RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
1[align=center] پست توپ داشتم حیف که 50 تا عکس توش بود نشد :10:[/align]
در حاشیه بازی ایران امارات
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم 1 کلیپ توپ از دستش ندید :4:
راهپیمایی 1 نفره یک روحانی در روز قطس :11::12:
با حجم 1.5 مگ
http://www.savefile.com/files/1908438
[align=center]اگر المپیک در ایران بر گزار می شود : طبق اخرین اخبار به علت بسته نبودن جاده مسیر دوچرخه سواری که از تهران تا جمکران بود تا حالا 27 تصادف دوچرخه سواران با ماشین گزارش شده است.
نیروی انتظامی اعلام کرد از روز اول شروع المپیک تا حالا حدود 450 هزار بدحجاب و بیحجاب را پس از اینکه به تذکرات توجه نکردند بازداشت کرد و بازداشتها هم چنان ادامه دارد.
در پی حضور بوش در مراسم افتتاحیه! ورزشکاران کمپ ایرانی برای اعلام انزجار خود کفن پوشان وارد ورزشگاه شده و در حین عبور شعار مرگ بر امریکا سر دادند. در همین راستا مردم ایران نیز تظاهراتی در گوشه کنار کشور برگزار کردند.
به علت نبودن توالتهای عمومی در سطح شهر تهران تا الان 2350 ترکیدگی مثانه و کلیه گزارش شده که پزشکان مشغول مداوای انان هستند.
در پی حضور تیم اسرائیل در ایران ، ایران المپیک را تحریم کرد و از شرکت در ان خودداری میکند.
در مسابقات شنای زنان از حضور مردان جلوگیری شد و برای اینکه در موقع پخش مسابقه شئونات رعایت شود در اب گرد زغال ریختند تا اب سیاه شده و زنان دیده نشوند! در پی این تصمیم قرار شد که برنده مسابقه به قید قرعه کشی انتخاب شود.
در مسابقات پرش با نیزه زنان به علت برگزاری مسابقات در یک مکان بسته و پایین بودن سقف انجا تا اکنون 4 نفر از شرکت کنندگان به علت برخورد با سقف ، به سقف پاشیده شدند و امدادگران مشغول جدا کردن این نفرات با کاردک از سقف هستند.
به علت سهمیه بندی بنزین مسابقات اتوموبیل سواری و موتور سواری برگزار نشد.
در مسابقه دو میدانی در 100 متر به علت چاله چوله بودن سیر از 10 نفر شرکت کننده یک نفر توانست خود را به 5 متری خط پایان برساند!
مسابقات کشتی با گرمکن ورزشی برگزار میشود.
در مسابقات اسب سواری ، شرکت کنده ایران به علت نبود اسب مناسب با الاغ شرکت کرد که در پی این اقدام کمیته المپیک این شرکت کنند را به خاطر دوپینگ از مسابقات محروم کرد.
پس از برگزاری مسابقات قایقرانی در یکی از رودخانه های رشت بنام گوهر رود تا اکنون 150 نفر از شرکت کنندگان به بیماریهای ناشناخته و اسهال شدید مبتلا شدند. توضیح اینکه فاضلاب رشت در رودخانه گوهر رود میریزد و این رودخانه نیز به نوبه به دریا میریزد. [/align]
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
این هم معجزه ی بسیجی فعال بودن:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
می گن تینی پیک فیل تر شده... به همین علت عکس ها رو با شکنش ببینین...
این هم یه تصویر دیگه از اقایون تقب الله:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ممنون.
موفق باشین.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
[align=center]شهادت امام نهم ،امام جواد(ع) بر تمامی دوستان تسلیت باد.
همین دیگه:4:[/align][u]
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
[size=large][align=center]میتینگ حاج ابوالفضل با فک و فامیل و دوستان در سر بندر !! [/align][/size]
اعضای حاضر در میتینگ :
بهنام(پسر خاله محجوب امیر ) -مانی(دوست ناباب و خلافکار ) - امید (دوست کم یاب و مشکوک) - نیما (پسر عمو ملقب به زال نسب ) - ادامه دارد
-----------------
خب به درخواست دوستان اهله قلم و دفتر و دستک گزارشی از سفر به چزابه رو در اختیار علاقه مندان میزاریم..البته فعلا در مورد میتینگی که با فامیل و چند تن از دوستانمون داشتیم گزارشی رو ارائه میدیم... و ادامه خاطرات شیرین و تلخ این 1 هفته مسافرت خارج از شهر رو بعدان به خروجی سایت میفرستیم!!
------------------------
ما چند سالی بود از گزارش نویسی دوری كرده بودیم ولی با توصیه حامد ورلد لایف سابق مبنی بر شرایط حساس انجمن و نگاه شوم انجمنهای رقیب.. احساس تكلیف كردیم و مثل كریم باقری مجددا پا به توپ شدیم!!تا دیگه بهمون نگن بچه ایم تو این انجمن دشمنان قسم خورده این انجمن...
.تا خون در رگ ماست امیر ارین رهبر ماست!!!!
---------------------------------
مخلص كلام اینكه رفتیم قهوه خونه قلیون كشیدیم اومدیم!! اما این میتینگ مثل سایر میتینگها برای ما حاشیه هایی داشت كه به نظر شما می رسونیم!
-------------------------------------
× محل قرار ساعت 4:15 دقیقه مقابل سفره خونه . با شركته :
نیما از خطه قاچاقچی پرور كرمانشاه ( البته منظور قاچاق كالا از عراقه نه چیز از افغانستان!!) ......داش بهنام پسر خاله بنده از خطه سرسبز ستارخان تهران
...مانی خلاف از خطه شهید پرور شلمچه شهر 8 سال دفاع مقدس و بنده هم از خطه امیریه تهران كه طبق شهادت بزرگان این منطقه علاوه بر پرورش شهدای بی شمار در این منطقه...داود بهبودی خواننده مشهور و محبوب از منطقه ماست...همینطور رئیس ناسا كه یك ایرانیه بچه امیریس و همینطور خیلی از ورزشكاران دلاوران نام آوران كه پیروز هستند از منطقه ما هستند! از جمله فلاحتی نژاد قهرمان وزنه برداری سال 2003 و فربیرز عرب نیا هنرپیشه محبوب سینما و تئاتر !!و یكم پایین تر هم جهان پهلوان تختی هم نزدیك محله ماست! چه کنیم دیگه ما از روزی که بدنیا اومدیم از 80 سال قبلش خبر داشتن که پا قدممون تبرک داره!!!
ودیگر دوستان
===================
ساعت 4:15 دقیقه از سمت پایین خیابان داشتم بالا می اومدم كه از دور دیدم پسر خاله بهنام از اون بالا داره می آیه!! آی دختر كابلی ....من یه ایرونی هستم!!!
واقعا بهنام یكی از خوش قولترین و باحالترین و اروم ترین فامیلهایی که ما داریم... كه تا حالا دیدم تو فامیلامون!!!( قصه پسر عموهای وحشیم رو همه میدونن!!) .
حدود 10 دقیقه ای با بهنام راجع به موضوعات مختلف صحبت كردیم....در این حین یه برنامه ریزی هم كردیم ...
من و بهنام با توجه به اینكه در میتینگهای مختلف بچه ها خیلی صحبتهای پراكنده ای می كردن و همینطور به تعبیر مقام رهبری یك نوع بی بند و باری در گفته هاشون وجود داشت تصمیم گرفتیم برای اینكه قلیون خونه از روال اخلاقی و مسیر درستش فاصله نگیره برای كاربران این انجمن ایین نامه جدیدی رو تنظیم كنیم!حالا چه ربطی به انجمن داشت به خودمون مربوطه!!!
==================
براساس این آیین نامه برای هر كاربر ما 150 امتیاز منفی در نظر گرفتیم.
هر كاربری كه 100 امتیاز منفی كسب كنه به مدت یك هفته به wwe ir تبعید می شه!
هر كاربری كه 120 امتیاز منفی كسب كنه به مدت یك هفته بهwwe4u.netتبعید می شه!
هر كاربری كه 140 امتیاز منفی كسب كنه به مدت یك هفته بهiwe forom تبعید می شه!
هر كاربری كه 150 امتیاز منفی كسب كنه به مدت یك هفته به avizoon.net تبعید می شه!
==================
در ساعت 4:25 دقیقه دیدیم حامد کاکائو و مانی از پایین و امید و نیما از بالا می آیه!!
(حامد جزو لیست اعضای حاضر در میتینگ نبود ولی از اینجا به بعد اضافه شد !!!ایشون یکی از دوستان مانی خلاف بودن)
با وجود این تاخیرها به بهنام گفتم حرمت مهمونها رو داشته باشه و گله ای نكنه !
========
به دلیل بعضی مسایل حاشیه ای و داف بازی از قدیم كدورتی بین بهنام و مانی شكل گرفت كه با تلاش بچه ها این دوتا جوون روبوسی كردن و قضیه به خیر و خوشی تموم شد!
جا داره همینجا از همه آتیش خاموش كنها ...آتیش نشانها....آتیش بازها...آتیشیها....و همه كسانیكه ما را در این وصلت یاری كردند قدردانی كنیم!
============
قبل از اینكه بریم داخل سفره خونه ...به پیشنهاد مانی یه عكس دست جمعی خواستیم بگیریم ....ولی 10 دقیقه ای منتظر پیدا كردن فردی صلاحیت دار برای انداختن عكس می گشتیم....كه در این بین امید به هر دختری كه می اومد درخواست عكس گرفتن می كرد كه خوشبختانه دختر خانومهای منطقه اونجابازهم نشون دادن كه حجب و حیای دختران این منطقه زبانزده خاص و عامه...
در هر صورت بنده خدایی پیدا شد و چند عکسی از ما گرفت که از گذاشتن اونها معذوریم!!!
( برای دیدن عکس روی گزینه تنکس کلیک کنید !!!!)
ایستاده از راست : امید .... حامد کاکائو .... امیر آقایی... بهنام ... مانی... نیما زیدان!
===================
به هر حال رفتیم داخل...بزرگترین تخت قلیون خونه رو اشغال كردیم .....خیلی وقت بود نمی اومدیم یادمه اخرین بار با داش معین تو رشت رفته بودیم ! و یادش بخیر با رفقای داش معین کل انداختیم رو همشونو کم کردیم..هر چند اینقدر گیج شدیم که تا فردا بعد از ظهر خمار بودیم!!! ...
===========
در این میتینگ كه همگی از بچه های با حال ایران زمین بودن 6 نفر حاضر بودن :
در یك گوشه تخت داش بهنام ....مانی خلاف....و بنده امیر آقایی كه باند پرسپولیسی این جمع بودیم نشسته بودیم ( البته دلیل علاقه ما به پرسپولیس وجود بازیكنی محبوب همچون نیكی واحدی بود!!) و از سوی دیگر باند استقلالی یعنی حامد كاكائو ..نیما زال نسب و امیدلونگی ( كه این اخری معلوم نبود اگر استقلالیه پس چرا اسمش رو گذاشته تیفوسی لونگی!!)
این جمع یعنی حضور مساوی و 3 به 3 سرخ و آبی
===================
موقع انتخاب نوع قلیون كه از شیرین ترین لحظات حضور ما در سفره خانه بود....6 نفر بودیم كه با 6 سلیقه متفاوت بودیم....
بهنام به دلیل سرماخوردگی و بنده به دلیل كنار گذاشتن مواد دخانی ( با شعار هرگز نشه فراموش...سیگاره اضافی خاموش) هیچ قلیونی رو سفارش ندادیم....
ولی مانی خلاف در عوض طلب دو نوع طعم كرد كه واقعا این امر زا یك جوون 18 ساله بعید بود...یادمه مانی وقتی پا به میتینگهای ما گذاشت دو متر اونورتر می شست تا دودش به چشم خودش نره ( این یه ضرب المثل نبود!!)
ولی حالا متاسفانه نمی شه جلوش رو گرفت!!! به هر حال نیما زال نسب به دلیل تریپ روشنفكر گونش سفارش شیر قهوه داد...حامد كاكا و امید لنگی سفارش لیمو نعناع و مانی سفارش دووووسیب و دو پرتقال كرد!!
=========================
به دلیل این سوتی بزرگ مانی كه باعث رفتن ابروی ما در جمع شده بود 99 امتیاز منفی به کاربر d.i.r.t.y دادیم تا نسبت به تبعیدش به احساس خطر كنه!! و تصمیم گرفتیم یک نفر دیگه رو هم جریمه کنیم و کسی نبود جز معاون سایت!!!
i am legend با توجه به اینكه حضوری مخفیانه در جایی داره چندان از این موضوع ناراحت نشد و به همین دلیل پس از مشورت با بهنام 40 امتیاز دیگه بهش دادیم بشه 139!!! و در یك قدمی حضور درiwe forom قرار بگیره!!
