RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
چقد من از حرف زدن مجید لذت میبررم :7: اینقده دوسش دارم که حتی باباشم اندازه من دوسش نداره
ادم باید خروس و مرغ و سگ داشته باشه ...نه پرنده.
یادش بخیر یه زمان تو حیاطمون باغ وحشی داشتیم از انواع اقسام حیووان :4: ...یه سری من بچه بودم یادمه اینقده این ابوالفضل رفته بود جوجه خریده بود از قضا یکی دوتاشون مرغ بودن و بزرگ شدن تشکیل خانواده دادن :23: ...بعد یه فامیلی داشتیم از دهات اومدن همشونو بردن کباب کردن!!!
-----------------------------------------------------------------------------
پنچری، اقدام عجیب و غیر قانونی راهور تهران در برخورد با رانندگان متخلف
http://www.roozonline.ir/Binary/2009-02-05/eipxvcgcwn_%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81.jpg
بنا بر مشاهدات در بلوار میردامادامروز مأموران راهور تهران بزرگ در برخورد با خودروهايي که دوبله و يا ممنوع پارک کرده*اند، علاوه بر جريمه سيزده هزار توماني، خودرو متخلف را پنچر و با قفل مخصوص زرد رنگی متوقف کرده و راننده و مالک اتومبيل را دچار دردسر دوچندان مي*کنند. همچنين پيگيري*هاي انجام شده از صاحبان خودروهايي که با اين مسأله روبه*رو شده بودند، نشان داد که مأموران راهور تهران، اقدام به کندن سوزن والف لاستيک خودروهاي متخلف با آچار سوزن کرده*اند که با اين کار، بدون ايجاد آسيب به لاستيک، تنها باد لاستيک*ها خارج شده و خودروها پنچر و متوقف مي*شوند.
گفتنی است، اين اقدام مأموران «ناجا» که پيشتر در برخورد با موتورسيکلت*هاي متخلف سابقه داشته، اين بار در برخورد با خودروها نمود پيدا کرده که البته علاوه بر پيامدهاي منفي از جمله احتمال درگيري مالکان اتومبيل با مأموران راهنمایی رانندگی و خسران مادي معنوی ـ به دليل عدم توانايي در استفاده از اتومبيل پنچر براي کارهاي فوري و ضروري ـ مشکلات ترافيکي بيشتري را پديد مي*آورد، باعث رواج سطح نازلي از فرهنگ در جامعه شهري شده و مردم را نسبت به ماموران زحمتکش راهور تهران بدبین مینماید.
در حالي که سال گذشته، معاون دادستان تهران آقای سالار کیا نصب تابلوي «پارک = پنچري» را اقدامي مجرمانه اعلام و پنچر کردن اتومبيل را قابل پيگرد اعلام کرده بود، با اين حال، اين اقدام برخي مأموران راهور که قطعا بدون دستور مراجع بالا و خلاف قانون بوده، جاي تأمل دارد! امید است فرمانده ناجا سردار احمدی مقدم تدبیری اندیشیده و سریعا با ماموران متخلف برخورد نماید
-----------------------------------------------------------------------------
/اعلام رسمي حضور خاتمي در انتخابات رياست*جمهوري/
http://isna.ir/Isna/NewsView.aspx?ID=News-1287381&Lang=P
-------------------------------------------------------------------------
فایل صوتی سخنرانی خا-تمی و اعلام کاندیداتوی وی
http://www.yaarinews.com/media/content/program2.mp3
--------------------------------------------------------------------------
من شخصا تو این چند سال عمرم...یاد ندارم به غیر از موردهای خاص ریاست جمهوری شخصی 4 ساله باشه اما یک نکته ای وجود داره که حالا بعد از اعلام رسمی حضور خاتمی میتونه عنوان بشه و اون اینکه که حضور خاتمی میتونه اعلام یک شو از طرف رهبری باشه ...
به هر حال بعد از سه دهه صلابت یک انتخابات کمرنگ غرور آفرین نیست و باید انتخابات شلوغ و مردمی باشه و کدوم گزینه به اندازه خاتمی برای انتخابات ایران ایجاد تهیج و شور میکنه؟!******* از پس این کار بر میومد ؟!بعید میدونم ...
اما با همه این نمایش ها با همه این موضوعات توی بعضی چیزها زیاد هم مسائل سیاسی نیست شاید بحث سلیقه هم مطرح باشه و سلیقه من به من میگه من دوست دارم بازم رنگ و لعاب ببینم تا اینکه یک آدمی رو تحمل کنم که وجودش و اسمش برام نفرت انگیزه !وقتی بحثای اقتصادی رو دنبال میکنم یک نکته روشن توی کارنامه اش نبینم ...ارشاد مردم هم که بماند ...روابط با گینه هم که دیگه جای خود داره
كمترین مزیتی كه خاتمی نسبت به دكتر محمود داره، اینه كه دهنش رو باز نمی كنه در افشانی بكنه و یه ملتی رو با دنیا بد بكنه و گرفتارشون بكنه !!
مشكلی كه دكتر محمود داره یبوست فكر و اسهال كلام هست !!
پس خاتمی حمایتت میکنیم
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
آدم بعد نیست بعضی موقع ها غذاهارو با یه نوشیدنیه خاصی مصرف کنه
مثلا این شام ما بچه ها بود ساعت 8 شب :4:
http://i44.tinypic.com/2lavach.jpg
شما هم پیتزا رو با دوغ امتحان کنید مطمعن هستم راضی خواهید بود
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
من که یه دفعه تو عمرم پیتزا رو با دوغ خوردم تا فرداش از تشنگی داشتم هلاک میشدم ...
پیشنهاد من : با نوشابه مشکی بخورید :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
من نوکرتم ممد جون:7:همه میدونن که عشق اول و اخر من تو زندگیم تویی:23:
اتفاقا ممد من خودم سر این موضوع که تو منو بیشتر دوست داری یا بابام کلی با خودم اندیشه کردم وحتی یک ماه هم رفتم غار نشینی و تو اخرین لحظه که ته غار چشمام رو بسته بودم و چهار زانو نشسته بودم و دستام رو مشت کرده بودم و گذاشته بودم رو زانوهام یه مار صغری((گونه ای ناشناخته از مار)) از بدن من بالا اومد و اومد توی لاله گوشم نجوا کنان گفت:فیش فیش((یعنی ممد هوگن))و اونجا بود که فهمیدم تو منو از بابا بزرگ مادری خاله عموی ناتنی برادر زاده ابوی مامان خاله بزرگم منو بیشتر دوست داری:5:
هامون این عکس رو گذاشتی که بگی با دوستات رفتی پیتزا خوردی؟:4:((جون خودم یه هفته اخراجم میکنه از انجمن:25:))
ولی هامون من این کار تورو به فال نیک میگیرم:4:تو ثابت کردی که ایرانی میتونه:24:
ابوالفضل یاد اون شب افتادم که با فربد رفتیم پیتزا خوردیم:5:آقا مینی هم دارید؟((یادته؟))آآآآآآآآآآآ آآآآآآآآآآه بله:4:
لیدیز اند جنتلمن به نظر من انتخابات ریاست جمهوری این دوره همش استوری لاینه:4:کمپانی جمهوری اسلامی این استوریلاینهاش رو گذاشته واسه همین جور موقعها،امسال هم تو رسلمنیای ریاست جمهوری محمودی میشه و خاتمی هم دیواهاش رو میریزه تو خیابنو و به دور دوم انتخابات میکشه و توی هل این سل همه چیز تموم میشه و لا شک((یعنی شک نکنید))
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
هامون جون شما اولین باره پیتزا را با دوغ امتحان می کنی؟:4:
من همیشه پیتزا، اسنک، کوفت، زهرمار هر چی باشه با دوغ می خورم:4:
دوغ حسنی که داره اینه که از نوشابه خیلی سالمتره.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
خوب جا داره پیشاپیش قبل از اعلان رسمی تو سایت ...پست جدید معین رایپ رو بهش تبریک بگیم!! فعلان تو خماریش تا اطلاع ثانوی بمونید...
=================================
مجید جان والا من با نانسی مشکلی ندارم....باباش ادمه جاکشیه...همش چشم داره به عمم ....
راستش رو بخوای خودم ادم هوس بازی هستم هر روز با یکی هستم ..الانم که جدیدان گیر دادم به نیوشا ضغیمی!! ولی خوشم میاد انتخاب خودت همیشه اصلحه و پشم لا درزت نمیره! کی بود اسمش اها فلامک جنیدی!!!
در مورد فربد ...گیر نده بهش گناه داره...فربد مثل اسب نجیبه ..مثل سگ باوفاست! مثل خر هم کار میکنه! خدایی بهش تیکه ننداز..ودرست نیست با احساساتش جریحه بازی کنی!!!
=================================
فردا ازادی رو پر کنید!
ما که تهران نیستیم صدامونم که زیاد به کسی نمیرسه..ولی امیدوارم فردا ازادی رو واسه کره جهنم کنیم و کم کم اماده بشیم واسه مسابقات افریقای جنوبی!!!
علی دایی تو این بازی باید ثابت کنه که چی تو چنته اش داره! شخصیت بزرگ علی دایی سر امد همه ایرانه..ولی تنها مشکلش اینه که محبوب نیست !!!
ولی راه محبوب شدن اسونه...میتونه با صعود به جام جهانی یه جایگاه ارزشمند و ویجه پیش هواداران ایرانی بدست بیاوره...
و اگه بتونه بعد از 3 دوره صعود به جام جهانی با حرص و جوش برا یبارم شده بتونه ما رو با قدرت به جام جهانی بسونه یه حال دیگه داره!!
به امید شکست چشم تنگا !!!
=====================================
به یك امضای حماسی برای داربی نیازمندیم
ترجیحا مشترك!
تلفن: 091209320935
یا علی
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
امروز به پیشنهاد یکی از دوستام برای گرفتن عکس وفیلم رفتیم برای حماسه سازی در 22 بهمن .
الان که دارم عکسها و فیلم ها رو نگاه می کنم بیشترشون خنده دار و مسخره هستند . مردم دم این ایستگاههای صلواتی می ریزن روی سر و کله ی هم به خاطر چی ؟؟؟ به خاطر یه کیک و ساندیس !!!!! :10:
تا یکی دو روز آینده تمام عکسها رو براتون آپلود می کنم تا همتون فیض ببرید . :11:[hr]
نقل قول:
نوشته اصلی توسط HAJSAR
سلام.داشتم از غصه میترکیدم اومدم اینجا خودمو خالی کنم.
الان که داشتم میرفتم سمت قفس پرنده های شکاریم تا بهشون غذا بدم دیدم یکی از بهترین قرقی هام که دو سال واسه تربیتش زحمت کشیدم مرده.شاید ناراحتی من واستون مسخره باشه ولی نمیدونین من چه حالی دارم.فقط یه لیوان گریه کردم.
اینم عکسی از سزار خوشگلم
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
http://www.free2upload.com/img008/4bziftvzh5xcybala7.jpg
آقا هادی ایشالا غم آخرت باشه .
داغ دلم رو تازه کردی همین سه هفته پیش من هم مرغ عشق 8 سالم رو که نر هم بود از دست دادم . :11: این بیچاره سه بار ازدواج کرد . هر بار که براش جفت آوردم نمی دونم چی میشد مادش میمرد .
حدود 4 سال پیش هم یه طوطی سبز (از این زبون نفهماش ) گرفتم . هر کی میرفت سمت قفسش شروع می کرد به قار قار کردن . بعد از حدود سه ماه به من عادت کرد و دیگه جیغ جیغ نمیکرد . ماه چهارم بود که تصمیم گرفتم از قفس بیارمش بیرون تا یه گشتی تو اتاق بزنه از قضا تابستون بود و سوراخی که برای لوله بخاری تعبیه شده بود رو نبسته بودیم . آزادش کردم پرواز کرد هی میخورد به شیشه و در و دیوار تا آخر گیج شد و محکم خورد به پنجره افاد دقیقا جایی که سوراخ بخاری بود . پشت پنجره هم گربه ی همسایمون کمین کرده بود و جیگرگوشم رو گرفت و فرار کرد . :10:
فردا شبش گربه رو با بابام گرفتیم و دو تا پای جلوییش رو با چسب قطره ای کردیم توی پوست گرد و نصف سیبیلاش هم چیدیم و ولش کردیم تو دو تا کوچه بالاتر .:11: :9:[hr]
نقل قول:
نوشته اصلی توسط HAJSAR
سلام.داشتم از غصه میترکیدم اومدم اینجا خودمو خالی کنم.
الان که داشتم میرفتم سمت قفس پرنده های شکاریم تا بهشون غذا بدم دیدم یکی از بهترین قرقی هام که دو سال واسه تربیتش زحمت کشیدم مرده.شاید ناراحتی من واستون مسخره باشه ولی نمیدونین من چه حالی دارم.فقط یه لیوان گریه کردم.
اینم عکسی از سزار خوشگلم
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
http://www.free2upload.com/img008/4bziftvzh5xcybala7.jpg
آقا هادی ایشالا غم آخرت باشه .
