مقاله طولانیه..اما ارزشش رو داره که براش وقت بزارین..از خوندنش پشیمون نمیشین..قول میدم..
وقتی یه استوری لاین 5 سال تمام طول میکشه و مدام طرفین استوری منتظر یه لحظه برای ضربه زدن به حریفشون هستن..هیچکس نمیتونه این استوری رو بد یا ضعیف بدونه..وقتی یه استوری لاین 5 سال طول میکشه و همچنانم جذابه..یعنی جنسش متفاوت بوده..یعنی یه باخت..یا یه شکست نقطه شروعش نبوده..یعنی یه چیز خیلی بزرگ باعث شروعش شده..و چه چیزی بزرگ تر از انتقام...چه چیزی بزرگ تر خشم..چه چیزی بزرگ تر از نفرت....وقتش زخم سر باز کنه..عفونت وحشتناکی کل بدن رو آلوده میکنه...و در نهایت به زندگیت پایان میده..اما وقتی یه زخم خوب بشه...جاش رو بدنت میمونه..و همیشه این کینه رو به دل داری که چرا نتونستی اونی که بهت زخم زد رو زخم بزنی...انتقام بزرگترین هدف برای زندگی کردنه...وقتی که خشم فوران کنه..دیگه کسی نمیتونه مانعش بشه..نفرت و خشم همون چیزای هستن که جای یه زخم میتونه یاداورش باشه..زخمی که فقط با فروکش کردن خشم و سرکوب کردن نفرت تموم میشه.. نفرت وقتی سرکوب میشه و خشم وقتی فروکش میکنه ...که انتقام بگیری...از اونی که بهت زخم زد..یه روز یه نفر که فکر میکردم دوستم باشه..همه چیزمو ازم گرفت..منم اومدم تا تلافی کنم..اومدم تا همه چیزشو بگیرم....سلامتیش بی ارزش ترین داراییشه!!
پرده اول : سال 2004
تریپل ایچ : سوپراستار نسل سوم ، بیزینس تو رگهاش جریان داره ، اون آینده این کمپانیه، کسی نمیتونه جلوی خواست این مرد رو بگیره ، چون اون هروقت بخواد..میتونه...فقط یه نگاه به این عضلات بندازین...اون آینده این کمپانی نیست..اون خود آیندست..
ریک فلر: من پدرتو میشناختم پسر..همینطور پدربزرگت رو..هردو کشتی گیرهای خوبی بودن..اما هیچوقت به جایی که باید نرسیدن..چون اونا مثل تو نبودن..اهداف بزرگی نداشت..آینده ای نداشتن..اما تو فرق داری..تو رندی ارتنی..کسی که به همه افسانه ها پایان میده..چون اون خودش شروع یه افسانس...افسانه اسطوره کش..
وقتی رندی ارتن به واسطه تریپل ایچ پاشو گذاشت تو رینگ شو راء هیچکس فکرشم نمیکرد که این پسرک جوون انقدر توانا باشه..یه جوون باهوش و زیرک..خیلی زودتر از هانتر و باتیستا خودش رو به عنوان فرد شایسته گروه معرفی کرد و تمام تلاششو کرد تا بتونه خودشو به عنوان استعداد برتر پرو رسلینگ جلوه بده..خیلی زود رفت سراغ بزرگترین حریفی که میتونست پیدا کنه...و چه کسی بهتر از کسی که درد پسرشه!! میک فولی اگه وحشتناک ترین استار وقت نبود..حداقل یکی از اونایی بود که کسی دوست نداشت باهاش درگیر بشه..چون میک فولی فقط یه قانون داشت..قانون درد! هرکسی که میخواست میک فولی رو زمین بزنه باید درد میکشید!! وقتی ارتن سراغ فولی رفت هیچکس کوچک ترین شکی هم نداشت که ارتن خیلی زود شکست میخوره و شاید خیلی زودتر از اونی که باید بازنشت میشه...درگیری با میک فولی دیوانگیه محضه..ولی فراموش نکنیم که فقط یه مجنون میتونه درد فراغ لیلی رو تاب بیاره..ارتن همونقدری که باید درد کشید..حتی بیشتر..خون...اشک..زخم..شکستگی. .اما ارتن به افسانه درد پایان داد..و به پدرش رسید..پیرمردی که نه تا جون داره..ارتن به اندازه هر نه تا جونش باهاش مبارزه کرد و در نهایت فولی رو برد..به افسانه درد و پدرش پایان داد..ارتن خونی و زخمی رفت و رفت اما قهرمانیش رو بالاتر گرفت که همه برق تایتل رو ببینن نه سرخی صورت ارتن رو..