یکم دیگه فکر کردیم تصمیم گرفتیم 150 امتیاز منفی هم به legendrap بدیم تا یراست بره اویزن دات کام نت حال کنه !!!!!
در ضمن dave batista به خاطر استعفا از wwe4u.net پنجاه امتیاز مثبت گرفت!
===========
در میتینگ بحثهای مختلفی كردیم از شكست استقلال مقابل فولاد صحبت كردیم و با اینكه حامد كاكا و امید و نیما از عملكرد استقلال در این بازی انتقاد می كردن و می گفتند با این باختها صبرمون تموم شده ولی به اتفاق مانی وبهنام اونها رو متوجه خطاشون كردیم كه برای استقلال هیشكی بهتر از امیر قلعه نوعی نیست...ما از اونها خواستیم كه طرفداره پر حوصله و صبوری باشن چرا كه امیر قلعه نوعی به عنوان یك جنتلمن واقعی می تونه مشكلات استقلال رو حل كنه...از طرفی از بازی خوبه خسرو حیدری و جانواریو تقدیر كردیم و نبود مجتبی جباری رو در این شكست تاثیر گذار دونستیم و ارزو كردیم كه روزی تیم محبوب ما یعنی پرسپولیس از ستارگان استقلال بهره مند بشه!!
بعد از تحلیل بازی استقلال و فولاد به بازی پیكان پرسپولیس رسیدیم...(اون زمان تو اون دوران این بازیها برگزار شده بود) .
متاسفانه برای ما ایرانیها مرگ خوبه ولی برای همسایه...چرا؟
چون من و بهنام و مانی به شدت از این تساوی دلخور بودیم....اخی تا كی حمایت...تا كی از این ستاره های پوشالی حمایت كنیم و نتیجه نگیریم....اون نیكی ( ............................) خدا بگم چی كارش كنه ...اون از دروازبان كه هر توپی میاد می ره تو گل....اون از دفاع پنیر سویسی....اون از مربی...اون از مدیر عامل....
آخی دلمون به چی خوشه!!
در این بین برخلاف ما كه دوستان استقلالی رو دلداری می دادیم ...دوستان استقلالی ما حق رو به ما دادن و حامد كاكا حرفهای ما رو تایید كرد و گفت حق شما تو این بازی باخت بود كه این حرفش تیری در قلب بهنام !!! بود!!
===============
دوست دارم 2 خط بندازم ببینم کی میگه انداختی ..ننگ بر هادی !!!!خون جوانان انجمن میچکد از چنگ هادی!!!
=================
در این قسمت از شو میتینگ تصمیم گرفتیم هر کدام از استعداد نشکفتمون استفاده کنیم و یک چشمه رو کنیم..
مانی به خاطر مصرف دخانیات خودش رو کنار کشید
امید هم گفت NO..I Speak!!!
بهنام سرود ملی ایران رو برای حضار خوند
ما هم تصمیم گرفتیم یک شعربرگرفته از یک ترانه برای دوستان بخوانیم...با این مضمون:
تن نازه منه نازه من ای ناز
باز از تو میگم تو شعر و اواز
این زندگی این جور نمی مونه
عشق من ازم دور نمی مونه
صاحب داره دنیا همه کاراش
این جوری که ناجور نمی مونه
این جوری که ناجور نمی مونه
دنیام که به تاریکی شبهاست
تو چشمای من اشک یه دریاست
آخ اونچه منو زنده می ذاره
عشق تو عزیز و عشق فرداست
عشق تو عزیز و عشق فرداست
خواننده : معین مددی
========================
بعد از بحثهای فوتبال و چرت و پرت تصمیم گرفتیم بحثهای دو نفره داشته باشیم و كمی جدی تر صحبت كنیم!!
حامد كاكا و امید در مورد نحوه قاچاق كالا و ارز از عراق به تهران بحث می كردن.
مانی و نیما زال نسب در مورد بازیگران سینما و بازی خوب گلشیفته و همینطور مقایسه هانیه توسلی و جمیله شیخی بحث می كردن.
و من و بهنام هم در مورد تضارب آرا و اختلاط فرهنگی در جوامع كنفوسیوسی علی الخصوص مرگ پر میتیوس شاهزاده یونانی كه قلبش رو كلاغ ها بر بالای دار خوردن و یه آبم روش!! صحبت كردیم!!
خدا رو شكر مباحث خیلی جدی صورت گرفت به نحوی كه به مدت 20 دقیقه 3 بانده دو نفره تشكیل شده بوده ...البته بحثهای مانی و نیما خیلی به نظرم پیش پا افتاده بود و بهتر بود به مباحث كلانتر می پرداختن...ولی ظاهرا اطلاعات عمومیشون قد نمی داده و در این همین حد بوده!!
از طرفی وسط مباحث حامد و امید هم هر از گاهی كلماتی به گوش می رسید كه برای من و بهنام ناشنیده بودن!!
كنیاك...كراك...شیشه....شامپاین ...آبسولین....چرك خشك كن...اوتو ....جیگر....خونه مجردی.....و چیزایی كه ما اصلا سر در نیوردیم چی می گن.
در عوض با بهنام در مورد بحثمون به نقاط حساسی رسیدیم....لحظاتی كه در مورد پراگماتیسم و تاثیر اون بر جامع سوسیالیستی بود بهنام مثال جالبی زد. بهنام گفت اگر ما یك كل رو در نظر بگیریم....این كل از تعدادی جز تشكیل شده!! این جز ممكنه حاصل مشتقاته نشات گرفته از پراگماتیسم متصاعد شده از جوامع سوسیالیستی باشه یا نباشه!!
ولی من در عین حال كه این نظرش رو قبول داشتم اضافه كردم كه مشتقات پراگماتیسمی حاصل یكسری الگو برداریهای كذب و تو خالی جامعه سوسیال باشه كه پرمتیوس در ملاقاتی كه با كنفوسیوس داشت اون رو بدست آورده بود!!
:4:
=========
حالا من و بهنام داریم این مباحث جدی رو انجام می دیم می بینیم مانی و نیما گوش واستادن و هی نیشخند می زدن و حالت تمسخر گرفتن...چند باری با اعتراض من و بهنام رو به رو شدن ولی باز این كارشون رو تكرار كردن كه همین امر سبب شد ما دیگه بحث رو ادامه ندیم!!و مجبور شدیم 100 امتیاز منفی به qmars بدیم و بفرستیمش wwe.ir
====================
دو ساعتی از میتینگ گذشته بود و كم كم تصمیم گرفتیم كه بریم!!
متاسفانه یك بدعت بدی در مراسم تسویه حساب در یكسری از دوستان و اقوام ما پیش اومده...اینها می رن جلوی تخت می شینند و تا موقع دنگ شماری می شه كتونیشون رو می پوشان و در می رن!!
و بیچاره اون نفر آخری كه رو تخت مونده باید حساب كنه!!
امید و مانی خیلی سریع كفشاشون رو پوشیدن و رفتن بیرون...حامد موند و نیما!!
حامد كه گفت : (( كاك...من مهمانه شما بیدم...من را معاف كنید!!))....نیما هم گفت من اصلا قلیون نكشیدم....واسه چی پول بدم....بهش گفتیم لااقل پول چایت رو بده كه گفت چایی هم نخوردم...دیدیم مشكل از جای دیگست....گفتیم برید!!
حساب شد 24000 تومن....كه من و بهنام متاسفانه بازهم رفت تو پاچمون و نفری 12000تومن پیاده شدیم!!
خیلی جالبه ....میتینگ برای دوستان استقلالیه ....اونوقت ما لونگی ها باید حساب كنیم!!
===========
جلسه خیلی پربار و پر خنده ای بود....خیلی خوش گذشت....انشالله بازهم از این میتینگها برگزار شه وچه خوب میشه یه روز به ارزوی دیرینه اش برسه حاجی !!
میتینگ حاجی با بچه های انجمن iranwwe انجمنی که برای تعبید شدن به اونجا فقط کافیه تنکس فشار دهی !
البته اگر از نظر دوستانمون تنکس جرم نباشه!!! ما اون روز اول صبح رسیدیم خونه..از شدت علاقه به اسرار و بروبچ پا شدیم اومدیم یه سرکی کشیدیم و تو اون برهه خواستیم اعلام موجودیت کنیم که هستیم!! نمیتونستیم که 90 خط بنویسیم ...از این حرفا گذشته مگه ما تو این انجمن بخاطر تنکس و این چرت و پرتا کار میکنیم که دوستان گله میکنن!!!بنا باشه اینجوری به مسائل نگاه کنیم باید کلاه کاسکتمونو بندازیم هوا !!!! مشکل ما اینه دوستان زیادی به ما لطف دارن و با هر ارسال ما تنکس بارونمون میکنن!!! اگه هم کسی ناراحته چرا تنکس گرفته فلانی ..همین الان برید به هامون جوان بگید این 1500 تا تشکر مارو بکنه 0 تا عرق سرد دوستان گرم بشه!!!اونوقت ببینید ما چیزی میگیم یا نه...ما فقط اگه تو ارسالتمون گفتیم تنکس بدید برای جذابیت و نوشتار طنزمون بوده...بعضی ها فکر کردن امیر واقعان محتاجه تنکسه و انگار نون شبش از تنکس در میاد که معین رایتر تو چت به ما میگه خوب شد تنکس برگشت تو خوشحال شدی!!!!
این حرفا هم اگه از دهن مبارک یکی ذدربیاد تازه کار مشکلی نیست...مشکل اینه این اخویمون 3 ساله مارو میشناسه و با روحیاتمون اشناس اما حالا یکم دوست داره مارو انگولک کنه تا دیگران بفهمن با کسی شوخی نداره!!!
یا حق
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
افسوس كه گذشته ... ديگه برنميگرده
سرگذشت پويان محرابي (Qmars)
روزي روزگاري پسري به نام پويان داشت كانل gem و برنامه iman رو تماشا ميكرد توي اون برنامه آدرس چند سايت كشتي كچ اعلام شد.
پويان يكي يكي آدرس ها رو زد و به iranwwe رسيد ثبت نام كرد ولي چون با نحوه فعالسازي حساب كاربري آشنا نبود بيخيال شد .
يك هفته بعد وقتي داشت ايميل هاش رو چك ميكرد به ايميل فعالسازي iranwwe رسيد و روش كليك كرد.
در ابتدا اون زياد با محيط اونجا آشنا نبود چون تا قبلا از اون در هيچ انجمن اينترنتي عضو نبود و با كار در اونجا آشنايي نداشت و اطلاعات كشتي كچش هم زير صفر بود. كم كم اون با كاربرايي مثل SASAN , Arman fu اشنا شد و كمي به اوضاع اوقف شد.
بعد از مدتي ذهن خلاق پويان ابتكاري به نام مسابقه حدس كلمه به ذهنش خطور كرد و تاپيكي با همين نام باز كرد استقبال از تاپيك خوب بود به حدي كه مديران از ارسالهاي زياد در اين تاپيك ناراضي بودند پويان به همين دليل تصميمي گرفت به اين مسابات سر و سامان بده و مسابقات رو در تاپيك ديگري به نام مسابقات حدس كلمه (قهرماني انجمن) ادامه داد ولي با زهم بدليل مشكلاتي كه با ناظم داشت اونجا به حال خود رها شد. در اين مدت چيزي نزديك به 4 تاپيك او به سطل آشغال رفته بود و او از ادست ناظم به شدت شكار بود.
گذشت و گذشت و تصميم به انتقاد گرفت و تاپيكي با نام چند نتقاده ساده اما همه باز كرد كه از ABOLFAZL كاربر با سابقه سايت بلديل تيكه انداختن در تاپيك اسرار- Dave Batista ناظم سايت بدليل تبعيض انتقاد كرد ولي اون تاپيك جز حل شدن مشكل او با ناظم و ايجاد كدورت با ريش سفيد سايت نتيجه ديگري نداشت ولي او كه خود به شتباهش پي برده بود چند روز بعد از ريش سفيد در تاپيكي جداگانه عذرخواهي كرد.
تا اينجا ديگر مشكلي وجود نداشت و او به كار خود ادامه ميداد. اما در روز بعد از انجام مسابقات انفورگيون حامد گرفيست وقت سايت بدليل مشكلات مديران اخبار و درگير بودن انها در چاپ مجله تصميم گذاشتن اخبار انفورگيون كرد. پويان كه مسابقات رو اون شب به صورت زنده ديده بود موجه مساله اي عجيب در اخبار شد .و اين كاستي رو در همون تاپيك مطرح كرد كه با پاسخ منفي حامد مبني بر غلط بودن اين ادعا همراه شد.پويان براي اثبات حرف خود چاره اي جز بيان كردن اينكه اون شب مسابقات رو زدنه ديده است نيافت .و اين قضيه رو در جواب حامد مطرح كرد كه ناگهان حامد با برداشت صد درصد غلط به جبهه گيري عليه پويان پرداخت . يكي اين گفت و يكي اون كه داوود (Mr.DMN) مدير وقت اخبار سعي در جمع كردن اوضاع كرد ولي به گوني اي برخورد كرد كه پويان احساس كرد فقط او را مورد خطلاب قرار داده و حامد اين وسط به گناه معرفي شده.
