[align=center]"" به نام خدا ""[/align]
[align=center]در این تاپیک به نقد و بررسی 2 سریالی که تازه از صدا و سیما پخش شده اند میپردازیم.سریال زیبای زیر هشت و سریال فاصله ها.در این تاپیک 2 فیلم را در بخش های مختلف بررسی میکنم و در آخر با توجه به نتایج سریال بهتر را انتخاب میکنیم. نظر سنجی هم به این صورت هست که شما میتوانید به "" هردو گزینه رای بدهید."" انجام این کار هم واسه اینه که شاید بعضی ها 2 سریال را به یک اندازه قبول داشته باشند. خب بسم الله.....[/align]
[align=center]---------------------------------------------[/align]
[size=large][align=center]بخش اول : داستان سریال ها[/align][/size]
[align=center]1- فاصله ها: [/align]
[align=center][/align]
[align=center]فاصله ها در نگاه اول یک داستان کاملا تکراری دارد که بیننده را یاد سریال دلنوازان میاندازد.داستانی که نقش اصلی و محوریش را یک پسر شر و شور بازی میکند که بیشتر کارهایش را سر خود انجام میدهد و در آخر داستان سرش به سنگ میخورد.در مقابل این پسر هم دختری 7 خط حظور دارد که او هم آخر عاقبت به خیر میشود و به پسر میرسد.اما تفاوت بزرگ این فیلم با دلنوازان این است که در آخر پسر و دختری که محور داستان بودند به هم نرسیدند و دو خط پایانی متفاوت را طی کردند.در کل این سریال دارد به مردم میگوید که باید در زندگی به حرف های بزرگ تر ها گوش کنید تا موفق باشید.فرق دیگر این فیلم با دلنوازان این بود که بین پسر ها و دختر ها کل کل کم تری وجود داشت.پس به نیمه تکراری بودن داستان نمیشود به داستان این فیلم نمره زیادی داد.[/align]
[align=center]-----[/align]
[align=center]2- زیر هشت : [/align]
[align=center][/align]
[align=center]زیر هشت با داستانی کاملا متفاوت با تمام داستان های سابق سریال های ایرانی وارد تلویزیون شد.داستانی که تا جایی که من یادمه در سریال های ایرانی مشابه نداشته است.شاید در نگاه اول عشق عطا به منیژه و کور شدن از این عشق و دست به هرکاری زدن برای این عشق تکراری به نظر بیاد اما داستان از زمانی که عطا انگشت خود را از دست میدهد یک داستان جدید را رو میکند.عشقی که در او وجود داشته به نفرتی تبدیل میشه که کمتر در سریال هایه ایرانی دیده ایم.وقتی هم که از زندان بیرون میاید و میفهمد که منیژه ازدواج کرده داستان وارد فاز جدیدی میشود.فاز سوم داستان هم زمانی بوجود میاد که نرگس از پله ها میافتد و میمیرد و این مرگ قسمت سوم داستانی این سریال را بوجود میاورد.در کل باید به داستان این سریال نمره خوبی داد زیرا با همین داستان جدید مخاطبان زیادی را برای خود دست و پا کرد.[/align]
[align=center]---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------[/align]
[size=large][align=center]بازیگران:[/align][/size]
[align=center]1- زیر هشت : [/align]
[align=center][/align]
