به نام ایزد بی همتا
الان اومدم اسم اون وبلاگ خاطرانگیز رو زدم دیدم هنوز پاک نشده ............
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
عاشق کشتی کج بودم ، عاشق جی بی ال و گروه APA بودم .. یک روز که توی نت چرخ میزدم وبلاگ جی بی ال رو باز کردم دیدم یه نفر دیگه هم مثل من طرفدار جی بی ال هستش ! خوشحال شدم که طرفدارای افراطی جی بی ال توی ایران به 2 نفر افزایش پیدا کرده !

هامون (آدمین و مالک سابق انجمن ) توی وبلاگش میگفت که قراره یه انجمن بزنه و انجمن بالاخره زده شد ....
من اوایل به عنوان میهمان ، درادامه با یوزر Bradshaw که یوزر غیرفعالی بود توی انجمن آنلاین میشدم . چند ماه بعد یک یوزر جدید به اسم John bradshaw layfield ساختم و فعال شدم و ..........
اوایل کارم کل کل با هوادارای جان سینا به خاطر دشمنیش با جی بی ال بود !
اولین میتینگی که من بودم ..
یادش به خیر فکر کنم حداقل 3 سال پیش بود که یه سری از بچه ها مثل حسین المپیک ، سعید مدیر سابق بخش ورزش ، آرمان درتی ، رسول ، شروین و ...... رو دیدم میتینگمون پارک ملت بود ، بعد از اینکه ناهار رو خوردیم با استفاده از تنه ی درختای پارک دروازه طراحی کردیم و همون جا توی چمن فوتبال بازی کردیم !

روز عجیبی بود دریبل هام شانسی میگرفت !

احساس مارادونا رو داشتم ولی میدونستم که ایشی زاکی هم نیستم !
من و عرفان و حسین و بابک در پارک دانشجو
بابک از تبریز اومده بود ، حسین بهم زنگ زد گفت امیر پاشو فلان روز بیا پارک دانشجو (اگه اشتباه نکنم ) .
بابک و عرفان رو برای اولین بار بود که میدیدم ، حسین رو هم که قبلا دیده بودم . هر چقدر از خاکی بودن بابک و عرفان و حسین تعریف کنم کم گفتم ....... بعد یک الی دوساعت بابک از من و بقیه جدا شد و ما رفتیم به استادیوم آزادی برای تماشای بازی ایران و اندونزی ! (اگه اشتباه نکنم) نکته ی جالب زمانی بود که تیم ملی بازی داشت ولی حسین و عرفان پرچم استقلال رو از اون آقا دست فروشه خریدند !
جلوی در سربازها به عرفان و حسین گفتند فقط با پرچم تیم ملی میتونن تو بیان پرچم رنگی ممنوع !

خلاصه حسین و عرفان مجبور شدند پرچم هاشون رو بی خیال بشن !
حسین اون زمان یه شلوار زرنگی می پوشید که هنوز پاره نشده بود و با توجه به قدمتش هنوز جز آثار باستانی کشور محسوب نمیشد ! سربازه دم استادیوم وقتی حسین رو دید فکر کرد حسین از اون خلافکارهای حبس کشده اس !

به خاطر همین به طرز بدی حسین رو گشت هر موقع یاد اون صحنه می افتم از خنده منفجر میشم !

آخر کار هم توی مترو اگه من جلوی حسین رو نمی گرفتم حسین با عرفان اشتباهی میرفت به سمت کرج !
من و دیدن داداش پوریام
خیلی وقت بود میخواستم ببینمش ولی انگار یه طلسمی نمی گذاشت این اتفاق به حقیقت بپیونده ...
یه روز جمعه که قرار بود با تعدادی از بچه های انجمن توی سالن دم محلمون فوتبال بازی کنیم ، بالاخره داداش اومد ، بالاخره
چشم انتظاری ها تموم شد روز اولی که پوریا رو دیدم یکی از شیرین ترین لحظه های عمرم بود .......
دیدن پژمان
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
2 بار پژمان رو دیدم و هر بار بیشتر شیفته اش شدم . البته به خودش هم گفتم دفعه ی دوم قبول نیست چون توی سالن باهامون فوتبال بازی نکرد !

دفعه ی اول هم توی مترو همدیگه رو دیدیم بعدشم با بقیه ی بچه ها به پارک رفتیم که واقعا لذت بخش بود .
میتینگ خاطر انگیز دربند و دیدن ابوالفضل
سال ها پیش باید ابوالفضل رو میدیدم ولی انگار قسمت نبود تا اینکه ابوالفضل به تهران اومد .......
قرار شد از تجریش بریم دربند .
وقتی ابوالفضل رو دیدم انگار شوکه شده بودم انگار تمام بدنم قفل شده بود ، به سختی قادر به تکلم با ابوالفضل بودم !

ابوالفضل به محض دیدنم یک چک به شوخی خوابوند زیر گوشم گفت چطوری تو !
علی گلدبرگ آمد ..........
در تجریش با ابوالفضل و بقیه منتظر علی بودیم که به عنوان نفر آخر قرار بود بیاد !
یه عکس ترسناک از علی داشتم ، از طرفی شوخی های وحشتناکی با هم در دنیای مجازی کرده بودیم ...
عکس مذکور :
با توجه به شوخی هایی که با علی در دنیای مجازی کرده بودیم و با استناد به این عکس و روحیات خشن علی !! همیشه فکر میکردم علی به محض دیدنم برای اولین بار بیاد سمتم و مثل گلدبرگ یک اسپیر بهم بزنه !! تازه اگه کمی رحم بکنه شاید بعد از زدن فن اسپیر از زدن فن جک هامر صرف نظر بکنه !

اتفاقا وقتی که علی من و بچه ها رو دید با سرعت زیادی به سمتمون اومد طوری که خوردن اسپیر دور از انتظار نبود !

ولی خدا رو شکر علی معرفت به خرج داد و فنون رزمی گلدبرگ رو بهم نزد !
خلاصه که این میتینگ یکی از خاطرانگیزترین ها بود چون کسایی مثل ابوالفضل ، میرعلی ، بهنام و هادی و حتی خود هامون رو برای اولین بار بود که در کنار بقیه ی بچه ها می دیدم .
ماجرای من و جمهوری چک و انجمن
2 سال پیش یورو 2012 شروع شد جمهوری چک اولین بازیه خودش رو هجومی آغاز کرد ولی با ضد حمله های روسیه غافلگیر شد و نتیجه اش باخت 4-1 به روسیه شد (سنگین ترین باخت تاریخ چک )
خیلی ها بعد این باخت از خجالتم دراومدند ، ابوالفضل که از خوشحالی بهم زنگ زد و قه قه بهم میخندید !

در بازی بعد چند ساعت مونده بود به آغاز 24 خرداد (روز تولدم) جمهوری چک تونست توی همون 6 دقیقه ی اول بازی به یونان 2 گل بزنه !
.gif)
چک 2-1 یونان رو در شب تولدم شکست داد و چند روز بعد چک لهستان میزبان رو هم زد و به عنوان سرگروه گروه خودش به دور بعد جام ملتها صعود کرد. پستی که بعد از صعود چک توی انجمن دادم خیلی به دلم چسبید !
دیدن دوباره عرفان بعد چند سال ....
عرفان رو بعد از وقفه ای طولانی بعد چند سال دوباره حضوری دیدم واقعا روز قشنگی بود . بچه های انجمن هم که اون روز قرار بود باهم باشیم هیچی بهشون نگفتم تا با یهو دیدن عرفان سورپرایزشون کنم تا این اتفاق براشون شیرین تر باشه ......
داداش خوشحالم که برگشتی و این تاپیک قشنگ رو زدی ......
عرفان
ممنون از عرفان بابت این تاپیک قشنگ ! عرفان جان لطف کن اسم خودت رو هم به نفرات اضافه کن چون بچه ها دوست دارن خاطرات خوب خودت رو هم از انجمن بشنون ....
علاقه مندی ها (Bookmarks)