فولی به هر دری زد نتونست از پس ارتن بر بیاد..ارتن با درد آشنا بود..پیرمرد هم دیگه نه تا جون نداشت..زودتر از اونی که باید تسلیم قدرت ارتن شد..بعد از فتح پادشاهی درد..مردان زیادی تلاش کردن تا عنوان ارتن رو به دست بیارن..اما همه یکی پس از دیگری شکست میخوردن..ارتن باهاشون سرشاخ نمیشد..یا 40 دقیقه تمام باهاشون کشتی نمیگرفت..جایی که باید بهشون ضربه میزد..و جایی که لازم بود اونهارو میبرد..ارتن با قوانین بازی آشنایی داشت..حتی فرصت طلب ترین استار تاریخ این رشته ( اج ) هم نتونست از پس ارتن بر بیاد و اون رو شکست بده..حتی با وجود درد!!اما ارتن بیشتر از اینها نیاز داشت..چون تواناییش بیشتر از اینا بود..وقتی میتونست فاتح یه قلمرو باشه..چرا باید محافظش میبود؟ ارتن عنوان خودشو رو واگذار کرد..اون دیگه قهرمان منتخب قاره ها نبود..همه ازش ناامید شدن..اما وقتی که هدف بعدیشو فهمیدن..به جای ناامیدی براش دعا کردن..نه دعای موفقیت و پیروزی...دعای سلامتی..اگه فولی پدر درد بود...این یکی خالق درد بود..گرگی که شکارشو تکه تکه میکنه..کریس بنوا..بنوا تک به تک بزرگان راء رو خورد کرده بود..هانتر با وجود کوهی از حمایت نمیتونست از پسش بر بیاد..مایکلز و گلدبرگ و استاینر و بوکر تی و... هم نتونسته بودن..هیچکس نمیتونست..اگر..ارتن هم نمیتونست.
وقتی قرار شد تا در بزرگترین رویداد تابستان ارتن و بنوا به مصاف هم برن همه منتظر بودن تا بنوا یکی دیگه از اعضای اولووشن رو نابود کنه و خودش رو جاودانه..اما ارتن فرق داشت..چون این حرفه تو خونش جریان داشت..اون میدونست باید چی کار کنه چون با همین هدف متولد شده بود..ارتن اگه میبرد..اگه گرگ رو شکار میکرد..میشد جوانترین قهرمان سنگین وزن تاریخ..میشد گرگ کش..میشد کسی که به افسانه گرگینه پایان داده بود..و شد...ارتن اونقدر پابه پای گرگ جنگید که در نهایت در یه موقعیت عالی مقاومتش رو در هم شکست و سرش رو از بدن جدا !! ارتن قهرمان شد..تاریخ رو نوشت..حالا اون بهترین بود..حتی بهتر از امثال هانتر..حتی بهتر از رکورد دار کسب این عنوان..حتی بهتر از همونی که کولش کرده بود..همه منتظر جشن و پایکوبی بودن..همه شاد بودن..از ردای جدید پادشاه لذت میبردن..هانتر هم دقیقا همونطور که گفته بود..ثابت کرد که بهترین مربی برای ارتنه..و ارتن حالا قهرمانه..و ارتن حالا...حالا..حالا روی زمینه!! هانتر به ارتن حسادت نمیکرد..فقط تنبیهش میکرد...تنبیهش میکرد چون نبیاد ردای اون رو به تن میکرد..تنبیهش میکرد چون اون سوپراستار نسل سوم بود و اسطوره کش...کسی که به افسانه ها پایان میداد...ولی هانتر نمیخواست که حماسش تموم بشه..نمیخواست..پس نزاشت..اون اولووشن رو بر علیه ارتن کرد..ارتن رو زمین زد..ارتن رو ازار داد و ارتن رو خورد کرد..ارتن بدون اونها هم قهرمان بود..اما افعی جوان توان مقابله با همرزم های قدیمیش رو نداشت..پس عوض شد..اونقدر در سبک مبارزش تغییر ایجاد کرد که حتی اولووشن با تمام قدرتش هم حریفش نمیشدن..توی اون جهنم فولادی انقدر خوب بود که هر پنج نفر دیگه برای شکست دادنش متحد شده بودن..در نهایت ارتن همه چیزشو باخت..قلمروش رو ..قهرمانیش رو ..عنوانش رو...تریپل ایچ همه چیزشو ازش گرفت..ارتن رو مصدوم کرد..خونی کرد..ارتن رو شکست..اون به افسانه اسطوره کش پایان داد..چون میخواست کماکان یه افسانه بمونه..چون میخواست قهرمان بمونه..اون همه چیز رندی ارتن رو ازش گرفت..و اون رو خورد کرد...
