برنده اون بازی صد در صد ما بودیم ولی توی اون 50 ثانیه گل خوردن خیلی زور داره ولی باز دمشون گرم کاش توی این انجمن بودن می شد مراتب تشکر رو اجرا کرد.
نمایش نسخه قابل چاپ
برنده اون بازی صد در صد ما بودیم ولی توی اون 50 ثانیه گل خوردن خیلی زور داره ولی باز دمشون گرم کاش توی این انجمن بودن می شد مراتب تشکر رو اجرا کرد.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
چی بگم از کجا بگم / دردمو با کیا بگم
بهتره که دم نزنم / حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت / عاشق مردم شد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود / برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم / وقتی نشستی رو به روم
من از خودم چرا بگم / می خوام از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو / دست میدم به دست تو
دل از زمونه میکنم / حرف دلم رو می زنم
چه حالتی داره چشات / نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم میکنه / مست و خرابم میکنه
وقتی نشستی رو به من / از عاشقی بگو به من
بذار چشات دل ببره / این جوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن چشمای سر سپرده مو
میشه فراموش کنم خاطره های مرده مو
سلام به همه دوستان
به همتون پیشنهاد میکنم اگر تا الان آلبوم یه شاخه نیلوفرو نگرفتین به هیچ وجه این آلبوم فوق العاده رو از دست ندین.
حتی اگه براتون امکانش هست برای هر کدوم از اعضای خوانوادتون یدونه بخرین.
محسن چاووشی تو این چند سال بدونه هیچ درآمدی به عشقه مردم خونده حالا وقتشه که ازش حمایت کنیم.
در ضمن پیروزیه تیم ملی رو به همتون تبریک میگم امیدواریم که در ادامه راه هم موفق باشن.
خدانگهدار
امروز چند تا از ارزوهای دیرینه ام بر اورده شد !!! البته این ارزوها ارزوهای اسون هستند..یعنی شدنی هستندو با براورده شدن این ارزوها من خرسندم از اینکه امروز رنگ دگر است نه رنگ دیروز تا شب نشده رنگ دگر شو گفتا از این نکته هزار نکته بیااموز
فریاد زدم که چرخ گردون لیلامو تو ندی به مجنون
فریاد بر اورد ان که خاموش این بار دگر تو مف نفروش
خاموش شدیمو در خموشی رفتیم سراغ تن فروشی !!!
یکی از ارزوهام که براورده شده این بوده که محسن چاووشی بعد از چند سال حضور در سطح اول کشور تونسته مجوز بگیره و الحق هنوز با اینکه البوم هاش به شهرستانها نرسیده ولی اونطور که از چند تا از دوستانم تو سایت چاووشی فن شنیدم ..البوم تو تهران روز سه شنبه و امروز فروش خیره کننده ای داشته !! حتی یکی از دوستان میگفت رفته بود یه مغازه محصولات فرهنگی ..تو 1 ساعتی که اونجا بوده نزدیکه 80 حلقه پکیچ سی دیش فروخته شد وای به اینهمه ساعتی که گذشته...
امشب بعد از اینکه از سر کار زدم بیرون سریع السیر خو.دمو رسوندم به اولین سی دی فروشی .بعد از 4 .5 سال اولین بار میرفتم برای خریدن سی دی ...از دوردیدم چند تا اعلامیه روش زده شده و پیش خودم گفتم ایول بالاخره سی دی چاووشی اهواز هم رسید .و تبلیغشو گذاشتن .اما هر چه جلوتر رفتم هی صدای زاغارت یه خواننده دیگه رو شنیدم ..
یا خدا ؟ چاووشی چرا صداش اینقدر کلفت و تخماتیکی شده ..نگو صدا سعید شهرزه..
..رسیدم دیدم رو اعلامیه ها زده ..
البوم سعید شهروز رسیید
البوم فرزاد فرزین جدید رسید
البوم فرخ رسید
اما اثری از البوم چاووشی رسید نبود ...
رفتم جلوتر
سلام
سلام قربان :چاووشی نرسیده هووز ..فردا پنج شنبه صبح میاد .بیا بگیر
گفتم: قربان من دنبال چاووشی نیومدم ببخشید یه سی دی از حجت السلام اقای دانشمند میخوام :4:
یارو تیپ مارودید پیشه خودش گفت اخه این بچه غرتی چه به دانشمند !!!
