[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
استون کلد:خوش آمدید به برنامه ی من امیدوارم لذت ببرید.مهمان این برنامه دین امبروز قهرمان کنونی WWE میباشد.خب امبروز تو توی Cincinnati بزرگ شدی.درمورد خانواده ات برامون بگو.
امبروز: بله من در Cincinnati به دنیا اومدم.پدر من همیشه بیرون از ایالت بود و کلا پیش ما نبود.من پیش مادر و خواهرم در یک آپارتمان زندگی میکردیم.مادرم هرشب کار میکرد به همین خاطر من و خواهرم یاد گرفتیم که چطور روی پای خودمون بایستیم و زندگی کنیم.ما واقعا مستقل بودیم.مثلا ما خودمون ماکارونی و پنیر درست میکردیم.ما بیشتر توی خیابان ول بودیم.مردم را میدیدیم و مدل زندگی آن ها را بررسی میکردیم.بهشون کاری نداشتیم و کار خودمون را میکردیم.اینطوری بود که ما خود مختار شدیم.
من از مدل تربیت شدنمان خیلی خوشحالم و در واقع خودمان ، خودمان را تربیت کردیم.پدرم که برای کار همیشه بیرون از شهر بود.البته اخیرا مادرم از کارش در کارخانه بیرون اومده و این بزرگترین دست آورد زندگی منه.
آستین: پس تو کودکی شادی داشتی؟
امبروز:آره من خیلی خوب بچگی کردم.من توی مدرسه هم خوب بودم و دوران مدرسه خیلی آسون برای من گذشت.
آستین:از کی به کشتی کج علاقه مند شدی؟از همون اول عاشق کشتی کج بودی؟
امبروز:من یادم نمیاد که چه زمانی کشتی کج چیز مورد علاقه ی من نبود.در واقع من همیشه عاشق کشتی کج هستم.جهان کشتی کج برای من یه چیز عالی بود.جهان عالی که قهرمان ها میزدند آدم های بدو ناکار میکردند.جهانی که تو دوست داری توش باشی وقتی جلوی تلوزیون نشستی و داری میبینی.
من دوران هالک هوگان را از دست دادم و وقتی شروع به دیدن کشتی کج کردم برت هارت همه کاره بود.من همیشه برت هارت را دوست داشتم و قهرمان بچگی من بود چون واقعا کارش درست بود.استقامت و دلاوری او همیشه روی من تاثیر میذاره و خیلی روی سبک من تاثیر گذاشت.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
من همیشه در ذهنم احساس میکردم که میتونم یک کشتی کج کار خوبی بشم اگه فرصتش پیش بیاد.وقتی که بزرگتر شدم این حس در من قوی تر شد و تبدیل به یک هدف شد.دیگه فقط به تلوزیون بسنده نکردم و از مغازه ها نوارهای کشتی کج را میدزدیدم.حالا که دیگه گفتم باید بگم من توی جوانی از مغازه ها نوار میدزدیدم.من واقعا از فروشندگان عذر میخوام ولی دیگه این اطراف نیستند که بتونم پولشو پرداخت کنم.
من نوارهای کمپانی های ژاپنی هم برمیداشتم.در مورد NWA و WCW یاد میگرفتم و همه ی مجله های کشتی کج را میخوندم.کلا هرچیزی که به کشتی کج ربط داشت.من عاشق ECW بودم و فکر کنم 12 یا 13 سال داشتم که با این کمپانی آشنا شدم که زمان درستی بود.
آستین:من بارها و بارها تری فانک را در تو دیدم.به نظر من همین علاقه ی تو به ECW موجب شده توی کاراکتر خودت از شخصیت تری فانک استفاده کنی.
امبروز:من عاشق ECW فانک بودم.وقتی فانک توی ECW بود من واقعا عشق میکردم.
آستین:کی مربی تو بود؟
امبروز: Cody Hawk توی مدرسه ی Les Thatcher در اوهایو بود.اون یه کمپانی کوچک به اسم HWA داشت.من برای دو سال زمین جارو میزدم و پاپ کورن میفروختم تا اینکه 18 سالم شد و میتونستم تمرین کنم.من میدونستم که شاید پولدار و مشهور نشم ولی تصمیم گرفتم بدن خوبی بسازم چون میدونستم کشتی گیر خوبی میشم.وقتی به بدن خوبی رسیدم فهمیدم که الآن زمانشه.اطراف سال 2008 بود و هدف من هم از همون ابتدا WWE بود.من راو را نگاه میکردم و به خودم میگفتم من به اندازه ی کافی خوب هستم که اونجا با جان سینا مسابقه بدهم.من میدونستم که لیاقت اینو دارم که جزوی از راستر WWE باشم.
تااینکه Joey Mercury به یک آشنا توی WWE گفته بود بیا یه چیزی رو ببین.فکر کنم یک ویدئو از مسابقه ی من بوده.من اونموقع توی خانه ی دوستم در فیلادلفیا زندگی میکردم و در Northeast کشتی میگرفتم.من یک تماس با کد 203 داشتم.تلفن را برداشتم و Ty Bailey صحبت کرد که الآن دیگه در WWE نیست.من اول فکر کردم یکی داره باهام شوخی میکنه برای همین بهش فحش دادم.ولی یک ساعت بعد Mercury بهم زنگ زد و فهمیدم این پیشنهاد واقعیه.بعد از اون ما به جایی رفتیم به نام FCW که مثل NXT الآن نبود ولی یه چیزی تو همین مایه ها بود.اولش با خودم گفتم ما رو آوردند به یک جزیره توی ناکجا آباد و با یک مشت بچه تمرین میدند.اولش واقعا ناامید شدم و مثل این بود که یکی یک میله توی شونه ام فرو کنه. ولی بعد عادت کردم.