پرده دوم: سال های 2007 تا 2008
دوری ارتن از قهرمانیش سخت نبود..تلخ نبود..اما آموزنده بود..ارتن یادگرفت که چه طوری یه ارتش رو از پا دربیاره..اگه چندسال پیش فقط به خاطر تعدد دشمناش شکست میخورد..حالا یادگرفته بود که چه طور شکارشون کنه..ارتن حالا نفر به نفر در بدترین موقعیت ها به سراغ حریفانش میرفت و تک به تکشون از پا در میاورد...از هیچ هیله ای فروگذار نمیکرد..چون مردی که همه چیزشو ازش گرفت هم اینگونه بود..ارتن به همون شیوه رفتار میکرد تا به هدفش برسه..و هدفش چیزی نبود جز پایان دادن به افسانه پادشاه پادشاهان.ارتن قهرمانی کمپانی رو خیلی راحت به دست نیاورد..براش تلاش کرد..و تونست..چرا چون اون کسیه که اگه بخواد..میتونه...تک به تک اونایی که مقابلش قرار میگرفتن..از الان دشمنش بودنش..نه حریف..ارتن تک تک حریفاشو زجر کش میکرد..اونقدر آزارشون میداد که در نهایت از نظر روحی خورد میشدن..ارتن حالا دیگه یه اولترا هیل بود....کسی که واقعا نقش یه شکنجه گر رو به خوبی بازی میکرد..کم کم وارد سال 2008 شدیم..سالیکه در اون جان سینا جدید متولد شد..همونی که همین الانشم هست..ارتن کم کم از فیود با شان مایکلز به فیود با بهترین دوستش رسید..بهترین دوست مایکلز و جدی ترین دشمن ارتن..کسی که ارتن کینه ای عمیق از اون به دل داره..کسیکه همه چیز ارتن رو از اون گرفت..تریپل ایچ..
راء حالا سه نفر قهرمان بالقوه داشت..سینا و ارتن و تریپل ایچ..سینا و هانتر مدت ها بود که قدرت رو بین خودشون رد و بدل میکردن..اما حالا ارتن یه مانع جدی بود..ارتن به قدری در این استوری خوب بود که کمپانی ترجیح داد تا مسابقشون در راسل مینیا تریپل ترت مچ باشه..خوب کاملا مشخص بود که هانتر و سینا ترجیح میدادن تا ارتن رو از دور خارج کنن و بعد به سراغ هم برن..اما ارتن ثابت کرده بود که تو مسابقات دو به یک شرایط بهتری داره و فرصت طلبیش به اون امتیاز بیشری برای برد رو میده..در نهایت ارتن با قهرمانی از اون مسابقه خارج شد..همه حتی جیم راس از انتقام ارتن حرف میزدن که به دستش اورد و قهرمانی رو از هانتر گرفت..اما جمله جری لالر هیچوقت از یادمون نمیره..لاولر: انتقام؟ این مرد اسطوره کشه..ولی من ندیدم که تریپل ایچ شکست بخوره؟ اون فقط باخت....همین جمله به خوبی آینده ارتن رو به تصویر میکشید..ارتن از همون راسل مینیا کم کم فیود خودش رو با بزرگترین دشمنش آغاز کرد..ارتن به جای سینا مدام هانتر رو خطاب میکرد..در نهایت هم همه چیز آماده بود تا فیود آغاز بشه..اما اینگونه نشد...مصدومیت ارتن مانع این کار شد...اما این مصدومیت قطعا بهترین مصدومیت تاریخ این رشته بود..چرا؟ چون..