وقتی که بهم داد ...بهش گفتم من اومده بودم دنبال چاووشی ولی متوجه شدم نداری چون اگه داشتی صدای زاغارت شهروزو نمیزاشتی ...
گفت اقا اگه بدونی امروز از صبح چقدر اومدن دنبالش ..ولی چه بگم .هنوز بار از تهران نرسیده..امشب تو راهه..
گفت ای ... تو روحت !
گفت با کی گفتم بابا با بار بری تهرانم !!!
خلاصه بعد از 2 شب ما هنوز تو کف موندیم و. امروز هم گذشت تا فردا هم به انتضار میشینیم ..ما که 54 سال صبر کردیم این 1 روز هم روش !!!
=============================================
اما از ارزوهام میگفتم ...یکی دیگه از ارزوهام که امروز براورده شد ...این بود که مهدوی کیا به تیم ملی دعوت شه و بهترین بازیشو انجام بده تا چشمای دایی در بیاد که چه اشتباهی در موردش میکرد ..ودیدیم تیم ملی در یه بازی نه چندان برتر موفق شد 2.1 کره رو شکست بده و امیدوارتر شیم به صعود ...دم رحمتی و کعبی و مهدی گرم که عالی بودن ! بقیه که تعطیل ...
از تیم گفتم ..دم این نوجوونانمون هم گرم امروز رفتن فینال اسیا و چیزی نمونده قهرمان اسیا بشن...3.0 امارات رو پکوندن...اینا سرمایه های اینده هستند....
ولی هنوزم تو داغ حذف نامردانه فوتسال هستم!!
=======================================
در ادامه ارزوهام...
یکی دیگه از ارزوهام مربوط میشه به همین انجمن خودمون ...به یکی از بچه هاش ...
شایان رو میگم همین که بالاسرم پست داده!!
من خیلی دوس داشتم یه روز ببینم این حرف بزنه یه چیزی بگه.. یه حرفی بزنه .یه ارسالی بده ...
ولی تا به امروز ندیده بودم و گمان میکردن این اخویمون لال باشه!!
ولی خوشبختانه با ارسال امروزرش ارزوی مارو براورده کرد و مارو از شک و شبهه در اورد تا ما دیگه فکر نکنیم
شایانمون لاله!!!
و اتفاقا مثل بلبل شعر میخونه ! و مارو تشویق میکنه به سی دی خریدن...
دمت گرم داش شایان البته بعد از ام ار توکلی!!!
=================================
داش اسکوتر بابا من کجام تغییر کرده ؟ میگی خودمو میگیرم ؟؟
با چی میگیرم مگه من چی دارم که میگیرم ...اصلان میگیرم شی هست یا خوردنی یا بردنی ؟؟
خوب مدیر شدم یعنی میگی نظارت نکنم
تو سر این بچه ها نزنم
شعر نگم
تهدید نکنم
به معین نوفرر نگم داداش!!
تاپیک نبندم
با چوب تو سر ناظم نزنم
به معاون انجمن نگم بالا تخ مات پشمه !!!
به ممدرضا توکلی نگم دمت گرم
از چاووشی حمایت نکنم
از تیم ملی فوتسال ننویسم
به شایان نگم لال
به بهنام نگم قبرسی !!
به کیومرث نگم مغز فندوقی !!
به امیر نگم سرباز فراری کچل زشت
به گاو تو توهین نکنم !!!
به شایان نگم لال ؟؟
به داش هادی نگم لگن تو اب !!
داش ادج رو تشویق به زدن فن اسپیر به معلمشون نکنم
اسمم نشه امیر اقایی !!! امیر یعنی امیر مومنان !!! اقایی یعنی اقای همه مردان علی !!!
بالاخره تکلیف ما رو روشن کنم
یا رومی رومی یا زنگی زنگی !!!!
ادامه دارد !!!
خدا هر چی آدم بیکاره بفرسته سر یه کار خوب ( اهی آمین )
این مطلب جالبیه...تا اخرش بخونید بلکه به صورت سری توحید شوید فی مقامات...
البته جنبه ی توحیدیش بیشتر برای دختران سایت هست که الحمد الله قلیلت من الرجل ذهبت الی المدرست(تی دو چشم)...
----------------------------------------------------
برخي روزها اتفاق هايي مي افتند كه هيچ گاه انتظار نداري چون اين يكي!
صبح زود مي خواهم از ميدان رسالت در تهران به ميدان آرژانتين بروم و در كنار يكي از خيابان ها در انتظار تاكسي يا اتوبوس ايستاده بودم كه يك پرايد در كنارم نگه داشت. راننده آن كه دختر جواني بود سراسيمه پرسيد:
- آقا از اينجا چه جوري برم تا پل سيد خندان؟
ميدان رسالت را براي ساخت زيرگذر چند سال است كه به هم ريخته اند و ترافيك سنگين را در كوچه پس كوچه هاي آنجا آواره كرده اند كه آن هم گويا مرتب تغيير مي كند. مي پرسم:
- اين محل را مي شناسيد؟ بايد دنبال ترافيك و از كوچه پس كوچه برويد.
- نه آقا، اينجارو بلد نيستم. چه جوري برم حالا؟
مي گويم: پس من تا پل سيدخندان با شما ميام. مي گويد: باشه. و سوار مي شوم.
- بايد برم اداره مفاسد.
من “مفاصا” مي شنوم و گمان مي كنم كه منظورش پرداخت جريمه هاي رانندگي است. خيال مي كنم كه مثلا من نيز تهران را بلدم. مي گويم:
- اداره راهنمايي و رانندگي در سهروردي؟
- نه، اداره مفاسد در وزرا.
منظورش اداره اماكن است. همان جايي كه اراذل و اوباش حكومتي و نيروي انتظامي مردم را به آنجا مي كشانند چون حجابشان اشكال داشته يا ******* داشته اند و يا در خانه خود ميهماني مختلط داشته اند و از اين جور گناهان كبيره. چه اسم جالبي! اداره مفاسد! بهشان مي آيد.
- حالا اونجا چرا بايد بري؟
- هيچي، منو با پسر گرفتن. ماشين دوست پسرمو خوابوندن. به منم رعايت حجاب اسلامي بستن (البته منظورش عدم رعايت حجاب اسلامي است). ميگن ماشينو براي اين جرم يك ماه مي خوابونن. حالا ميرم سر پل بابامو بردارم بريم اونجا ببينم چي ميشه. آقا؟ اونجا آشنا نداري كمكمون كنه؟
- ببينم قيافه من به اونا مي خوره؟
- نه، خوب شايد!
- نه، من اونورا كاري ندارم.
تلفن همراهش هم در چند دقيقه 2-3 بار زنگ مي زند و او كه گوشي اش را زير روسري اش در گوش دارد، به هر كسي كه آن سو است مي پرد و ناسزا مي گويد: “ديدي؟ شما پسرا همتون اينجوري هستين.”
لاتي حرف مي زند و براي من كه خيلي كم ديده بودم كه يك دختر با اين لهجه حرف بزند و چنين واژه هايي به كار برد. شخصيت جالبي است. تمركز ندارد و مرتب از اين شاخ به آن شاخ مي پرد.
- بابام شناسنامه منو پيش خودش نگه داشته. بهم نميده.
- چرا؟
- چه مي دونم. مي ترسه برم شوهر كنم.
- مگه دنبال شوهري؟
- نه خوب، ولي اگه پيش بياد شايد.
- چند سالته؟
- 21
- حالا كجا گرفتنتون؟
- شب تو خيابون بوديم. الان گواهيناممو و بيمه ماشينمو گرفتن. آقا فكر مي كني چقدر ماشينو بخوابونن؟
- من چه مي دونم. بار چندمه گرفتنت؟
- نمي دونم، بار چهارم، پنجم.
- پس خودت كه بيشتر تجربه داري.
دوباره با كسي در تلفن حرف مي زند. زنگ تلفن را خاموش كرده: “ببين اگه زنگ زدي و ديدي من پرت و پلا ميگم بدون بابام اينجاست. باشه؟”
به نظر مي آيد كه اين دختر در خانواده نيست و يك جورايي “آواره” است.
- ببينم مگه با پدر و مادرت زندگي نمي كني كه الان با بابات سر پل قرار گذاشتي؟
- نه، پدر و مادرم جدا زندگي مي كنن. اين واسه خودش اونم واسه خودش. من پيش مامانم هستم.
با گوشي درون گوشش ور مي رود: “بابام نبايد بفهمه كه دوباره موبايل دارم.”
مي پرسم:
- يعني چي؟
- آخه من هيچ وقت پول تلفونو نمي دم. الانم سيم كارت خودم قطعه.
- تو كه همش داري حرف مي زني.
- نه، اين سيم كارتو دوست پسرم برام خريده. بابام نبايد اينو بفهمه. آخه مي دوني چيه؟ من چند تا دوست پسر دارم. ولي نه اونجوريا! فقط يكيشون فابه. بابام بفهمه همش غر مي زنه. آخه من اعصاب معصاب ندارم. قرص اعصاب مي خورم بعضي وقتا. پسرارو هي ردشون مي كنم.
“فاب” نمي فهمم يعني چي. تا حال خيال مي كردم فارسي ام بد نباشد. اينجا كم مي آورم.
- فاب يعني چي؟
در راه بندان بزرگراه رسالت گير كرده ايم و مي تواند نگاه طولاني به من بياندازد:
- يعني چي؟ فاب يعني فاب ديگه. تو مث اين كه اينجايي نيستي.
- نه، من خارج زندگي مي كنم.
از جا مي پرد: جدي ميگي؟ آقا، منو با خودت مي بري خارج؟ جدي ميگما. منو با خودت ببر.
- يعني چي تورو با خودم ببرم؟ مگه مي شه؟
- آره ديگه، من باهات ميام. ببين جدي مي گم.
- خوب بعدش چي؟ اونجا مي خواي چكار كني؟
- هيچي، خوب با هم هستيم ديگه. با هم زندگي مي كنيم.
- عجب! به همين راحتي؟
- بگو ديگه! ميشه يا نميشه؟
به ذهنم باندهاي شكار دختران مي رسد كه به آنها كلي قول كار و هزار چيز ديگر مي دهند و آنها را به دوبي و شيخ نشين ها مي برند. دختر زيبا و خوش هيكلي است و روي دندانهايش سيم نصب كرده كه صاف بشوند.
- معلومه كه نمي شه. مگه هر كسي كه ديدي بعد ده دقيقه از اين چيزا بايد بهش بگي؟ چطور اعتماد مي كني به غريبه ها؟
- ااااه، تو هم مث بابا مامانم حرف مي زني. مگه چيه؟
- تو اصلا چكارا مي كني؟ درس مي خوني؟
- آره، كامپيوتر مي خونم.
- كجا؟
- قائم دشت. (يا چنين اسمي. نمي دانم كجاست و نمي پرسم. شايد يكي از شهركهاي اطراف تهران باشد.)
- اين كه رشته عاليه. خوب دختر درستو بخون تموم كن بعدش هر جا دلت مي خواد برو. كار هم زياده براي اين رشته. هم در ايران و هم هر جاي ديگه.
- اوووه، كي حوصله داره؟ من تازه ترم سومم. كو تا تموم بشه.
احساس مي كنم كه دوباره روضه هميشگي (يا مودبانه نامش را نصيحت هم مي شود گذاشت) را براي جووانهاي پيرامون خود مي خوانم. روضه است و يا نصيحت. چون گوش كسي بدهكار نيست و به جز چند مورد انگشت شمار تاكنون چندان نتيجه اي از انتقال تجربه خود به جوانتر ها و با نشان دادن چشم انداز روشن تر با داشتن سواد تخصصي و اين همه جاي كار خالي در ايران و جاي ديگر نگرفته ام. با زبان خودش و صريح به او مي گويم:
- اگه اين رشته رو تموم كني و با سواد خوب تموم كني، اين همه كار هست. همين الان مي تونم بفرستمت سر كار در همين تهران! مستقل مي شي و لازم نيست آويزون اين و اون بشي.
- من مي خوام همين روزا برم و انصراف بدم. سخته. من اصلا حوصلشو ندارم.
- اگه انصراف بدي بزرگترين اشتباه زندگيتو كردي. مگه اين دو سال و نيم سختي چيه كه حاضري تمام عمرت سختي بكشي ولي 2،5 سال درس نخوني؟
- اي بابا كي حوصله داره!
شانس مي آورد و دوباره تلفنش گويا زنگ مي زند. با كسي گرم صحبت مي شود كه چند ناسزا نيز نصيب او مي كند. باز به سوي من برمي گردد:
- ميبيني؟ اين پسرا همشون نامردن. اصلا فكر آدم نيستن.
- چطور؟ از وقتي كه من سوار ماشينت شدم كه تلفن تو همش زنگ مي خوره. دوستات حتما نگرانت هستن ديگه.
