سلام
مصاحبه رو کامل خوندم و جا داره که یک خسته نباشید به ارسلان و ابولفضل عزیز بگم بابت وقتی که گذاشتن.
در مصاحبه دیدم قسمت هاییش به من مربوط میشه که خواستم در مورد برخیشون توضیحاتی بدم !
---------------------------
من وقتی که پویان عزیز رو اخراج کردم واقعا عصبی بودم به خاطر جوی که انجمن داشت. و فرداش هم به خاطر این کارم تو اسرار ازش عذر خواهی کردم اما اون موقع هنوز مدیر ارشد بودم و حتی رنگمم عوض نشده بود.
نمیخوام خودم و شما رو گول بزنم ولی از قصد همون موقع اون پست رو دادم که در لباس ادمین این پست رو نداده باشم.
وقتی که خواستم مدیر ارشد بشم از چند روزه قبلش خبردار شده بودم ، اگر هم یک سری از دوستان یادشون باشه تو امشام و پروفایلم زدم که از فلان تاریخ با سیستم اخلاقی جدیدی ادامه میدم و از همون موقع این کار رو انجام دادم.
هیچ ترس و هیچ چیزی ندارم از این که این حرف رو بزنم از همون موقع دست نیاز به سوی سینا دراز کردم و سینا هم لطف کرد و به گرمی دست منو گرفت !
خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و بازم یاد میگیرم !
شما دوستان الان میایید و لحظه ای که من پویان جان که رفیقم بود و براش احترام قائلم رو اخراج کردم میبینید اما فقط برای اینکه خودم رو اثبات کنم به این داستان زیر دقت کنید :
داستان مربوط به دوسال پیش تابستون میشه که سینا ناظم ، ارمان مدیر گالری ، من کاربر طلایی بودم
ارمان مدیر گالری بود و مثل الان اون موقع هم هم با من و هم با خیلیا تو انجمن رفیق بود از جمله سینا
یک روز که ارمان خلاف قوانین عمل کرد سینا رفاقت رو با روابط انجمن قاطی نکرد و ارمان رو بن کرد.
سینا ، ارمان رو اخراج کرد.
این یکی داستان هم برمیگرده به همون سال اما در ماه های مهر و ابان :
من هم مثل ارمان بودم اون موفع اما رفاقت و محبوبیتم نزد بچه ها خیلی بیشتر از الان بود با همه تو انجمن خیلی رفیق بودم ( حتی با سینا هم تا حدودی رفیق بودم اما نه مثل الان) ولی تجربه و پختگی الان رو نداشتم.
یک روز که به خاطر جر و بحث با یک کاربر من تاپیکی زدم و ... سینا هم تاپیک رو پاک کرد و به من اخطار داد
من دوباره تاپیک رو زدم ، سینا تاپیک رو پاک کرد و من رو اخراج کرد.
سینا ، من رو اخراج کرد.
حالا به ماجرا های زیر توجه کنید :
ماجرای اول مربوط به همین چند هفته پیش هست
هامون تاپیک زد که میخواد انجمن رو بفروشه و چند نفر اومدن و برای خرید اعلام امادگی کردند
پویان ( مدیر بازنشسته انجمن که با بیشتری ها رفیق هست و حد اقل اگر هم رفیق نباشه احترام همه رو داره ) برگشت یک تیکه انداخت که از روی دلسوزی بود و قصد تخریب کسی رو نداشت.
کسانی که پیشنهاد داده بودند نیز بهشون برخورد و قصد دفاع از خودشون رو داشتن ، من به اون طرفین اول پ.خ زدمکه خواهشا اگر قصد خریر انجمن رو دارید یا از طریق پ.خ و یا از طریق یاهوو با هامون صحبت کنید.
چون اعصابم هم به خاطر اینکه انجمن ممکن بود بیفته دست غریبه خورد بود به جای اینکه به پویان یک پ.خ بدم زدم بنش کردم.
من ، پویان رو بن کردم.
پویان هم خیلی درست و در کمال احترام و شخصیت به من پ.خ زد و گفت که از کارت دلخور شدم ، منم در جوابش گفتم : پویان جان یک متن اماده کردم که همین چند دقیقه پیش تو اسرار گذاشتم و دیگه اینجا برات چیزی نمینویسم که سرت درد بگیره.
چون خودم همون موقع متوجه اشتباهم شده بودم و قبولش کردم.
این داستان هم بر میگرده به دو یا سه روز بعد از ماجرای بالا :
ساعت نزدیکای 2 شب بود که یک سری از کاربرا در چت باکس انجمن شروع به فحاشی کردند.
من و محمد اون موقع فقط رنگمون عوض شده بود و دسترسی نداشتیم.
محمد اول یک تذکر داد ولی کسی گوش نکرد حتی مدیر و بازنشسته های انجمن.
من حواسم به چت باکس نبود ، ممد زنگ زد که بیا چت باکس انجمن رو ببین ، تذکر دادم و باز هم کسی گوش نکرد .
وقتی دیدم اوضاع اینطوریه به کاربرای خاطی اخطار دادم.
تو چت باکس هم اعلام کردم اگر از الان کسی ادامه بده بنش میکنم ، باز هم گوش نکردند و به خاطر یک موضوع بچه گانه فحاشی خودشون رو ادامه دادند.
من هم دو کاربر وی ای پی و شروین و علی رو بن کردم تا برای همه مشخص بشه که قوانین دوست و رفیق نداره.
من ، شروین و علی رو اخراج کردم.
یکی از دلایلی که من و محمد تصمیم گرفتیم رنگ کاربران وی ای پی رو نزدیک به کاربران عادی انتخاب کنیم همین موضوع بود ، چون یک سری از کاربران وی ای پی فکر کرده بودند چون پول دادند دیگه هر نوع حرف و توهینی میتونن در انجمن داشته باشن.
با این انتخاب رنگ خواستیم ثابت کنیم که این دوستان در واقع کاربر عادی هستند و فقط یک دسترسی بیشتر دارند.
--------------------------------------
در مورد بقیه موضاعاتی که به من مربوط میشد در پستی جداگانه میشکافم موضوع رو.
فعلا ...