چون ارتن جدید متولد شد..اسطوره کش نه..افعی..رندی ارتن تم سانگش رو عوض کرد..گیمیکش رو عوض کرد..پانت کیکش رو تغییر داد..لقبش رو تغیر داد..ظاهرش رو تغییر داد و با یه کاراکتر جدید دوباره وارد wwe شد..اما کمپانی به هیچ قیمتی نمیخواست این استوری خوب رو از دست بده..پس ارتن از همون ابتدا دوباره به سراغ هانتر رفت..اما اینبار نه تنها..ارتن گروه لگسی رو ساخت..گروهی متشکل از فرزندان استارهای بزرگ دهه نود..ارتن با تیکه به اونها به راء سلطنت میکرد..هرچند همه تصور میکردن که سینا هدف ارتنه اما ارتن تصمیم به نابودی مردی گرفته بود که حالا قهرمان بود..همون قهرمانی که باید دست ارتن میبود و نبود..ارتن باید تمام داشته های هانتر رو ازش میگرفت...همونطور که هانتر اینکار رو کرد...اینبار فقط باید هانتر میبود..بدون دوست..رقیب..حریف..و حتی خانواده..ارتن کاری رو با هانتر کرد که هیچ کس پیش از این جرئت انجامش رو نداشت..و هانتر هم جوابی به ارتن داد که حتی بهترین های این رشته هم به عمرشون ندیده بودن...
پرده آخر : سال 2009 تا 2010
ارتن چلنجر قهرمانی بود..چون کسی شایسته تر از اون وجود نداشت..همه حریفانش رو با زیرکی از سر راه برداشته بود و حالا فقط اون بود و هانتر..در رینگ..اما رینگ کافی نبود...ارتن باید همه جارو برای هانتر جهنم میکرد..حتی زندگی واقعیشو..ارتن اما اینبار به سمت فرمانده یه سپاه حمله نکرد..نه اون دیگه ارتن 2004 نبود که با خامی و بی تجربگی بزنه به دل یه لشکر..اون دونه دونه حامیان هانتر رو نابود کرد..ارتن دائما با هانتر درگیر بود و این مسئله داشت برای هانتر گرون تموم میشد چون مدام از سوی ارتن و گروهش به اون حمله میشد و احتمال مصدومیت برای اون وجود داشت..و اینجا بود که استفانی به عنوان یه مدیر وارد کار شد تا ارتن رو از این قضیه کنار بزنه..اما ارتن به استفانی مکمن رحم نکرد و این زن رو مثل یه پشه له کرد..ضربات سنگین و اون پانچ کینه ایش تا ابد یاد همه میمونه..ارتن کاری رو کرد که هیچکس حتی فکرش رو هم نمیکرد..ارتن دختر رئیس کمپانی رو مصدوم کرد و اون رو تا سرحد مرگ کتک زد....هانتر عملا اونقدر خشمگین بود که میخواست ارتن رو معدوم کنه..اما وینسنت کندی مکمن به عنوان یه پدر و به عنوان صاحب کمپانی وارد کار شد تا بتونه علاوه بر انتقام راه ادامه کار برای ارتن رو مسدود کنه و به این قائله پایان بده...
