[align=center]
من در سال 2007 بیش از حد مواد مصرف می کردم . برای مثال نزدیکای کریسمس من تقریبا از زور زدن مواد مرده بودم . بعدش رفتم خونه و برای مدت یک ماه تصمیم گرفتم از مقدار مصرف داروهام کاهش بدم و دنبال ریکاوری باشم یه جورایی ترسیده بودم و طلب کمک داشتم و انگار فریاد میزدم تنهایی نمیتونم شکستش بدم . در یک بحره زمانی حتی نمیتونستم تعداد قرص هایی که مصرف می کردم رو بشمرم .
امینم در مصاحبه اخیرش اینگونه در مورد تغییر زندگیش صحبت میکنه : من از طرز زندگی کردنم خسته شده بودم . گمون میکنم واقعا سقوط کرده بودم و به خودم نگاه کردم و فهمیدم که اشتباه از خودمه و تصمیم گرفتم مسئولیت پذیر باشم و دیگران رو سرزنش نکنم . بزرگترین مشکل اینه که قبول کنی مشکل داری . هیچ کسی نمیخواد قبول کنه که اونا در کنترل چیزی نیستند . [/align]









پاسخ با نقل قول





علاقه مندی ها (Bookmarks)