روز بعد همين شخص(داوود) اقدام به ايجاد تاپيكي با عنوان بررسي مشكلات انجمن (يا چيزي شبيه به آن كه خاطرم نيست) كرد.
در اين تاپيك به مشكلات انكمن و ككاستي هاي بخش اخبار پرداخته شده بود و به كاربران خاطي (پويان)اخطار داده شد كه بايد آرامش را برقرار كنند.
پويان كه باز اسمي از حامد در زمره كاربران خاطي نميديد در همان تاپيك اعترا ض خود را مطرح كرد كه ناگهان سينا ناظم سايت با پاك ركدن پست او زمينه بر آشفتگي او را ايجاد كرد و پويان در پستي ديگر او(ناظم) را ديكتاتور و عاشق پست مقام و.... خطاب كرد كه ناظم هم در پاسخ پستي توهين آميز در وصف او داد كه از اونجايي كه اين پست در ساعات ابتدايي صبح ده شده بود كسي آن را نديده بود و بعد هم بسرعت پاك شد.
پويان كه از دست ناظم و همچنيم حامد و داوود بشدت عصباني بود در اقدامي عجيب تصميم به خداحافظي و ترك انجمن گرفت و با نامه اي كه هم اكنون هم در تاپيك اسرار موجد است طلب بخشش و اعلام ترك انجمن كرد.
ابوالفضل كه از بي عداتلتي در مورد پويان مطلع شده بود در حمايت از او در همان پست مطالبي گفت كه باز هم با همان حرف هاي قبلي از سوي حامد – داوو و سينا مواجه شد و لي بعد از كشمكش فراوان بالاخره پويان و حام و سينا با هم آشتي كردند.
گذشت و گذاشت تا ديروز پويان كه در حال گشت و گذار در درايو D كا مپيوترش بود به عكسي كه از پست سينا در آن زمان گرفته بود برخورد كرد و بعد از خواندن آن پست بشدت عصباني شد و دوباره رگ انتقام او جوشيد و پ.غام خصوصي توهين آميز براي ناظم ارسال كرد او حتي يك درصد هم احتمال نميداد اين كار او باعث اخراج او از انجمن براي هميشه شود ولي ناظم كه مدت ها به دنبال فرصتي براي تفيه حساب با پويان بود بهترين بهانه به دستش ريد و با اعلام مساله در تاپيم گزارش تخلاف در تالار مديران ذسما پويان را از انجمن اخراج كرد پويان با ديدن اين قضيه به شدت عصباني شد و اون شب تا صبح به زمين و زمان فحش ميداد تا اينكه به دنبال لينك پعكسي كه از پست سينا در اسرار گذاشته بود رفت و دوباره وقايع آن زمان را مرور كرد و متوجه اشتباه بچگانه خود در مورد سينا شد و براي عذارخواهي ابتداي پيغام ككوتاه فرستاد كه جاوبي از سينا نگرفت ولي چند ساعت بعد پيغام مفصل و با مهرباني براي او فرستاد كه سينا هم در كمال تعحب با مهرباني او را بخشيد . پويان در باور بود كه مطمئن سينا او را بخشيده و او را از حالت اخراج در خواهد اورد ولي ساعت هاي گذاشت و خبري نشد پويان مجددا پيغام براي سينا مبني بر درخواست براي از اخراج در*امدن فرستاد كه ناگهان با پاسخي عجيب از سوي سينا روبرو شد:
همين آي ديت هم قاچاقي بازه....
پويان با تعجب دليلش رو جويا شد و گفت كه اگر من رو بخشيدي پس مسكل چيه؟
كه سينا جواب داد:
بخشیدم به این معنی که از نظر شخصی باهات مشکل ندارم, ولی ایدیت رو باز نمی کنم چون به اندازه ی کافی کارنامه ت خراب هست.
و پويان در جواب نامه اي بلند بالا بالا فرستاد:
باشه اگر ملاك شما كارنامه اس چرا فقط كارهاي بد من رو در اين 5 ماه و نيم ميبيني يه سرچ تو انجمن بكن ببين تا الان چند تا تاپيك در اين مدت كم زدم وبا كاربرايي كه الان يه سال تو فروم هستن هنوز يه تاپيك درست حسابي هم نزدن مقايسه كن.
قبول دارم شايد جنجالي بودم ولي به همون مقدار شايد هم بيشتر براي فروم مفيد بودم متاسفم كه بخاطر 4 كلمه توهين اينقدر در نظرت منفي شدم كه حاضر نيستي من رو ببخشي!
به هر حال هر جور راحتي خداي منم بزرگره هميشه هم در روي يه پاشنه نمي چرخه.
اگر هم اصرار ميكنم كه منو رو برگردوني بخاطر اينه كه توي فروم چند تا رفيق خوب دارم كه بهشون عادت كردم و الا از نظر مديريت و تالار مديران من يك ويروس خطرناكم كه هر لحظه ممكنه انجمن رو به هم بريزم شما هم منتظر بهانه بودي كه بهانه هم برات جور شد .
حالا اميدوارم بدون من راحت تر باشي و الته كم كار تر چون ديگه كسي نيست صبح تا شب بهش گير بدي.
موفق باشي.
و ديگر خبري از پاسخ سينا نشد.
