مـار 2 متر و نيم در اتاق خواب يك شهروند تهراني
[align=center][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/align]
به گزارش ايسنا، با گزارش وجود يك مار در يك واحد مسكوني به ستاد فرماندهي آتش*نشاني تهران، آتش*نشانان ايستگاه 45 به محل اين حادثه واقع در شهرك دانشگاه در جاده مخصوص كرج اعزام شدند.
بهمن جهانشيري، فرمانده آتش*نشانان اعزامي به اين عمليات، گفت: يك مار به طول تقريبي 2متر و نيم در گوشه*اي از اتاق پنهان شده بود كه آتش*نشانان ايستگاه 45 با ابزار مارگيري در كمتر از 10 دقيقه اين جانور را به دام*انداختند.
وي با اشاره به اينكه وزن اين مار در حدود پنج كيلوگرم است، افزود: به شهروندان توصيه مي*شود كه با ديدن حيوانات وحشي مانند روباه، سمور، مار و... در اطراف محل سكونت خود، از هر گونه اقدام خودداري كنند و بي*درنگ موضوع را از طريق تلفن 125 به ستاد فرماندهي آتش*نشاني اطلاع دهند.
RE: مـار 2 متر و نيم در اتاق خواب يك شهروند تهراني
یک اطفاقی از این بدتر واسه من چند سال پیش افتاد الان که یادم میاد مو به تنم راست میشه توی تاییک چه زمانی خیلی ترسیدید با یک همچین اسمی خاطرش رو گفتم.... خاطره که نبود سکته بود....:10:
RE: مـار 2 متر و نيم در اتاق خواب يك شهروند تهراني
آقا فريبرز خوب نظر ميدي مارو تو كف نزار بقيشم بگو :4:
RE: مـار 2 متر و نيم در اتاق خواب يك شهروند تهراني
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Omid.Taker
آقا فريبرز خوب نظر ميدي مارو تو كف نزار بقيشم بگو :4:
بابا چند سال پیش یک جایی اطراف شیراز هست اسمش قلات هست رفته بودیم اونجا مثلا تفریح (به دلم شد خون) یک ابشاری داره خیلی بزرگ و قشنگه اقا نزدیکیاش یک بساطی پهن کردیم نشستیم بعد از اینکه یکم ورق بازی کردیم و غذا خوردیم (تا اینجاها جاتون خالی) بعدش پسرخالم و یکی دیگه از اشنایامون رفتم که پاشنون رو بزارن تو اب ما هم که گرفتیم بخوابیم بعد چند لحظه دیدم یک چیزی گفت تلپ افتاد رو شکم من بدبخت پسرخالم داد زد گفت اصلا تکون نخور که یک مار ریزه پیزه افتاده رو شکمت من که خدا و پیغمبر رو اورده بودم رو زمین از ترس تو خودم زرد کرده بودم رنگوروم هم سفید شده بود (اونا بعد واسم تعریف کردن) نمیدونستم چی کار کنم مار انگاری جا خش کرده بود دیگه خلاصه یک 2.3 دقیقه بعدش ماره رفت این زمان واسه من انگار 2 سال گذشت واقعا از ترس نمیدونستم چی کار کنم خلاصه ماره که ول کرد رفت من فقط داد میزدم و زجه خلاصه همین بود ولی 100 برابر بدتر از این مرگ رو جلو خودم دیدم. بعدشم ول کردیم برگشتیم شیراز و اونا هم هی منو با این موضوع عصبانی میکردن خلاصه همین بود دیگه هم غلات نرفتم تا همین 1 ماه پیش..........الان هم تنها جونوری که ازش ترس دارم ماره حتی دیگه توی نمایشگاهاش هم نمیرم تا قبل از این جریان هر نماشگاهی میومد میرفتم ولی الان خیلی ازش میترسم....
خدا نصیب دشمن ادم هم نکنه......
RE: مـار 2 متر و نيم در اتاق خواب يك شهروند تهراني
[align=center]واقعا مار خیلی حیوون بی نامــ وسیه :4: .
اسمش که میاد گلاب به روتون دست به آبم
میگیره :4: !![/align]