حضور پرچم ایران در بازی انگلستان و آمریکا د جام جهانی
[align=center]
حضور پرچم ایران در بازی انگلستان و آمریکا د جام جهانی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ملت غیور ما هم که همه جا هستند :70:
[/align]
کشور IWE (فصل دوم) قسمت اول
[size=large]اغاز فصل 2 (پادشاه فراموش شده)[/size]
عرفان بعد از کودتا تاج گذاری کرد و شد پادشاه جدید کشور IWE
عرفان با تمام مخالفانش برخورد کرد...
هر کسی که با این تاج گذاری مخالف بود رو به زندان فرستاد..
تمام وزیر های پیشین رو به همراه هامون زندانی کرد..
و کابینه ی جدیدی تشکیل داد که ساسان وزیر امور خارجه بود..
شروین نخست وزیر شده بود..
ارین علاوه بر مشاور اول پادشاه وزیر دفای هم بود..
ارمان که رئیس پلیس سابق پایتخت بود بعد از صحبت با عرفان
و تبریک گفتن به او دوباره به پست اصلیش برگشت..
رسول هم چون پست بسیار مهمی داشت در همو پست رئیس صدا و سیما باقی موند.
تا بتونه با برنامه های که نمایش میده مردم رو به طرف پادشاه جدید یعنی عرفان حرکت بده..
از بین فرمانداران ایالت های دیگه دو تا از اونها که دوستای صمیمی ارین بودند.
یعنی THE PROUD
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
و THE DARKEST SIDE
[img=150x200]http://aks98.com/images/v8zfqaetma3bus8veohb.jpg[/img]
این دوتا فرمان داران ایالت های مهم RAW غربی و شرقی بودند..
اولین نفراتی بودند که به عرفان تبریک گفتن و با توجه به اینکه دوست های ارین هم بودند
THE PROUD مهرداد وزیر اطلاعات شد و THE DARKEST SAIDE فرماندار پایتخت شد..
THE DARKES SIDE مهرشاد بلافاصله اسم تمام مراکز شهر رو عوض کرد تا تو دل پادشاه جدید خودشو جا کنه..
احسان که یکه از ماموران ارین بود فرماندار ایالت RAW غربی شد.[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
WIN کمال
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
هم که دوست مهرداد بود معاون مهرداد شده بود..
NO ONE علی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
هم فرمانده ایالت RAW شرقی شد..
علی چون مشاور ارین در زمان فرمانداری خودش در پایتخت بود این پست رو دریافت کرده بود
عده ای از فرمانداران هم وفادار به پادشاه پیشین یعنی هامون بودند و به زندان فرستاده شدند..
یکی از فرمانداران پیشین که بابک اسمش بود FATAL B بسیار به هامون نزدیک میشد و توجه اون رو جلب کرده بود..
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بعد از کودتا و تاج گذاری عرفان بابک بلافاصله پیام تبریک فرستاد.
بابک در زمان وزیر بودن عرفان با اون جروبحث کرده بود به همین خاطر کینه ای عجیبی از بابک به دل داشت..
بابک بعد از فرستادن پیام تبریک منتظر پست و مقام جدیدی در کشور بود..
که عرفان کار عجیبی کرد..
هامون و وزیران رو به ایالتی فرستاد که بابک فرماندارش بود و از بابک خواست تا اونها رو توی زندان خونگی نگه داره..
و اعلام کنه که اون از پادشاه خواسته تا هامون رو در ایالت اون زندانی کنن.
چون بابک به هامون که بهش محبت کرده بود علاقه زیادی داشت این کار
اون رو زیر فشار نگه میداشت هم از خودش و هم از طرفداران هامون
که بابک پادشاه رو زندانی کرده
بابک نمیتونست قبول نکنه...چون اگه قبول نمیکرد هوادار هامون و مخالف عرفان شناخته میشد و به زندان فرستاده میشد
و اگه قبول میکرد در صورت برگشتن ورق قدرت باز هم زندان میشد..
بابک به ناچار قبول کرد و هامون رو در ایالت خودش زندانی کرد تا حداقل نفرت پادشاه رو کم کنه و خودشو به
پست های بزرگ برسونه
[size=large]این داستان ادامه دارد...[/size]
لطفا اگه نظری دارین بگین...
اگر کسی دوست داره توی داستان باشه بگه تا از قسمت های اینده اضافه بشه
متن های عاشقانه وعارفانه ی خواندنی
هفت نكته...
1.بياموزيد كه خدا هميشه هست و همه جا حضور دارد.
2.بياموزيد كه دو نفر مي توانند به يك نقطه نگاه كنند اما
متفاوت ببينند.
3.بياموزيد درست نيست خودتان را با كسي مقايسه كنيد.
4.بياموزيد كه كسي را نمي توانيد وادار كنيد عاشقتان
باشد.
5.بياموزيد كه انسانهايي هستند كه ما را دوست دارند اما
نمي دانند چطور عشقشان را ابراز كنند.
6.بياموزيد كه چند ثانيه طول ميكشد تا زخمي در قلب آنها
كه دوستشان داريم ايجاد كنيم،ولي سالها طول ميكشد تا
آن زخم را التيام دهيم.
7.بياموزيد ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را
دارد،بلكه گاهي كسي است كه به كمترين ها قانع است.
چه آنهایی که فینال جام جهانی 2010 دیدند و چه آنهایی که ندیدند اینو بب
چه آنهایی که فینال جام جهانی 2010 دیدند و چه آنهایی که ندیدند اینو ببینند
[align=center][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/align][hr]وقتی من یك كاری را دیر تمام می*كنم، من كند هستم.
وقتی رئیسم كار را طول دهد، او دقیق و كامل است.
-وقتی من كاری را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتی رئیسم كاری را انجام ندهد، او مشغول است.
وقتی كاری را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتی رئیسم این كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.
وقتی من سعی در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتی رئیسم، رئیسش را راضی نگاه دارد، او همكاری می*كند.
وقتی من اشتباهی كنم، من نادان هستم.
وقتی رئیسم اشتباه كند، او مانند دیگران یك انسان است.
وقتی من در محل كارم نباشم، من در گشت*زدن هستم. وقتی رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتی یك روز مرخصی استعلاجی داشته باشم، من همیشه مریض هستم.
وقتی رئیسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتماً خیلی بیمار است.
وقتی من مرخصی بخواهم، باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم.وقتی رئیسم به مرخصی برود، باید می*رفت چون خیلی كار كرده است.
وقتی من كار خوبی انجام می*دهم، رئیسم هرگز به خاطر نمی*آورد.
وقتی من كار اشتباهی انجام دهم، رئیسم هرگز فراموش نمی*كند.
-
-
-[hr][align=center][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/align]