اما بودن افعی با هر کسی توی رینگ خطرناک بود..فرقی نمیکرد که اون مرد یه رسلر باشه یا مدیرعامل و مالک کمپانی..ارتن همه رو ساقط میکرد..ارتن به پیرمرد زخم دیده هم حمله کرد و جوری اون رو زد که تا چند ماه نتونه راحت راه بره..همه کمپانی در شوکی بزرگ قرار گرفته بودن..مردی که داره مکمن هارو از پا در میاره تا برسه به نفر اصلی...پانت کیکی که وینس مکمن دریافت کرد..تازه شروع کابوس هانتر بود....اینجا بود که استفانی به برادرش نیاز داشت...وارث بر حق پدر..برادر بزرگ و فرزند ارشد..شین مکمن...شین مکمن فقط با یه هدف برگشت..انتقام..استفانی اونقدر پشتش به برادرش گرم بود که نمیتونست اون خنده عریض روی صورتش رو پنهان کنه..اما هانتر کماکان نگران بود..میدونست که ارتن شین رو هم مثل پشه له میکنه و این کارو کرد..شین مکمن هم یه پانت کیک از ارتن دریافت کرد و چندماهی از میادین دور بود...حالا از مکمن ها فقط دخترشون مونده بود..وقتی که استفانی ملتماسنه از ارتن میپرسید که چرا برادرم؟ همه فکر میکردن که ارتن دوباره قراره یکی از اون بلخندهای شیطانیش رو تحویلش بده و رینگ رو با غرور خاصی ترک کنه..اما نه..ارتن به استفانی مکمن آر کی او زد...اون استفنی مکمن رو زد..اون استفانی مکمن رو مصدوم کرد..و حالا فقط هانتر رو میدیدم که با صورت سرخ شده از خشم داره بدو بدو به سمت رینگ میاد و نگاهش پر از خشم و نفرت و کینس..کینه ای بزرگ...همونی که ارتن از مدت ها قبل داشتش..
رند ارتن برای گرفتن انتقام نیاز به برد رویال رامبل داشت..نیاز داشت تا بتونه یه شانس برای به دست اوردن قهرمانی داشته باشه..و اون باید در یکی از شلوغ ترین راسترهای راء این کارو انجام میداد..و تونست..با همون زیرکی خاص و جانفشانی رودز ودیبیاسی تونست هانتر رو حذف کنه و برنده رویال رامبل باشه..اون حالا دست بالاتر رو داشت..حالا که کمپانی حمله اون به وینس مکمن رو دیده بود قطع قصد اخراجش رو داشت..اما ارتن با اوردن چند پزشک و وکیل تونست ثابت کنه که سرش بر اثر انفاجار بمب IED آسیب دیده و به هنگام خشم..اون کنترلی روی حرکات و اعمالش نداره..و با این توصیف اگه بخوان اون رو اخراج کنن..اون هم از کمپانی شکایت میکنه و از همه مهم تر برنامه ریزیشون برای سالگرد پنج گانه راسلمینیا به هم میخوره...اما اوضاع وقتی بهتر شد که هانتر قهرمانی wwe رو به دست اورد..حالا دیگه هیچکس شک نداشت که ارتن هدفی جز هانتر نداره..هدفی جز انتقام...هدفی جز گرفتن هر چیزی که برای هانتر اهمیت داره...
هانتر اما بدترش رو سر ارتن اورد..حمله به ارتن اونم در حالیکه ارتن همسرش رو در آغوش کشیده..هانتر با اسلج همر به خونه ارتن حمله کرد و اونقدر اون رو زد که حدی نداشت..خورد کردن سر ارتن توی کمدش..توی یخچالش..رو اپن اشپرخونش...پرت کردنش از پنجره..کتک زدنش تو حیاط..ضربه های بی شمار اسلج همر...خورد کردن ماشینش..وتهدید همسر و دخترش فقط گوشه ای از جواب هانتر بود..اما ارتن کسی نبود که انتقام رو به راحتی رها کنه..ارتن در شو راء به هانتر حمله کرد و اون رو با دستبند به میدل روپ بست و قصد داشت که با اسلج همر هانتر رو بزنه..که در نهایت استفانی بدو بدو به سمت رینگ اومد تا جلوی اون رو بگیره..اما نتیجش شد دی دی تی خوردن استفانی جول چشم هانتر ..اونم در حالیکه دستاش بسته بود...چه قدر سخت بود که ببینه همسرش..کسی که بهش اهمیت میده داره به سختی آزار میبینه اما نمیتونه کاری کنه..و ارتن پس از دی دی تی یه ضربه سخت با همون پتک به هانتر زد تا یادآوری کنه که هدفش فقط انتقامه..در حالیکه چند روز بعد ارتن مشغول کات کردن پرومو بود..ناگهان مکمن ها و هانتر به ارتن و گروهش حمله ور شدن..و شعله های نبرد بالا گرفت..کینه ای که در نگاه ارتن و هانتر وجود داشت چیز دیگه ای بود که با مسابقه حل نمیشد...اما یکی باید در راسل مینیا قهرمانی رو مال خود میکرد...
