درباره ی جدایش از لیندا:
به نظر من ما از هم جدا شدیم چون تفاهم نداشتیم.فکر می کنم که ازدواجمون باید سال سوم به طلاق می کشید ولی من فقط به خاطر بچه ها با لیندا ساختم و زندگی کردم,چیزی که خیلی از اطرافیانم اشتباه می دونند.
برام غیر قابل باور بود که لیندا برگه های طلاق رو با یک نامه برام گذاشته بود و رفته بود:"هیچ وقت دیگه نمی خوام ببینمت,نمی خوام با تو باشم و نمی خوام عاشقت باشم".
واقعا با این کارش قلبم رو شکست...هوگن در حال اجرای برنامه ی امریکن گلدیاتورز بود که این خبر رو از وکیلش,پشت تلفن شنید:"نمی دونستم در اون لحظه چی کار باید بکنم,قش کنم,گریه کنم یا...تا چند لحظه اختیارم دست خودم نبود,همون لحظه برگشتم به سمت دوربین و گفتم:به امریکن گلدیاتورز خوش امدید,ایا می خواین برای همیشه زندگی کنی؟بالاخره باید یه چیزی می گفتم".
خیلی سخته که زنت ازت درخواست طلاق کنه و تو هر روزت رو در تنهایی با خودت سپری کنی!
-" به نظرم دیوانگی می یاد که تمام پولی که به زحمت برای اینده ی فرزندان مون جمع کردیم,به خاطر بی رحمی لیندا خرج دادگستری و جدایی ما دو تا شد, بنیاد خانواده ام به کلی از هم پاشید!"
در رابطه با دوست دختر جدیدش:
-"خیلی متفاوته وقتی با کسی رابطه داری که معتاد به نوشیدنی های الکلی نیست و مدام فحاشی نمی کنه!"
در باره ی دوست پسر 19 ساله ی لیندا:
به نظر من یه داستان خیلی عجیبه...یک زن 50 ساله با یک پسر 19 ساله,هیچ کس نمی دونه بین شون چیه,منظورم اینه که اگر چیزی بینشون هست که ما نمی بینیم,خوب قابل درک هست در غیر این صورت...ولی جدا غیر طبیعی هست!
برام اسون نیست که زنم رو با یه پسر بچه ی 19 ساله ببینم,نه این که فکر کنید حسودی می کنم,نه,بلکه این برای بچه ها سخته که مادرشون رو در این وضع ببینند.
-"تا زمانی که زنم با یه پسر 19 ساله رابطه داره,نمی بخشمش,بروک خیلی خیلی از این رابطه ناراحته".
رابطه ی او با یک پسر بچه یک رسوایی بزرگه که حتی باعث شده بروک هم رابطش رو با مادرش قطع کنه,حتی بروک چند ماهی هست که دیگه با مادرش حرف هم نمی زنه.
--------------------
چکیده ایی بود از مصاحبه ی هوگن.
ممنون.
موفق باشین.




پاسخ با نقل قول








علاقه مندی ها (Bookmarks)