RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
بعد يك هفته دوري از نت برگشتيم و ديديم كسي از ما خبر نگرفته !انگار بودم نبودم اينجا واسه كسي فرقي نداره:27::4:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
حاجي سفر خوش بگدزه ان شاالله بياي تهرون با هم بريم سرزمين عجايب! البته به ممد هوگن هم بگو بياد بهش خوش ميگذره:4:
گويا در اين يك هفته كه نبودم بحث جنيست ناظم محترم سايت حاج سينا هلندي نژاد مطرح شده! متاسفانه عده اي سودجو براي فروش مقالات زرد خودشون از هيچ تهمتي به ناظم سايت دريغ نميكنن!
مرگ بر مقاله مردم فريب!
دكي ناراحت نباش
باتيستا رو بچسب بجاش!
فعلا :43:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
می گم پویان جان من چندبار ساعت 2 شب تو رو تو لیست افراد آنلاین دیده بودم که :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
نقل قول:
نوشته اصلی توسط MAN ON FIRE
می گم پویان جان من چندبار ساعت 2 شب تو رو تو لیست افراد آنلاین دیده بودم که :4:
چي ميگي عزيز!
من از جمعه هفته قبل ساعت 10 صبح تا امروز ساعت 1 بعد از ظهر نتم كلا قطع بود.
نكنه روحم ساعت 2 شب انلاين شده!:4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
والا عارضم خدمتون كه ما طرفاي صبح خروس خون ساعتاي 5:30 اينا بود كه با اجازه از محضر نوراني شما تو يه خواب ماماني و ناز بوديم و جاتون خالي تو خوابي كه داشتيم ميديديم ما بوديم و جنيفر لوپز و آنجلينا جولي و ماريا و توري ويلسن و غيره و ذلك،كه يه دفعه
ديييييييييييييييننننننننن نننننننگگگگگگگگگگگگگگگ....
ديييييييينننننننننننننننن نننننننگگگگگگگگگگگ.....
ديييييييييييييينننننننننن نننننننننگگگگگگگگگگگ...
اول آهنگ آندرتيكر كبير كه زنگ اس ام اس ما هستش...بله اون ساعت يك پدر آمرزيده اي به ما اس داده بود...حالا حسابشو بكنبن تو اون خواب دل،سر صبح،رختخواب گرم و نرم،يه دفعه با اين آهنگ خوف آدم از خواب بپره...انگار يه سطل آب يخ ريخته بودن رو ما...به قول معروف ش ا ش تو يه جاييمون مبدل به آلاسكا شد...خلاصه با هزار تف و لعنت كه همه رو نثار جناب دكتر كرديم از خواب پريديم و مبادرت به رويت اس ام اس رسيده كرديم...اينم عين متني كه رسيده بود:
(اولين سوژه:دي
تو اوتوبوسي كه 25 نفر نشستن وقت نماز صبح فقط من و يه بسيجي دانا نماز خونديم)
خوب به نظرتون كي تو اون ساعت از اينجور اس ام اس ها ممكنه بده؟؟_الان همه دارن فكر ميكنن به سبك اي كي يوسان:4:-بله،درست حدس زدين،رهبر معظم انقلاب انجمن حضرت شيخ ابوالفضل ماركوپولو نصرالله.....صلواتي ختم جميعا...
بله گويا ايشون در راه سفرشون به دور دنياي ايران اين اولين سوژه جالبي بوده كه بهش برخوردن و ما هم از ايشون تمنا كرديم همه اين سوژه ها رو به رشته تحرير دربيارن و به انضمام عكسهاي مربوطه بعد از اينكه برگشتن در قالب يك مگاپست تو اسرار بذارن كه معظم له هم قبول فرمودن...خدا آخر و عاقبت همه ما رو ختم به خير كنه ان شاءالله...
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
[size=small]خوب بالاخره موفق شدم به نت دسترسی پیدا کنم.
مشکلام رو برای معین تعریف کردم نمیدونم گفته یا نه.
قضیه از این قراره که قبل از امتحان های ترممون تلفن ما به دلیل استفاده بیش از حد من یک طرفه میشه و مبلغش هم 200 هزار تومن هستش.
من امتحان ها رو میدم و با امیدواری منتظرم تا بعد از اتمامش تلفن رو وصل کنم.