داغ دلم رو تازه کردی همین سه هفته پیش من هم مرغ عشق 8 سالم رو که نر هم بود از دست دادم . :11: این بیچاره سه بار ازدواج کرد . هر بار که براش جفت آوردم نمی دونم چی میشد مادش میمرد .
حدود 4 سال پیش هم یه طوطی سبز (از این زبون نفهماش ) گرفتم . هر کی میرفت سمت قفسش شروع می کرد به قار قار کردن . بعد از حدود سه ماه به من عادت کرد و دیگه جیغ جیغ نمیکرد . ماه چهارم بود که تصمیم گرفتم از قفس بیارمش بیرون تا یه گشتی تو اتاق بزنه از قضا تابستون بود و سوراخی که برای لوله بخاری تعبیه شده بود رو نبسته بودیم . آزادش کردم پرواز کرد هی میخورد به شیشه و در و دیوار تا آخر گیج شد و محکم خورد به پنجره افتاد دقیقا جایی که سوراخ بخاری بود . پشت پنجره هم گربه ی همسایمون کمین کرده بود و جیگرگوشم رو گرفت و فرار کرد . :10:
فردا شبش گربه رو با بابام گرفتیم و دو تا پای جلوییش رو با چسب قطره ای کردیم توی پوست گردو و نصف سیبیلاش هم چیدیم و ولش کردیم تو دو تا کوچه بالاتر .:11: :9:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
بروبچ اسراری حتمان یه سر به این تاپیک و جشن اقای ارشدی بزنید!!!خوندنش جزو واجباته...
http://www.iranwwe.net/showthread.php?tid=14178
بدینوسیله تو همین تاپیک هم مدیریت رو به دوستان جدیدمون تبریک میگیم...
فعلان تا بعدان!!!
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
دانشگاه رفتن ما با خاطرات زیادی همراه بود که تازه این واسه 3 روزه اوله ببین تا تهش چی می شه
-------------------------------
به دلیل اینکه این معین نامرد نیومد تهران فعلا این خاطرات دانشگاه رو بشنوین
----------------------------
یکی بود دوتا نبود نه سه تا بود اصلا بی خیال هر کی که بود به ما چه که کی بود
-------------
آقا ما عازم شدیم به شهر کاشان برای تحصیل در مدارج بالای تحصیلی تا با این کار بتونیم به آرمانهای بلند این مملکت رخت و لباس فشن بپوشونیم .... (نه معین اون مدلی خوب نیست به محمود نمی یاد بزار ابولی نظر بده ... بهمن بیا پرو کن ... سینا برو چونه بزن مواظب باش هامون گم نشه !!)
----------------
خلاصه رفیتم به سمت دانشگاه یه دانشگاه نه بابا ادگان فشن ها یه دانشگاه که همه ی سردمدارانش سپاهی ولی به هیچی کار ندارند به جز دختر بازی و اعتیاد به مواد از جمله سیگار و قیلون به قول معین.....
هیچی همین که پامون رو گزشتیم توی دانشکاه اولین کسی که اخراجش کردن دوستم بود که با ما اومده بود دانشگاه تازه یه ترم هم خونده بود به چه جرمی دختر بازی که آره دوست ما با دوست دخترش میرن باغ فین ناهار بخورن راپورتشون رو مردم می دن به پلیس پلیس میاد میگیرشون و می برشون پاسگاه آخرش هم می گن به دانشگاه و اینا رو بیرون می کنن .
حالا همینه دیگه الان اگر توی کاشان شما به یه دختری نگاه کنی که داره از اون ور خیابون رد می شه و شما بهش یه 2 یا 3 بار پشت هم نگاه کنی 100 متر جلو تر پلیس می گیرت که چی مردم گفتن داری دختر بازی می کنی فکر کردی اینجا تهرانه غلط مردی و آره هر چی بدبختی از آسمون هوار می شه سر ما ....
یه خرده از شرایط دانشگاه بگم که توی بازی باشین دانشگاه ما که به اسم علامه فیض کاشانی هست لب اتوبان هست بعد از پمب بنزین و فقط تنها چیزیش که خوبه view خیلی عالی داره شما هر طرف رو که نگاه کنی دشت خدا رو می بینی که به کوه می رسه و فقط همین خوشگلی رو داره و دیگه هیچی هنوز دانشگاه در دست احداث فکر کنم برق کشی کلاسهای در دست ساختش با ما داشنجوی ها ی برق باشه ( معین بشین شولوغ نکن بقیش رو نمی گم ها سینا اون بچه رو ساکت کن
حالا بقیش اینکه دارن تازه توی حیاط چاله می کن آقا یه روز مارفتیم دیدیم دارن 2 نفر چاله می کنن پشتش دو نفر دیگه میان هخون چاله رو دوباره پر می کنن خلاصه برامون سوال شد رفتیم از یه بنده خدایی که مسئول بود پرسیدیم گفت هیچی مهندسش نیومده فعال گفتیم اینجوری کنن بیکار نباشن هیچی دیگه ما نیز با تعجب فراوان رفتیم سمت ناهار خوری یه چیزی بزنیم به بدن شارژ شیم
حالا از این طرف کل دانشگاه 12 تا کلاس بیشتر نداره توی 4 تا سوله همین ( قابل توجه !!!)
حالا می گم بدونید که هم خابگاه ما بیرون شهره هم دانشگاه همون بیرون شهره یعنی از دم دانشگاه تا خوابگاه و بر عکس 30 دقیقه راه هست .
راستی همه ی کلاسهام فقط تنها چیزی که به جز تخته سفید و صندلی داره کولر گازی هست که اینم جای فکر کردن داره .
بگم از شخصیت های اصلی دانشگاه که دختراش باشن اما قبلش دانشگاه فقط برق داره ولی فقط توی کلاس ما 10 نفر بیشتر الکتونیک نیستن که 3 تاش دختر هستن و قدرتی ها هم فقط یه دختر داره و 30 تا پسر که اونها هم میان کلاس ما میشینن در ضمن می شه 40 تا پسر 4 تا دختر و به هر نفر به تعداد 10 تا پسر می رسه خودتون ببینین چی میشه دیگه
خلاصه دیگه این 3 روز اول بورس بود که کی می تونه مخ این دخترا رو بزنه البته باید دقت کرد یمی از این خانوم هاسیبیل داره از من هم بیشتر خیلی زیاده والا ما یه رفیق کاشونی داریم تا رسید تو کلاس دختر رو دیدی عین این آدمهای تابلو گفت: ( با لهجه ی کاشونی بخونید ) ااااا بچه ها این دخترور ببینین سبیل داره
دیگه کل کلاس ترکید و زرتی هم اومد پیش من نشت دیگه من سوژه شذده بودم دوستای تهرانیم می گفتن هادی این رو از کجا گیر آوردی حالا ما از همه بیشتر توی دانشگاه از ستون پنجم دشمن یا آدم فروش می ترسیم که نرن ما رو بفروشن
خلاصه در ضمن یکی دیگه از این دخترا هم که چادری هست و یه خال گنده اندازه کله معین بین دوتا ابورش داره که از این گردونه رقابت دوتا دختر می ره کنار و فقط می مونه دوتا دختر دیگه و حالا ببینید دیگه چه شود
خلاصه پسر های کلاس تابلو عین اینهای که دختر ندیده هستن هی رفتن جلو و شیش بازی در آوردن و هی گاف دادن و که این دخترا دیگه خجالت می کشیدن بیان سر کلاس ما هم 4 نفر بودیم دوستام رو میگم و خارج از جمع پسها یه جای دیگه یکلاس می شستیم که دخترا فهمیدن ما خیلی بی آزاریم و با این پسرهای کلاس هیچ ثنمی نداریم اومدن پیش ما می شین دیگعه اینقدر اونا میان نزدیک که یه روز یه کلاس تعطیل شد چندتا سر از اون ور کلاس به ما اشاره کردن آقا دگه کل دانشگاه فهمیده شما با دخترا آره ....... به قول یا رو گفتنی آش نخورده و دهن سوخته
در همین گیرو دار ما از دانشگاه تعطیل شدیم به سمت خوابگاه از خوابگاه تعریف کنم براتون
یه خونه 5 طبقه با 400 اتاق و 3000 تا دانشجو چه شود !!!!
من اگر تریاک می کشیدم وضعم بهتر بو تازه از اتاقاش بگم یه اتاق 9 متری برای 6 نفر از جنگ و اسارت هم بدتره . 6تا تخت داره 6 تا کمد یه کولر گازی و یه یخچال سامسونگ سهم هر اتاق هست که گفتم حالا هم اتاقی ها رو بگم یکی از دزفول که تمام خاطراتش چاقو کشی و دعوا و خلاصه گنده گوزی ( خدا بگم این نسل ابولی اینا رو ور بکنه از بس لاف می زنن بچه محل هاتونن دیگه )
یکی دیگشون هم ماله شهر کرد هست و یکی دیگه شون هم روی مرز کردستان با لرستان هست دیگه ببنین چی میشه فقط منو یه پسر که بچه ی کرج هست با هم خوبیم و یه لچه تهران هم توی اتاقمون هست که خیلی گاگول هست اینگار نه انگار که توی تهران می شینن مقل عقب مونده می مونه هیچی نمی فهمه از شهرستانی بدتر و ساده تر ....
براتون بگم که یه روز رفتیم قلیون بکشیم نا گفته نماند که 3 ساعت گشتیم تا قلیون پیدا کردیم کار کشید به 110 و این بحث ها .... یه پسر ائومد توی سفره خونه و یه تراول 100 تومنی رو گم کرد آقا پلیس اومد به هیشکی شک نداشت به جز من بدبخت همش از بچه ها می پرسیداین ریشو مو بلنده توی قضیه نبود با شما نبود چی کار داشت با شما هس می شناسینش و نمی دونم فلان و بیسار و اینا که دیگه می خواستم برم حال پلیسه رو بگیرم گفتم بی خیال من تازه دارم عیال وار می شم و چشم آینده ها به منه
بگزریم توی خوابگاه هم از گشنگی مردیم تازه توقتی رفیتیم خوابگاه دیدیم نزدیک به 100 از اتقا به خاطر مسابقات بسکتبال دست بسکتبالیستها هست و اونا توش هستن
آقا یه روز رفته بودم حموم ، حموم های خوابگاه اینجوریه که |پارتیشن بندی داره و باید این جور همون کنی با آهن پارتیشن بندی کردن
آقا رفته بودم حموم اومدم شورتم رو در بیار تا آب بکشم برم بیرو دیدم یه کله داره از بالادی در منو نگاه می نکه نگو یه دونه از این بسکتبالیستها توی حموم بقلی داره دوش می گیره مشالا فکر کنم 5 متر بود داشت از اون بالا نگاه می کرد ببینه من دارم چی کار م یکنم گفتم آقا تعارف نکن بفرما تو بالای در بده گفت نه خواهش می کنم خودتون میل کنین گفتم بابا اینجوری که نمی شه برو کنار اون ور رو نگاه کن گفت آخه اونور زشته تو خوشگلی هیچی دیگه توی حموم دعوامون شد بزن بزن بکش بکش من که دستم به صورتش نمی رسی ولی تا تونستم زدم چیزش رو داغون کردم اونم دستش راحت به من نمی رسید فقط 3 دفعه از لای پاهاش جا خالی دادم خلاصه خیلی فیلم بود
آقا بهمن رفت دستشویی هاون هم خوابه معین باید بره دانشگاه ابولی هم که کلاس داره بقیش رو توی قسمت بعد می گم خوبه
-------------------------
حالا جالب تر هم می شه
موفق باشین یا حق
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
اوه اوه عجب جای مزخرفیه این کاشان،والا ما که نرفتیم تا حالا ولی یکی دوتا هم خدمتی داشتیم مال کاشان بودن از اون اوسکولهای تهش بودن،بدرتین چیزشون این لهجشون بود:26:نیم ساعت طول میکشه تا سلام کنن ســـــــــــــــلــــــــ ــــــام:4:
خلاصه خدا صبرت بده با این دانشگاهی که رفتی.انقدر هم به شهرستانیا توهین نکن....
ابوالفضل اگه بابای نانسی آدم جاکشیه خوب بگو بیاد انجمن جاکشا:4:مردتیکه فالمک که مال تو بود،کاری نکن اون عکسه که با فلامک تو جکوزی خونه ما انداختین رو بذارم تو انجمنا:4:
در مورد فربد هم فربد که نفس من بیده:5:من هفسم به نفس فربد بنده:24:
خوب دوستان یه تسلیت هم بهتون میگم واسه تیم ملی.تیمی که علی دایی مربیش باشه بهتر از این نمیشه.مردتیکه کم مونده اندازه مارک هنری بشه.منکه دیگه امیدی به سعود این تیم به جام جهانی ندارم،تو سئول که 100% میبازیم بقیه بازیها هم اگه بخوان همینطوری بازی کنن فاتحه تیم خوندس،باید تیم رو بدن به عادل فردوسی پور:4:به جون خودم اون بیشتر از دایی سرش میشه.
فردا هم انشاالله شیش تاییهارو میبریمشون:5:شیش تاییهای آبی پوش منتظر زلزله باشین:5: