RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Dave Batista
ابولفضل بیا وسط قرش بده... رایپ برو تو پایه ها بندری... کیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیل یلیلیلیلی...
خیلی خوشحالم براک رئیس جمهور شد... کلا خیلی دوست داشتم یه سیاه پوست قدرت بگیره... در ضمن دموکرات هم هست... جمهوری خواه ها که همش ضد ایران بودن, ببینیم دموکرات ها چی کار می کنند.
-------------------------------
ممنون.
موفق باشین.
مطمئن باش اگر فشار هاي حقوق بشر و اقتصادي و سياسي و فرهنگي به تحريم هاي قبلي اضافه نشه شانس اورديم!!ضمن اينكه اوباما تاكيد كرده حمله ي نظامي هم جزو گزينه هايش خواهد بود،با توجه به اينكه اوباما خواهان مذاكره ي مستقيم بدون پيش شرط براي فشار به ايران هست،در صورتي كه مذاكرات به نتيجه نرسد آينده ي خوبي را پيش بيني نميكنم!!!!
حالا الان خستم حس بحث كردن و ندارم!!!اگه خواستي بعدا بيشتر توضيح ميدم!!!!
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
نقل قول:
نوشته اصلی توسط RATED R EDGE
آقایون امروز بدترین روز زندگیم بود...جاتون خالی
از کلاس به سمت خونه رهسپار شدم گفتم تو که اینهمه پیاده میری هیچی کوفت نمیکنی یک نسکافه بخور جون بگیری رسیدی خونه نمیری از زخم معده.....رفتم داخل کافی شاپ...دیدم همه زوج زوج نشستن یک عشقول بازی هم بود من یک لحظه گرخیده بودم گفتم اینارو آزاد بزاری +18 میشه..گفتم جهنم بابا من یک نسکافه میخوام به ما این شانسا نمیاد.............
آقا از قضا ما این نسکافه رو گرفتیم و تا داشتیم به سمت در میرفتیم نمیدونم مثل اینکه عملیات والفجر 12 بود...10-20 تا پلیس ریختن توی یک کافی شاپ 30-40 متری که بیشترش پر بود ریختن تو زدن این نسکافه ی مارو هم ریختن ... هرچی بود(کم مونده بود سوسک هارو هم بگیرن)گرفتن ریختن تون ون خوشگل ها..آقا این وسط اینا میگفتن شرم نمیکنی هیا نمیکنی؟؟ منم میگفتم شما میانگین سنی همه اینارو بگیر به سن من خورد کلمو از همین ماشین بگیرید بیرون بکشید به آسفالت منم توبه میکنم....ولی گوش وقتی کر باشه همینه....خلاصه کار کشید کلانتری و اینجور چیزا...زنگ زدن بابام....بابام منو دید ترکیده بود از خنده....گفت کی با کیف مدرسه میاد بره دختر بازی؟.یارو گفت آقا ما موارد زیاد و مشابه آقا پسر شما داریم گفت در ضمن مهم اینه که ایشون رو در اونجا گرفتیم...بابام هم گفت شما تعداد این ضعیفه هارو بشمر ببین چندتان ببین با کی بودن بعد ببین کسیش به پسر من میخوره....خلاصه اینقدر بحث شد یارو گفت بالاخره ما موظف هستیم به قانون عمل کنیم....بابام هم گفت اگه بخواید به قانون عمل کنید نمیاید به یک جایی که خودتون مجوزشو دادید بریزید توش و همه رو بگیرید.....(خلاصه من از یک طرف گرخیدم...از اون طرف هم میخواستم به اون فاطی کماندو ها و برادران نفری یک باتیستا بمب و یک سوییت چین موزیک به فکشون بزنم)
..................
نتیجه اخلاقی:برید خونتون به ننه جونتون بگید یک نسکافه درست کن کانون خانواده گرم شه یا زوج زوج برید کافی شاپ(حتی زوجتون پسر بود!!)
آخ گفتی درد دلم رو تازه کردی .
----------------
آقا من یه روز داشتم از مدرسه می یومدم توی ایستگاه اتوبوس نشسته بودیم که یه گله دختر هوس کرده بود از این ایستگاه بره خونشون ( ما که تا حالا ندیده بودیمشون ) اومدن . خلاصه یه عده پسر علاف هم که از اول دنبال اینا بودن هم امدن توی ایستگاه . خلاصه ایستگاه شد عین حموم زنونه . یکی می گفت وای نمی دونی دوست پسرم برام چی خریده . از اون طرف پسره تیکه می انداخت اااا مگه دوست پسرم داری دختر می گفت آره پسر می گفت پس من چی دختر هم یه فحش گیز دار پسرونه می داد ما که از خنده می مردیم . حالا هیچی کم مونده بود منم یه کارایی بکنم ولی هی می گفتم ول بابا ( ولی خداییش یه دختر خوشگل بود بد جور هم آنتن می داد هی گفتم برم دیدیم نه ولش کن ) توی همین گیر رو دار بودیم ( خدا لعنت کنه این شرکت اتوبوس رانی رو این اتوباسهای خط شهید سروری هر 1 ساعت یه دونه می رن توی ایستگاه . منه هم که هر سال شیپیش های جیبم می رن مسابقات و هر 4 سال یه بار توی المپی می دال میارن او روز هم رفته بودن جام باشگا ها نبودن . هیچی تو جیبم نبودم به جز یه بلیط 20 تومنی که تا خونه برم . هی حالا در و دیوار خیابون رو نگاه می کردم و به این ایستگاه آدم اضافه می شد که کم نمی شد . حالا پسر ها هم همه تیپ فشن و موها هم تیغ تیغی من بدبخت موهام کوتاه معمولی ( عین این بچه بسیجی ها خوابونده بودم بغل )آقا چشت روز بعد نبینه یه دفعه کار این پسرا با دخترا به جاهای باریک کشید فحش و دهن به دهن و من شب میام خونتون تو جرات نداری یو از این جور بحث ها که نمی دونم کدوم آدم نامردی بود پارتی رو لو داد . وای نبودین ببینین یه 2 تا الگانس پولیس با یه ون و یه مینیبوس اومد همه ی اونهایی که مدرسه ای بودن رو هم گرفتن ریخن توی می نیبوس و ون . حالا منم که داشتم فکر می کردم به بابام هی به خودم میگفنم نمی شد آخه پسر اج مهدی ( مداح اهل بیت ) رو توی کلانتری به خاطر دختر بازی خندم می گرفت که می خواد به بابام بگه که ما از این کارهار رو نمی کردیم . حالا هر جوری دختر ها رو هم می شماردم اینقدر زیاد بودن که که شاید به هر پسر یکی و نصفی دختر می رسید . به من هم دوتا وای حالا که می خواد به اینل بگه من نبودم . خلاصه می نی بوس حرکت کرد تا رسید سر پل هوایی که می ره خونه ما رو به رو پار یا رو اوممد ببینه کی تو اتوبوس هست منم یه ژس بسیجی گرفتم کارت فعال رو در آوردم و اون حکم فرماندهیم رو هم نشونش دادم گفت : سلام علیکم برادر . یارو محکم گفت سلام . من گفتم ما با عرض پوزش توی ایستگاه بودیم داشتیم مدارک حاضر می کردیم واسه رزمایش پیامبر اکرم که این خواهر های گرامی اومدن توی ایستگاه و شما مامورهای وظیفه شناس هم ما رو گرفیتن .( یا رو هم گفت چرا از اول نگفتین) گفتم برادر دلاور من گفتم مزاحم عملیات نشم تا با موفقیت انجام بشه بعد هم الا ایوحال هم که خدمت شماییم داریم می ریم به سمت حرم امام گفت نه آقا ببخشید شما پیاده شید چنشنبه اعضام می شی جوون گفتم فردا برادر گفت پس من اونجا می ببینمت .
خللاصه از می نیبوس اومم بیرو یه دختره سرش رو کرد بیرون به من گفت خیلی چیز......کش هستی منم در بیار گفتم فکر کردی گفت نه جان خودت درم بیار گفتم برارد گفت بله گفتم اون خواهری محجبه ای هم که اون ته اتوبوس هستش رو ببین اون دختر خاله ام هست داشت با من از مدرسه می اومد من مواظبشم گفت ای بابا زودتر می گفتی اونم پیاد شد . حالا دیگه هم دخترا می گفتن بابا ما شب مییایم ما رو در بیار پس می گفتم من بهت 50 هزار تومن می دم تو رو خدا گفتم شرمنده کارت تردد دم تا همینا رو جواب می داد . خلاصه دختر اومد گفتم حال کردی گفت حالش واسه شبه الان فایده نداره . ولی ما اهل این کارا نبودیم خلاصه یه 10 دقیقه دختره رو نصیحت کردم اونم گفت بسه دیگه زر نزن می خوام برم خونمون خوشم اومد شماره اش رو داد گفت کار داشتی زنگ بزن منم که باور کنن از دوسال پیش که این اتفاق افتاد هنوز زنگ نزدم . اصلا نمی دونم شماره اش رو کجا گزاشتم دارم یا نه . ( اینم خاطره ما )
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
داش هادی بیشتر از این خاطرات شیرینت برای ما بوگو ! خوشمون میاد ..فقط جونه عزیزت چند خط فاصله بنداز ...خاره چشام در اومد تا خوندمش!!!
کیومرث جان اینقدر ساده دل نباش ...به فکر جهاد باش ..امروز و فرداست که پوتینای 20 کیلیویی و لباسای احد بوق بکنن تنت ببرنت جبهه دفاع مقدس ..فقط یادت باشه اگه رفتی جبهه ! مثل شهید قهمیده به سرت نزنه بری زیر تانک امریکاییها ...ماتورو زنده میدیم جبهه جانباز میخوایم تحویلت بگیریم...
کیومرث : جانباز 70 درصد :11:
سینا هم زیاد بهش توصیه نکنید ..ایشون یکی از فرارهای مغزی ایران بوده..نیست ببینه تو این خراب شده چی داره میگذره...نشسته کنار زیدای فنسش میگه لنگش کنید!!!
نیستید ببینید اب خوزستان و اهواز به چه گندی دچار شده..نمیدونید این تحریمها چه ضرباتی داره به ایران وارد میکنه..اما تا وقتی که ملت ما به قول داش هادی خر باشن انتظاری بیش از این نمیره!!!
======================================
چند روز پیش عملیات تاریخ نگاری و بازدید از صفحات قبلی اسرارالتوحید رو دنبال کردم..البته فقط از صفحه 1 تا 18 رو مو به مو خوندم! و مروری به گذشته اسرار در اوایل تاسیسش انداختم!!
از اونجایی که تا اینجا شده 80 صفحه ..قصد دارم به 3 قسمت نقد تبدیلش کنم!! فصل اول = صفحه 1 تا 20
فصل دوم = صفحه 20 تا 50
فصل سوم : صفحه 50 تا 80
یه نقدی مینویسم از دوستان پایه و مخصوصان کسانی که از اول اینجا بودن مثل سینا میخوام که نقد خودشون رو از اون مرور 20 صفحه بدن!! البته واسه اینکار نیازی نیست برن بخونن !! همین که نقد مارو بخونن خاطراتش براشون تداعی میشه!! میتونن حرف ناگفته ای اگه هست نسبت به تاسیس اینجا بگن یا هر چیز دیگه که فکرشو بکنین!!
اما نقد حاج ابوالفضل
[size=large]اسرارالتوحید
فصل اول [/size]
[color]
بازی از اونجا شروع شد که یک روز از روزها ابوالفضل تشنه و سرگردان تو گفتگوی ازاد قدم میزد...در حالی که ساندیس مینوشید!! تو فکر فرو رفته بود ...میگفت چقدر جای یه میوه تو این پارک ازاد خالیه ! چه کند ؟ میگشت و میگشت ناگهان یک برگ از روی درخت کاج درون پارک افتاد روی پاش ..ابوالفضل خم شد همون لحظه یک قزوینی بسویش حمله ور شد ولی حاجی به سرعت حمله اون رو با یه اسپیر بلاک کرد!!
و رفت جلوتر نشست کنار یک نیمکت خالی ! برگ رو نگاه کرد ..برگ با زبون بی زبونی گفت وقتشه ! ابوالفضل پاشد گفت اره وقتشه که یکم تجربه 50 سال زندگی رو به قلم بیارم...تاپیک رو تاسیس کرد ...تاپیکی که میخواست ورد زبون همه اهالی ژارک بشه! ولی مونده بود چه اسمی بزاره...گفت باید یه چیزی بزارم که به ذهن جن هم خطور نکنه و گذاشت اسرارالتوحیدفی مقامات !!
شروع تاپیک بد نبود! ابوالفضل با اینکه تنها بود ولی با کمک دوستانی چون
ERFAN FC BARCA
HOSEIN_WWE
DAVE BATISTA
NO FEAR
MRDMAN
EDDI
تاپیک رو زنده نگه میداشت ..ولی اون موقع مثل الان نبود که هرروز شاهد پست باشیم..اون موقع خیلی کم اپ میشد! ولی خوب یکی دوتا موضوع خاص درونش بوجود اومد که خیلی برای خودم جالب بود!
موضوعی که بین حاج ابوالفضل و خانمی به نام مهناز _اندرتیکر پیش اومد در مورد حقوق زنان و مردئان...هر چند اون میمون نهیلیست گرا رو شست گذاشت سرجاش ولی چیزی که ناراحت کننده بود این بود که یسری کافرهای معلون مثل علیرضا هانتر و /.با گفتن حرفایی خارج از دین تاپیک رو به حد انفجار رسوندن ...تا جایی که چیزی نمونده بود حتی تاپیک قفل و به سطل زباله فرستاده شه!!
اون جریان جالب بود ...
اواخر فصل اول بود که امیر ارین هم به انجمن اضافه شد و یکی از محبوبهای دل ابوالفضل اومده بود..حاجی هم دست و دلش بیشتر تو انجمن باز شد ! و سلطنت هم بیشتر!!! دوستانش هم بیشتر شدن ...
اون زمان ادمها یکم ساده تر بودن
داوودش خودشو واسه کاربران میکشت ولی گذشت زمان خیلی عوضش کرد!!
معین هم که همیشه یه پای اینجا بود بخاطر مشکلات و سختی های زندگیش کمتر میومد..حسین دبلیو دبلیو ای هم که بلکل تعطیل شد رفت...همینطور ادی که خیلی دوست داشتم الان تو این جمع حاضر بود...اون زمان جای امثال اسکوترها و امیرها اینجا خالی بود!!
بهرحال نقد نقد کوتاهیه ولی فلاش بک جالبیه به گذشته....[/color]
=========================================
[size=x-large].... خدانگهدار پهلوان واقعی، هادی ساعی[/size]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
==============================================
حماسه پنجم نوامبر مردم آمریکا !!!!!در انتخابات ریاست جمهوری، باعث نشد که کِرم های رسانه ملی خودمان از وول خوردن خسته شوند!
پنج شنبه و جمعه در بخش های مختلف خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی نشانه ای از توجه دادن مردم وفادار و همیشه درصحنه ایران اسلامی به "سیاه پوست" بودن رییس جمهور جدید آمریکا به گوش و چشم نخورد. البته باید به مدیریت صدا و سیما حق داد که اجازه ندهد عوام الناس به راحتی با این سئوال مواجه شوند که یعنی سیاه ها این قدر آزادند توی استکبار جهانی؟
دیشب اما اتفاق جالبی هم افتاد. گزارشگر بینوای تلویزیون دیروز دوره افتاده بود توی خیابان های تهران و به نقل از مردمی که یکپارچه و همیشه عینا چیزی رو می گن که صدا و سیما دوست داره !!!!!داشت گزارش می گرفت که: "اگه اوباما راست می ** این کار و بکنه، اون کار و بکنه و قس علیهذا............
خب! صدا و سیما نمی دونم حق داره یا نداره که حماسه کردان را به این زودی فراموش کنه یا نه ولی وقیح!!!! به نظرم حداقل صفتیه که باید نثار مدیریت صدا و سیما کرد! کسی نیست از این ها بپرسد "عزیزان من! تا همین پریروز رییس جمهور اصولگرای شما داشت برای دفاع از یکی از دروغگوترین موجودات روی زمین آبروی کل دولت را هزینه می کرد، آن وقت شما از رییس جمهورِ شیطان بزرگ انتظار راستگویی هم دارید؟ این قدر بی چشم و رویید؟
چرا با افکار و ذهن ها بازی میکنید ..همین کارها رو میکنیدکه ما شاهد فرار مغزهایی مثل سینا هستیم...
می بینید چقدر به راحتی دارند عادتمان می دهند به شارلاتانیزم؟!
اکنون به اغما میرویم!!!
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
بازم گل كاشتي حاجي!
يه درخواست داشتم نمي دونستم كجا بگم گفتم هيچ جا بهتر از اسرار نيست!
اين تاپيك پرطرفدار پيشبيني ليگ رو اگر امكان داره به جمع موضوعات مهم اضافه كنيد چون فكر ميكنم واقعا جز تاپيك هايي هست كه حالا حالا ها باهاش كار داريم.
برادر كيومرث مرادي داور آزاده مسابقات!
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
گروه خوب زد بازی هم امروز از رپ خداحافظی کرد
حیف شد طرفداران زیادی داشت رپرهای خوبی بودن
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
یاده اون شعار انقلابیه اوایل دهه60افتادم !! که میگفتن امریکا در چه فکریه ایران پر از بسیجیه!!!
مارو باش تو فکره چی هستیم ! هامون جوان رو باش تو فکر چیه !!!
تنها رپری که تو کل یوم این رپرهای معتاد بنگی قبولش دارم یاس ! چون ترانه ای میخونه که توش بوی دختر بازی و فیس تو فیس نمیاد...عشقش ایرانه !!
اینم یه خبر اختصاصی واسه رپردوستا
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ما با اینکه رپ رو دنبال نمیکنیم ولی از دوستان رپری تو زمینه اخبار و حواشیش جلوتریم!!!!
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
سلام به بچه های گل انجمن ..امیدوارم همگی خوب و خوش باشین...خیلی وقت بودم اینطرفا نیومده بودم..البته مهم هم نبود بود و نبودم!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
این کلیپو حتمان ببینین...فقط زیاد نترسین
http://tinypic.com/player.php?v=dpuys6&s=4
پریشب كه مستقیم جلسه مطبوعاتی عمو باراك رو می دیدم یهو باد فرمایشات پرزیدنت محمود خودمون در آستانه انتخابات و بعدش افتادم و واقعا به حكمت این جمله پی بردم كه " ما در چه خیالیم ، فلك در چه خیال" ....
راستی این یارو امیر اقاییه هنوزم چرت و پرت میگه
تا های بای
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
سلام محمد جان
خوبی برادر ؟
به این داداشت بگو نام کاربریشو عوض کنه ما همون ابولفضل خودمونو میخوایم :2:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
ممد هوگن جون بابا این کلیپه چی بود قلبم افتاد تو شرتم ... اصلا میبینم این حیوون رو بدنم مور مور میشه ... یه آن فکر کردم زیر پامه :|
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
دوستان قبل از مشاهده کلیپ فوق حالت تصویر را روی Full Screen قرار نهند ! :4:
ممنون .
زنده بمانید ! :4: