ذکر شب و روزتون این باشه که موسوی بشه و الا 4سال دیگه باید محمود را تحمل کنیم .
نمایش نسخه قابل چاپ
ذکر شب و روزتون این باشه که موسوی بشه و الا 4سال دیگه باید محمود را تحمل کنیم .
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ABOLFAZL
برو به رفيقت دقيقا همين چيزي كه ميگم رو بگو.بگو اخه ارزشش رو داره كه با يه حرف انقدر راحت اتيش جهنم رو واسه خودت ميخري.بگو بدبخت ميدوني اگه نتوني حرفت رو ثابت كني چه گناه بزرگي مرتكب شدي؟ميدوني به چند نفر تهمت ميزني؟پشت سر چند نفر غيبت ميكني؟ميدوني با اين كارت ميون هفتاد ميليون تفرقه ايجاد ميكني؟
اينارو حتما بهش بگو جامعه بايد از وجود چنين انگل هايي پاك بشه.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در جواب اون عزيزي كه گفت اقاي موسوي حتما چيزي تو چنته داره كه سعي دارن تخريبش كنن بايد بگم كه تو همين محفل كوچيك خودمون اگه از صفحه 202 به بعد كه بحث انتخابات راه افتاد نگاه كنيد عينا طرفداران اقاي موسوي به جاي اينكه از نكات مثبت موسوي صحبت كنن فقط و فقط به مسخره كردن و تخريب احمدي نژاد پرداختن و بس. تو اين جمع فقط دو نفر از احمدي نژاد حمايت كردن كه اون دو تا حتي كوچكترين توهيني به موسوي يا شخص ديگري نكردن.
پيشنهاد ميكنم يك مقدار واقع بينانه و سنجيده تر صحبت كنيد و از روي عصبانيت حرف نزنيد.
باي
من به کی قسم بخورم که خودم دیدم 4 سال پیش یه بسیجیه 10 بار خودش به تنهایی با یه شناسنامه رای داد؟؟ اصلا تموم گناه این ادمایی که می گند تقلب می شه با من.مطمین باش اون دنیا این ها که می گند تقلب شده بازخواست نمی شند اونا که تقلب می کنند باز خواست می شند از اینا گذشته حرف های ***** و رفسنجانی که در باره سالم نبودن انتخابات بود که یادمون نرفته؟؟اینا که دیگه جز همین دارو دسته هستند.
شما راست می گی من خودم به شخصه توهین کردم بازم راست می گی از رو عصبانیت حرف زدم ولی اینا در جواب تخریب هایی که دارند بر ضد موسوی می کنند هیچه من و امثال من که مهم نیستیم اون اصلیا که دارند موسوی و تخریب می کنند ،می کنند خوبشم می کنند.سایت ها وبلاگ های زیادی هم هستند که این کارارو می کنند که خواستید معرفی می کنم.
من کلا اولین باره اینجا دارم بحث می کنم اونم به خاطر همین عصبانیتمه.اینجا به منطقه داره تو اصفهان اسمش هستست اونایی که اصفهانیند می دونید اخر زینبیه می شه ما یه رفتیم به اینا غذا بدیم به خدا بی رحم ترین ادم ها اشکش درمیومد غذاها که تموم شد پیرو جوون جوری دنبال ماشین می دویدند و اصرار می کردند اقا تورو خدا یه غذا به ما بدید و اشک می ریختند که دوست داشتی بشینی زار زار گریه کنی به خدا اینا چیزی از غزه و فلسطین کمتر نیستند ما خودمون ادم هایی داریم که جمعیتشون هم کم نیست که بدون بمباران از هزار تا ادم های عزه بدتره ولی یه بارم عکس و فیلم هاشون و این صحنه ها که روزی صد بار از غزه نشون می ده تو تلویزیون از اینا نشون نمی ده.کجاند اونا که می خواستند نفت بیارند سر سفره مردم؟؟تا که قراره پول های این مملکت بره به دست لبنان و غزه؟؟تازه اینجا که اصفهان و یعنی بعد از تهران خیلی بهش می رسند وای به حال جاهای دیگه.این رهبرو رییس جمهور دلسوز چرا دلشون به حال مردم خودشون نمی سوزه؟؟چراغی که به خانه رواست به مسجد حرومه.چقدر پول صرف عزه و لبنان شد و میشه؟؟چقدر پول دادند به این بسیجیا که با چوماق بزنند تو سر هم وطناشون؟؟این سفرهای استانی با این هزینه هایی که شد به جز تبلیغ واسه انتخابات چی داشت؟؟گیرم درامدهای نفتی ما بیشتر شد ولی کجا رفت؟؟ممکن بگید فقیر تو همه کشورهای دنیا هست.بله هست ولی اولا نه به اندازه ما دوما ما کشوری هستیم که از نظر منابع طبیعی خیلی غنی هستیم حقمون این نیست این همه مردم زیر خط فقر داشته باشیم نمی گم موسوی بیاد همه چی اباد می شه اونم تغییر زیادی نمی تونه بده ولی همون جور که گفتم انتخاب بین بد و بدتره.حداقلش اینه که میر حسین می ** اولویت با جوون های همین مملکته نه غزه و لبنان.
