گفت و گوي مفصل با ژوزه مورينيو
بهتراست يک بار پنج برصفر ببازيم تا اينکه پنج بار يک برصفر شکست بخوريم/در سال جام جهاني هيچ افتخار ديگري در فوتبال ارزش ندارد
وقتي بازيهاي چلسي را در تلويزيون مي بينم، ديگرمي توانم بعد از سه سال احساسم را کنترل کنم. بااينکه همان بازيکنان و همان افرادي که در زمان من در اين تيم بودند، هنوز آنجا هستند. با اينتر هنوز نمي توانم احساسم را کنترل کنم. خيلي زود است
با اينکه ژوزه مورينيو، دوست صميمي رافا بنيتس نبوده و نيست ولي حتي مربي سابق اينترهم تصورنمي کرد که اين تيم با گذشت تنها چندماه بعد از جدايي مرد پرتغالي، اسيربحراني طولاني شود. خبرنگار نشريه گاتزتادلوسپرت که گفت وگويي اختصاصي با مربي رئال مادريد در محل تمرين اين تيم در پايتخت اسپانيا انجام داد مورينيو را يک ربع پيش از شروع تمرين رئال ملاقات کرده و مرد پرتغالي به او گفته که بعد از پايان تمرين براي گفت وگو با وي آماده خواهد بود. مصاحبه اين دو بعد از تمرين رئال، اينگونه شروع شده است.
*مي دانيد که ممکن است حتي قبل از چاپ شدن اين مصاحبه، بنيتس از ايتاليا برود؟
نمي دانم و نمي خواهم بدانم. براي من اينتر، موراتي، بازيکنان و هواداراني که دو سال به من لطف داشتند، اهميت دارند. دلم مي خواهد آنها همه جامها به غير از ليگ قهرمانان را که رئال در آن حضور دارد فتح کنند.
*ضمنا اينتر قهرمان جهان هم شده است.
اين اتفاق يک شادي بي پايان است. درست مثل موسيقي سرودمان. مربي اين تيم و اين بازيکنان (که 99 % آنها همان هايي هستند که راه رسيدن به اين قهرماني را با من شروع کردند) بودن، افتخاري غيرقابل توصيف است.
*ولي با اظهارات رافا بنيتس همه چيز در اينتر به هم خورد و کمتر کسي به خاطر قهرماني شادي کرد.
آنچه او گفته، نيازمند توضيح نيست. من انتظارداشتم او حداقل يک تشکر ساده از اين قهرماني که به او هديه کردم، بکند. از هواداران اينتر بپرسيد که راجع به او و من چگونه فکر مي کنند.
*به نظر شما، مربي اينتر شدن بعد از مانچيني سخت تر است يا بعد از مورينيو؟
مربي اينتر شدن بعد از روبرتو هم کارساده اي نبود. به خصوص درايتاليا که او سه اسکودتو فتح کرده بود. دراين شرايط بايد بدون هيچ وسوسه و انگيزه اي براي از بين بردن آنچه نفر قبلي در اين تيم ساخته، کارکرد. حتي نبايد براي مشکلات کنوني، دنبال توجيهاتي مربوط به گذشته بود.
*به نظراين بحث شخصي است.
من هيچوقت نگران اينکه او چطور تيم را تمرين مي داده، چطور فکر مي کرده و يا فوتبال بازي مي کرده، نشدم. با اينکه وقتي به آپيانوجنتيله مي رسيدم، عکس او را در سمت راست در اتاق کارم مي ديدم. حتي وقتي به سمت پارکينگ مي رفتيم، يک عکس بزرگ از صفحات گاتزتادلوسپرت بود که مانچيني را با جام اولي که فتح کرده بود، نشان مي داد. اين موضوع براي من اصلا مهم نبود. من اينتر خودم را بدون اينکه به گذشته فکر کنم ساختم. اين فقط براي اينترارزش ندارد. تاريخ گذشته نبايد عاملي براي فشارتلقي شود. بايد با احترام فکر کرد.
*ولي بنيتس...
او در ايده آل ترين شرايط قرار داشت. مي توانست با چهار بازي سه جام فتح کند( دو **** جام و جام باشگاههاي جهان)همه مربيان جهان اين شرايط را مي خواهند. ولي از دور که نگاه مي کنيد، به نظرمي رسد که اين اينتر واقعا با يک دوره مشکل ساز روبروست. اميدوارم از فردا اينتر همان تيم سال قبل شود و بدون فشار کارش را دنبال کند. من قبل از رفتن به رئال هم براي اين تيم آرزوي خوشبختي، شادي و اعتماد کرده بودم.
*اين همان چيزي است که موراتي هم دوست دارد.
موراتي يک پديده است. من هر روز بيشتر از قبل از او خوشم مي آيد. يادگرفتم با او زندگي کنم و او هم يادگرفت مربي من باشد و بدانيد که اين کار راحتي نبود. من در کنار او مربي بهتري شدم و او رئيس بهتري شد. ما در کنار هم رشد کرديم.
*باهم مرتب درتماس هستيد؟
او بعد از پيروزيهاي بزرگ رئال به من زنگ مي زند و من هم متقابلا همين کار را انجام مي دهم. قبل از پايان فينال اينتر- مازمبه برايش پيام فرستادم و اين قهرماني را تبريک گفتم.
*واژه بازگشت در لغتنامه شما وجود ندارد؟
دردوران مربيگري من هرگز رخ نداده است. هميشه درهاي ديگري براي گشودن وجود داشتند و تجربيات تازه اي پيش رويم بودند. ولي اگربخواهيم، الان مي توانم دوباره شروع کنم. درکارنامه مربيگري ام، يک تجربه ملي کم است.
*منظورتان تيم ملي پرتغال است؟
بله، اين تجربه اي است که بيشتر ازحرفه اي بودن، هيجان انگيز است. به نظرم مربي تيم ملي بودن اما براي من ساخته نشده است. نمي توان ده بازي انجام داد و در طول سال فقط بيست تمرين داشت. اين کار براي من نيست. مثل اين است که شما يک ماشين رالي را به آلونسو بدهيد تا آن را براند. من يک مربي باشگاهي هستم. هرروز و يازده، دوازده ماه سال کار مي کنم. سه بازي در هفته دارم. اگر حتي يک چهارشنبه آزاد داشته باشم، ناراحتم.
*اما فکر مي کنيد مورينيو مربي تيم ملي مي شود؟
شايد يک روز اين اتفاق بيفتد. من هنوز اين رضايت را در زندگي تجربه نکرده ام و مي خواهم اين کار را براي خودم انجام دهم. ولي قبل از آن، باشگاهها هستند و وقت کافي براي بازگشت به ايتاليا وانگليس دارم.
*کي؟
عجله اي ندارم. قراردادم با رئال چهار ساله است ومي خواهم مدت زماني طولاني اين جا بمانم. دررئال کارهاي زيادي دارم و فقط نبايد روي زمين کارکنيم.
*شما از نقشي که فرگوسن دارد، خيلي خوشتان مي آيد؟
من دقيقا دنبال همان نقش نيستم. ساختار اقتصادي و سازماندهي رئال مادريد خيلي از منچستريونايتد بالاتر است. ولي دررئال خيلي بيشتر از اينتر کار مي کنم و در بخشهاي ديگر ورزشي تيم هم دخالت دارم.
*فکرمي کنيد دوباره در اينتر وچلسي مربيگري کنيد؟
نمي توانم بگويم که هرگزبرنمي گردم. ولي نمي توانم هم بگويم که هرگز به تيم ديگري نمي روم. من يک مربي حرفه اي هستم. اما فقط يک چيز: اينترهميشه تقدم دارد اما..
*اما چي؟
اميدوارم که اينتر به من احتياج نداشته باشد. اگر اينگونه باشد بدين معناست که آنها راه اشتباهي را درپيش گرفته اند.
*فکرمي کنيد بازي اينتر- بايرن بعد از فينال شما در مادريد، اين بار چگونه خواهد بود؟
دوست دارم آن مسابقه را از نزديک ببينم. وقتي بازيهاي چلسي را در تلويزيون مي بينم، ديگرمي توانم بعد از سه سال احساسم را کنترل کنم. بااينکه همان بازيکنان و همان افرادي که در زمان من در اين تيم بودند، هنوز آنجا هستند. با اينتر هنوز نمي توانم احساسم را کنترل کنم. خيلي زود است.
*به نظرشما چه تيمي برنده اين نبرد است؟
اين بازي ديگر به تاريخ پيوسته و اميدوارم که اينتر تيم بزرگي باشد و اميدوارم روبن بالاخره بتواند براي بايرن بازي کند. اميدوارم فوتبالي نمايشي ببينيم. هيچکدام از دو تيم زياد تغيير نکرده و تقريبا مثل همان فينال سال گذشته است. اميدوارم اينتر پيروزشود.
*کارکردن در رئال سخت تراست يا دراينتر؟
نمي دانم. من هيچوقت مشکلي ندارم. شايد براي اينکه خودم مي توانم با مردم و بازيکنان رابطه خوبي برقرارکنم. وقتي به اينتر رفتم، همه خوشحال بودند و مي خنديدند و مثل همه خانواده ها مشکلات کوچکي هم وجود داشت. درنهايت من مي بايست کاري کنم که بازيکنان انگيزه قهرماني دوباره درايتاليا را داشته باشند.
*چطوراين کار راانجام مي دهيد؟
توضيح مي دهم که پنج اسکودتو از چهارتا بهتر است و يا شش تا از پنج تا بهتر است. کاري مي کنم که باور کنند که هنوز چنين چيزي ممکن است.
*ليگ قهرمانان براي اينتر، هواداران و رئيس اين تيم يک وسوسه واقعي بود.
من نمي توانم روز اول کارم را ازياد ببرم. مردم فرياد مي زدند که چمپيونزليگ را مي خواهند. اين جام هدف اصلي نسل مانچيني هم بود. همه چيز خوب پيش رفت براي اينکه رئيس هم از تيم حمايت کرد.








پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)