دو مردی که منچستریونایتد را ساختند
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
سر الکس فرگوسن توانست رکورد سر مت بازبی را بشکند و بیشترین دوران حضور روی نیمکت منچستریونایتد را داشته باشد.
کاری که این دو نفر برای منچستریونایتد انجام داده اند را دشوار بتوان ارزیابی کرد و به سختی بتوان آنها را از هم جدا کرد. این دو نفر فلسفه مشابهی درباره نحوه ساختن یک باشگاه و شیوه قهرمان کردن آن داشتند. آنها با سبکی بازی می کردند که دل هواداران در سرتاسر دنیا را ربود و یونایتد را بزرگ ترین باشگاه سیاره ساخت.
اما تصور نکنید این شغل برای آنها هرگز آسان بوده است.
سر الکس رکورد سر مت را شکست و طولانی ترین حضور روی نیمکت یونایتد را رقم زد.
برخی تصور می کنند سر الکس پس از ساختن تیم هایش می توانست آسوده خاطر بنشیند و به تماشای افتخارات تیمش بپردازد؛ اما هرگز چنین چیزی را باور نکنید.
به عنوان فردی که بخش زیادی از عمر خود را صرف بازی و تماشای دیدارهای یونایتد کرده ام، می دانم که در باشگاه چه خبر است. هنوز هم پس از یک شکست می روم و قدم می زنم، هرچند که مدت هاست این اتفاق نیفتاده و مردم از من می پرسند چه خبر شده است؟
سر الکس هر روز با فشار زندگی می کند و این اتفاق 24 سال است که می افتد و او هنوز هم با یونایتد موفق است.
او را از نزدیک دیده ام که در جشن ها و میهمانی های بازیکنان، فرد اول مراسم است. اما فردا او به آنها می گوید در ترکیب یونایتد جایی ندارند، یا در انتهای فصل می گوید دوران بازی آنها در یونایتد سر آمده است.
بازیکنان او را مانند پدر خود می دانند. اما این برای سر الکس چقدر دشوار است؟ او هرگز اوضاع را شخصی بررسی نکرده و همیشه به دنبال بهترین کار برای منچستر بوده است.
وفاداری بازیکنان به او نشان می دهد آنها درباره اش چه فکری می کنند.
به اندرسون بنگرید، که اخیرا قرارداد جدیدی امضا کرده است. او از برزیل به پرتغال و سپس به منچستریونایتد آمده و طوری صحبت می کند انگار هرگز قصد ترک این جا را ندارد.
من جاک استین، بیل شنکلی، سر مت و سر الکس را می شناسم. روش نگرش آنها به فوتبال و مردم بسیار شبیه به هم است.
آنها همه پس زمینه های مشابهی دارند و زندگی بسیار سخت کوشانه خانواده هایشان شخصیتشان را شکل داده است.
در جوانی سر الکس می دانستم که او تا حدی از جاک پیروی می کند که اگر جاک به رستورانی برود، سر الکس را پشت میز کناری خواهد دید.
او بسیار از جاک آموخت و سپس در اولدترافورد، سر مت بسیار از او حمایت کرد.
هر دو نفر انگاره های مشترکی درباره دادن فرصت بازی به جوانان دارند و سر الکس هنوز هم همین طور است.
آنها همچنین فوتبال تهاجمی را می پسندند.
آنها تیمی می ساختند که هرگاه نیاز بود بازی را می برد.
کافی است به رویکرد سر الکس به بازی اخیر با آرسنال در اولدترافورد بنگرید. او خط میانی فشرده ای به میدان فرستاد و مانع بازی آرسنال شد.
سر الکس در آخرین روز سال جاری 69 ساله می شود، اما از شور و شوق او برای فوتبال ذره ای کاسته نشده.
مردم درباره بازنشستگی او صحبت می کنند و من همیشه به یاد سه گانه او در سال 1999 هستم، به ویژه آن پیروزی باورنکردنی در فینال لیگ قهرمانان که تدی شرینگهام و اوله سولشایر در دقایق تلف شده گل زدند تا بایرن مونیخ را دو بر یک ببرند.
او در سال 1968 زیر نظر سر مت فاتح جام باشگاه های اروپا شد و می توانم بگویم این دو دستاورد به اندازه ای برابر باعث شادی من شدند.
به نظرم آن زمان بهترین زمان برای بازنشستگی او بود.
اما حالا ما این جاییم؛ 11 سال بعد و او هنوز هم دارد با قدرت به پیش می رود.
همیشه می خندم هنگامی که به زمانی می اندیشم که او گفت قصد بازنشستگی دارد و کتی، همسرش باعث شد نظرش را عوض کند.
کتی طرفدار سرسخت فوتبال نیست. او تنها نمی خواست همسرش مانند بازنشسته ها صبح تا شب در خانه باشد!
اما روزی اندوهگین فرامی رسد که او با سری بالا و به عنوان قهرمان اولدترافورد را ترک خواهد کرد.
او همچنین اطمینان حاصل خواهد کرد که جانشینش، بینوایی که مجبور است سبک او را دنبال کند، تیمی عالی در اختیار داشته باشد.
