ژانرهاي مختلف فيلم در طول زمان ها آمده و رفته اند اما هاليوود در همه دوران از «اکشن» (Action) يا به قولي «حادثه اي» دست بر نداشته و هميشه خواسته است انفجار و گلوله باران بر پرده نقره اي بريزد و با رواج علمي/تخيلي هاي جديد مجدداً سراغ «اکشن» رفته اند. نه تنها از طريق آن نوع فيلم (مثل «سوپرمن»، «بتمن» و «اسپايدرمن») بلکه فيلم هاي ديگري هم از طريق اکشن و عمليات کشت و کشتاري انبوه تماشاگران را به سالن ها کشانده اند. در اين جا 10 فيلم بزرگ چنين ژانري را انتخاب و معرفي مي کنيم:
1 - «هفت سامورايي» (1954) ـ Seven Samurai
قاعدتاً وقتي صحبت از دسته جنگجويان به ميان مي آيد بي اختيار ياد «کينگ آرتور» و شواليه هاي ميزگرد مي افتيم ولي تا آن جا که سينما به ياد دارد فيلم سياه و سفيد تيز و بُرنده آکيرا کوروساوا معيار اصلي آثار «اکشن» است. کوروساوا به کمک مغناطيس بازيگري چون «توشيرو ميفونه» توانست يک گروه هفت نفره از سامورايي هاي حرفه اي را اجير سازد تا به دفاع از اهالي دهکده فقير نشيني برخيزند که مورد تهاجم راهزناني طماع قرار گرفته اند. «هفت سامورايي» يک وسترن دلهره آميز ژاپني است.
2 - «شمال از شمال غربي» (1959) ـ North by Northwest
اين اثر پُر تعليق کلاسيک آلفرد هيچکاک بر مبناي ماجراي مرد بي گناهي (کري گرانت) است که اشتباهاً به جاي يک جاسوس گرفته مي شود... اين مرد خود را در مکاني نامعلوم و در زماني نامعلوم مي يابد و دنيايي که پيدا مي کند به يک سراشيبي وحشتناک منتهي مي گردد. فيلم دلهره اي هيچکاک لبريز از صحنه هاي اکشن و تعقيب است خاصه بهترين آن صحنه مشهور مزرعه ذرت است.
3 - «اين گروه خشن» (1969) ـ The wild Bunch
عنوان اصلي شاهکار سم پکين پا «دسته وحشي» است اما آن را با همان عنوان که در ايران به نمايش درآمد و شهرت يافت، مي شناسيم. اثري درباره گروهي از ياغيان (به سرپرستي مرد ايده آليستي با بازي درخشان ويليام هولدن) که مي خواهند آخرين ستيز خويش را قبل از بازنشستگي به انجام رسانند. آنها مي خواهند به مقابله با ظلم ديکتاتوري در مکزيک برخيزند و سرانجام هم خشونتي مافوق خشونت را بر پرده آورند. فيلم پکين پا درها را به روي نوعي قساوت بشري در سينما باز کرد که بعدتر فورد کوپولا و اسکورسيزي از آن بهره گرفتند.
4 - «ماجراهاي رابين هود» (1938) ـ The Adventures of Robin Hood
تيپ و شخصيت ارول فلين در اين فيلم کلاسيک پُر حادثه تاريخي به سادگي توانسته است زمينه ساز نوع خاص «قهرمان اکشن» در سينما بشود [توجه تان مي دهيم به آنتونيو باندراس در «علامت زورو» يا کيانو ريوز در «ماتريکس»]. فلين در محور اصلي داستان شمشير مي زند و تير از کمان رها مي سازد و اليويا دوهاويلند را دلباخته خود مي کند و بالاخره تحت نظر کارگرداني چون مايکل کورتيز، حوادثي شيرين و مطبوع به وجود مي آورد که امروز بکلي از سينما محو شده است.
5 - «دوازده مرد خبيث» (1967) ـ The Dirty Dozen
فيلم رابرت الدريج تجسمي از يک جنگ کثيف است (يا در حقيقت جهنم جنگ) با دسته اي از محکومين که به يک مأموريت انتحاري فرستاده مي شوند. دوازده شخصيت پليد ماجرا درگير اتفاقاتي غريب موجب رواج نوعي اکشن محبوب شد به طوري که بعدها آثار بي شماري در همين مايه ساخته شد. لي ماروين در قالب رهبر گروه و جان کاساوتيس به نقش يک خلافکار رواني شاخص تر بودند.
6 - «گُلد فينگر» (1964) ـ Goldfinger
اين اثر پر ماجراي جيمز باند ـ ساخته گاي هميلتن ـ با تعقيب ديناميک ماشين «آستن مارتين» و شان کانري در اوج عمليات قهرمانانه با محافظ خطرناک چيني ـ که کلامش همه چيز را مي بُرد ـ و زني که به رنگ طلا در مي آيد، از تأثيرگذارترين فيلم هاي «اکشن» سينماست.
بي هيچ ترديد صحنه اي که مأمور 007 زير تيغ ليزري قرار گرفته، در هيچ فيلمي ديده نشده است.
7 - «هري کثيف» (1971) ـ Dirty Harry
کلينت ايستوود به نقش يک پليس خودسر و بي توجه به قانون يک تنه عليه خلافکاران به پا مي خيزد و مي خواهد شهر سان فرانسيسکو را از وجود اشرار پاک سازد. به نوعي اين وسترن محلي ساخته دان سيگل الگويي براي چنين نوع قهرماني در سينما مي شود. فيلم بهترين تجسم خشم مورد دلخواه ايستوود در ميان ديگر آثارش است.
8 - «ارتباط فرانسوي» (1971) ـ The French connection
شک نيست که فيلم ويليام فريد کين موثرترين اثر درباره قاچاقچيان بين المللي هروئين است با يک شخصيت نوظهور پليس از جين هاکمن و ترسيم «پاپاي دويل» ديوانه اهل نيويورک... تعقيب پُر هيجان و تنش زاي ماشين در اين فيلم پيش از آن در سينما سابقه نداشته است و قبل از اين در هيچ فيلمي شهر نيويورک آن قدر طبيعي و زنده نشان داده نشده است.
9- «مهاجمان صندوقچه گم شده» (1981) ـ Raiders of the Lost Ark
استيون اسپيلبرگ و جورج لوکاس بر پايه سريال هاي اکشن و پُرماجرايي که در بچگي ها ديده بودند قصه اين فيلم را بنا نهادند. هريسون فورد در نقش باستان شناسي با شلاق در دست به جان نازي ها مي افتد.
جذاب ترين صحنه هيجاني فيلم جايي است که قهرمان «اينديانا جونز» بايد خود را از تعقيب يک سنگ عظيم غلتان نجات دهد.
10 - «نابودگر2: روز قضاوت» (1991) ـ Terminator 2: Judgement Day
جيمز کامرون دنباله فيلمي را ساخت که با اولي آن آرنولد شوارزنگر به يک ستاره تبديل شد و از آن مهم تر، شخصيت منفي داستان بود يعني خبيث جيوه اي که هر بار آب شده زمين مي ريخت و دوباره به صورت نخست در مي آمد. چنين حقه کامپيوتري ديگر در سينما ديده نشد و کمتر در اثر مشابهي تکرار شد.
منبع : بانی فیلم









پاسخ با نقل قول




علاقه مندی ها (Bookmarks)