سال 94 ، سال تلخی برای ورزش بود ، سال مرگ و میرهای ناگهانی ، کوچ اسطوره ها به دیار ابدیت.... از بیت لله عباسپور که به
واسطه درخشش تو مستر المپیا قرار بود امسال برای قهرمانی تلاش کنه تا کاپیتان هادی نوروزی که خبر قوتش دنیا رو روی سرم
خراب کرد.... از اینها که بگذریم فوت رضا خوان احدی و همایون خوان بهزادی غم انگیز بود، پیشکسوت هایی ک دیگه بین ما
نیستن..... با شروع سال 95 انظار میرفت این روزهای تلخ رو کم کم فراموش کنیم..انتظار داشتیم که حوادث خوب و لذت بخش باعث
از یاد برد تلخی های پارسال بشه...اما...اما نشد... برد در مقابل رقیب سنتی ( استقلال ) در روز دربی دل 30 میلیون هوادار رو شاد
کرد..رفتن به صدر جدول با معجزه هادی...همه چیز به کام پرسپولیس بود....اما در عین ناباوری مهرداد اولادی درگذشت ..هنوز چند
دقیقه از مرگش نگذشته بود که عکس العمل ها به فوت مهرداد آغاز شد...اکثر پرسپولیسی ها محزون بودن..هرچی باشه مهرداد
بازیکن ما بود...تو دربی برامون گل زده بود..خودش بازیکن مکتب پروین میدونست..اما کیه که ندونه پوشیدن پیرهن رقیب چه گناه
نابخشودنیه پیش طرفدارای سرخ آبی....مهرداد آبی پوش شد و رفت....دل تیفوسی های پرسپولیس پر بود.....از دست هاشمی
نسب..از دست انصاریان..از دست نیکبخت..از دست قاضی و حالا هم از دست مهرداد..رفت و گفت : از بچگی استقلالی بوده و
سرخ پوش شدنش از سر ناچاری، گلش تو دربی هم شانسی بوده و مجبور بوده خوشحالی کنه!!! هرچند دل قرمز ها رو شکست
اما آبی ها هم زیاد دوسش نداشتن..تو استقلال نسبتا بحران زده اون فصل مهرداد نتونست پر فروغ ظاهر بشه و رفت...... دل سرخ
ها همچنان از دستش پر بود..وقتی فصل بعد پرسپولیس وارد بحران مدیریتی شد اون 6 نشون دادن مهرداد دیگه به چشم
نیومد.مهرداد خودش و به آب و آتیش زد تا از پرسپولیسی ها طلب بخشش کنه ، مدام میگفت به خاطر تیم ملی رفته استقلال،
همین حرفش باعث شد تا همون معدود آبی هایی هم که دوسش داشتن رهاش کنن....از طرفی اکثر پرسپولیسی ها ازش متنفر
بودن.... هر پستی که مهرداد تو اینستاگرامش میزاشت مساوی بود با فحش خوردنش از طرف سرخ آبی ها ( بیشتر قرمز ها).. با
این حال مهرداد بازم گفت که عشق اول و آخرش پرسپولیس بوده و هست و کمال احترام نسبت به استقلالی ها اما آبی پوش
شدنش یک اشتباه بود...هرچند این حرفش چیزی رو عوض نکرد...نشون دادن پیرهن سرخش بعد از گلی که به پرسپولیس زد هم
چیزی رو عوض نکرد...حتی حمایت تمام قد جواد کاظمیان و مهرزاد معدنچی هم چیزی رو عوض نکرد..مهرداد همیشه مورد نفرت
واقع میشد...تا اینکه یه بعد از ظهر خبر فوتش همه جا پخش شد...همون موقع بود که تازه به خودمون اومدیم و دیدیم چه قدر مهرداد
مظلومانه رفت...چه قدر ما سرخ ها آزارش دادیم..هرچند دلمون رو شکست اما هنوزم با اون
پیرهن جگوار خاطره داریم....تازه
یادمون افتاد مهرداد تو دربی برامون گل زده..یدمون افتاد برای حمایت از تیم محبوبش اومده استادیوم...خیلی چیزها تازه دیروز
یادمون افتاد...اما چه فایده..مهرداد رفت...مهرداد دیگه بینمون نیست...رفت کنار رفیش...رفت کنار کاپیتان...ما موندیم یه دریا
غصه..م مونیدم یه دریا غم..صادقانه بگم برد دربی به کاممون تلخ شد...اما ناراحتی اصلی از دست خودمونه...چرا هیچوقت
نبخشیدیمش ؟..چرا هر وقت جواد کاظمیان ازش حمایت میکرد حتی اقا جواد رو هم فحش میدادیم؟ چرا هروقت از پرسپولیس حرف
میزد با تمام وجود بهش توهین میکردیم؟...دیگه فرصت جبران نیست...بلکم کاپیتان بتونه از دلش در بیاره...
با همه اینها، وقتی آقا جواد دیروز گفت : انقدر اذیتش کردن ، بهش فشار اوردن که بالاخره کشتنش .... بعدا خیلی چیزا رو میگم.
سرمو از خجالت انداختم پائین.....ای کاش وقتی زنده بود بهش میگفتیم بخشیدیمش.. ای کاش بهش میگفتیم هنوز دوست
داریم...ای کاش اون پوسترهاش رو پار نمیکردیم ، ای کاش یه بار دیگه برامون گل میزد و بعدش مثل همیشه پشتک میزد..ای کاش
..ای کاش ... ای کاش...ولی مهرداد رفت....افسوس...افسوس ...افسوس..

روحت شاد مهرداد جان...
علاقه مندی ها (Bookmarks)