امروز تو یه سایت ها دیدم نوشته دستگیری 104 نفر تو یه پارتی.تا اونجا که من شنیدم اینا فقط پسر بودند ولی حالا می گیریم دخترم بوده.اخه اگه می خوایند امر به معروف و نهی از منکر کنید تو سطح جامعه بکنید نه تو حریم شخصی.این کار نشون می ده تو ایران اصلا چیزی به اسم حریم شخصی هم وجود داره.اقای مکارم شیرازی می ** روزه خواری در ملا عام شلاق داره ولی نه تو حریم خصوصی این کاره این ها مثل اینه که ماه رمضان برند یکی یکی خونه های مردم و بگردند ببینند کی چیز می خوره بازداشتش کنند که باز من فکر می کنم حداقل زمان خاتمی این چیزا کمتر بود.
به خدا با نابودی اسراییل و امریکا این چیزا درست نمی شه.
از اینم که الان پاسپورت های ما همتراز شده با کشورهای مثل سومالی و همه کشورها شدند دشمن ما به جز ونرولا و توگو و مالی(که تازه افتخارم می کنیم) که اصلا در شان ایرانی که یه روزی واسه خودش عظمتی داشت، نیست می گذریم.
راستی فکر نکنید من از اول دشمن خونین محمود بودم من خونواده خودم که الان می خواند به موسوی رای بدند 4 سال پیش به همین محمود رای دادند ولی...افسوس
در اخر:
من رای ندادم
تو رای ندادی
او برنده شد...
ولی این بار
من رای می دهم
تو رای می دهی
او می بازد...
یک یا حسین تا *******
به همه بگویید در انتخابات شرکت کنند
من ميترسم پست بدم فردا روز سرم رو ببرن بزارن روي سينم واسه همين پست نميدم :11:
نترس عزیزم بگو
مثل من یاد بگیر
فقط میر حسین موسوی
----------------------
حیف که 4 سال پیش این سایت نبود وگرنه جوری محمود رو می کوبیدیم که هیشکی بهش رای نده
خارج از دنیای رسلینگ و انتخابات تا ساعاتی دیگر عازم استادیوم آزادی هستیم ....... دعا کنید سالم برسیم خانه:30: :4:
اتفاقات استادیوم را هم براتون تعریف می کنیم :24:
بنده همين جا با نهايت تاسف و تاثر اعلام ميكنم كه 4 سال پيش در انتخابات رياست جمهوري به محمود راي دادم اون نه يه بار بلكه دوبار! چون انتخاب به دور دوم كشيد. اون موقع در اوج جووني و خامي بودم و با حرفاي محمود گول خوردم.
ولي اين بار نميدونم اصلا برم راي بدم يا نه؟...