پويان كه راهي جز ترك فروم نميديد تصميم به ارسال اين نامه كرد و از همه افرادي كه در اين مدت او را تحمل كردند سپاسگذاري كردو ياد شعري قديمي افتاد:
افسوس كه گذشته ... ديگه برنميگرده
Qmars
15june 2008 – 29 november 2008
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
[align=right][size=large]خدمات گاو و گوسفند به فوتبال ايران
[/size][size=medium]"عادل خان كل كل باشي" در جديدترين اثر خود با عنوان "چه ميكنه اين گاو و گوسفند!؟" به بررسي خدمات گاو و گوسفند به فوتبال ايران پرداخته است.وي در بخشي از كتاب خود چنين مي نگارد:"فيروز خان شعبده باز كه در يك بازي حساس تيمش بد جور نتيجه را واگذار كرده بود روي به جادوگري آورده و تلاش مي نمايد تا به نوعي نتيجه بازي را به نفع تيمش بازگرداند اما شعبده اش ناكام مانده و مستاصل از خدايش كمك و ياري مي طلبد.چندي نمي گذرد كه چشمانش از دور گله گوسفندي را ديده كه به سمت زمين چمن فوتبال به شتاب و افسار گسيخته در در حال حركتند.سجده شكر به جاي آورده و اطمينان حاصل مي كند كه امداد غيبي به ياريش آمده و بدين ترتيب آن بازي تعطيل و در نهايت نتيجه به نفع تيم فيروز خان اعلام مي گردد." در اين كتاب همچنين به ابتكار مديران ورزشگاه هاي فوتبال ما اشاره شده كه در نوع خود بي نظير بوده است.در اين ابتكار مديران از گله هاي گاو و گوسفند خواهش كرده كه در زمين هاي چمن فوتبال چريده و شكمي از عزا در آورده،سپس اجابت مزاج نمايند و زمينهاي چمن فوتبال با كيفيت و استاندارد بالايي را تحويل بدهند.[/size][/align]__________________________________________________ ____
[align=right][size=large]نامه اي سرگشاده به مسئولين
[/size][size=medium]ما شيرگيان ژيان،وافور به دستان قهرمان،نخود جويان اهل دل،منقل نشينان بي ذغال،نعشه هاي خمار،معتادين بستي و ...از مسئولين محترم و وكلاي مردم خواستاريم كه هر چه سريعتر "عاملان از دل ما بي خبر" كه با كمياب و گران كردن اقلام مصرفي ما "چيزكشان" تا سر حد خون بهاي پدرشان،موجبات خماري "جانمان سوخت" ما عزيزان آسيب پذير را فراهم كردند،برخورد كرده و آنان را هر چه سريعتر به سيخ كشند و بر روي ذغال گداخته منقل ما،تاديب و تنبيه نمايند.
با تشكر-انجمن حمايت از حقوق مصرف كنندگان(شاخه معتادين)
__________________________________________________ ___
كاركنان وزارت كشور در حمايت از كردان:مدرك كاغذ پاره است!_جرايد
عجب همراهياني،خوش به حالت-------------مي دونم تخته با اونها،خيالت
خدا را شكر،چون بازم نگفتند-----------------كه مدرك هست،كاغذ توالت!
___________________________________________
در پي توجه شديد مردم و رسانه ها به موسيقي زير زميني،محمدرضا شجريان،شهرام ناظري و مرحوم درويش خان هم خواستار انتقال از روي زمين به زير زمين شدند!...شنيده ها حاكيست اين افراد نسبت به عضويت در گروه موسيقي استاد ساسي مانكن و استاد حسين مخته ابراز تمايل نموده اند.
__________________________________________[/size][/align]
[align=right][size=medium]طي چند روز گذشته زلزله هاي شديدي در نواحي مختلف ايران مخصوصا خراسان و شيراز گزارش شده است.دكتر "ويبره زاده" استاد لرزه شناسي دانشگاه تهران در مورد اين زلزله ها گفت:"محل وقوع اين زلزله ها عموما مقبره شعرا،موسيقيدانان و ترانه سرايان بزرگ ايران است كه نشان از لرزش آنان در گور دارد!!..."وي افزود:"اين لرزشها با اجراي ترانه هاي (كرواتم رنگ استفراغته!)،(از بس آلوچه خوردم يبوست گرفتم!)،(عشقم برو گمشو كثافت!)، و (خدايا من خري بيش نيستم!) به وقوع پيوسته است...!
___________________________________________
"سوباسائو زارا" در جلسه آشتي كنان با "كاكرو يوگا" كه به تازگي به عنوان سرمربي تيم ملي ژاپن انتخاب شده،اعلام كرد:"من هيچ مشكلي با كاكرو ندارم ولي در تيم او بازي نمي كنم...مرتيكه نكبت!"...در همين رابطه "ايشي زاكي" هم به عنوان خوش تيپ ترين بازيكن فوتباليستها بعد از "واكي باياشي"انتخاب شد!!
_______________________________________________
افشاي روابط نامشروع پرزيدنت بوش،پاياني تلخ بر دوره هشت ساله رياست جمهوري
[/size][size=medium]به گزارش نيويورك تايمز،افشاي اسناد اف بي آي كه حاوي دست وشته ها و مكالمات ضبط شده پرزيدنت بوش و خانم رايس بود،پرده از روابط پنهاني اين دو برداشت.قسمت هايي از مكالمات و مكاتبات كه در اسناد اف بي آي با رده فوق سري طبقه بندي شده در ذيل آمده است:
16 اكتبر 2006،مكالمه تلفني
بوش:*(پوف)
رايس:الو؟!
بوش:(پوف)
رايس:الو؟شما؟
بوش:منم ليزا خانم
رايس:اا خاك به سرم!شمايين؟
بوش:آره شما خوبين؟سلامت باشين!راستش ميخواستم بپرسم شما موافقين بياين تو كابينت من؟
رايس:اگه منظورتون كابينه اس،با اجازه آقام اينا،بعععععععله!
11 سپتامبر 2001،مكالمه تلفني
رايس:الو سلام آقاي پرزيدنت!
بوش:سلام به روي ماهت به چشمون...
رايس:فكر ميكنم برجهاي دوقلو رو زدند!!
بوش:فدا سرت!
23 سپتامبر 2001،دفتر كار بوش
رايس:آقاي پرزيدنت بايد به اين تروريستها يه درس درست و حسابي بديم!
بوش:آره به خدا!شيطونه ميگه خودم بشينم پشت هليكوفتر برم دهن مهن هر چي تروريسته آسفالت كنم!
رايس:ولي من فكر ميكنم بهتره با تمام قوا به افغانستان حمله كنيم!چطوره؟
بوش:اي ول!سوووووووت(سوت ممتد) بچه ها حمله!
4 جولاي 2002
نامه اي با دست خط خانوم رايس:
مستر پرزيدنت با احترام!نظر به عدم استنتاج مبسو در رويت عمق استراتژيك ميليتاريستي دشمن و ارئه گزارش سي آي اي مبني بر لزوم تجانس در پارادايم هاي ديالكتيك تقاضاي تشكيل وزارت امنيت ملي و تاييد لايحه ميهن پرستي را دارم....با امتنان فراوان رايس.
پاسخ نامه با دست خط بوش:
اي نامه كه ميروي به سويش------------از جانب من ببوس رويش
نمك دان بي نمك شوري ندارد-----------دل من طاقت دوري ندارد
من كلا فهميدم چي ميگي!فقط بعضي قسمت هاي اول و وسط و آخرش يه كم پيچيده بود!در هر صورت هر جور بيشتر حال ميكنيد اقدام شود!ملالي نيست جز دوري شما.....................بوش.
30 ژانويه 2005،گفتگوي تلفني
بوش:ميخوام يه چيز مهم بهت بگم!
رايس:در مورد چي؟
بوش:در مورد...در مورد...
رايس:در مورد گوانتانامو؟بن لادن؟كيم ايل سونگ؟گرم شدن زمين؟قيمت نفت؟پرونده هسته اي ايران؟
بوش:نه! نه! در مورد تو!
رايس:در مورد من؟
بوش:آره...خرابتم به مولا!
8 نوامبر 2008،ارتباط اس ام اسي
بوش:اگر باز گران بوديم و رفتيم اگر نامرهبان! بوديم و رفتيم!
رايس:نازنين من اگه تاريكم همينم تو به فرداها بيانديش!
____________________________________________
[/size][size=large]آگهي استخدام تروريست!
[/size][size=medium]يك سازمان تروريستي براي تكميل كادر خود،اقدام به استخدام تعدادي دانشجوي متخصص نموده است.لطفا در صورت تمايل فرم زير را تكميل نموده و به همراه مدارك مندرج در پايان فرم ارسال نماييد.
محل الصاق سر بريده شده ضامن معتبر:
1.نام دلخواه: بن لادن-بن لاله-بن قلي
ساير موارد:بن..................
2.تاريخ تولد: / / 13
تاريخ دلخواه براي فوت: / / 13
3.جنسيت: مرد-زن-هيچكدام!
4.وضعيت تحصيلي:مشروط-انصراف-فرار-اخراج
5.اسلحه مورد علاقه: آرپي جي-نارنجك-مسلسل-ملاقه
6.سابقه تروريستي در دانشگاه:
فرو كردن پرگار در دماغ استاد-از كار انداختن شير آب سرد سرويسهاي بهداشتي-كشيدن لپ رييس دانشگاه-زدن پس كلگي به مسئول حراست
7.سابقه تروريستي در خارج از دانشگاه:
خوراندن ماكاروني به نوزاد همسايه-استفاده از دلر به جاي گوش پاك كن-قفل كردن درب سوناي بخار از پشت-ريختن ماده تاولزا در آفتابه
در صورت دارا بودن مهارتهاي ديگر انها را درج نماييد:......................
8.اولويت محل كار آموزي:كاخ يشمي-كاخ سياه-كاخ سفيد
9.سابقه كداميك از بيماريهاي زير را داريد:
جنون گاوي-ساديسم وخيم-تب شتري-مازوخيسم حاد
تذكر:براي قبولي بايد بر اساس نظر شوراي پزشكي حداقل مبتلا به 2 بيماري از 4 بيماري بالا باشيد.
10.مدارك مورد نياز:
الف:اصل و تصوير صفحات شناسنامه هايي كه باطل كرده ايد.
ب:اثر انگشت سبابه و يا حتي المقدور خود انگشت سبابه والدين
ج:امضا و سر بريده شده يك ضامن معتبر
(متقاضيان مي توانند با همراه داشتن فرم و مدارك ثبت نام،به نمايندگي هاي مجاز القاعده مراجعه فرمايند.*********)[/size][/align][hr]
راستي بنده اين پست رو وقتي فرستادم ديدم پويان عزيز اين نامه رو فرستاده يعني موقعي كه من داشتم پستمو تايپ ميكردم و آف بودم ايشون پستشو فرستاده بوده اينو گفتم تا يه وقت پويان ناراحت نشه كه چرا بلافاصله بعد پستش كه موضوع جدي درش هست من پست طنز فرستادم.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
امشب عملیات شماره 2 مرور صفحه های اسرار رو شروع کردم و اینقدر زیاد بود که فقط تونستم 10 صفحه رو مرور کنم یعنی صفحه 20 تا 30...
دو اتفاق خیلی مهم اون زمان رخ داد ..توهین و فحش یه از خدا بی خبر به ما تو انجمن و عصبانیت دوستان و ارسالات معین .فربد و......
چیزی که برام جالبه ...اون زمان با وجود فحش هایی که به بنده داده شد با وجود اینکه 2 تا ادمین و ناظم وقت ارش دیدن ولی اقدامی نکردن ! و تاپیک رو فرستادن سطل اشغال !! حتی فحش طرف رو هم سانسور نکردن!! ما گذشت کردیم...
===========================
اتفاق بعدی دعوای من با bbc بود ...دعوایی که هم خوب بود هم بد.. بخاطر اینکه با یکی دیگه از دوستانی که صمیمی شدم و هستم اول باهاش گلاویز شدم ..اونم سر هیچی ...ولی ابی بچه بامرامی بود ...خیلی ناراحتم چرا زودتر باهاش تگ نشدم..هم اون هم جلال خدابیامرز که میگن رفت حج ! ای کاش میشد میدیدمشون.
.البته الویشن محمد علی کلی رو هم دیدم که فکر کنم الان یه انجمن دیگه فعالیت داره..منتها ما مثل یک مار میمونیم و از یه سوراخ دو بار گزیده نمیشیم!!
یعنی نمیریم جایی دیگه ثبت نام کنیم!!!!
============================
جالب بود هر چی صفحات قدیمی رو میخونم احساس میکنم الان نسبت به اون زمان بزرگتر شدم!!! و همچنین الان بیشتر خودمو میگیرم تو انجمن!!!!! اون زمان ابوالفضل بودم ..و با کاربران بیشتر حال میکردم...ولی الان امیر اقایی ام و باید به گونه مدیر رفتار کنم..هرچند مدیر شدن هم خاصیت مارو از سرمون ننداخت ..به قول یکی از دوستان اخه تو چرا مدیر شدی امیر اقایی تو که همش داری خودتو با مدیر بازی مسخره میکنی!!!! و همه رو دست میندازی ..
اقا یه کلام ختم کلام دلم میخواد کاربر عادی بشم!!!!!!
=================================.
روش دفع انگل: 3 روز فقط چایی و بیسکویت میخوری،* روز 4 فقط چایی میخوری در این موقع کرم میاد بیرون و میپرسه پس بیسکویت کو؟ میگیریش
==================================
میخوام یه چیزو بگم...چرا اون زمان فحشها رو کاری نداشتیم اما الان طرف جوم بخوره بن میشه ( qmars) ای کاش اون زمانها هم ناظممون سینا بود اقلان کارش یه دست بود و رحم نمیکرد !! ولی متاسفانه دوستان فحشهایی که به ما داده شد رو میدیدن کاری نمیکردن..اما الان طرف بخاطر گفتن کلمه کودن بلاک میشه...
===================================
روزی که قرار شد کیو برگرده بهش گفتم از جنجال تو انجمن دوری کن ...به نفع خودته..تو اشتباهات ناخواسته ای داشتی که از قصد هم نبوده..و باعث شده که مدیران به تو حساستر از بقیه بشن...بهش گفتیم از کلکل با مدیران سعی کن بپرهیزی چون جوم بخوری جومت میدن.. ..اما باز هم راه خودش رو رفت بازهم تورو مدیران و ناظمان وایساد...حتی تومصاحبش هم گله میکرد...وبازهم بن شده..امیر اقایی یکبار فقط رو میندازه و بار دوم مسئله رو لوث میکنه و خودش کوچیک میشه ...
فقط امیدوارم این مشکل هم مثل خیلی از مشکلات دیگه حل بشه ...و بازهم مدیریت لطف کنن به حرمت زحمات و فعالیتهای این پسر از بند ازادش کنن...اما اگه خواست برگرده باید فکر برگشتن به ماجراهای قدیمی رو از سر دور کنه..و اقلان حالا از کلکل با مدیران بپرهیزه.....اصلا با یه کاربر جدید بیاد که لااقل یادش بره کی بوده...مرور زمان درست میشه...بالاخره این یه مشکل خاصه بین ایشون و یکی دونفر باهمه که مشکل نداشته ..پس دوستان میتونن کمی با سعی صدر و مهربانی ببخشن و از مدت محرومیت ابدی که براش بریدن کم کنن...
اما بازهم میگم این وسط من هیچ کاره ام
فقط میخوام کسی اگه هم میره با دلگیری و کدورت از انجمن نره همین !
=======================================
[size=large]
خدا دوست دارد لبی که ببوسد
نه آن لب که ازترس دوزخ بپوسد
خدا دوست دارد من و تو بخندیم
نه در جاهلیت بپوسیم، بگندیم[/size]
====================================
میدونستین چند .وقتیه که طرح اجتماعی و مبارزه با بدحجابی و این برنامه ها برداشته شده ؟؟
میدونستین سال اینده انتخابات رئیس جمهوریه !!
این دو تا یه ربطی باید به هم داشته باشن دیگه !!!!!!
هرچند انتخاباتی که برگزا میشه نتیجش مثل کشتنی کجه..مقامات بالایی تاییدش ردیفش میکنن نه رای مردم !!
برفرض بخوان احمدی نجاد دیگه رای نیاره ایران و سیاستش میره زیر سوال !!!!
میگن چقدر بی کفایت بوده که ....
همین دیگه اونوقت به عمو محمود مي گن : فيلم عروسي ات را بيار ببينيم. ميگه: نمي شه. مي پرسن :چرا ؟ مي **: آخه آخرش صحنه داره!!!
----------
یا حق
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
[size=medium]مصاحبه با شیطان...[/size]
اشاره:
روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.
روز مصاحبه:
جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت: مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.
پیش از انجام مصاحبه گفتم: با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟
خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.
گفتم: چه حربه ای؟
جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم.
سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.
متن مصاحبه:
عبدالله: خودتان را معرفی کنید.
شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم، ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…
عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟
شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.
عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟
شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد. ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.
با ما بگوحکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:
در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.
اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"
تمامی فرشتگان بی درنگ برآدم سجده بردند.
این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال (با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا)، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم.
آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.
این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.
عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟
شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.
عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟
شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.
این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم. البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.
عبدالله: بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟
شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمیان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.
عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟
شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.
عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟
شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.
عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟
شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.
عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!
عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟
شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.
عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟
شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی (بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.
عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟
شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.
عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟
شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.
عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟
شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.
آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.
عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟
شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.
عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟
شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.
برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.
عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟
شیطان:امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان (و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.
عبدالله: حرف آخر؟
شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اين هم جالبه!!
[size=large]مناسب ترين متد براي جلوگيري از توضيح اضافي(مخصوص تنبل ها)[/size]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
----------------------------------------------------------------------------------
مايو اسلامي مخصوص بانوان مسلمان!!!!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
ابولي مثل هميشه پست حرف نداشت داداش..
كلي منو خندوندي..
ياد خاطراتمون افتادم...
قليون سرا يادش بخير....يادته نميتونستي كام بگيري :4:
ولي از شوخي گذشته داداش.... اين كيومرث بنده خدا چي كرد مگه ؟
من كه تو اين مدت هيچ رفتار بدي ازش نديدم.. يه دفعه كجا رفتش...
ماشالله همه بچه ها مقاله نويس شدن...
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe...!
داش معین چهارپایتیم!! اره یادمه با نیما کل انداختم ..هی اون کام میزد هی من اخر سر تو قلیون رو تو سر صاعب شکوندی!
در مورد کیومرث ایشون همینجاس جایی نرفته..فقط تغییر ای دی داده... اینی که من دیدم تا سینا و منو و تورو تو گور نکنه که از اینجا نمیره :4:
بچه ها هم دارن راه میوفتن فقط ای کاش به خودشون زحمت بدن کوپی پیست نکنن !!! از خودشون مطلب دروکنن!!!
--------------------------------
داش معین خداداد عزیزی امروز محاکمش بوده..بنده خدا تو جلسه کمیته جلوی همه زده زیر گریه ..گفته مگه من چکار کردم که اینکارا رو با من میکنید ...
بعد همون موقع من زنگ زدم از طرف پرسنل انجمن بهش گفتم داش خداداد میخوان محوت کنن از فوتبال ..گفت :باید اسرائیل محوبشه نه من :12:
دلم سوخت بحالش..میدونن این بچه عصبیه این خبرنگارا میرن تو اعصابش .اخه چه دلیل داره تو خونه حریف بیای کرکری بخونی و صلوات بفرستی ...
طفلی خداداد کسی که یه زمان 60 میلیون ایرانی رو خوشحال کرد هم باید برای همیشه محو بشه از دور مسابقات...نیم ساعت دیگه برنامه 90 رو از دست نده !!
---------------------------------------
ادامه دارد!!