RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
بیا... برو حال کن... بعد بگین سینا بده...
ارمین جان شانس چیه... روشی که من بهتون پیشنهاد می کنم صد در صد جواب می ده... کاملاّ تضمینی...
ببین... رفتی سر قرار, دوستت رو با دوستش بفرستین با هم دنبال نخود سیاه که خودتون روتون بشه لاو بترکونین... دختره ازت خوشش می یاد,باز نری بگی که بیا عروسی کنیم!!!
من موندم... رفیق هایی که عاقل باشن در این زمان ها این دو معشوق رو با هم تنها می زارن, نه این که خودشون رو دعوت کنن...
ممنون.
موفق باشین.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
سینا خان من یه مشکل دارم میتونم این مسئله رو تو پ.خ باهاتون ویزیت کنم ؟ :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
سینا بده
خدا رو شکر که یکی از این تیک های ما توی سایت باب شد
---------------------------------
آقا بحث عشقو عاشقی داغه
سینا من زن می خوام بیا بریم خاستگاری
ابولی بیا تو هم بیا شاید یه دختر خوب بود تو هم شدی مثل من دوماد سر خونه
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Ali Bahmanyar
اقا اومدم با اخباره داغ داغ...
اقا رفته بودم براي ثبت نام كلاس زبان كه طرفو ديدم (اومده بود براي ثبت نام) چه حالي داد بگيد چرا چون دوستام و دوستاش ترتيبي دادند ما تو يك كلاس باشيم
خدايي دمشون گرم كلاسها رو مختلت كردند!!!
و حالا اومده بود پايين رفتم جلو ....خندش گرفته بود...گفتم سسسللامم (لوكنتي) گفت عليكه سلام ...بفرماييد...گفتم بايد بابت اون حماقتم كه از جنابعالي خواستگاري كردم معذرت ميخوام ...اول يك نگاه كرد گفت و با خنده اي كه سعي ميكرد پنهاش كنه گفت باشه!!من گفتم اگه ميشه ميخوام شما رو به جايي خوب دعوت كنم ...گفت كجا؟؟؟گفتم كافي شاپ گل يخ (كه واقعا در پيروزي تكه) كه بعد تا اومد جواب بده هكلاسيهام و دوستام و دوستاش اومدن كه دوست صميميش گفت ميشه منم بيام گفتم باشه با ايشون بيايين و بعد هم اين مهران فضول (دوست صميميم) گفت منم ميام كه قرار شده پسفردا برم سره قرار....
خودمم باور نميشه.....همه بچه محلهامون كفشون بريده بود...تازه داشت ميرفت با دوستاش بهش خيره شدم و يك چشمك دلبرانه زدم و نيش خنده اي زيبا زد...
ايول به همه دوستان مخصو صا سينا خان و ارمين عزيز و امير اقايي عزيز و بهنام جان و ارمان و اوهه اينقدر هستيد كه حد نداره...پوريا خان و امير خان ممنون از همه....
تو بچه ی پیروزی هستی ؟ کجای پیروزی ؟ دره خونه ما قرار میزاری با زیدات
منم دعوت می کنی یا میگم این دختره باباش بیاد بالا سرت :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
من خوب بچه سراه سلمانيه هستم...و هميشه تو كوكامولا ولم....خدايي دخترهاي يكي داره اون منطقه...تازه پسر خاله ام كنسرت مهدي مقدم و علي عبدالمالكي رو در سينماي پيروزي ترتيب دادند....چه دخترهايي ميامدند...
_____
ميگم سينا خان هم ناظمي و هم عضو هيئت مديره و هم روانشناس ارتباط با دختر d:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
میخوام مثل همیشه شروع کنم! ولی میدونم تو این پست خنده به لباتون نمیارم!!
بچه ها .......
من دارم از انجمن میرم...این خواست من نیست..دستور از خانوادست! ما هم طابع تصمیمات پدر و مادریم..
بنا باشه به حرف اونا گوش نکنیم به کی گوش کنیم؟
من معمولا شبها وقتی از سر کار میومدم..محیطی سالمتر و راحتتر از اینجا و کلبه اسرار نداشتم...!
خیلی از دوستان و اشنایان وقتی بشون میگفتم من شبها پا کامپیوتر و اینترنتم..تنها موردی که میومد تو ذهنشون این بود..
میری میشینی با دخترا چت میکنی!!:11:
اگه بشون میگفتم یه محیط دارم که مثل یه خانواده است باورشون نمیشد! من اینجا دوستانی دارم که مثل برادر بهم نزدیکن!!
از بودن کنارشون واقعان احساس خوبی داشتم..
.بعد از وبلاگ دوستان اسرار التوحید و انجمن شده بود خونه مجازی حتی از زندگی واقعی هم برای من جذابتر بود!
میدونستم اینجا دوستانی هستند که به ادم قوت میدن...ادم از بودن کنار اونها احساس ارامش میکنه...
بعضی اوقات با قلم طنز روح اونها رو شاد میکنه...
ولی یه روز باید تموم بشه...
هیچ وقت دوست نداشتم کلمه خداحافظ رو تو زندگیم به کار ببرم..
امروز که بگم به امید دیدار ...لحظه میشمارم واسه روزی که دوباره بگم سلام دنیا!
الان هم بهتون نمیگم خداحافظ چون شاید دوباره یه روز پیشتون باشم..اما اون با خداست! البته خدای ما فعلان باباست!!!
پدرم سخت فشار اورده که باید کامپیوتر رو جمع کنی یکم بیشتر بیای تو زندگی...
یکم بیشتر دور ور رو ببینی ... باید مزدوج بشی و این حرفا...کامپیوتر تورو داره از زندگیت دور میکنه...
البته اون خودش میدونه من تو نت چه جاهایی میام!! خواص روحیاتی منو میشناسه!!
شاید همین فردا زن گرفتم رفتم تو واحد خودم راحت آن شدم .چون اون موقع اقای خودمم..
شاید فردا حشمت گفت برو دوباره راحت باش....
شاید اصلان نشد ! ولی یکم حقیقت رو دریابید و به ما حق بدید..بالاخره سنمون کمی بالاست..(از چشم خانواده) ...
من امشب کام رو جمع میکنم و دور این چیزها رو خط میکشم علارقم میل باطنیم...باید به حرف پدر گوش کنیم...
بدبختی کار ما جوری نیست که روزانه وقت ازاد داشته باشیم وگرنه خدا شاهده از کافی نت راحت میومدم...
اینجا مال من نیست... ازتون خواهش میکنم اینجا رو در نبود من نخوابونید...
اگه قرار باشه وصیت نامه بنویسم میگم اسرار رو سرپا نگهدارید!!
الان الحمدا.. چند روزیه بچه ها خوب بحثهایی راه انداختن و داره همون چیزی میشه که من میخوام ...
ولی باید خودم ترکتون کنم...
باز هم میگم من خداحافظی نمیکنم چون شاید یه روز دوباره کنارتون باشم..ولی قول نمیدم...
آدمیه اومدیم امروز فردا افتادیم معین رایتر مرد!!!
بهرحال از همه دوستان تشکر میکنم طی این مدت طولانی چه کسانی که از قدیم بودن چه کسانی که در ادامه و چه کسانی که جدیدان باشون اشنا شدیم..همتون به یه اندازه واسه من عزیزید! امیدوارم از شوخی ها و تیکه ها یا طعنه زدنهای من که بیشتر هم مزاح بود ناراحت نشید و بدونید که فقط بخاطر عوض کردن حال و احوال بوده....
هر کی هم طی این مدت از ما دلگیری داشته...ناراحت بوده...مارو حلال کنه! تو 24 سال زندگیم کسی رو از خودم نرنجوندم...تو نت هم امیدوارم کسی رو نرنجونده باشم!!
همینجا از هامون جان رهبر انجمن.امیر ارین جانم که بهش واقعان مدیونم...حامد عزیزم که اوائل اذیتش میکردیم.....سینا جان عزیزم...معین رایپرعزیزبرادر دوست داشتنیم...بهنام عزیزم این عزیز خارج از انجمن.هادی جان این روح بزرگمرد انجمن... علی مشهدی این پسر با غیرت عزیزم...پویان کیومرثی جان که همیشه دوسش دارم(.!کیومرث جان لطف کن بازیهای هفته های پایانی لیگ یا بازیهای دیگه رو خودت برای بچه ها تنظیم کن..بازیها رو هم شایان جان برام میفرسته پیش بینی میکنم... جا منو و داش معین که سیستمش خرابه میزاره...انشالا جایزه قهرمان رو خودم براش میفرستم..) ...
ارمان جانم عزیز جیگرم....فربد عزیزم بزرگ ما....مجید جون باحالل. عرفان بارسای عزیزکه به شخصه خیلی دوسش دارم و همینطور اون منو دوست داره:4:. عرفان و پوریا و وصال جان عزیزان جیگر....محمدرضای عزیزم که جاش خالیه.کیان عزیز که همیشه گیر دانلودی بش میدادم...دیگه برو تو راپید شر اپلود کن :27:.امیر جی بی ال باتمرام و لوطی....امیر عزیز619. بهمن عزیزم که چند روز تو گروه لاکی پارکشون با هم همکاری متالی داشتیم. ارمین 13 عزیزم که بهش بدهکارم..ساسان گلم پسر عزیزم...داش مهدی اسکوتر عزیز که هنوزم از دستم دلخوره ولی امیدوارم منو حلال کرده باشه.....پوریا پی ان کود که دور باش اشنا شدیم ولی بچه بسیار با مرامیه..علی بهمنیار عزیز داماد جدید..باربد عزیزم.اونلی باتیستایه عزیز...سولدیرعزیز..رضا بریسک و یک نفر که واقعان از همه دوستان بیشتر تو این مدت به ما لطف داشته...اون هیچ وقت با ارسال کردن به ما ثابت نشده ..ولی برای ما عزیزه..شایان عزیز خیلی این مدت لطف داشته بهم...واقعان دوست دارم داش شایان...
خیلی خیلی دیگه از دوستان که واقعان تو ذهنمم نیستن ولی بدونن واسم عزیزن...
از همگیتون تشکر میکنم....
یا علی ...
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
ابوالفضل جان واقعا دلمون برات تنگ میشه ... بالاخره همه باید یه روز برن دنبال زندگیشون !
کاش هر چه زودتر برگردی و اگه هم بر نگشتی بدون که ما همیشه به فکرت هستیم ؛
چه در انجمن و چه در بیرون انجمن ...
امیدوارم همیشه موفق باشی ... به امید دیدار !
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
ابوالفضل کار درستی رو میکنه ، حرف شنوی از پدر یکی از نیک ترین کارهای خانوادست
من امروز خیلی باهاش حرف زدم ولی خب نمیشه کاریش کرد
خدا شاهده یک دقیقه اول که ارسالت رو خوندم خیلی احساسی شدم و از چشمم داشت اشک میومد که خودم رو کنترل کردم و به خودم ایمان دادم که تو یه روز حتماً بر میگردی یعنی مطمئنم که برمیگردی
ولی این قول رو بهت میدم که امکان نداره بذارم این تاپیک بخوابه و تا موقع برگشتنت که لحظه شماری میکنم براش این تاپیک که تنها خاطره از تو ، توی انجمن هست و از 2 سال پیش که زده شده و همچنان به انجمن رنگ و روح میده رو زنده نگه میدارم تا روزی که بیای و با قلم خارق العادت دوباره به انجمن جون بدی
دوستان تاپیک مصاحبه با اعضای سایت رو ابوالفضل به من سپرد انشاالله در نبود ابوالفضل اون تاپیک رو هم همچنان سر پاه نگه میداریم و بزودی افرادی رو که باهاشون مصاحبه میکنم رو مشخص میکنم
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
هميــــــــــــــــــــــ ــــــــــشــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــه بــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــه يــــــــــــــــــــــــ ـــــــــادتـــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــم
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
تو يادگاره من بودي افسوس كه ديگه نيستي پيشم ......اينو بهت گفته بودم ناشي ديوونه ميشم......
زود رفتي گلم ....رفتي دردادمو به كي بگم......زود رفتي گلم.....رفتي دردام به كي بگم
واقعا زود رفتيد داشتم اهنگ عبدالمالكي همين اهنگ زو رفتي گلم رو گوش ميدادم كه پستتو ديدم ابولفضل خان...
چي بگم بغض گلومو گرفته ......امروز خوشحال بودم واسه دامادي و حالا با رفتن شما.....
چقدر زمان زود گذره....چقدر دير باهاتون اشنا شدم.....چقدر زود خواستيد برويد....كاشكي زودتر فعاليت ميكردم....كاش و كاش ....و كاش....
و كاش برگرديد و ميانم كه برگرديد....
رو حرفه پدرتان حرف نزنيد اما بجنگيد.....كافي نت هست و كامپيوتر ديگران است و .....
من عاشقه ...من نه .....همه عاشقه بيانات شما هستند....انگار سوگ انجمن رو فرا گرفته ......چقدر سخته لحظه خداحافظي...
اما خداحافظي نه!!!
مادرم ميگه بگيد به اميد ديدار....
_______________---
يك جمله نصحيت اميز از اليور كان: براي بدست اوردن ارزوها با همه مبارزه كمنيد حتي عزيزان....
يا حق...