RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
[align=center][size=xx-large]نکونام به رئال مادرید پیوست!!!!!!![/size][/align]
"ویسنته بولدا"رییس باشگاه رئال مادرید از به خدمت گیری جواد نکونام بازیکن ایرانی تیم فوتبال اوساسونا خبر داد.
بنا به گزارش های رسیده از اسپانیا "ایزکو" رییس باشگاه اوساسونا و "بولدا" رییس باشگاه رئال مادرید در آخرین ساعات روز یازدهم فروردین 1388 (31مارس) در مذاکراتی سه ساعته که در محل دفتر اصلی باشگاه اوساسونا انجام گرفت بر سر انتقال جواد نکونام به رئال مادرید به توافق رسیدند.
بر اساس توافقات انجام شده بین طرفین رقم دریافتی باشگاه اوساسونا از رئال مادرید هفت میلیون دلار خواهد بود ضمن آنکه نکونام نیز 6میلیون دلار برای دو سال از کهکشانی ها دریافت خواهد کرد که در این صورت باید گفت جواد نکونام با سیزده میلیون دلار گران ترین فوتبالیست تاریخ ایران و همچنین باشگاه اوساسونا لقب خواهد گرفت.
جالب آنکه نکونام اولین بازیکنی است که از تیم اوساسونا به تیم رئال مادرید ملحق می شود.
شایان ذکر است طبق اعلام خوسه لوئیز لوپز سررانو نایب رئیس باشگاه مادریدی ، باشگاه رئال مادرید متعهد شده تا در کنار پرداخت مبلغ مورد نظر باشگاه اوساسونا همچنین دو بازیکن تیم خود-که هنوز نامشان مشخص نیست و احنمالا از تیم دوم رئال مادرید خواهند بود - را با جواد نکونام معاوضه کنند.
منبع :parsfootball
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
مـــــــــــادر جـــــــــــــــــان ! :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
دروغ 13 ایرانیها.
منبعش هم که ایرانیه.
از این گوش بگیر از اون گوش بده بیرون.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
البته نمی دونم راسته یا دروغ!
ولی اگه راست باشه تو اخبار میگه!!
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ABOLFAZL
از من به شما نصیحت هفته ای 1 بار با شیخ پشم الدین علی گلدبرگ (صلوات) تلفنی صحبت کنید..هر عذر شرعی و تمیلات جنسی دارید باش در میون بگذارید...ضرر نمیکنید! با ما تماس بگیرید..
78223
----------------
ساعت 3 شبه سه شنبه صبح بامداد چهارشنبه...
یا علی
بله برادر ابوالفضل هم تجربه دارن و همينكار رو كردند و طي چند هفته با دستورات و راهنماييهاي بنده مشكل تمايلات جنسيشون حل شد و الان كل يوم عقيم هستند!!!...و چون از نتيجه راضي بودند براي برادرشون هم كه اخيرا دچار تمايلات جنسي وخيم شده و ظاهرا نيمه زوجه اي-همون جي اف منظورمه!- براي خودشون اختيار كرده اند هم از ما وقت گرفتن كه به حول قوه الهي ايشون رو هم به زودي از دام شياطين نجات ميديم!:9:
برادراني كه مشاوره و راهنمايي-در هر زمينه اي- ميخوان با شماره بالا-كه 24 ساعته آنلاينه- تماس حاصل فرموده از منشي و رييس دفتر ما-يعني شيخ ابوالفضل-وقت بگيرند و اگه خيلي وضعيت به قول غربيها ايمرجنسي بود مشكلشون رو به خود ما پخ كنند!
با تشكر
روابط عمومي كلينيك تخصصي مشاوره شرعي و جنسي استاد شيخ پشم الدين علي گلدبرگ
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
دوستان ما هم یه کاری کردم و نام کاربری رو از Babak_HBK به Shawn Michaels عوض کردیم که به مراتب باهال تره:4:
حالا یه چیزی من زنگ گوشیم رو گزاشتم آهنگ فیلم Saw [اره] بعد نصفه شب نمیدونم کی بود که به گوشی ما زنگ زد بعد آهنگ فیلم اره هم که ماشاالله خف بر انگیز همه یهو پریدند از خواب بعد گفتند چی شده کی مرده :11:
گفتیم ای باب اینم از عوارض گزاشتن زنگ خفناک برای گوشی خلاصه عوزش کردیم دیگه :4:
همین:4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
اوه اوه برادر بابك ما رو ياد مشكلات خودم انداختي،من زنگ گوشيمو از اول ورودي گلدبرگ تو WWE گذاشتم، با اون استارت وحشتناكي كه اون آهنگ داره خودم هر وقت گوشي زنگ ميخوره از جا ميپرم و قلبم ميگيره چه برسه به بقيه!...خدا ميدونه تا حالا چند بار ملت تو تاكسي و اتوبوس و خيابون و خونه و ... سر زنگ خوردن گوشيم ما رو لعنت كردن!
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
صحبت اینا شد من یه بار زنگ اس ام اسم صدای کلاغ بود.
ساعت 2 شب یه مردم آزاری اس ام اس این صدای کلاغ دراومد همه فکر کردن کلاغ اومده.
یه وضعیتی شده بودها.
زنگ بیدارباشم هم آهنگ راو هست و صداش خیلی بلنده.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
گفتم علاقه مند به فوتبال زیاده گفتم تاریخچه ی فوتبال رو بگم:
فوتبال در سال 1894 از کشور برزیل شروع شد . این ورزش به وسیله ی چارلز میلر برزیلی که اجداد او انگلیسی بودند به مردم برزیل معرفی شد.
در سال 1970 مسابقه ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد . هیچ کس تصور نمی کرد که 800 میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند . امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزشها می پردازند . فوتبال مدرن از کشور انگلستان سرچشمه گرفته است .
در ابتدا اختلافات عقیده ای بسیاری میان علاقمندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می شد . این مسئله در سال 1863 زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد . گروه دیگر انجمن راگبی را تاسیس کردند و بالاخره در سال 1871 این دو رشته ی ورزشی کاملا از یکدیگر جدا شدند . از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند . فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بنیان گزاری شد .این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه ی اجرای مسابقات نظارت داشته باشد . قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی کند . در سال 1920 بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال 1930 اولین جام جهانی در کشور اروگوئه برگزار شد .
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
حالا به شما ...ما که یبار زنگ گوشیمون رو این پسر عمه احمقمون گذاشته بود صدای گربه!! ساعت 4 نصفه شب وایساد زنگ خوردن!! آقام از خواب بیدار شده بود دنبال گربهه میگشت:12:
تازه منم بیدار کرد میگفت ابوالفضل پاشو گربه اومده داخل خونه :4:..تو اون شرایط بغرنج طوری عمل کردم که متوجه نشه !
==================================
نحسی 13 !!!
امروز 13 مون رو تا ساعت 11 صبح زیر پتو بدر کردیم!!
ساعت 12 به اتفاق ارازل و اوباش منطقه و فامیلها به جنگلی سر سبز و مرفع عزیمت کردیم!!
بعد از نشستی نیم ساعته به اتفاق رضا و بهنام دو تا از پسر عموهای سالمم و محمد هوگن این برادر با خلف به صورت مجردی به پارکی در همون نواحی مراجعه کردیم ...
بعد از اینکه کمی ک.. چرخ زدیم تصمیم بر این شد که سوار سورتمه شیم و برنامه مون رو چیدیم که ماشین سواری.اسب سواری و قایق سواری کنیم...
ابتدا برای تهیه بلیت سورتمه با مشکل شلوغی صف روبرو شدیم که با عنایت و همکاری محمد هوگن با برادران حاضر در صحنه صف!!!
ما از نفر 35 به ابتدای صف یعنی 7 رسیدیم!!! رضا رو فرستادیم که بلیتو تهیه کنه...
وقتی دوستی عقب تر از ما دلیل این سرعت چشمگیر رو خواستار شد با چهره محمد هوگن روبرو شد ..
و بیخیال ادامه موضوع شد!!
بعد از اینکه صوار سورتمه شدیم چشمهایمان رو برای لحظاتی بستیم و به اون دنیا فکر کردیم...چون هر لحظه ممکن بود سقوط کنیم و لت و پار شیم!! اونوقت محمد باید به پدر میگفت گرگا منو خوردن!!
بعد از پیاده شدن به سمت اسب های رام نشدنی اون ور پارک رفتیم...ابتدا رضا .بعد بهنام و بعد بنده سوار اسب سفید شدیم...محمد تو این قسمت انصراف خودش رو از مسابقه اعلام کرد ...
لحظه ای که ما سوار بر اسب بودیم و میتاختیم محمد یه لحظه اومد پشت اسب نمیدونم دست کرد تو باستنش جاییش که سریعان یه بیگ بوت پشتک از اسب مورد نظر دریافت کرد!!!
ضربه وارده به قدری محکم بود که محمد برای لحظاتی دل درد شدید گرفت!!!
بازم شانس اورد زیر نافش نخورد وگرنه از هستی ساقط میشد!!و خدای نکرده در اینده بچه دار هم نمیشد و نسل ما بیاتها رو منقرض میکرد!!!
اون لحظات ما فقط به این حرکت و ضربه استثنایی میخندیدیم...محمد هم که حیوون دوسته میگفت اشکال نداره فدا سرش!
اومدیم و سوار قایق شدیم تا گشتی در رود کارون بزنیم!! بلیتهای 500 تومنی رو پدر صلواتی ها نفری 1500 کردن ..
.بهرحال محمد تو این سری با ما سوار شد که یک موقع دوباره بلایی سرش نیاد!! بعد از اینکه خوب تاب زدیم... پیاده شدیم...
باز هم اومدیم ...ایندفعه سمت ماشینها ..نگاهی به داخل انداختیم و جمعیت خردسال رو دیدیم که با ذوق با ماشین به هم میزنن!!
بهنام این جوان 17 ساله گفت اخ جون اخ جون منم میخوام..او رو متوجه کردیم که بهنام جان این بازی ماله کودکانه 8 تا 10 ساله نه تو که بزنم به تخته هیکل نره خر رو داری!!
به سمت بازیهای کامپیوتری حرکت کردیم ... دیدیم هنوز بعد از 4 سال دارن کمبات و نینجا میکرو و سگا رو میزارن واسه مردم!! من نمیدونم این پارک های ما کی میخوان پیشرفت کنن!!!
ابتدا 4 نفر بودیم یهو دیدیم شدیم 3 نفر ! از محمد دلیل این بی انضباطی رو جویا شدیم که پاسخ داد رضا این جوان شاش کف نکرده 21 ساله لحظاتی قبل دور از چشم شما فلنگ رو بست و رفت افتاد دنباله یه جوجه مرغ !!
ما هم ضمن محکوم کردن این حرکت ضد انقلابی به حرکت خودمون در جوار بارگاه پارک ادامه دادیم...
دقایقی بعد نیمکتی رو برای ایستیراحت قاپیدیم!! بهنام رو فرستادیم برایمان بستنی و ابمیوه تهیه کنه!
محمد رو هم فرستادیم تا اگر میتواند رضا را پیدا کند تا به اتفاق دوست دختر گرامیشان بستنی میل کنیم!!
بعد از دقایقی محمد دست از پا درازتر برگشت و جواب داد که مشترک مورد نظر در پارک موجود نمیباشد!!
بهرحال محمد سهم رضا رو خورد ...من و بهنام هم همون گوشه ها کز کردیم و بستنی رو خوردیم!!
بلند شدیم کمی راه بریم...ساعت نزدیکهای 3 بعد از ظهر بود ...چنان غرغ شده بودیم که هیچ متوجه نشده بودیم 3 ساعته تو پارکیم!!!
قدم به قدم هم دختر مثل مور و ملخ ریخته بود ..نمیدونستیم چطور نگاه کنیم!!
اخه اگه اینو نگاه میکردیم اون یکی رو نمیدیدیم!!! همین دختر نگاه کردنها برای ما شد دردسری ..
البته بنده هیز نگاه نمیکردم همه رو به یه چشم میدیدیم!! ولی ممد برعکس بود همه رو هیز نگاه میکرد و با چشم پایینیش میدید!!!
همینطور داشتیم راه میرفتیم ناگهان متوجه شدم که دارم ادمها رو از پایین به بالا میبینم !! ..
در یک صحنه پامون گیر کرد روی یه شی که افتاده بود و با صورت اومدیم زمین!!با کمکه برادران همراه تونستم از جام بلند شم خیلی صحنه خوفناکی بو.د بر پدر ومادر پارک لعنت فرستادیم...
بعد هم اومدیم خونه..یهو یادمون اومد یادمون رفته رضا رو بیاریم :11:
------------------
قدم زدن های امروز باعث شد من همه خاطرات رو دوره کنم ...
نمی دونم چرا اما دوره کردن زندگی به ادمی روحیه می ده .
امشب یه جوریه . دلم برای همه تنگ شده . برای همه اونایی که دوستشون داشتم و دارم ....
پارک امروز منو یاد یه پارک رفتن خاطر انگیز انداخت . یاد یه چشم و ابرو سیاه . خیلی سیاه و البته صورت و نمایی زیباتر!! ...
بچه ها
همیشه غروب 13 فروردین یکی از غمگین ترین روزهای منه! نمیدونم چرا ولی دقیقان یه غم نهفته و بلقوه دارم که خودمم نمیدونم چیه؟
شاید همون عشق گذشته است؟یادمه 2 سال پیش چنین روزی بش زنگ زده بودم فقط گریه میکردم!!البته این مسئله قبل از اشنایی با اون هم وجود داشت ...نمیدونم علت چیه... !!
از یکی از علما پرسیدم گفت ممکنه بعده ها چنین روزی یه اتفاق بیوفته برات.یا اتفاقاتی در بچگی هات افتاده روت تاثیر گذاشته.....بخدا هر چی فکر میکنم نمیدونم چیه این غم نامعلوم!!!
از ساعت 10 یه دم دارم ترانه غم فراق امین فیاض و مصطفی فتاحی که در مورد امیر المومنینه گوش میکنم...تا الان فکر کنم 30 بار تکرار شده... با شنیدنش هم ارامش میگیرم و بعضان بی اختیاز از چشمانم اشکی میچکد!!!
به کمک احتیاج دارم!!
البته تا فردا به روال عادی برمیگردم یحتمل...
یا علی...