::. بهترین سکانس های فیلم « جدایی نادر از سیمین » .:: ویژه Iwe
سلام .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
همینطور که از عنوان تاپیک میبینید بهترین سکانس های جدایی نادر از سیمین از نظر خودم رو جدا کردم و برای شما میخام قرار بدم . باز کسی سکانس مد نظر داشت که من نگفته باشم رو میتونه تو تاپیک اضافه کنه . امیدوارم تاپیک خوبی باشه .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
1. سکانس در دادگاه
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اولین سکانس ، سکانس آغازین فیلم هست . سکانسی که فیلم به نوعی معرفی میشه به مخاطب . توی این اپیزود دو نفره ی نادر و سیمین ، بحث اختلافات و دلیل جدا شدن از من عنوان میشه که قاضی که البته توی کادر نیست و نمیبینمیش حق رو به نادر میده . در این سکانس به صورت خیلی عالی اصغر فرهادی کاراکترهای نادر و سیمین رو رو میکنه . کاراکتر نادر شخصیتی هست که به خاطر پدرش و اطمینانی مبنی بر اینکه دخترش اینجا هم ( در کشور ایران ) میتونه رشد کنه پای حرفش هست و کاراکتر سیمین شخصیتی هست که یک جوری از آینده ی دخترش ترس داره و قصد داره فقط هر طوری که شده به هدفش یعنی بردن دختر به خارج از کشور برسه که با صحبت هایی که قاضیه میکنه یه جوری تایید میکنه حرفای نادر رو این اپیزود دو نفره به پایان میرسه .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
2. سکانس درگیری نادر و مرضیه
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اما به نوعی اتفاقات از این سکانس شروع میشه . تا به قبل از این سکانس فیلم روی روال معمولی پیش میرفت و مخاطب باید میدید که سیمین قسط رفتن رو داره . اما با این سکانس پرونده ی جدیدی به غیر از جدایی نادر از سیمین باز میشه . اون هم پرونده ی قتل بچه ی توی شکم مرضیه توسط نادر . این سکانس دیالوگ های بسیاری اعتقادی داره . دیالوگ هایی که مرضیه به کار میبره همه دیالوگ هایی هست که به صورت اعتقاد و دین و مذهب زده میشه . دفاع کردن ا زخود فقط از طریق قسم ها نه از طریق منطق . در این سکانس نادر رو شخصیتی خونسرد و حق به جانب میبینیم و مرضیه رو شخصیت مظلوم واقع شده و به گونه ای که برای تثبیت کارش مدرکی نداره . این سکانس هم خیلی در فیلنامه ارزشه به سزایی داشت و در ادامه ی فیلم از این سکانس بسیار استفاده شده .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
3. نادر و مرضیه و حجت در دادگاه
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
در این سکانس و میشه گفت اپیزود 4 نفره قاضی ، نادر ، مرضیه و حجت ، معیار ساخته ی اصغر فرهادی به گونه ای دیده میشه . حجت و مرضیه در یک طرف با اعتقادات و داشتن مشکلات جدا و نادر هم در طرفی دیگه . در این سکانس به مخاطب نشون داده میشه که حجت و مرضیه توسط مشکلاتی که دارن از قبل این بار به خاطر اعتقاداتی که دارن سعی ندارن این فرصت رو از دست بدن و اصلاً کاری با منطق و علم تثبیت کارشون ندارن . اون ها یک بچه ی مرده رو بهونه کردن و به گونه ای میخان حقشون رو از این جامعه که براشون ( برای حجت ) مشکلاتی رو پدید آورده بگیرن . اما طرف دیگه نادر با منطق و علمی که داره به گونه ای ورقو بر میگردونه و .... اصغر فرهادی در این سکانس کاملاً علم فیلنامه نویسیه جهت دار رو به تمام کارگردان های سینما یاد میده و این سکانس بیشترین عملکرد و موفقیت رو در این فیلمنامه داشته به خاطر بیان اصل و نکته ی اطف ساخته .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
4. سکانس خود زنی و بیان مشکلات حجت