[align=center]سیروس مقدم با ریسکه بزرگی نقش اول خود را به امیر جعفری سپرد.امیر جعفری ای که غیر فیلم کیفر تا به حال نقش هیچ جوان شر و شوری را بازی نکرده بود.ولی با شروع فیلم خیلی ها از او تغریف کردند و سیروس مقدم هم به خاطر این انتخاب تحسین کردند.امیر جعفری با بازی زیبای خود گوشه ای دیگر از توانایی های خود را به رخ همه کشید و نشان داد که بازیگری فقط به تیپ و قیافه نیست.پانته آ بهرام هم در نقش منیژه زیبا ظاهر شد و توانست به خوبی این نقش را به بیننده تحمیل کند.کامران تفتی هم با بازی در این فیلم به همه ثابت کرد که چیزی کمتر از بازیگرهایه تاپ سینمای ایران ندارد و مکمل خیلی خوبی برای امیر جعفری حساب میشد. صحنه های روبه رو شدن کامران تقتی و امیر جعفری جزء زیباترین سکانس های تاریخ تلویزیون ایران بود.آرش مجیدی هم در نقش عادل عالی ظاهر شد و خیلی خوب توانست نقش یک پدر زخم خورده را بازی کند.پدری که به خاطر از دست دادنه عزیزش تا مرز جنون و خودکشی میرود. آتیلا پسیانی هم که مثل همیشه زیبا و عالی ظاهر شد.آتیلا پسیانی ( عیوضی ) نقش مثبت این فیلم بود که در مقابل رضا توکلی ( عمو رضا ) در سریال فاصله ها قرار میگیرد.[/align]
[align=center]--------[/align]
[align=center]2- فاصله ها: [/align]
[align=center][/align]
[align=center]شاهرخ استخری به جرات میتوانم بگویم بدترین فرد برای بازی در این نقش بود.زیرا کسی باید برای این نقش انتخاب میشد که میتوانست نقش سعید را درست ایفا کند.سعید در اصل جوانی بود که به راحتی گول میخورد و حرف هر کس و ناکسی را قبل از آدم شدن قبول میکند.اما ما در بازی شاهرخ استخری همچین چیزی را ندیدم.آدم با دیدن بازی شاهرخ استخری یاده جوان های سره کوچه و کله شق که تمام دختر های عالم رو پیچونده میافته تا پسری که با یه ببخشید خام یک دختر بشه و خیلی راحت گولشو بخوره. شاهرخ استخری بعد از بازی عالیش در دلنوازان در این فیلم اصلا خوب ظاهر نشد.بهاره افشار بدون شک بهترین بازیگر سریال بود.او عالی توانست نقش یک دختر خیابانی و به قولی 7 خط را بازی کند. ادای قوی دیالوگ ها و ادا بازی های زیبایش اون رو بهترین بازیگر این سریال کرده است.شاهرخ استخری هم تمام سعی خود را کرد که نقش ساسان را باور پذیر کند و تا حدود بسیار زیادی موفق بوده.دانیال حکیمی هم با بازی خشکش واقعا کارنامه خود را تا حدی لکه دار کرد.البته این را باید بیشتر تقصیر فیلم نامه و کاگردان دانست تا خوده دانیال حکیمی. و اما رضا توکلی که معلوم نیست چطور بازی دراین نقش را پذیرفت.نقش عمویی که در فیلم کاری جز نصیحت کردن ندارد.او هم به سرنوشت دانیال حکیمی دچار شد.[/align]
[align=center]----------------------------------------------------------------------------------------------------------------[/align]
[size=large][align=center]سوتی های فیلم[/align][/size]
[align=center]1- فاصله ها :[/align]
[align=center][/align]
[align=center] این سریال رو اگر بخواهیم تمام سوتی هایش را در بیاوریم باید حالا حالا ها بنویسیم.بنابراین فقط به چند نکته کوچک اشاره میکنیم. شاید معروف ترین سوتی این فیلم جایی باشد که عمو رضا دارد با لحنی کاملا رسمی برادرزاده خود را نصیحت میکند و در آخر هم با یک حرکت همه را شوکه میکند.او در آخر یک کتاب در میاورد و میگوید که عزیزم برو اینو بخون میفهمی ربا یعنی چی!!! لحن صحبت رضا توکلی به عنوان یک " عمو " با " برادرزاده " خیلی خوب است دادن کتاب از ناکجا آباد هم صحنه را زیبا تر میکند.
- سکانس زیبایه دیگر فیلم جایی است که ریحانه دارد نامه عشقی و شدیدا احساسانه علی را برای پدرش بلند بلند میخواند.این صحنه طوری نشان داده شده است که بیننده 2 فکر میکند. اول اینکه این ریحانه خانوم نمیتونه حرف تو دهنش نگه داره یا اینکه هیچ فاصله ای بین دختر و پدر وجود ندارد و به قول معروف پرده ای بین دختر و پدر وجود ندارد. احتمالا صبح روز بعد از عروسی این دختر ماجرای شب عروسی را هم برای پدرش تعریف میکند !!!
- سکانس زیبای دیگه جایی است که سعید از عمه اش 1 میلیون تومان پول میخواهد و به عمه اش اصرار میکند که به پدر چیزی نگو.در سکانس بعدی عمه 1 دقیقه از سخنان سعید نگذشته زرتی این خبر رو کفه دست پدره میزاره و تمام قول و قرار هایی رو که داده بود را زیر پا گزاشت.این صحنه به زیبایی فضولی و دهن لقی شدید موجود در این فیلم را به نمایش در میاورد.کلا در این فیلم فضولی نقش خیلی مثبتی داشته و به نظر من باید اسم سریال از فاصله ها به فضول ها تغییر پیدا میکرد.[/align]
[align=center]----------------[/align]
[align=center]2- زیر هشت: [/align]
[align=center][/align]
[align=center]
این سریال هم کم سوتی نداشت که ما هم مثل سریال فاصله ها به 3 تای آن میپردازیم.شاید اولی سوتی این فیلم جایی است که عادل شناسنامه ی نرگس را میگیرد و ما همه میبینیم که شناسنامه ای که عادل گرفته برای عهد بوق است.در ضمن الان سیستم دادن شناسنامه هم خیلی وقته عوض شده.این سریال با این همه نکات خوب این سوتی ازش بعید بود.
- جای زیبای دیگر این سریال زمانی است که عطا در امامزاده خوابیده است و مستخدم هم زرتی میاد و از روی دلسوزی برای او پنکه میگزارد.شاید سازندگان سریال یادشان رفته که داستان این فیلم در زمستان میگزرد و سیروس مقدم هم خیلی بر روی این نکته اشاره دارد که داستان دارد دریک زمستان سرد میگزرد.این آقای مستخدم اگه دلش برا عطا میسوخت باید براش یه پتو میاورد نه اینکه پنکه را بزاره جلو کلش تا علاوه بر سرما خوردن بدنش هم کوفته بشه.
- یکی دیگه از سوتی این فیلم جایی است که عباس عطا را با چاقو میزند.اگر دقت کرده باشد میبینید که عطا در یک فضای باز چاقو میخورد و این فضای باز انقدر بزرگ است که ناپدید شدن در آن امکان پذیر نیست.اونم در حالی که 2 پلیس سمج دنبالت هستن.اما در این سریال در عرض یک رفت و برگشت دوربین عطا در فضای باز غیب میشود.جالب اینجاست که در این فضای باز مکانی برای قایم شدن هم وجود نداشت.[/align]
[align=center]------------------------------------------------------------------------------------[/align]
[size=large][align=center]شخصیت های فرعی[/align][/size]
[align=center]1-زیر هشت : [/align]
[align=center][/align]
[align=center]در مورد نقش های فرعی این سریال میشه گفت که در داستان نقش مهمی داشتن.نه خیلی مهم اما بعضی از آن ها در داستان نقش مهمی داشتن . برای مثال در اوایل داستان پدر منیژه یکی از نقش فرعی های مهم داستان بود که اشتباه او در اویل داستان در اوساط داستان خیلی درگیری ایجاد میکند.در اوایل داستان هم که عطا به زندان میرود نقش فرعی دیگری به نام عیوضی وارد داستان میشود که رفته رفته به نقش های اصلی فیلم تبدیل میشود.در خط سوم داستان هم دو زندانی که اسم یکیشون ممل و اسم دیگری متاسفانه الان حظور ذهن ندارم جزء نقش های فرعی حساب میشدند.یکی از نقش های فرعی که در کل داستان حظور داشت و نقش مهمی هم داشت میشه به مستخدم گرم خونه اشاره کرد.بقیه نقش های فرعی هم در حد همون فرعی باقی ماندند.[/align]
[align=center]-------[/align]
[align=center]2-فاصله ها : [/align]
[align=center][/align]
[align=center]این سریال هم چند نقش فرعی داشت که البته مثل سریال زیر هشت در داستان نقش مهمی نداشتند.شاید معروف ترین این نقش فرعی ها یاورباشه که اونم واسه خاطر لهجه و سادگیش معروف شده باشه.نقش فرعی دیگر داستان ساناز زید ساسان بود که اونم بنا بر فیلم نامه تاثیر زیادی در داستان نداشت.داماد لیلا خانم هم یکی از نقش فرعی ها بود که رفته رفته به یک نقش کلیدی تبدیل شد. علی هم یکی از نقش های فرعی بود که در کل داستان این فرعی بودن خود را حفظ کرد.این فیلم کلا نقش فرعی مهمی نداشت و شاید همین یکی از دلایلی بود که طرفدار زیادی نداشت.[/align]
[align=center]-----------------------------------------------------------------------------------[/align]
[size=large][align=center]نقد شخصی[/align][/size]
[align=center]1-فاصله ها : [/align]
[align=center][/align]
[align=center]به نظر من این سریال همونطور که بیشتر بچه ها در تاپیکه دیگری گفتن برای پر کردن وقت بود نه سرگرمی.فیلمی که داستانش کاملا تکراری بود و هیچ سودی برای تلویزیون ایران نداشت و تنها باعث شد که صدا و سیما بیشتر فحش بخوره.فیلمی که مثلا قرار بود آموزنده باشه اما تیکه های آموزنده از بس تابلو بودند آدم به جایه اینکه چیزی یادبگیره میزد زیر خنده.مثل همون تیکه کتاب دادن عمو به برادرزاده.یکی دیگه از نکات منفی این فیلم فضولی در کاره دیگران و دهن لقی بیش از اندازه بازیگران بود که کاملا نشاندهنده فرهنگ سازی این فیلم بود. درکل این فیلم اصلا در حد و اندازه ایران ها نبود و به نظر شخصی خودم خوراک شبکه فارس 1 بود.اگه این سریال را ساعت 12 ظهر مینداختند به نظر من خیلی بهتر بود. [/align]
[align=center]---------------[/align]
[align=center]2-زیر هشت : [/align]
[align=center][/align]
[align=center]به نظر من این سریال یکی از بهترین سریال های تاریخ ایران بود.سریالی با داستانی کاملا متفاوت با تمام داستان هایی که تا کنون در ایران پخش شده اند.کارگردانی درست و دوری کردن از نصیحت های بیخود و اضافی.نمیگم توش نصیحت نبود ولی اگه نصیحت بود دعوا و بزن بزن وقانون شکنی هم بود.برخلاف سریال فاصله ها.همچنین نقش مثبت این فیلم مثل نقش مثبت سریال فاصله ها ( عمو رضا ) غیر قابل باور نبود. عمو رضا در سریال فاصله ها از روی خواندن قرآن و شیندن حرف ملا ها نصیحت میکرد اما آقا عیوضی قبلا زخم خورده بوده و داشته از روی زخمی که خورده بود عطا را نصیحت میکرد.پس همین نقش رو باور پذیر تر کرده بود.در کل به نظر من این سریال رو میشه در کنار هوش سیاه به عنوان 2 سریال برتر سال های اخیر تلویزیون اعلام کرد.[/align]
[align=center]---------------------------------------------------------------------------------------[/align]
[align=center]خب این بود از نقد و بررسی این 2 فیلم حالا از شما میخوام که درنظر سنجی شرکت کنید و نظر خود را هم اعلام کنید.با تشکر ....فعلا یا علی تا پرونده بعدی.... [/align]





[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
[/align]
پاسخ با نقل قول



علاقه مندی ها (Bookmarks)