.
رفت پاریسن ژرمن اونجا خوش عطر تر از عطرهای پاریس بود. بیخود نبود که کارلوس یه دفعه دربارش گفته بود :
" آخر یه بازی لباسمو باهاش عوض کردم انتظار داشتم بعد از اون همه دوندگی لباسش خیس عرق باشه اما بوی عطر میداد یادم رفت ازش بپرسم چه عطری میزنه!!! "
عطری بود که به پاریس اسانس قهرمانی اعطا کرد اون نقش زیادی توی اولین قهرمانی پاریسن ژرمن بعد از 19 سال داشت
می خواستن بمونه اما می خواست بره. بعد از تعویض تو آخرین بازیه خونگی فصل پاریسن ژرمن اشک وداع می ریخت.
تاریخ به این همه حرفه ای گری مدیونه.
اون حالا طبق قرارداد دوران حضورش در لس آنجلس یه تیم فوتبال خریده و به میامی اورده. از وقتی آخرین التماس نافرجام زندگیشو به کاپلو کرد تا اونو به جام جهانی 2010 ببره خیلی آقاتر به نظر میرسه.
یه دفعه فرگوسن گفت اگ هفت تیری داشته باشه که فقط دوتا گلوله ازش مونده باشه یکیشو سمت ونگر شلیک می کنه و یکی به سمت ویکتوریا.
بکام اما اسلحه ای با 638 گلوله داشته. 523 تاشو مقابل تیم های رقیب باشگاهیش شلیک کرده و 115 تاشو به رقبای ملی.
اونچه بکس رو فقط با 10 بازی کمتر پشت سر شیلتون رکورددار بازی ملی تو انگلیس قرار میده.
قهرمان 4 لیگ در دو قاره فاتح قلب ها هم هست.
خیلی سخته حرفه ای باشی ، عاشق باشی ، مغرور باشی ، مدل باشی ، کاپیتان باشگاه و تیم ملی کشور باشی و محبوبم باشی و سخت تر اینه که دیوید بکام باشی.
بکامی که کام فوتبال رو شیرین کرد.
متن : برنامه ی فوتبال 120
انتخاب و ادیت عکس : H I T M A N 5 3
ممنون از توجهتون و امیدوارم که لذت برده باشید


















پاسخ با نقل قول
واقعا چقدر خوش شانس بودم که بازیکن مورد علاقم و عشقم تو دنیای فوتبال به تیم محبوبم هم اومد !




علاقه مندی ها (Bookmarks)