- خوب آره. اين پسرا بازم از دخترا بهترن. مي دوني چيه؟ مامانم هميشه مي ** هر چند تا مي خواي دوست پسر داشته باش ولي هيچي دوست دختر نداشته باش. زنا ذاتشون كثيفه.
مغزم از اين سخنان قصار سوت مي كشد. اين ديالوگ جالب تر و جالب تر مي شود.
- ببين من جدي ميگما. من باهات ميام خارج. منو با خودت ببر. ميگن دوبي خيلي باحاله.
- دوبي واسه دو سه روز باحاله. بعدش ديگه باحال نيست. اونوقت ديگه علافي اونجا.
- تو هم همش منفي ميگي. راستي، ببينم تو زن داري يا مجردي؟
سوال اول را آخر پرسيده. نگاهش هم تازه به حلقه دست من افتاده.
- بله، من زن دارم.
محكم با دست روي پايش مي كوبد:
- اه! اينم از شانس من. من هيچ وقت شانس ندارم.
- اين از اولش هم شانس نبود دختر. شانس تو در همونيه كه بهت گفتم. درستو بخون و روي پاي خودت واستا و مستقل باش.
- من مشكل پولي ندارم كه. پدر و مادرم وضعشون خوبه.
- مساله پول نيست. استقلال بيشتر از اين حرفهاست.
- ببين تو بايد قبل اين كه برسيم به پل سيد خندان پياده بشي. اگه بابام ببينه باز غر مي زنه.
- يعني بابات كه شايد هم سن من باشه، منو به جاي دوست پسرات مي گيره؟
- غر ميزنه ديگه. تازه اينجوري فكر نكن. باباي من استاد دانشگاست.
- چي درس ميده؟
- برنامه نويسي C و از اين چيزا.
اين روزها چقدر استاد دانشگاه مي بينم كه زبان برنامه نويسي و مباني ويندوز درس مي دهند. چيزهايي كه در اروپا اصلا درس دانشگاهي نيست.
- تو موبايل همراته؟ مي خوام به بابام زنگ بزنم ببينم كجاي پل واستاده. من با اين سيم كارت نمي خوام بهش زنگ بزنم.
تلفن همراهم را به او مي دهم. شماره پدرش را كه يك شماره ايرانسل است، مي گيرد.
- اه، بازم جواب نمي ده. نمي شنوه.
- خوب اينو بايد قبلا باهاش هماهنگ مي كردي.
- بي خيال، بلاخره يه جايي واستاده ديگه.
به پل نزديك مي شويم. مي گويم:
- ببين من همين جاها پياده مي شم.
پياده مي شوم. صد متر دورتر مي بينم كه كسي كه احيانا پدرش بود و هم سن من بود، سوار مي شود كه به “اداره مفاسد” بروند. من هم آخرش نفهميدم “فاب” يعني چي.
---------------------------------------
ممنون.
موفق باشین.
ادامه ارزوهام !!!
اما قبلش بزار یکم با داش هادی گلاویز شم!!!
داش هادی تو از چاووشی بدت میاد دلیل نمیشه اونو بیکار و بی عار بدونی !!! اگه میبینی محسن به اینجا رسیده که حرف اول رو فعلان تو موسیقی ایران رو اون میزنه دلیل داره ....خلوص نیت یکی که پاک باشه خدا هم عجرش میده!!
تو طرفدار سیاوش قمیشی هستی ..اتفاقا من و داداشم هم از طرفداران اصیل سیاوش هستیم...حالا باز من مورد موجه دارم ..ولی نمیدونم این داداشمون که تو مخش فقط کاه و شن ریخته شده چطور فهمیده خواننده ای به نام سیاوش وجود داره!!!
یکم بیا چشماتو وا کن منو نگاه کن ! ببین سیاوش محبوب هست .بهترین شعرها رو میگه ..بهترین صدا رو داره ...جامع ترین البوم هارو داده..ولی به نظرت اگه امکانات داخل امریکا نبود ایشون میتونست به اینجا برسه؟ در حالی که محسن نصفه این امکانات رو نداره ولی ...
چاووشی رو محکوم کردی به صدا کامپیوتری!!! ببخشید مگه تو تویه حنجره اونی...یا جدیدان استودیو گرفتی ما بی خبریم!!!
راسیتش این چند شب تو سایتهای زیادی در مورد همین البوم و این حواشی گشتم...میدیم یسری از اونایی که ضد چاووشین بهونه های از قبیل همین صدا کمپیوتری و نمیدونم این البومش بدرد نمیخوره و اتفاقا جوابای خوبی رو از طرفداران میگرفتن.....و یهو یادم افتاد داش هادی چندی پیش بهم پ خ داد هر چی دوس داشت نثار محسن کرد و. من مثل بز فقط نگاه کردم!!! اما رگ غیرتم گرفت گفتم یکمم چراغ عقبتو روشنتر کنم...
وجدانن بیا کلاه نمدیتو قاظی کن !! یعنی چاووشی نمیتونست 3 سال پیش ول کنه بره امریکا ...که از همه لحاظ بیمه بود ..همه لحاظ از قبیل .مادی .معنوی.محبوبیت .جنسی!!! وووو....پس ببین اینجا یه چیز هست که اون رو نگه داشته!!! عشق و خلوص نیت به مردم ...اون رو نگه داشت...یکی از دوستان تعریف میکرد ...ایشون بچه خرمشهره ..میگه محسن هر از چند گاهیی به شهر و دیار خودش سر میزنه و اول از همه غروب میره مسجد جامع خرمشهر!!! اینقدر این پسر صاف و صادق و با تقواست که هیچ وقت هم خودش رو نمیگیره ...برعکسه همین محمد یاوری نمیدونم میشناسیدش یا نه ؟ لرزاده اصیلت اهوازه..اینقدر خودشو میگیره انگار کی هست و تازه از جای حساس فیل افتاده...
.بعضی موقعا میاد مغازه بغلمون پیش داداش ایمان مبعلی ...یحیی بهم میگه ابوالفضل بیا با محمد یاوری عکس بنداز...بهش میگم .یحیی وجدانن در شان من هست بیام با این هشیشی هروئینی عکس بندازم؟؟یعنی من اینقدر حقیر هستم که با این ما شم !!! حالا باز محسن چاووشی بود از تخ ماش میبوسیدمش!!!
..بالاخره خدا هم فرق یه ادم مظلوم.صادق و درستکار رو با یه خواننده دیگه میدونه و میدونه که کی رو بهترین کنه! و الان هم معلومه تو ایران از نظر مردم کی بهترینه!!
کسی که اینقدر دوس داشتنیه که هنوز البومش تو اینترنت برعکسه همین محسن یگانه بیچاره پخش رسمی نشده....
حالا باز تو بیا بگو نمیدونم کامپیوتر و دیل و میل داره...
سیاوش قمیشی برترین هست ولی بدون امکانات اونم هیچه !!! یه مصاحبه با رادیو بی بی سی ازرش شنیدم ...خودش گفت تو ایران فقط از بنیامین . یگانه .هیچکس :12: و محسن چاووشی خوشش میاد ...اون که اسطوره توهه..محسن رو تایید میکنه اونوقت تو نفیش میکنی!!!
ولی داش هادی خدایی اگه یه روز داش سیاوش قمیشی بیاد ایران میرم گچ میریزم وسطه اون کله کچلش :12:
آلبوم رو چند بار به دقت به تمام قطعات گوش کنید ریتم آهنگ و تعویض ریتم ها در ابتدا به علت عادت در شنیدن صدای محسن با کارهای پاپ برامون نا مانوسه ولی واقعا یک سافت راک واقعیه
وقتی با هدست با کیفیت عالی کارها رو گوش دادم در بعضی از لحظات یاد الکتریک های دیوانه کننده ساتریانی افتادم نوع ادا کردن کلمات در عصا یک شاهکاره
جالبه بدونید یکی از دوستان من که 10 ساله حدودا الکتریک میزنه و اصلا غیر راک چیزی گوش نمیده به سفارش من دیروز آلبوم رو از تهران خرید و امروز به من اس ام اس داد که تا صبح عصا رو گوش میداده و با فضای راک آلبوم و شعرهای صقیلش زندگی کرده و گفت اگه دو سال پیش این کارها رو گوش میدادم نیمه های شب رگمو میزدم...........!!!!!!!!!!!!!
پیشنهاد میکنم بعد از گوش کردن به این آلبوم به آلبوم جدید شهرام شب پره هم گوش کنید تا از فکر خودکشی و غم و اندوه مویه گریه بیرون بیایید!!!
از یک تا هزار بشمرمت تو هزاری، خوشگل تر از هرچی خوشگله تو سبزه زاری
خاک برسرت با این البوم دادنت:11: :4:
================================================== =========
عصر رفتم تو مغازه میگم آلبوم جدید محسن چاوشی اومده؟ احمق میگه : سنتوری رو میگی؟!!! میخواستم با کله برم تو صورتش
ولی امشب بالاخره بدستم رسید ...1500 تومن دادم...و بازهم میدم...
ادامه دارد
یواش دادشی تند نرو ایشالا اومدی اینجا جور شد می برمت پیش محسن اینقدر محسن محسن نکنی . اگه می گم صداش کامپیوتری اون موقع که هیشکی نمی دونست محسن چاووشی هم وجود داره اونموقع که آلبوم دادن واسش انگیزه بوده من توی استودیو بودم کهاومد واسه آهنگ ضبط کردن . اونم چه آهنگی همونی که کلاغ می ره امام رضا . من یه بار هم بهت گفتم یکی از دوسام و بچه محل هامون جزو گروه آهنگسازی و تنظیم کنندگی امیر تاجیک هست و تاحالا برای خیلی ها هم شعر گفته و هم آهنگ ساخته و تنظیم کرده . همین رامون که واسه استادمون تنظیم کرد شعر های داخل یکی از آلبوم ها رو این دوست من گفته . این از این بعد که داری می گی اگر سیاوش توی ایران مطمئن باش ابی هم توی ایران بود مطمئن باش داریوش بود لیلا بود گوگوش بود مسعود فردمنش بود ستار بود معین بود و همه ی کله گنده های موسیقی ما الان بودن و در ضمن با وجود اینها هم پاپ زودتر آزاد می شد و هم تمام امکانات بود . از این خودت رو ناراحت نکن . وقتی همه خواننده های ما رفتن اون ور همه آویزون بودن که چه جوری بخونن که براشون آهنگ بسازه که تنظیم کنه کی شعر بگه اونجا فقط سیاوش قمیشی بود و مسعود فردمنش و وارطان آوانسیان و واروژان و اینها بودن ه اونها رو زنده کردن. بعدا تو مگه آلبومی رو که سیاوش توی ایران خونده رو نشنیدی آلبوم به اون زیبایی و قشنگی . بعد الان چاووشی جحرف اول رو توی موسیقی ایران می زنه اشتباه گرفتی جیگر حرف اول رو احسان خواجه امیری می زنه امیر می زنه و چندتا دیگه . محسن فقط طرفدار داره که اونم به خاطر اینه که شعرهاش همه یا شکست عشقی یا توی همین مظمونها اونم مثل محسن یگانه و مثل خیلی های دیگه یه دفعه بزرگ شدن و یا مهدی مقدم که انم مثل همینا همش شعر های شکست عشقی مشهورش کرد . اینها که نمی شه حرفی واسه گفتن داشته باشن اصلا به حساب نمی یان . نمی خوام توهین کن م چون خواننده مورد علاقه تو هست ولی من کلاهم رو خیلی وقت پیش قاضی کردم و بهترین ها رو از جهات مختلف انتخاب کردم . ایرانی فقط سیاوش قمیشی( از هر نظر ) ابی( صدای زنده ) داریوش ( شعرهای تاثیر گذار) شهرام آذر یا همون سندی ( نوع جدید موسیقی و طنز عالی) و از خارجی ها متالیکا ( از هر نظر) لینکین پارک ( صدا و موسیقی زنده ) اواناسنس ( به خاطر صدیا زنده یک زن که واقعا زیباست ) مدرن تاکینگ( به خاطر تنظیم و موسیقی زیبا ) و چندتا دیگه هم از ایرانی و هم از خارجی که کم و بیش گوش می کنم . اما داش ابولفضل بازم که گفتم ایشالا اگر اومدی و تونستم برات هماهنگ کنم محسن رو گیر میارم می ریم پیشش یا اگر شد می برمت استدیو واسه ضبط که ببینی با چه کارهایی اون صدا در میاد . به خاطر تو من می رم این آلبوم رو می گیرم و گوش می کنم تا بهت ایرادهاش رو بگم . من ادعا نمی کنم که منتقد موسیقیایی هستم ولی خیلی سال هست که من دارم آهنگ گوش می کنم و توی این 2 سال اینقدر با آهنگساز سر رو کله زدم که تمام اجزاز یک آهنگ رو به راحتی تشخیص می دم و اگر یک آهنگ مشکلی داشته باشه به راحتی برام رو هست و بقول یکی از بچه ها مشکلش برام برق می زنه و راحت می شه دیدش و شنیدش
-----------------------------------------------
ببین اینقدر نق زدی نتونستم برم عکس بزارم عکسهای من که حدودا یک آلبوم می شه توی پس بعدی انحصاری واسه داش ابولفضل
آقا ما همون صدای کامپیوتری رو دوست داریم !!!!!
انشا الله محسن عزیز هر جا که هست خوب و خوش باشه ....
عشق است محسن چاوشی......
خوب اینم عکسهای انحصاری که داش ابول فضل خواسته بود داداشی بعد از دیدن این عکسها برو اون تاپیکی که لینکش رو دادم هم ببین اونم توپ هست و کار خودمه عالی هست . حتما ببین می خوام نظرت راجع به همهی عکساش بدونم . تو هم برو ببین معین و سینا و کلا همه هرکی که من رو می شناسه بره ببینه اون تاپیک رو اسمش رو گزاشتم عکسهای انحصاری خودم توی تالار عکسای گونان گون هست و اینم لینکش
http://www.iranwwe.net/showthread.php?tid=11461
حتما این تاپیک رو ببنید هر کی نبینه چیزه ......
--------------------------------------------------------------------
اینم خودم داش ابولفضل که می خواستی بیا
این مال زندان هم هست اون موقع که تو حبس بودم توی زندان آلکاتراز
http://www.pix8.net/pro/pic.php?u=24892CF56a&i=1107692
این مال برف پارسال هست که من تو عمرم ندیده بودم اینجوری تهارن برف بیاد
http://www.pix8.net/pro/pic.php?u=24892CF56a&i=1117848
این مال پاییز پارسال هست که پارک پشت خونون خوشگل بود
http://www.pix8.net/pro/pic.php?u=24892CF56a&i=1117853
http://www.pix8.net/pro/pic.php?u=24892CF56a&i=1117852
اینم مال پارک دم خونمون هستش برو حال کن واسه تابستوئن پارسال هست
http://www.pix8.net/pro/pic.php?u=24892CF56a&i=1062122
اینم واسه تابستون امسال توی قطار تو راه مشهد بودم
http://www.pix8.net/pro/pic.php?u=24892CF56a&i=1117844
--------------------------------------------------
کلا اصلا خوش عکس نیستم الان هم موهام از تریپل بلندتر شده دارم می رم به سمت آندر تیکر یا باتیستوتا هیچ فرقی نمی کنه جفتشون سالارن . حال نداشتم عکس حدید بندازم باید یک ساعت مودرست کنم ولش کن
فقط شرمنده کیفیت عکسا رو آوردم پایین تا بتونم آپلود کنم چون هرکدوم 8 مگ بود
دیروز در یک بازی انلاین امریکایی از کلمه ی معمولی "شت" استفاده کردم, به مدت 24 ساعت اخراج شدم...بعد برین بگین ما در ایران ازادی بیان نداریم....
قطعه ایی ادبی در این زمینه:
"شت شت شت...شت از همه رنگ...سرت رو با چی می شوری؟ با شت گلرنگ..."
این هم یه قطعه هیپ هاپ مخلوط با شیطان پرستی که مشکلات جامعه رو بیان می کنه:
"شت تو روح مدیر اون بازی انلاینه...شیر سماور...علی کریمی "
از وقتی نود رو دیدم به شدت از کریمی بدم اومده... شت تو صورتش با کلاس گذاشتنش...از علی دایی هم خوشم اومده در حد تیم بوخوم المان! سر بازی ملی هم از دو چیز لذت بردم:
1.تشویق علی دایی
2.تشویق رحمتی بعد از این که گل خورد
کم کم تماشاچی ها دارن باکلاس می شن...دست شون درد نکنه!
یک عکس از علی دایی و خانومش:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این هم یک عکس از علی کریمی و خانومش:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این هم یه عکس از زمانی که علی دایی هنوز فوتبالیست نشده بود و کارگر ساده ی ساختمان بود...:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این هم یه عکس دیدنی تا خستگی از تنتون در بیاد...اخه محسن چاوشی شخصیت داره عکسش رو می زارین؟شخصیت یعنی این که من لینک رو می زارم:
http://i38.tinypic.com/fnztyh.jpg
حالا یه بی شخصیت هم می زارم تا خستگی از تن همجنس گرایان نر سایت هم در بره:
http://i37.tinypic.com/2yott21.jpg
ممنون.
موفق باشین.