پرومو ارتن در ماندی نایت راء قبل از راسل مینیا 25:
من در سن 24 سالگی تبدیل شدم به جوان ترین قهرمان تاریخ wwe..اما این قهرمانی دووم کوتاهی داشت..چون مردیکه الگوی من بود..مردی که خودش رو دوست من معرفی کرده بود..به من پشت کرد..به خاطر حسادت..اون شب تریپل ایچ زندگی منو به گند کشید..پس منم به خودم قول دادم تا زندگی اون رو به گند بکشم..پس در ژانویه گذشته شروع شد..من شانس اینو به دست اوردم که بتونم با تریپل ایچ در بیستو پنجمین سالگرد راسل مینیا رو به رو بشم و تایتلش رو ازش بگیرم...اما این کافی نبود..من باید انتقام میگرفتم..پس من خانوادش رو انتخاب کردم..مکمن ها..من تمام داشته های تریپل ایچ رو ازش گرفتم..داشته هایی که براشون ارزش قائل بود...براش مهم بودن..پس من ضربه سختی بهش زدم..من همسرش رو آر کی او کردم..فکر میکنین که من روی کارام کنترل نداشتم..نه نه نه...من میدونستم دارم چی کار میکنم..در تمام مدت میدونستم..و من میدونستم که تریپل ایچ انتقام میگیره..اون توخونم به حمله کرد..من رو کتک زد..اون دیبیاسی و رودز رو هم با اسلج همر زد...اون دیگه غیرقابل کنترل شده بود..و من این رو میخواستم..چون اگه اون این خشونتی رو که من میخواستم نجام میداد..پس من هم اجازه داشتم تا از همون خشونت علیهش استفاده کنم..حال قراره اون در راسل مینیا به مردی خیره بشه که همسرش رو دی دی تی کرد...تریپل ایچ من همه داشته هاتو ازت گرفتم..به جز تایتلت که این یکشنه ازت میگرمش..
این نفرت انقدر جذاب بود که بزرگترین فن ریکشن تاریخ wwe رو به همراه داشت..70 درصد پلاکارد های ارنا مربوط به این مسابقه میشدن..ارتن یه چهر واقعا جذاب و نفرت انگیز رو ساخته بود..یه چهره واقعا جذاب..و در اون سمت هانتر..مردی که به خاطر خانوادش میجنگید...مسابقه واقعا زیبا بود..مسابقه به شدت شگفت انگیز بود....در همون آغاز مسابقه دو فینیشر ناگهانی..حضور ناگهانی اسلج همر...و عدم دخالت هیچ یک از استارهای دیگه همه شوکه کننده بود...تمامی ضربه ها از روی نفرت بودن..تمامی حرکات..خشن..جذاب..زیبا..چشمگی ر..مسابقه طوری بوک شده بود که به فیود آسیب نزنه..اما در عین حال بتونه یه انتقام شیرین برای هانتر رو به همراه داشته باشه..مسابقه ای پر از سورپرایز...قرار نبود هانتر مرد خوب خدا باشه..به قول مالکوم ایکس : من قصد دارم تا خشونت را با خشونت جواب دهم..و دقیقا هانتر به همین طریق به ارتن رکب زد و دقیقا مثل ارتن از موقعی استفاده کرد و مسابقه رو برد...هرچند که هانتر یه برد خوب رو به دست اورد..اما این استوری تموم نشده بود..ارتن تمام داشته های هانتر رو ازش نگرفته بود...هنوز اون تایتل مونده بود...