یه دو سه روزی گشاد بازی در می آرم و نمیرم وصلش کنم.
آقا این اغتشاشات هم شروع میشه.
مخابرات ما هم در خ آزادی نزدیک میدون قرار داره.روز اول میان آتیشش میزنن.منم میرم تا تلفن رو وصل کنم میگنکه فعلا سرمون شلوغه و هزار تا بدبختی داریم بعدا بیاید رسیدگی کنیم.یه هفته هم که بعدش تعطیل کرده بودن.
یه زنگ هم به شرکت های ای دی اس ال زدم گفتن رسیدگی میکنیم.
بعد یه هفته خبری نشد زنگ زدیم گفتن چه میدونم کابل برگردونه یه چیزی تو این مایه ها و باید 3 ماه دیگه بیاید.
ما هم ویلون موندیم.
از اون ور کارنامه ها اومد و 3 تا تجدیدی توی فیزیک و هندسه و حسابان آوردیم و به کل حالگیری.
این شلوغی مملکت و نزدیکی خونه ما هم به مرکز اغتشاشات از یه طرف و این وضعیت درسی ما هم از طرف دیگه.
حالا بگذریم دیروز بابام میره وصل میکنه و به من هم نمیگه ولی امروز خودم متوجه شدم و قاچاقی فیش رو وصل کردم و اومدم.
حالا نمیدونم تا کی میتونم قاچاقی بیام ولی فکر نکنم مشکلی داشته باشم ولی خوب قطعا مثل قدیما سگی نمیتونم کار کنم ولی حواسم به بخش هست و نمیزارم بخوابه.
از 3 یا 4 روز دیگه خبرام رو میزارم چون الآن اصلا نمیدونم توی WWE چه خبره.
به زودی برمیگردم.[/size]
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
[align=center]خوب هادی خودت خواستی و گفتی بحث مهیجیه و ادامه بدیم:4:
به ترتین چرت و پرتهای جواب میدم:4:
1:من فرق بین شوخی و جدی رو میدونم ولی تو خنگی و نمیدونی((تا تهش رو برو و به عمق فاجعه پی برم ببین منظورم چیه:24:))
2:من نگفتم که تو گفتی سنت بالاست...یه جوری حرف زدی که مثلا میخوای بگی گنده انجمن هستی...برو بخون ببین چی گفتی...
3:اولا اصفهانیا اسمشون بد در رفته و اونطور که تو میگی نیستن...مقتصد هستن و نمیذارن کلاه سرشون بره:24:دوما من معین رو دق مرگ نکردم واسه پول دادن...بهش گفتم فردا پول رو میریزم و تو هم سفرش رو پست کن...اونکه باید دق مرگ بشه منم که هنوز اداره پست CD ها رو پست نکرده...
4:بازم اشتباه درک کردی حرف من رو...من نگفتم تو دروغگویی و بهت تهمت نزدم...من گفتم از کجا بدونم تو CD هارو توی ساکت گذاشتی و آووردی((شاید توی پلاستیک بوده:4:))منظورم اطمینان نداشتنم بود و دروغگویی تو چون نمیتونم ثابت کنم و گناه کسی رو بشورم:34:خلاصه که هر دفعه که میخواستی بیای هی میگفتی چمیدونم 40 تا فیلم واست آماده کردم و ...بگذریم...
5:در این مورد یکم حق با توئه...
6:تکه اول حرفت که بی ادبیه و بی ادبیت رو میرسونه...هیف واژه دانشجو که روی تو باشه:4:بعدشم من گفتم که معین پست کرد حالا چه ضرورتی داره من چاپلوسی معین رو بکنم((وقتی میگم کودن هستی ماله همینه:4:))بعد میگی که:نمیدونم غیر از سه شهر،ولی توی پرانتز 4 شهر وجود داره که باز هم کودن بودنت رو میرسونه و ...بعدشم در مورد اصفهانیا هرچی بگی کلی حساب میشه و هرچی میخوای بگی به شخص خود من بگو...من خوشم نمیاد به شهر و همشهریان من توهین کنی...بدم میاد...خوبه مننم بیام بگم تو چون تهرانی هستی فلان؟دیگه خوشم نمیاد چیزی رو ربط بدی به اصفهانی بودن من...چه شوخی چه جدی...
