[b]تو اگر طبیبی درد خود دوا کن [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]نقل قول:
نوشته اصلی توسط New World Order
نمایش نسخه قابل چاپ
[b]تو اگر طبیبی درد خود دوا کن [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]نقل قول:
نوشته اصلی توسط New World Order
آخه نمایشگاه کتاب هم دیدن داره؟:26:
هرکی هم که میره فقط واسه دختر بازی میره:17:
خوب تا تونستی مالیدی در دخترهای مردم؛بجاش وقتی رفتی تو مترو همه مالیدن درت:12::4:((شوخی بودا:24:))
بیا... این هم از حرف زدنش... تو هر تایپیکی که می ره, باید با کمالاتش بقیه رو مشعشع کنه...نقل قول:
نوشته اصلی توسط MAJID LaShLeY
ممنون.
موفق باشین.
بیا خدایی ساعت 1.30 شبه همچین خندم گرفت که نگو از پست بهنام به پایین هرکی یه چیزی گفته اومده درستش کنه زده ر*یده توش بدترش کرده
بهنام گفته بیام دلغک بازی در بیارم باشه در میارم آخه خنگه زیرش اومده حامد زده تو حال بهنام اونوقت زیرش مجید اومده مثل دختر خاله ترشیده ادسیون یه حرفی زده باشه چرت گفته نه خداییش مجید خجالت نمی کشی من هر چی فکر می کنم نمی تونم به خودم بقبولونم رفتی مکه البت می گفتم چرا خدا اومده تهران ولی دقت نکردم بابا چرا تو همه چیز رو به دختر بازی ربط می دی هان از بس نشستی در مغازه دید زدی داری خراب می شی ها . خودت رو اصلاح کن همین فردا صبح می ری یه ژیلت نو می خری اصلاح می کنی ما فردا شب داریم با ابولی اینا میایم خونتون . حاضر جا رو هم پهن کن .
-------------------------------------------------
من واقعا دلم واسه این بالایی تنگ شده بود . آدم نامرد نه از خودش عکس می ده توی گوشیمون داشته باشیم ببینیمش نه اینکه شماره می ده بهش زنگ بزنیم .
من نمی دونم چرا توی این سایت همه از من فراری هستن و می ترسن اون از هامون این از معین این از بهمن این از سینا اون از اون یکی خداییش خیلی جالبه نه نمی دونم ها بنده خدا فقط ابولی ما رو داخل آدم میاره یه ذره با این برادر علی گلدبرگی خودمون
آخ گفتم ابولی یاد این افتادم بیا ابولی بزار دستکتاپت از خودت لذت ببر وقت نداشتم اینم همین جوری رو هوا زدم
من شنیدم امید پست داده پش کو پستش نیست که
http://www.pix8.net/pro/pic.php?u=24892CF56a&i=1135166
بیا خوبیش اینه که کسی نمی تونه بهفهمه این تویی اونم ماشینته واسه همین کمتر چشم می خوری بیشتر زنده می مونی
به به و به به،استاد بزرگ بالاخره از غيبت صغري ظهور فرمودن،ما خاك پاتيم هادي جون...فقط خواستم بگم دالتونها يادت نره.
خيلي وقت بود که به اين تاپيک يعني تاپيک مورد علاقم در اين انجمن سر نزده بودم :4:
خب همه خوب هستين ؟
غریبه نمیشناسمت کی هستی!!!
اصلاح طلبی یا دمکرات؟شرقی یا غربی ؟طاللبان یا افغان؟یهودی یا مسیحی ؟بلوچ یا عرب ؟ترک یا لر ؟
هر کی هستی خوشحالم که هستی!!!
---
دلم براتون تنگ شده
از اینکه کمتر میتونم بهتون سر بزنم خیلی ناراحتم...خوب نمیشه ...
بهنام جان قربون دستت این گوسفند رو به افتخار قدوم مبارک هادی و صفحه 200 اسرار التوحید! سر ببر!!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
امیدوارم خونش مبارک باشه!!! خیلی گردن کلفت و خوش گوشته ..
فکر میکنم بتونیم با همین 1 گوسفند این ملت گرسنه انجمن رو سیر کنیم... همه صف گرفتن..
.بابا اروم باشید به همتون میرسه! اون کیه اینقدر وحشی شده...اینجا هم باید داس قانون سینا رو سرتون باشه!!!!
انگار همین دیروز بود 100صفحه ای شدیم!! ایوالا ایوالا!!! پست 1998 مال هادیه کسی بش دست نزنه!!! هادی جون ما منتتظر بیشترین اطلاعات از این غیبتات هستیم!! خاطرات هشتاد سال زندگی در کاشان!!
صفحه 200 ..کی میشه صفحه 1000!!! چنین روزی وجود داره! اگه به همین منوال پیش بریم اری!!
از همگی بروبچ بابته تلاش و ارج نهادنشون به حرمت اسرار متشکریم...
=========================================
امشب داشتیم از مغازه میومدیم خونه... تو همون جاده ای که تو عکس دیدین... اونجامغازه مون هست...یجورایی بالاشهره!
شبها خیلی ترافیکه و دمار ادم در میاد تو از اون مخمصه در بیاد...
امشب یکی از اون شبها بود..اصلان از همون اولش معلوم بود یه اتفاقی میخواد بیوفته اخه فیتیله شو یکی از دوستان همسایه مغازه روشن کرد...
ماشین تو پارک بود...گفت بده از پارک درش بیارم..گفتم خودم مگه مردم..هی گفت واردم و این حرفا ما هم ساده گفتیم باشه دلشو نشکونیم!! ..
اقا اول که ماشینو روشن کرد بیاد عقب زد به سپر جلو ماشین آقام :11: که خوشبخاته ندید!!
بش گفتم بیا پایین...دوباره التماس...اومد بیاد بیرون...همچین گاز داد رفت وسط جاده :12: تازه دره ماشین هم باز ...
تنها شانسی که اوردیم ماشین تو مسیر نمیومد ..فقط یه پرایدی بود که زد رو ترمز و چند تا فحش ناموس نثارمون کرد و رفت!!!
چند تا فوش هم من بهش دادم و سوار شدم برم...داشتیم به ارامی میرفتیم تو یه پیچ یه تاکسی زد رو ترمز ... خودمو جمع و جور کردم گفتم امشب یه اتفاقی میوفته!!!
تو جاده به اون شلوغی یه تاکسی دوباره زد رو ترمز واسه یه مسافر...منم متعاقبش زدم رو ترمز...
یهو دیدم یه چیزی محکم خورد پشت ماشینم.. دیدم به به یه پرایدی که یه دختر خانم و چند تا دختر پشتشه زد به عقب ماشین ..به ماشین من صدمه نرسید ولی چراغ جلوی اون شکست...
وایساد معذرت خواهی و اینا تروخدا برو...من باید برم جایی..گفتم هی خانوم کجا کجا !!! خوب چک کردم دیدم دو سه تا خش افتاده به ماشین ..منتها دلم به رحم اومد ....و گذشتم رفتم...
دیالوگ بین ما :
اخ اخ ببخشید اقا سرعتم زیاد بود نتوستم کنترل کنم..
خانوم حواستو بده نمیبینی اینجا خر تو خره ...البته مقصر شما نیستی این تاکسی دیوسه!!
ماشین شما که چیزیش نشده..
نه یه چند تا خراش ساده است با پانسمان حل میشه!!!ولی بهرحال شما مرتکب جرم شدی و باید وایسیم مامور بیاد...
اقا جان چیزیش نشده که ..ماشین من چراغش خورد شده!!
نه خانوم حواستو بده...من حالا گذشت میکنم ولی کسی دیگه بودعمران گذشت نمیکرد!!! ( زکی :4:)
بهرحال با سلام صلوات سالم و زنده رسیدیم!!!!
این اولین تصادف ما بود...و یاده اون جمله همیشگی آقام افتادم که میگه : تو رانندگی نزنی میزننت از پشت!
خدا به خیر کنه تصادف های بعدی!!! شاید یه روز خبر مرگمون رو اوردن!!!
====================================
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
قیصر ایران !!!
===================================
يادش بخيــــــــــــــــر ..یاده بچگی هام افتادم...همینطوری...
يادمه كه وقتي بچه ( دوران ابتدايي ) بودم ...از مدرسه ما رو بسيج مي كردن كه بريم راهپيمايي ...
اون زمان خیلی شور و شوق داشتیم... عینته خری بودیم که انگار تی تاپ بمون دادن!!!
با مینی بوس به وسط شهر میبردنمون و ما رو گله ای رها میکردن تو خیابون....