شما چي ميگين؟ برم يا نه؟
ای بابا شماها چقدر بحث انتخابات میکنین :4: . ول کنین این محمود و میر حسین و این آدمهارو ... ولی از حق نگزریم فقط میر حسین :26: . به فکر فوتبال باشین که 11 همین ماه یعنی خرداد تیم ملی میخواد با تیم ملی چین توی خود چین بازی کنه باید ببینیم این افشین جون چیکار میکنه تازه 16 هم باید توی پیونگ یانگ با کره شمالی بازی کنیم . این بازی هم با نتیجه 5-0 بردیم حال کردم ببینیم امپراطور چیکار کرد به قول بچه ها گفتنی کنفیکن کرد :4: . افشین جون هم دیگه لیست کامل بازیکنا رو برای رفتن به اردو و بازی با تیم ملی چین اعلام کرد که اسامی شون به شرح زیر هستن:
رحمان احمدی - میثاق معمارزاده - سید مهدی رحمتی - وحید طالبلو - هادی عقیلی - احسان حاج صفی - سید جلال حسینی - خسرو حیدری - حسین کعبی - علیرضا محمد - محمد نصرتی - فرشید طالبی - فرزاد آشوبی - علی کریمی - حسین کاظمی - جواد کاظمیان - محمدرضا خلعتبری - مهرزاد معدنچی - مهدی مهدوی کیا - ایمان مبعلی - پژمان نوری - مسعود شجاعی - آندرانیک تیموریان - فریدون زندی - آرش برهانی - وحید هاشمیان و محسن خلیلی بازیکنایی هستند که از طرف افشین جون به اردوی چین و بازی با کره شمالی دعوت شده اندزجگک :4: . این چندتایی هم که رنگی زدم برای این بود که توی یاهو هی به من پی ام میدادن که سفارش مارو بکن و این حرفا من هم به افشین جون گفتم و اون هم روی ممن زمین ننداخت :24: .
خوب ميخوام اتفاقات ديروز رو تعريف كنم.
اول از اون همايشي كه برگزار شد.اسمش بود همايش صبح بيداري.شاخص ترين فردي هم كه دعوت شده بود بهاره رهنما بود كه فكر كنم اكثرا به خاطر اون اومده بودن نه به خاطر ميرحسين!!و 2 3- تا دكتر فلان دكتر بهمان هم بودن كه از بس شلوغ بود نه من ميشنيدم چي ميگن نه فهميدم كي بودن!خلاصه ما يه 45 دقيقه زودتر رفتيم تو آمفي تئاتر و شانس ما يك جاي خالي هم نبود.ديديم 2 رديف جلو خاليه و رفتيم با خيال راحت نشستيم كه يهو يك پسر خوشتيپي كه يك سربند و مچ بند سبز بسته بود و يه كارت انتظامات رو سينه اش بود اومد ما رو بلند كرد.معلوم شد اون دو رديف مال كله گنده ها بوده نه دانشجوهاي بخت برگشته اي مثل ما.خلاصه مثل جغدي كه تو شب دنبال شكار ميگرده همه جا رو ميپاييديم كه اون ته سالن دو تا از بكس رو ديديم و رفتيم نشستيم البته رو دسته صندلي بين اون دو تا!و البته فشار معتنابهي هم در يك جاييمون تا آخر احساس ميكرديم...
بعد از چند لحظه كه همراه با بقيه ملت هي الكي جيغ و داد ميكرديم و سوت و دست ميزديم،يهو يه يارو قلچماق با مو و ته ريش نارنجي رنگ اومد انگ نشست بقل ما كه تو گوشش هم يه گوشي مثل داورهاي WWE بود و قيافش هم ماشاالله روي شمر بن ذي الجوشن رو سفيد كرده بود...با گوشه كنايه ملت دور و برمون كاشف به عمل اومد كه ايشون از برادران زحمتكش حراست هستن!!در نتيجه ما هم دست و پامون رو جمع كرده دست به سينه نشستيم تا مبادا اسممون بره تو ليست بدها...خلاصه اين ديوث حراستيه مثل گرگ هار همه جا رو زير نظر داشت...بله مراسم با پخش كليپي از چگونگي كانديد شدن مير حسين و دوران خاتمي و ... شروع شد كه با جيغ و تشويق وحشتناك ملت همراه بود...هر بار كه خاتمي رو نشون ميدادن ملت جيغ ميكشيدن...در همين بين يكدفعه در سالن رو باز كردن و ملت پشت در مونده مثل گله بوفالوها ريختن تو كه در نتيجه فشار زياد حراستيه گور خودش رو گم كرد و ما هم مجبور شديم بريم رو دسته صندلي ها وايستيم...يعني جوري شد كه ما براي ملتي كه پايين نشسته بودن به منزله علم يزيد بوديم...بعد ديگه آقايان مهمانها به نوبت اومدن و سخنراني كردن...البته يادم رفت بگم بهاره رهنما چيجوري اومد.همونطور كه گفتم تموم جلسه تحت الشعاع ورود ايشون بود و هر از گاهي ملت شعارهايي مثل بهاره دوست داريم و بهاره بيا بالا و ... ميدادن كه با تذكر بكس انتظامات مواجه ميشدن و در نتيجه خفه ميشدن.
