Dream Theaters Systmetic Chaos Album art
شاید برای هرکدام از شما پیش آمده باشد ، بیش از یک بار ، شاید هم همیشه ، موقع غذا خوردن ،از روی عادت یا کنجکاوی نوک قاشق فلزی خود را خم کنید .
به صورت غریزی میدانیم که این فلز از یک حد خمش بیشتر خاصیت خود را از دست میدهد و باعث شکستن وصیله مان میشود . اما چقدر ؟ با چه سرعتی ؟ ماکزیمم
خمش تحملی این فلز چقدر است ؟ برای همه قاشق ها یک مقدار است ؟ برای همه سرعت ها یکسان است ؟..........
هیچگاه به شخصه از قیاس های تمثیلی خوشم نمی آید ، اما شاید بدیهی تر از استیل ، جنسی سرسخت و در عین حال انعطاف پذیر ، مقاوم در عین حال شکست پذیر برای قیاس
با تمدن انسانی نتوان یافت ، اه باز انسان این مخلوق عجیب و لجباز ، این ثمره نهایی فرگشت و به قول خودش اشرف مخلوقات !(؟) . همه چیز از وقتی شروع شد که انسان متوجه شد
جز دست و پا و چشم و گوش ، ارتباط نیز خاصیت کامل دارد شروع شد البته نه به درک دقیقی که ما امروزه داریم بلکه همان جرقه اولیه از هار و هور و داد و هوارهایی که اجدادمان بهم میزدند .
که البته تکامل ما از میمون به انسان در عرض چندین هزارسال صورت گرفت ، در حالیکه تکامل فکریمان از "انسان" به "انسان" همواره ادامه داشته است ، هر روز سریع تر از دیروز .
مشکل تکامل غرور ان است ، هیچ موجود تکامل یافته ای تاکنون از ثمره خود پشیمان نشده است و به فکر بازگشت به دوزیستی و تک سلولی بودن نکرده است(!) . هر موجودی به پیشنینان به چشم
Inferior(صغیره-زیردست) نگاه کرده است . شاید تعجب نکنید اگر که بگویم از لحاظ اجتماعی بوده است . یک انسان قرون وسطایی به عصر مسیح همچون ملتی عقب افتاده و کم شعور نگاه میکرده است
همانطور که یک انسان عصر مسیح به نسل بعد از نوح نبی فکر میکرده است . همانگونه که انسان امروزه به انسان قرن 20 ام نگاه میکند.
ولی به راستی تفاوت این دو چیست ؟ علت اهمیت این بحث چیست ؟ خوب ابتدا باید با مفهومی پایه ای اشنا شویم . ریچارد داوکینز ، در طی تحقیقات خود به این نتیجه رسید که از میان میلیون ها ترکیب ،
از میان میلیارد ها احتمال ، تنها پدیده هایی که روی کره زمین میل به تکثیر دارند "ژن/GENE" هستند .هیچ ماده صلبی این خاصیت را نشان نمیدهد . و وی بر این عقیده است اگر حیات بر سیاره دیگری نیزی باشد
مستقل از شرایط زیستی و اکوسیستم حاکم بر محیط ، ان حیات از جنس ژنوم است .
اما چگونه تکامل فکری بشر را بایستی توصیف کرد ؟ مثل هر مسئله دیگری در تاریخ بشریت ، به جای حل کامل ، ان را قطعه قطعه میکنیم . ریچارد داوکینز ، "MEME/میم" را واحد شناخت فرهنگ معرفی کرده است.
عادت ها ، خلق و خوها . قراردادهای انسانی ، القای احساسی و .... و... همگی در زیرشاخه میم ها هستند که بسیاری از شما و مخصوصا افرادی که در اینترنت هستند با این پدیده اشنایی جزیی دارند ، یا حداقل
با بخشی از ان که مربوط به قرار داد های تفریح و خنده میان افراد است و بازگوییشان از تعریف " جالب " .
اکنون میتوانیم به سوال تفاوت میان ژن و میم پاسخ دهیم . کافیست این دو را فقط در مقابل یکدیگر قرار دهیم تا اولین باریکه های تفاوت اشکار شوند . مهم ترین ان ها ناشی از این است که ژن از جنس ماده است ،
و همانند هر ماده دیگری محدودیت های خود را دارد ، ظرفیت های گرمایشی سرمایشی ، فشاری ، .... و تا شرایط فراهم نشود ، نیازی ایجاد نشود ، شروع به تغییر نمیکند . اما میم ، نه تنها هیچ محدودیتی ندارد ،
نه تنها برای تجدید به نیاز " .ابسته نیست ، بلکه بسیار اعتیاد اور است ، هرچهتغییر در ان بیشتر میشود ، زمینه ساز تغییرات بعدی میشود . به اصطلاح میتوان گفت میم پدیده ای شتاب دار است !
که ما را به بخش دوم سوالمان میرساند ، اهمیت این بحث .......ابتدا باید حیات را در زمین مرور کنیم . همانطور که ژن موجودی زنده میسازد و یک سامانه مستقل میشود ، اما همه این موجودات در کنار هم زندگی میکنند
و در عین تفاوت های فردی ، تشکیل "اکوسیستم" میدهند . حیات دسته جمعی . چرخه غذایی ، هرم شکار ، زندگی گله ای و.... و... همه تحت تاثیر پدیده اکو سیستم اند .