من از برنامه هایی که توسط Dusty Rhodes نوشته میشد خوشم میومد.من دوتا برنامه در فلوریدا با ویلیام رگال و ست رالینز داشتم که خیلی بهش افتخار میکنم.
اجرای پرومو برای من عجیب بود.من همیشه فکر میکردم ما در FCW خیلی راحتیم چون نیاز نیست مثل راستر اصلی پرومو کات کنیم.من هیچوقت فکر نمیکردم پروموها از قبل برنامه ریزی شده باشه ولی وقتی برای اولین بار دیدم واقعا تعجب کردم.
آستین:آیا این بیزنس برای تو واقعیه؟
امبروز:اینجا هیچ چیزی دروغ نیست.هیچ چیزی درمورد کارهایی که من کردم تا به چیزی که الآن هستم برسم الکی نیست.
آستین:ایده ی گروه شیلد مال چه کسی بود؟
امبروز:همه اش سازمان یافته بود.هرگز چیزی نبود که خواسته ی ما باشه یا هرچیزی.همین بود که موجب خاص شدن این گروه شد.ما همه سعی کردیم که این یک گروه خاص بشه و تلاشمون هم جواب داد.
آستین:به نظر من WWE خیلی زود گروه شیلد را جدا کرد.
امبروز:نه به نظر من بهترین زمان بود.به نظر من ما با این گروه تا جایی که میتونستیم بالا رفتیم.ما همه رو نابود کردیم و دیگه کسی نبود که مقابل ما بایسته.ما WWE به فرمان خود درآوردیم و کسی انتظار اینو نداشت.هیل ترن ست رالینز یکی از بهترین ها در تاریخ بود.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ما اینجا در WWE کارهایی را به عهده میگیریم که واقعا به هر آدمی چنین شانسی داده نمیشه.ما میتونیم الهام بخش آدم هایی باشیم که زندگی سختی دارند.میتونیم بچه ها را شاد کنیم و به مردم کمک کنیم.همه ی کار ما اینه که لبخند را به صورت مردم بیاریم.
آستین:بذار ازت درمورد رسلمنیای 32 سوال بپرسم.در مورد مسابقه ات با براک لسنر.چه فکری میکردی؟
امبروز:من به رینگ رفتم و کل اون شب را خراب کردم.وقتی داشتم به رینگ میرفتم هیچ فکری نداشتم که چه خواهد شد و کلا هیچ نقشه ای نداشتم.میدونی چرا گفتم کل شب را خراب کردم.چون در نظر داشتم یک مسابقه ی عالی و رویایی بشه.
اگه بخوام کاملا صادقانه بگم ، براک لسنر نمیخواست هیچ کاری برای مسابقه بکنه.من ایده های دیوانه وار کننده ای برای مسابقه داشتم که مسابقه بزرگ بشه ولی با یه آدم تنبل (منظور لسنر هست) روبرو شدم.ما رفتیم توی رینگ یکم همو با وسایل زدیم و بعدش من چندتا سوپلکس خوردم و بعدم اومدیم بیرون.ولی در کل خوب بود.
آستین:کمربند WWE چه معنایی برای تو داره.شخصا.
امبروز:به نظر من نماد اینه که تو خودت را باور کردی و هیچکس نمیتونه به تو اخم کنه.نماد اینه که تو الهام بخش آدم های دیگری.من در موقعیتی هستم که خیلی اونو جدی گرفتم.بیشتر کار ما با بچه هاست ولی من بازم خیلی جدی گرفتم.
آستین:رابطه ات با وینس مکمن چطوره؟
امبروز:عالیه.خیلی از مردم اونو یک آدم ترسناک جدی میدونند یا فکرهای بدی درموردش میکنند ولی به نظر من خیلی راحت میشه باهاش صحبت کرد.من فکر کنم وینس مکمن فهمیده که من کی هستم و به نظرم ، من استار مورد علاقه ی وینس مکمن هستم.اینو تایید نمیکنم ولی فقط میدونم.
آستین:نظرت درمورد جدایی برندها چیه؟
امبروز:من عاشقشم.اینجوری همه ی ما روزهای بیشتری میتونیم توی خونه باشیم که برای سلامتیمون هم خوبه.من از اینکه سرگروه اسمکدان هستم خوشحالم.البته من مثل جان سینا نیستم و اون خیلی بیشتر نفوذ داره ولی من با بقیه صحبت میکنم و باهم خوش و بش میکنیم.از اینجور کارها.من الآن خیلی راحت هستم و حس خوبی درباره ی موقعیتم دارم.
تمام.
ممنون از شما دوستان که مقاله را خواندید و امیدوارم خوشتان آمده باشه.سعی کردم این مصاحبه بیشتر از مصاحبه های قبل خلاصه باشه چون هم خواننده خسته نشه و هم مطالب این مصاحبه خیلی مهم نبود.همچنین این برنامه را به صورت شنیداری ترجمه کردم و اگه جایی مشکلی داشت به بزرگی خودتون ببخشید.