7:در این مورد که من مشاتقم که از جلو زیارتت کنم که یه حالی بهت بدم:4:اگه یادت باشه ما سر قیمت فیلم هم به توافق رسیدیم و قرار شد هر فیلمی رو 500 بهم بدی که گفتی از همه اگه اشتب نکنم 700 میدم به تو چون باهم رفیقیم 500 و منم کلی حال کردم:4:در مورد اون تکه اهر هم بر میگردیم سر موضوع شوخی و جدی و فهمیدن و نفهمیدنش:24: ...
8:شک نکن:4:
9:من از جانب تو عذر خواهی کردم...دیگه اون با بچه هاست که تصمیم بگیرن...تو فوضولی نکن:4:
10:این. هستم:5:
در جوب اون خط آخرت هم باید بگم:
تو هم موفق باشی،گریم به حال تو بود:24:تو پول داشته باش بلیط بگیری بیای اصفهان نمیخواد کفش بوق بوقی بخری:11:[/align]
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
دوستان علی امروز 3 دقیقه انلاین شد از فرودگاه گفت که یه هفته دیگه از دوبی برگرده همه چی رو میگه و گفت به همه سلامشو برسونم دیدم چه جایی بهتر از اسرار :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
حضرات بكس جيگر انجمن ميدونين كه ابوالفضل طرفاي بيست و چهارم تهرانه ميخواستم ببينم كسي برنامه اي داره بياد تهران برا ميتينگ ؟ خواهشا هر چي زودتر همين جا بگين تا هماهنگ باشيم.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
چند وقت پیش رفته بودیم تهران پیش بچه های فامیل . پسر خالم سالن گرفت و قرار شد بعد از ظهر بریم فوتسال . دو تیم شدیم و عینه خر افتادیم رو توپ :4: . یکی از این بازیکنا که بچه تهرونم بود ، هی وسط بازی به من تیکه مینداخت و تنه میزد . آقا منم که (بچه ها میدونن :4: ) اصلا کنترل اعصاب و البته دهن خودم رو ندارم !ولی هیچی نگفتم ... .
به ما گفتن که یه ربع مونده ، این15 دقیقه رو شرطی بازی کنیم (بازنده به برنده یه رانی میده) . تو این 15 دقیقه ی بازی ، این بشر بازم هی به ما تیکه پروند و با تنه و ... نذاشت بازی کنیم . هیچی ، آخرش 6 تا عقب افتادیم و چند ثانیه مونده بود . همین که مسئول سالن اومد گفت وقت تمومه ، این بچه تهرونیه شروع کرد به مسخره کردن و هی ادا اطفار در آورد و یهو گفت : " باختین هه هه هه ، ک.ی.*.ر خوردین ! " آقا من یهو برگشتم یه مشت کوبوندم تو گونه ی مبارکش و دعوامون شد . منم که بچه شمالم و ... :4: . افتادیم رو سر و کله ی هم و چنگ انداختیم و مشت و لگد زدیم . اینا هم نمیتونستن ما رو جدا کنن . آخرش دیگه خودمون خسته شدیم و بالاخره با کمک مسئولان دعوا خاتمه پیدا کرد .
من هنوز بعد از دعوا عصبی بودم و سر و صورتمم قرمز شده بود . مسئول سالن من رو برد تو بوفه بهم یه رانی داد ( :4: ) گفت بخور آروم شی .
همینجوری که داشتم رانی میخوردم از تو بوفه اومدم بیرون و دیدم همه دارن لباساشون رو عوض میکنن . این تهرونیه هم یه نگاه به من کرد و به دوستاش گفت : " ببین ، ما بازی رو بردیم ، این آقا داره رانی میخوره . " بعد رو کرد با خنده به من گفت : " لااقل یخورده تهش رو بذار من بخورم . " منم خندیدم و رانی رو بهش دادم . بعدم از هم عذرخواهی کردیم و یه ماچ دادیم ( :4: ) و از سالن اومدیم بیرون . بعد شماره ی هم رو گرفتیم و پسره به من گفت هر وقت دوباره اومدی تهران سالن گرفتی یه زنگ به من بزن منم بیام . "
بعدش دست دادیم و رفتیم خونه ... . قصه ی ما به سر رسید ، کلاغه تو مستراح چســـید . :4: