درگیری هایی که خارج از رینگ صورت گرفتن(..در بزرگ راه..خونه....فروشگاه..بیمارست ان...)همیشه جذاب بودن..اما حالا سراغ 5 تا از خاطره انگیز ترین هاشون میریم(البته در دوران ادیتود اراء)...با ما همراه باشید...
5- درود برهالیوود
کاراکتر گلداست دهه نود یه کاراکتر روانی و روی اعصاب بود....کسی که مشخص نبود هدفش از انجام کارای اعصاب خورد کن چیه؟؟ بدترین اتفاق و به نوعی شکنجه برای هر استار این بود که با اون درگیر بشه یا مسابقه بده..اینبار اما گلداست لقمه بزرگ تر از دهنش برداشت و سراغ مرد بی اعصاب جاده ها رفت...رودی رودی پایپر..گلئداست طبق معمول شروع به مسخره بازی کرد و سعی کرد زیر دامن اسکاتلندی پایگر رو یه نیگا بندازه که قاعدتا پایپر عصبانی شد...بعد از اون حضور گلداست تو دستشویی تو حموم تو رختکن با پایپر یه چیز طبیعی بود..گلداست عملا ان رو به عنوان شریک جن30 خودش میدونست..(لازم به ذکره در طول کریر گلدسات هیچ گاه مشخص نشد که گلداست هم جن3 بازه یا یه عادم معمولی..زمانی که بوکر تی از او پرسید: یه رفیق تو با مردها حال میکنی یا با دختر*های خوشگل؟؟؟ گلداست: من با خودم حال میکنم!!)پایپر هم تصمیم گرفت که یه حال اساسی از گلدسات بگیره!!راسل مینیا 12 ..زمانی که گلدست داشت با کادیلاک طلایی رنگش وارد آرنا میشد..پایپر با یه چوب بیسبال منتظرش بود!!و به سبک فیلم های دهه نود حمله شروع کرد..شیشه های ماشین رو شکست لوله فاضلاب رو روی ماشین باز کرد..شروع به کتک زدن گلداست کرد که گلداست پابه فرار گزاشت البته سوار بر ماشین..ولی نکته اینه که پایپر هم سوار ماشین دیگری شد و به تعقیبش پرداخت..بله..اولین اخرین (البته فعلا)تعقیب و گریز در بزرگراه در تاریخ پرو رسلینگ..تصور کنین وقتی شما دارین مسابقه استیو استین رو تماشا میکنین ناگهان در سمت دیگر تصویر کمپانی داره با هلی کوپتر تعقیب و گریز رو پوشش میده..تعقیب و گریز هالیوودی که با حضور ماشین های گشت زنی پلیس زیبا تر هم شد..و زمانی که مشاین ها سرشاخ شدن دیگه عالی بود...هیجان به اوج رسید که گلداست ماشینش رو وارد پارکینگ ارنا کرد و از همونجا وارد رینگ شد و پایپر هم در تعقیب او بود و مسابقه اونجا ادامه پیدا کرد و پایپر برد.....البته خود ماسبقه نکته کم نداشت !!..(نکته مهم این بود که این راسل مینیا در هالیوود برگزار شد..پس....)
4- 3:16
بوکرتی وارد یه فیود طولانی با استیو استین شده بود...اما خسته از اینکه زورش به استین نمیرسه راهی یه فروشگاه شد تا اونجا استراحتی کنه و از حملات استین در امان باشه..زمانی که بوکرتی مشغول باز کردن در جعبه های هان اسمک بود ..بلندگو اعلام میکنه یه مرد به زور وارد فروشگاه شده!!بوکرتی خطر رو احساس میکنه و در همون لحظه شخصی رو شبیه استین میبینه ..از پشت بهش حمله ور میشه ولی اون شخص استین نیست!!!ناگهان استیو استین از پشت سر بهش حمله میکنه و نمونه بارز لت و پار کردن رو به تصویر میکشه..بعد زا اینکه بوکر تی رو کتک میزنه اون رو به نوبت به قفسه های مختلف فروشگاه میبره و انواع اقسام بلاهارو سرش میاره..سس مالی کردن صورت و بدن بوکرتی..آرد پاشی کردن به بوکر تی...انداختنش تو انبار ..کوبیدن سوسیس و خمیرپیتزا یخ زده به صورتش...کوبوندن هندونه به سرش و...و نکته جالب اینه که زمانی که کارش تموم میشه با امارش بوکر رو سوار سبد میکنه و میره سراغ باجه پرداخت و اون مرد 100 کیلویی رو میندازه رو دستگاه تا خرید خودشو انجام داده باشه..اما در حالی که میرت قضیه به ادم ربایی تبدیل بشه صدای آژیر پلیس میاد و استیو استین با آرزوی ساعاتی خوش برای بوکر فرار میکنه!!!
3- بازهم 3:16
پای وینس مکمن توسط آندرتیکر شکسته میشه و وینس در بیمارستان بستری مشه..در اون دوره زمانی وینس دشمن کم نداشت اما مهم ترین اونها کسی نبود جز استون کلد استیو آستین!!مکمن از ترس او چنیدین نفر از سکیورتی گارد های خودش رو در ورودی میزاره و به اونها یادآور میشه که مانع ورود آستین یا تیکر یا کین بشن...در همین هنگاه مهمون های وینس یکی یکی میرسن..اول از همه منکایند!!وینس هم در حالیکه فریادمیزنه من هیچ ملاقات کننده ای نمیخوام کلافه شده...منکایند پس از اینکه کلی هدیه و بادکنم میاره میگه من یکی دیگه رو هم اوردم کسی که خیلی ناجور میخواد ببینتت!!وینس رنگ از رخسار میبازه!!اما ناگهان متوجهمیشه خبری از استین نیست و مهمون مذکور هونی (یه دلقک زنه)که قرار به کلی بادکنک و.. حال وینس رو بهتر کنه...وینس هم با پای شکسته روی تخت با اعصاب خورد بهشون میگه برین گمشین..و به زور اونهارو میفرسته پی کارشون...و در حالیکه پرستار مشغول چک کردن علائم حیانی وینسه از دکتر میپرسه نظر شما چیه دکتر؟؟ و دکتر میگه:بسپرش به من!! اما صبر کن چرا صدای دکتر انقدر اشناس؟؟بله دکتر استیو استین..ناگهان ساتیو مثل یه هیولا به وینس در حال فریاد حمله میکنه و مدام اون رو میزنه و اصلا امونش نمیده!!!سرو صدای بیش از حد وینس باعث میشه تا استوی اون ظرف فلززی رو بکوبه تو سرش ....با سوزن سرم اون رو زخمی کنه و در نهایت بهش دستگاه شوک وصل کنه!!و در نهایت فرو کردن یکی از دسته های گوشی دکتر در ما*تحت وینس مکمن!!!
2- اینبار پلیس بد
بیگشو جوان متاسفانه باید در مراسم ختم پدر خودش شرکت..همه چیز عادیه...بیگشو ناراحته..مادرش عملا سنگ کوب کرده..بیگشو مثل همه پسرها قول میده راه پدر رو ادامه بده ...اما ناگهان یه صدای بلند از بلند گو میاد..و بیگشو :این دیگه صدای کدوم خریه؟؟بله این بیگ باس منه!!یکی از کل خر ترین استارهای تاریخ...که سوار ماشین گشت زنی پلیس شده و با یکی از بزرگ ترین بلندگوهایی که به عمرتون دیدن داره به بیگشو فحاشی میکنه و تو قبرستون دور میزنه!!!زمانی که از ماشین پیاده میشه شروع به توهین به مادر بیگشو میکنه و بیگشو هم میره تا حسابشو برسه اما باس من با ماشین به اون میزنه و میره سراغ تابوت..همه مهمانان هم میرن سمت بیگشو و از تابوت غافل میشن ..و باس من هم تابوت رو میبنده به ماشین و اون رو میدزده..البته هرچند که بیگشو در اخرین لحظات خودشو میندازه رو تابوت و کشان کشان سوار بر تابوت پدرش حرکت میکنه اما در نهایت در بدترین حالت ممکن از تابوت میفاته..و اولین جنازه دزدی تاریخ پرو رسلینگ اتفاق میافته!!
1- انتظار دارین استیو آستین نباشه؟؟؟
بازهم استیو استین!!!اینبار با برایان پیل من درگیر درگیری داره..این فیود طولانی میشه و استین هم میخواد کار پیل من رو یکسره کنه!!پس اون رو تهدید میکنه که شب به خونه اون حمله میکنه...کمپانی هم 10 تا فیلم بردار و کلی گزارشگر میفرسته اونجا و خود هیل من خودشو اماده میکنه و تهدید میکنه که در صورت دیدن استین بدبلایی سرش میاره و مشخص میشه اون بلا اینه که پیل من اسلحه داره!!!استین مدام داره دور خونه دور میزنه تا یه راه نفوذ پیدا کنه و در اون سمت هم پیل من داره فریاد میزنه که استین یه مرده متحرکه..چون اون با همین اسحله استین رو میکشه!!استین هم یکی از همسایه های پیل من رو میزنه و شیشه در پشتی خونه رو میشکنه و داره وارد خونه میشه!!!استین خونسرد و سریع وارد اتاق نشیمن میشه ..همون جایی که پیل من با چهره خشن و فریاد های بلند خودش اسلحه رو گرفته سمت استین!! و در همین لحظه تصویر قعط میشه !!!بله!!قطع میشه!!وقتی دوباره وصل میشه..مشخص میشه که پیل من شلیک کرده ...اما مشخص نیست استین تیر خورده یا نه..تا اینکه استیو دوباره برمیگرده و با صدای بلند شروع به تهدید پیل من میکنه و بقیه هم سعی در جدا کردن این دو دارن..در نهایت هم استین رو به خارج از خونه هدایت میکنن..و همه چیز به خوبی و خوشی تموم میشه















پاسخ با نقل قول




علاقه مندی ها (Bookmarks)