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این سکانس کاملاً تایید کننده ی سکانس قبل . اینجا همه چی برای مخاطب بازگو میشه . مشکلات یا همون عقده های درونی حجت رو میشه و دلیل اینکه صفت و سخت به دنبال حقشه هم برای قاضی و نادر و مخاطب به گونه ی خیلی دقیق بیان میشه . این سکانس همینطور که دیالوگ های بسیار زیبا و با مفهومی داره ، ری اکشن های معناداری هم درش وجود داره . دیالوگه حجت به قاضی که " من روز از حبس میترسونی ؟ برو از خدا بترس " دیالوگیه که یک قاضی رو زیر سوال میبره و این نه تنها بردن قاضی زیر سوال بردن یک جامعه زیر سواله . توی این سکانس معنادار حتی تفاوت نادر و حجت ( مشکلات یک فردی که در جامعه موفق نبوده ) هم از زبان خود حجت بیان میشه و منطقی نبود حجت و با علم بودن نادر هم در سکانس با دیالوگ ها و حرکت هایی که شهاب حسینی انجام میده برای بیننده بازگوی همه چیه .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
5. درگیری نادر و سیمین در آشبزخانه
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این سکانس کاملاً بر میگرده به پرونده ی اول فیلمنامه یعنی جدایی نادر از سیمین . دلیل های جدایی رو با دیالوگ های بسیار معنادار و زیبا برای مخاطب در این اپیزود باز گو میشه . به دیالوگ هایی که مفهوم کل پرونده رو منتقل میکنه توجه کنید . : سیمین : " داره تهدید میکنه " ، " اگه فردا زد تو راه مدرسه بچت رو کشت چی ؟ " ، " اومدم تکلیف بچم رو روشن کنم " و ... توی تمام دیالوگ ها سییمین نشون میده که ترس از آینده ی بچش حتی اون رو قانع کرده که نادر مرتکب قتل شده ، حتی میخاد سره ته قضیه رو هم بیاره و نادر رو مجاب کنه که وضعیت رو با خانواده ی حجت حل کنه ( پول دیه دادن ) و اگر این اتفاقات نیوفتاد ترمه رو باخودش ببره خارج . و نادر هم تمام صحبت هاش مبنی بر اینه که اگه اون تصمیمات عجولانه برای جدایی رو نمیگیرفت این اتفاق ها نمیوفتاد . این سکانس نتیجه گیری نشون دادن تمام و کمال کاراکتر ها به مخاطب رو داره و نشون میده که شخصیت ها چقدر میتونن توی تغییر فیلمنامه تاثیر داشته باشن . این سکانس هم میتونه یکی از بهترین سکانس ها باشه .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
6. سکانس دادن دیه توسط نادر در خانه ی حجت
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این سکانس میشه گفت تکمیل کننده ی پرونده ی قتل و مشکلات خانواده ی نادر با حجت هست . نادر قبول کرده که به حرفای سیمین فقط به خاطر آینده ی دخترش گوش کنه و اون یکم ترسی که از آینده ی دخترش داشت رو بهش خاتمه بده . اما واقعاً بر اساس اظهارات مرضیه که بچه رو نادر نکشته میتونه سکانس هیجانی باشه . اینجا مرضیه و سیمین از قضیه باخبرند و نادر نمیخاد با دادن دیه خودش رو قاتل معرفی کنه و از حقش دفاع نکنه . به این صورت با یه تیر دو نشون میزنه و پای رو اعتقادات مرضیه و خانواده اش میزنه تا برای اینکه ثابت بشه اون قتل رو مرتکب شده قسم بخوره . نادر " یه خواهشی داشتم اگه میشه . خانم شما آدم معتقدی هستید . یه قرآن بیارید قسم بخورید من باعث افتادن بچه ی شما شدم " . این دیالوگ تمام زهر دانشیه نادر رو به خانواده ی با اعتقاد حجت و مرضیه میزنه . در این سکانس پیروز شدن علم و دانش بر اعتقاده که خیلی از موفقیت ها در جشنوار های غرب هم به خاطر همین نتیجه گیری ساخته ی اصغر فرهادی هست . سکانس بسیار جالبیه این سکانس .
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
سکانس های خوبه دیگه ای هم بود مثل سکانس های خود زنی حجت در اتاق ، سکانس پایانی فیلم که ترمه باید از بین پدر و مادرش یکی رو انتخاب کنه . سکانس های نادر و ترمه . و ....
بازم اگه سکانسی بوده که من توضیح ندادم رو میتونید بیاید و بگید .
قربانتان