ارتن در بکلش در یه مسابقه سیکس من تگ تیم مچ در حالیکه باید در مقابل مکمن پدر و پسر و هانتر قرار میگرفت به لطف بازگشت باتیستا از مصدومیتی که خودش براش به وجود اورده بود..حالا باید در مقابل باتیستا هم قرار میگرفت..هرچند که ارتن کار خودشو کرد..اون کاری کرد که هانتر حتی در صورت دی کیو هم تایتل رو واگذار کنه...مسابقه به شدت جذاب شده بود..نبود ارتن در چند دقیقه ابتدایی به همه این نوید رو میداد که ارتن دیگه تموم شده..اما بازگشت ناگهانیش همه چیز رو به هم زد..و به لطف باتیستا تریپل نباخت..بلکه نابود شد..اشتباه مرگبار باتیستا موجب باخت هانتر و مصدومیت شدید اون شد..یه آرکی او ناگهانی و یا به قول مایکل کول آر کی او فرام نو ور و بعد هم یه پانت کیک که مدت ها بود انتظار هانتر رو میکشید....و همچنین مصدومیت شین مکمن..هرچند باتیستا مدتی بعد قهرمانی رو از ارتن گرفت اما ارتن بازهم به شیوه خودش خیلی راحت قهرمانیشو پس گرفت و دوباره باتیست رو برگردوند به جاییکه بهش تعلق داشت...مریض خونه....کمی بعد دوباره هانتر برگشت..اما دیگه شعله های هانتر نمیسوزوند..هانتر در دبش باخت..در نایت اف چمپیونز هم دوباره باخت..اینبار در مقابل ارتن و سینا..و ارتن که به نظر همه داشت های هانتر رو ازش گرفته بود حالا به سمت سینا رفت و گروهش رو انداخت به جون هانتر و مایکلز..تا یه استوری جدید برای مرد نابود شدش بسازن..
ارتن و هانتر یه استاندارد جدید خلق کردن...استانداردی جدید برای خلق استوری و فیود..استانداردی که قطعا با کارهای مخرب راک و آستین مقایسه میشه..اون هم نه در ادیتود اراء..بلکه در پی جی اراء..حمله به خونه حریف..کتک زدن خانواد..حمله به حریف تو خیابون..سلاخی کردن همسرش جلو چشماش...پرومو های به شدت کوبنده..حمله به یه زن..حمله به مدیرعامل کمپانی..شکستن استخون کتف با پتک....و کینه ای که همچنان آتشش میسوزونه..هرچند انتظار میرفت که استوری ارتن و رالینز هم نوید ادامه این استوری 10 سال رو بده اما انگار همون سال 2009 این فیود تموم شد..فیودی که به جرئت میشه گفت بزرگترین و بهترین فیود و درگیری تاریخ این رشته بود..فیودی که واقعا فیود بود..فیودی از جنس خشم و نفرت...انتقام..
سال 2009 پرومو هانتر و ارتن در رینگ ماندی نایت راء:
هانتر: یادمه وقتی که قهرمان جهان شدی..برای اولین بار..خودت رو اسطوره کش نامیدی..مردی که به افصانه ها پایان میده...و گفتی که میخوای به افسانه تریپل ایچ پایان بدی...اما نتونستی..چرا؟ چون افسانه ها قدرتمندن اما خیلی زود تموم میشن..و این فقط واقعیت ها هستن که باقی میمونن..و واقعیت اینه که من قهرمان wwe هستم و میخوام یکبار برای همیشه به کریریت پایان بدم..به افسانت..به افسانه اسطوره کش..
ارتن: تو؟
هانتر: من همون کسیم که میتونست نابودت کنه..اما بهت رحم کرد...
ارتن: این تمام اون چیزیه که برای گفتن داری؟
هانتر: من قسم میخورم که به افسانه تو پایان بدم؟ چون همه افسانه ها یه روز میمیرن...
ارتن: و چه کسی میگه که اون روز امروزه؟.....
نظر شما چیه؟
این فیود بهترین نبود؟







































پاسخ با نقل قول

اما حتما مث قبلی ها عالیه
![Wassat[1]](images/smilies/w2/wassat[1].gif)


ولی در طول این چند سال اخیر که نظرات اون با بعضی از منتقدان و مجلات معتبر دیگه ی پرورستلینگ مقایسه میکردم،خیلی جاها نظراتش به صورت کامل متفاوت از بقیه بود و نظرات عجیبی رو داده بود.مثالش هم هست.اما به هرحال نظراتش چه خوب و چه بد باشه،من در حد نقدش نیستم


علاقه مندی ها (Bookmarks)