>->->-> ابومسلم خراسانی <-<-<-<
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
به نام خدا
مقدمه :
نام اصلی او بهزادان بود ، فرزند دلیر ونداد که به توصیه ی یکی از بزرگان بنی عباس ( ابراهیم ) تغییر نام داد و راهی خراسان شد تا جنبش ضد اموی رو رهبری کنه .
×-×-×
ابومسلم وقتی در سنین جوانی بود ، خلافت بر عهده ی مروان بود ، ظلم فساد و حتی درگیری های داخلی و اختلافات داخلی میان خود حاکمان اموی به شدت زیاد بود .
دو قبلیه ی مضری و یمانی در خراسان بودند و هر کدوشمشون که به خلافت میرسید افراد طایفه ی خودش رو به درجات بالا میرسوند و طایفه ی دیگر رو از عرصه ی سیاسی کشور دور میکرد
حالا در این بین بزرگان بنی عباس خراسان رو یکی از گزینه های مناسب برای شروع جنبش ضد اموی میدونستن بنابراین سالیان سال بود که ماموران و افراد خودشون رو میفرستادن اونجا تا مردم رو به سمت خودشون راهنمایی کنن و بتونن حکومت رو در دست بگیرن .
ابومسلم در کوفه با ابراهیم آشنا میشه و رهسپار خراسان میشه.
دلیر ، شجاع ، جسور و بی پروا ، طولی نمیکشه که مردم که از ظلم و فساد امویان خسته شدن ، با ابومسلم دست بیعت میدن .
این دعوت همینطوری ادامه داشت تا روز موعود فرا رسید ، در روستای سفیدنج ( از توابع مرو ) پرچم سیاه برافراشته شد و دعوت برای پیوستن به عباسیان آشکار شد
بعد از مدت 7 ماه ، افراد بسیار زیادی به جنبش ابومسلم پیوستن و به این ترتیب سیاه جامگان برگ جدیدی بر تاریخ ایران اضافه کرد
( دلیل سیاه جامگان خوانده شدن ابومسلم و افرادش به خاطر جامه ی سیاهی بود که میپوشیدند ، پرچمشان نیز سیاه بود ) .
پایان قسمت اول ...
××××
آپدیت میشه ...