خلاصه يه دفعه ديديم دو رديف ملت وايستادن و دستاشون رو هم به هم دادن و يه كوچه باز كردن تا ملكه اليزابت رهنما بيان كه يه دفعه سر و كله شون از پشت سن پيدا شد!!و خلاصه يه چند لحظه وايستادن و بعد از ابراز احساسات رفتن پايين نشستن و مشغول امضا دادن شدن! تيپشون هم اسپورت بود با يه شال سبز و دو تا خانم ديگه هم باهاش بودن كه يكيشون بازيگري بود به اسم پرون مقامي و هر دو هم سانتي مانتال و تيپ اسپورت بودن...
ما هم كه ديگه در اثر شدت فشار و حرارت كاملا سر تا پا از عرق خيس شده بوديم و احساس ميكرديم تو جهنم در حال عذاب كشيدنيم...راستي يه دانشجوي كله خر و احمقي جلوي ما واستاده بود كه فقط براي زيدش و بهاره و مسخره بازي اومده بود و هر از چندگاهي يا اسم زيدشو داد ميزد يا اسم بهاره يا هم بقيه رو تحريك ميكرد كه شعارهاي بي بطي مثل زنداني سياسي آزاد بايد گردد بدن...منم چند بار خواستم به اين الاغ بگم مرتيكه آخه جاييت ميخواره اين شعارا رو ميدي يا دلت برا كميته انضاباطي تنگ شده؟كه ديديم يارو خرتر از اين حرفاست و بيخيال شديم...
يه ابتكاري هم من به خرج دادم و اين شعار رو گفتم بدن كه با استقبال عمومي مواجه شد و اونم شعر قهرماني بود كه تو ورزشگاها ميخونن،يعني همون"پرسپوليس قهرمان ميشه خدا ميدونه كه حقشه يه همراه لا لا لاي هاي مربوطه قبل و بعد،كه ما به اينصورت تغييرش داديم:مير حسين انتخاب ميشه خدا ميدونه كه حقشه به لطف يزدان و بچه ها ميرحسين انتخاب ميشه!!
فقط بگم كه از خيلي خيلي محمود رو كوبيدن و تخريب كردن و فقط مونده بود فحش بدن،از ملت گرفته تا سخنرانها،يعني به جان خودم اگه محمود اونجا بود لختش ميكردن!!
راستي اول جلسه يه اسكلي يه مقوا دستش گرفته بود روش نوشته بود احمدي نژاد!!!!!فكرشو بكنين بين 2000 نفر كه همه عشق خاتمي و ميرحسين بودن!!كه اون بينوا رو با تيپا انداختن بيرون!هر چند اون طرف هم براي خنده اينكارو كرده بود...
چند جا هم زد و خورد بين انتظامات و ملت پيش اومد كه همش هم به خاطر جوگير شدن انتظاماتها بود كه البته تلفاتي نداشت...
وقتي جلسه تموم شد با صحنه رقت انگيزي مواجه شديم و ان هم شكسته شدن صندلي ها زير وزن ملتي بود كه روشون به جاي نشستن وايستاده بودن و البته انبوه كاغذ پاره ها و آشغال ها كه همگي نشان از فرهنگ بالاي اين جماعت داشت....!ما هم خلاصه از اون كوره ذوب انسان در اومديم و خدا رو به خاطر نعمت زنده موندن شكر گفتيم...
اين بود داستان همايش صبح بيداري...شرمنده سرتون رو درد آوردم.
سلام به همه
بچه من الان در کرمانشاه هستم
یه چیز میگم تمام
اینجا 99 درصد طرفدار میر حسین هستن