اما میم ها نیز جدا از اینکه هر چند تایشان یک مایند-ست و به زبان ساده تر یک "فرد" را تشکیل میدهند ، در کنار هم جمع میشوند و فرهنگ و تمدن و عقیده را به وجود می آورند . اینکه چرا یک کرد زبان ، یک کرد زبان
دیگر که او را نمیشناسد ولی او را به بقیه ترجیح میدهد ، یا یک سیاهپوست با یک سیاهپوست دیگر نسبت به سفیدپوست ها اخت گیری راحت تری دارد ، همگی از این پدیده ناشی میشوند . اما.............
اما رشد میم همواره در تاریخ انسان ادامه یافته و سرعت گرفته است. مثال قاشق یادتان است ؟ یک قاشق را اگر ارام خم کنید مقداری خم میشود . اما اگر ان را با سرعتی زیاد کج کنید خم نمیشود ، مستقیم میشکند !
رشد میم ها در این برهه از زمان ما ، یعنی بعد از 2005 به بعد شتابی سرسام اور گرفته است . به قدری این سرعت افزایش یافته است ، که نیم عمر تکامل ان به کمتر از یک ماه رسیده است .
تکامل میم ها در این مقیاس یعنی میم در عین تکامل زمان کافی برای گسترش ندارد و به زبان ساده تر ، به مرور زمان انسان ها از لحاظ فرهنگی در حال فاصله گرفتن از یکدیگرند . شاید در یک نگاه متوجه نشده ایم ،
شاید به قدری این روند و گسترده است که کسی متوجه ان نمیشود ، اما یک مقایسه شخصی بزنید . بین طرز پوشش جوانان امسال و 30 سال قبل ؟ نه ! یک ماه قبل . یک سال قبل . 13 ماه قبل . همه شان متفاوت اند.
به زبان ساده تر ، به قدری این تکامل در حال تسریع است که از تکامل به خود-تخریبی در حال تغییر است . انسان امروزه در حال تجربه فاجعه ای است که هیچ انسان پیش از ما تجربه نکرده است ، از خود بیگانگی .
اثرات ان را دیده اید ؟ نه ؟ مقیاس اعتماد مردم در سال 2017 نسبت به هم را با 1987 مقایسه کنید . گسترش افسردگی ، تنهایی ، خود-جدا-بینی ، دزدی های کلان ، سو استفاده قدرت سران حکومت ها ... از ثمرات این پدیده اند . اما این راه به کجا می انجامد ؟
پاسخ دقیق را شاید هیچکس نتواند حدس بزند ! کیهاس ِ محظ !
اما یک چیز قطعی است ، همانند که ژن و اکو سیستم یک سامانه حیاتی اند ، میم نیز در قالب فرهنگ و یک چرخه گروهی قابل زنده ماندن است . با این سرعت و شتاب سرسام آور رشد میم ها ، به خصوص که الان شتاب
رشد بسیار بیش از حد مجاز و ظرفیت تحمل جامعه بشری است ، منجر به جدایی انسان ها از هم میشود . هر انسان ، یک پایتخت ! بدون اعتماد ، بدون بقا ، محکوم به فنا . که سر انجام ان پدیده :
Civilization Collapse
میباشد.... سقوط یک تمدن . طعنه آمیز نیست ؟ سقوط بشر از معراج آرمانی اش .
.
چاره چیست ؟ مشکل ما بسیار بزرگ و جدی است . اما به قدری ریز اتفاق میافتد که کسی نمیبیند ، و بازگویی ان نتیجه ای ندارد ! دقیقا بخاطر همان المان " اعتماد" . انسان ها خود محور شده اند ، شاید چندی از شمایی
که این متن را میخوانید در عین خواندن ان را جدی نگیرید ، که این همان اثر بی اعتمادی ، بی توجهی ناشی از Meme Exclusion میباشد . برای جلوگیری از ان ، راه حلی ساده وجود دارد :
Fight Fire With Fire !
میم و فرهنگ دو چیز جدا از هم نیستند ، اگر میخواهی گسترش و تنوع میم ها کنترل شود ؟ کافیست یک جایگزین داشته باشیم . مثل دین ، گرایاندن مردم به یک هدف موعود و قرار دادن همه افکار ان ها در یک میدان هم جهت و هم سو . مثل هنر ، هم سو کردن نه همه ، بلکه عده ای از مردم که با ان راسته از میم ها ارتباط برقرار میکنند . موسیقی ، تئاتر ، سینما ، نقاشی . اما مشکل جامعه امروزه این است که علم خدا را پس زده است و ما بقی بیش از اندازه در شبکه های مجازی فرو رفته ایم ، زمان فیلم دیدن ، اهنگ مفید گوش دادن ، نداریم . که به بهایی سنگین ، نه امروز ، نه شاید فردا بلکه اینده ای زود . در کمینمان است .
شهر ما خانه ما نیست ، با یک زباله ننداختن کف شهر ، تهران بزرگ اوتوپیا نمیشود ، قبول دارم ....ولی حتی اگر یکنفر مشکل را ببیند و اطلاع دهد ، همین هشدار خود یک میم است

اگر به اندازه مناسب رشد پیدا کند ، شاید همین خود بتواند یک همسویی ایجاد کند و شاید نجاتمان دهد .
We Need Each Other . After all , we're humans. not by blood , but brother by right .
یک دیقه تا نیمه شب .
________
بخاط غلط های املایی و گرامری ، پوزش .
علاقه مندی ها (Bookmarks)