وقتي شعار مي دادیم ...مي گفتيم :
مرگ برگ آمريكا!!!
مرگ برگ اسلائيل !!!
این لکنت زبان رو اون زمان خیلی هات داشتن و بخوبی تلفظ نمیکردن!! چراشو نمیدونم!!!
بهرحال هنوز که هنوزه اگه بری یه سر به مدرسه ابتدایی ها بزنی بچه ها با شور و شوق بخاطر تعطیلی مدرسه هم شده میرن میریزن مثله گله تو خیابون!!
نتیجه گیری اخلاقی : همگی ما باید در انتخابات دولت دهم شرکت مستمر داشته باشیم...!!!
=======================================
صیغه!!!
وقتي مسئله زن در ايران : ميشه مسئله ي شركت توانير !!!
روزي ملا نصرالدين ميره سر منبر و به مردم ميگه :
ای مردم! هر كه تعداد زنش بيشتر باشد ...به همان تعداد زن ..چراغ در بهشت برايش روشن مي شود!!!
ملا نصرالدين ناگهان در ميان جمعيت مردم زنش را مي بينه...و هول مي كنه و ميگه :
البته .* هرگز نشه فراموش . لامپ اضافي خاموش!!!!
----
اگه دقت كنيد..امروز هم اين كار رو مي كنن..ولي يه جور ديگش !!!چه جوري ؟؟؟مي گم الان!
امروز به ما ميگن ( بدون دلهره و ترس و ... )به همان تعدادي كه زن داريد ...در بهشت و فردوس چراغي برايتان روشن خواهد شد...
ولي بهتره كه يه كم پول خرج كنيد و ...لامپ كم مصرف بگيريدو يا لامپ هاي پر مصرف كه كه هم زيان مالي به ادم مي زنه و هم خواسته هاي ادم رو به طور كامل با ... كمتر عملي نمي كنه !!!*دور بندازيد و ...
اين كار ميشه يه كار شرعي و واجب و ...كه خودتون بهتر از من مي دونيد...
نتيجه مي گيريم كه :
اگه يه روز يه بچه ي غريبه اي ..شما رو داداش يا آبجي صدا كرد!!!تعجب نكنيد ...شايد قضيه از اين قرار باشه كه ممكنه آقات سنت پيامبررو اجرا كرده باشه!!!
نا گفته نمونه كه با اين قوانين تازه و جديد يك كار شرعي و قانوني انجام داده و هيچ گوهی هم نمیتونی بخوری!!
در ضمن مراقب پدران باشید!!!
===============
بروبچ تا حالا فکر کردین ؟؟؟!!
چرا میگن بچه ننه نمی گن بچه بابا؟ من خیلی در مورد این موضوع فکر و اندیشه کردم و به جمع بندی هایی هم رسیدم که براتون تشریح میکنم!!!:
مامان
- بله ؟
- من می خوام به دنیا بیام !!!
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام !!!
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسی می خوام !!!
- باشه
- مامان
- بله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا ... باشه
- مامان
- .. بعله
- من کوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی دوست دارم مادر عزیزم......
---
و اما بلعکس :
- بابا
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو می بری پارک ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ....
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درک
- بابا
- بلا
- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو ... جونت در بیاد
=========================
.... ایام به کامتون...
یا علی....
نقل قول:
نوشته اصلی توسط I Am Legend
بنده دردي براي دوا كردن ندارم اين شمايي كه مثل يك چهارپا تو خفقان گير كردي نميدوني چيكار كني.گاو و گوسفنداتونو فروختين اومدين تهران فكر كردين اينجا حلوا خيرات ميكنن؟
ادم نبايد لقمه بزرگتر از دهنش برداره عزيز شما با همون پول گاو و گوسفندها ميتونستين كلي زمين زراعي تو دهاتتون بخرين دولت هم حمايتتون ميكرد.اومدين اينجا كه چي سرمايتون به باد رفت هيچ الان پول خريد يه خودتراش صورت هم ندارين.برگرديد همون حلبي ابادتون!! خدا كريمه برادر.
چون ارزش پست بهنام بالا بود گفتم رو بياد هر مديري كه دلش خواست ميتونه در صورت قلقلك اعصابش اين پست رو پاك كنه:4:
برای صلامتی بهنام صلوات
چاکر داش بهمن
منتظر پست طوفانی و جنجالی 1998 باشید
ما خاک پای داش ابولی هم هستیم