بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: ناله های دختر 12 ساله از شکنجه های مادر شیشه*ای

  1. Top | #1

     کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره  کاربر چهار ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2010
    شماره عضویت
    6787
    سن
    30
    نوشته ها
    3,399
    تشکر
    20,039
    تشکر شده 19,770 بار در 2,823 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    حالت من
    Vaaaaay
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1722 Thread(s)

    پیش فرض ناله های دختر 12 ساله از شکنجه های مادر شیشه*ای

    ناله های دختر 12 ساله از شکنجه های مادر شیشه*ای



    «مادرم وقتی شیشه می*کشد، خشن می*شود و مرا شکنجه می*دهد، خواهش می*کنم مرا از این زندان سیاه نجات دهید».

    دختر 12 ساله به نام «فریبا» در تماس با مرکز اورژانس بهزیستی از آنان درخواست کرد که او را از دست شکنجه*های بی*رحمانه مادر شیشه*ای*اش نجاتش دهند. پس از تماس این دختر نوجوان و ادعاهای تلخ وی، ماموران بهزیستی خود را پشت در خانه فریبا در شهرری رساندند.

    ماموران از همسایه*ها شنیدند که این زن خانه*اش را پاتوق دوستان افیونی خود کرده است و بارها صدای داد و فریاد دختر نوجوان را شنیده*اند که به مادرش التماس می*کرده که کتکش نزند. وقتی ماموران بهزیستی از داخل خانه این زن افیونی صدای فریادهای دخترش را شنیدند، وارد عمل شدند و توانستند فریبا را از دست کتک*های مادرش نجات دهند.

    وقتی دختر 12 ساله به نام فریبا پیش روی بازپرس دریانوش از شعبه ششم دادسرای شهرری ایستاد، گفت: مادرم هر وقت شیشه می*کشد، خشن می*شود و با شیلنگ و کابل برق مرا به باد کتک می*گیرد. همیشه بدنم کبود است و از خجالت نمی*توانم به مدرسه بروم. همیشه دوستانش را به خانه دعوت می*کند و با هم مواد می*کشند و من نمی*توانم درس بخوانم.

    وقتی پدرم زنده بود زندگی خوبی داشتیم. پدرم به سختی کار می*کرد و هرچه می*خواستیم فراهم می*کرد اما بدبختی ما زمانی شروع شد که پدرم در تصادف مرد و ما را تنها گذاشت.

    وی ادامه داد: پس از مرگ پدرم، مادرم معتاد شد. هر جا می*رویم آبرویم را می*برد. من هم حق ندارم هیچ اعتراضی بکنم. نزد همکلاسیانم خجالت می*کشم بگویم این زن مادرم است چون رفتارهای زشتی دارد.

    پس از اظهارات تلخ این دختر نوجوان، مادر شیشه*ای وی تحت بازجویی قرار گرفت و با گریه گفت: سال*ها پیش با مردی به نام رحیم آشنا شدم. خانواده*ام مخالف این ازدواج بودند چون پسر دوست پدرم خواستگارم بود و می*گفتند باید با او ازدواج کنم.

    وی افزود: وقتی با رحیم ازدواج کردم، خانواده*ام مرا ترک کردند. زندگی خوبی داشتیم اما همسرم در یک سانحه رانندگی جان سپرد. من و دخترم تنها شدیم. به سختی روزها را می*گذراندیم و هیچ پشتیبانی نداشتیم. وقتی در جمع دوستان قرار گرفتم و دیدم آنها شیشه می*کشند، من هم برای رسیدن به آرامش و رهایی از این مشکلات به سمت مواد رفتم. وقتی شیشه می*کشیدم، توهم به سراغم آمد. نمی*فهمیدم چه کار می*کنم. اصلا متوجه نبودم که دخترم را کتک می*زدم. وقتی به خود می*آمدم و می*دیدم که چه کار وحشیانه*ای انجام داده*ام، پشیمان می*شدم. با دیدن دست و پای کبود دخترم به گریه می*افتادم و با التماس از او می*خواستم که مرا ببخشد.

    وی افزود: از وقتی شوهرم مرده، هیچ*کس سراغی از من نگرفته است و من ناچار بودم به تنهایی مسوولیت این زندگی را به دوش بکشم. خانواده*ام نیز ترکم کردند و سراغی از من نمی*گیرند. پس از اقرار مادر شکنجه*گر، بازپرس، دختر نوجوان را به پزشکی قانونی فرستاد تا پس از اعلام نظریه کارشناسان، درباره این پرونده تصمیم بگیرد.
    11 کاربر مقابل از El Niño عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Amin-Hunter (12-16-2010), Keyvan (12-18-2010), P H E N O M (12-16-2010), SAVEUS-Y2J (12-16-2010), Sgt.Wollek (12-16-2010), The Enigma (12-16-2010), The Great One (12-16-2010), The Last Outlaw (12-16-2010), The Survivor (01-09-2011), awwe (12-16-2010), ŠÄÉËĐ (12-16-2010)
    امضای ایشان



    من در نمیزنم میام با لگد...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد