رفقاي گرامي برد تيم يوونتوس رو در مقابل لنگي هاي ايتاليا بهتون تبريك ميگم
به گوش خودم شنيدم كه بروبچز طرفدار يوونتوس يه صدا مي گفتن
يوونتوس زلزله حيا كن ميلان بدبختو رها كن[hr]
من بگم؟ :4:نقل قول:
نوشته اصلی توسط R . I . P
نمایش نسخه قابل چاپ
رفقاي گرامي برد تيم يوونتوس رو در مقابل لنگي هاي ايتاليا بهتون تبريك ميگم
به گوش خودم شنيدم كه بروبچز طرفدار يوونتوس يه صدا مي گفتن
يوونتوس زلزله حيا كن ميلان بدبختو رها كن[hr]
من بگم؟ :4:نقل قول:
نوشته اصلی توسط R . I . P
[size=large]پیام تبریک رهبر معظم انقلاب ایران دبلیو دبلیو ای
حضرت ابوالفضل اقایی به مناسب عید قدیر ...[/size]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
متن کامل پیام ایشان در ذیل لطفان با دقت بخوانید:
حضرت آيت الله ابوالفضل، عید خجسته غدیر رو به تمامی مسلمین جهان و اللخصوص بچه های فداکار و با خدای انجمن iranwwe تبریک گفت و برای انها در نزد خداوند طلب مغفرت و عمری 100 ساله کرد....
ايشان با تبريك عيد بزرگ غدير به همه «مسلمانان، مؤمنان و آزادگان جهان » به وي*ژه ملت علوي انجمن ایران دبلیو دبلیو ای، تعيين خط امامت را به عنوان جهت و سمت و سوي حكومت اسلامي، بعد اعتقادي غدير برشمردند و خاطرنشان كردند: نصب امام از سوي نبي مكرم اسلام و در واقع از سوي پروردگار متعال،*نشان داد كه حكومت در نگاه اسلام، معني و مفهوم امامت دارد و صرفاً در مديريت زندگي روزمره مردم خلاصه نمي شود.
آيت الله ابوالفضل، معنا و مفهوم امامت را، «اداره دنيا و آخرت ملتها، مديريت دلها و تكامل و تعالي روح و جان انسانها دانستند و افزودند: اين جهت گيري عميق، فرق اساسي و جوهري حكومت و قدرت در اسلام با ديگر حكومتهاست و شيعه نيز در پرتو همين مشعل درخشان و منطق روشن غدير توانسته است در طول تاريخ، رشد كند و حقانيت خود را براي دلهاي «جستجوگر و با انصاف» اثبات نمايد...
رهبر انقلاب ایران دبلیو دبلیو ای، بعد ديگر واقعه غدير را توجه به ارزش*هاي معنوي و شخصيت بي بديل حضرت علي (ع) خواندند و افزودند: در واقعه بسيار مهم غدير، بايد كسي به امامت منصوب مي شد كه سرچشمه همه فضايل باشد تا همه تاريخ اسلام از او سيراب شود و محاسبات الهي و فوق بشري نشان داد كه اين فضايل بيكران، فقط در اميرمؤمنان (الگوی امیر اقایی) جمع است و به همين علت است كه حضرت علي بن ابيطالب (ع) خورشيد آسمان امامت است و ديگر ائمه هدی، ستارگان اين آسمان درخشان به شمار مي روند.
آيت الله ابوالفضل، ضرورت الگو قرار دادن جامعه اسلامي مورد نظر اميرمؤمنان را سومين بعد و درس عيني و بسيار مهم غدير براي انجمن ایران دبلیو دبلیو دانستند و افزودند: بايد شاخصه هاي حكومت حضرت علي بن ابيطالب (ع) را سرمشق خود قرار دهيم و براي تحقق جامعه اي حقيقتاً علوي، بي وقفه تلاش كنيم.
ايشان: عدالت، اخلاص،*توحيد،*كار براي خدا، نگاه مهربان و عطوفت بار به آحاد جامعه و بشر، و جديت و قاطعيت در برابر انحراف از صراط الهي را از جمله شاخصه هاي حكومت اميرمؤمنان برشمردند و افزودند: ابعاد اعتقادي و مناقبتي غدير براي ما بسيار مهم است اما علت اصلي زنده نگه داشتن ياد غدير اين است كه همواره جامعه علوي را الگو قرار دهيم و براي تحقق آرزوي بزرگ ملت يعني قرار گرفتن در سطح و ترازي كه اميرمؤمنان مي خواهد،* برنامه ريزي و تلاش كنيم.
آيت الله ابوالفضل ،*درس بزرگ ديگر غدير را،*توجه كامل به لزوم وحدت و انسجام مسلمانان و بروبچ انجمن برشمردند و خاطرنشان كردند: حضرت علي بن ابيطالب (ع)، *منصوب پيامبر خاتم بود اما هنگامي كه مشاهده كرد مطالبه اين حق، ممكن است به اسلام لطمه بزند و اختلاف ايجاد كند،*نه تنها ادعايي را مطرح نكرد بلكه با كسانيكه صاحب منصب حق نبودند و بر جامعه اسلامي حكومت مي كردند همكاري كرد چرا كه اسلام به وحدت نياز داشت و به همين علت اميرمؤمنان اين فداكاري را انجام داد.
یعنی با زبان بی زبانی گفت در انجمن همه باهم همکاری کنید و زیر اب همدیگر را به خاطر 2 جو پست و مقام نزنید!!!!
ايشان در همين زمينه افزودند: ملت ايران،*امروز در دنياي اسلام، از قويترين منطق يعني «منطق ولايت و امامت» برخوردار است اما اثبات خود را در نفي ديگران جستجو نمي كند و به تأسي از اميرمؤمنان، پرچمدار دعوت *پيروان همه مذاهب اسلامي به وحدت و انسجام اسلامي است.
رهبر انقلاب انجمن، با اشاره به لزوم هوشياري در مقابل فعاليتهاي پيچيده دشمنان یعنی انجمنهای رقیب براي تزريق ويروس تفرقه و اختلاف افزودند: درس بزرگ غدير مبارزه با اختلاف و تفرقه است و براي تحقق اين درس مهم پيروان مذهب اسلامي و کشتی کجی، بايد از تعرض و اهانت به مقدسات يكديگر و تحريك مسائل حساسيت برانگيز پرهيز كنند و همانگونه كه در پيام حج بيان شد با هوشياري و وحدت، برنامه استكبار را براي «ايجاد تفرقه مذهبي و درگيري ميان شيعه و سني» ناكام بگذارند.
رهبر انقلاب انجمن دبلیو دبلیو ای تنها انجمن اختصاصی کشتی کج در ایران مراقبت از حيله هاي دشمنان را رمز پيروزي انجمن در مقابل مستكبران خواندند و افزودند: ما ملت انجمن ،*به بركت ايمان و توكل،*احساس مسئوليت براي حضور در صحنه، و هوشياري كامل در برابر دشمن،*در مقابل همه تحركات 29 سال اخير استكبارِ پرمدعا و پرهياهو، پيروز شده ايم و راه ادامه اين موفقيتها، اين است كه هيچگاه دشمن را فراموش نكنيم و از حضور در صحنه غافل نشويم.و اگر دشمن به خاک ما رجوع کرد او رو با یه بلاکیت بحال بیاوریم!!!
آيت الله ابوالفضل با اشاره به در پيش بودن انتخابات مجلس شوراي اسلامي در 24 اسفند افزودند: به ياري پروردگار و هامون جوان ، توصيه هاي لازم در اين زمينه بيان خواهد شد و مهم اين است كه ملت، انتخابات را يكي از امتحانات الهي و يكي از عرصه هاي كارآمدي بداند و هشيار باشد كه غفلت از دشمن ممكن است در اين عرصه، لطماتي را به همراه بياورد.
آيت الله ابوالفضل همچنین از مدیران و مسئولان و افراد زحمتکش انجمن ایران دبلیو دبلیو ای در قسمتنی دیگر از پیامشان تقدیر و تشکر کردن...
ايشان در پايان سخنانشان از خداوند متعال مسئلت كردند در اين روز خجسته، نزديكتر شدن به آرمانهاي اسلامي و ارزوهای کشتی کجی را به ملت بزرگ ايران و انجمن و حومه عيدي دهد
سید ابوالفضل اقایی
مورخ سه شنبه 26 آذر1387 ساعت: 22:4
=====================================
امروز رئیس جمهور محبوب ایران به شهر اهواز تشریف اوردن...ما که سر کار بودیم نتوستیم به زیارتشون بریم ولی از طرف خودمون محمد رو به نمایندگی از اقوام اقایی به این مراسم فرستادیم!! منتظر گزارشات ما باشین...فعلان خیلی خسته ایم باید بخوابیم ... امروز از ساعت 7.30 دقیقه صبح سرپا بودیم تا ساعت 9 شب !! خوبی کار و شغل ما اینه که جنس مغازه که تموم میشه سریع قفل و کلید میکنیم میایم خونه !! تو ایام عید و جشن از همه لحاظ ما شارج میشیم....هر چند واقعان سروکله زدن با مشتری اونم مشتری که نساز باشه اعصاب خورد کنه!! بخوام خلاصه از وضعیت یه روز شلوغ تو مغازه خودمون بگم اینگونه است : ما صبح مشغول میشیم به زدن شیرینی تر و کیک تا ظهر.قسمت کارگاه شیرینی خشک که شکر خدا ما بهش کاری نداریم.....ظرفیت خودمون رو که پر کردیم..میریم سراغ سفارشاتی که از قبل برای این مراسمات گرفتیم...مثلان همین امروز یه 5 طبقه کیک داشتم که دمارم در اومد تا درستش کردم!!! حالا کلی سفارش کیک رو رد کردیم به علت نرسیدن!! دیگه باقی قضایا مثل شیرینی غنچه چیدن و شکلات و اجیل و مشتری و اینها بماند !!!باز شانسمون اینه کمکی داریم.. دیگه بدونید ما شب که میایم چی ازمون میمونه..و بازهم بدونید با این همه مشقت ما چقدر حال داریم بازهم بیایم بشینیم پای پی سی و مطلب بنویسیم!! بهرحال عادتمونه و ترک عادت مرضه !!!
یا علی
من كه وسط فرمايشات خوابم برد ،وقتي بلند شدم ديدم چند ساعت گذشته و من نتوستم استفاده ي وافي و كافي و شافي و دافي و....(قافيه بده) رو ببرم!!!!!!
ولي به هر حال عيد همه مبارك!!!!
تا خون در رگ ماست عمو ابول رهبر ماست :4:
یا مرگ یا عمو ابولی :4:
یلداتون مبارک .....!
امشب تنها شبیه که تا صبح باید تو رختخوابمون ووول بخوریم تا صبح شه!!! همیشه وقتی میخوابم به فکره اینیم زودتر صبح شه بریم بیگاری ...! از الان استرس اینو دارم امشب تا صبح چه کنم؟!!!! چگونه سر به بالین بزارم؟!! شب که میخوابم بعد از دیدن خوابهای جورواجور یه ساعت مشخص از خواب بلند میشم میرم یه لیوان اب میخورم و دوباره میگیرم میخوابم!! موندم چرا باید بین خواب بیدار شم؟؟؟
از این حرفها که بگذریم ...امشب شب طولانیه...ولی یادمون باشه زندگی اینقدر کوتاهه که 1 دقیقه بیشتر باهم بودن..با پدرومادر بودن..با بابابزرگ و مامان برزگ بودن رو باید جشن بگیریم!!! الان تو چنین شبهای عزیزی میتونیم بریم خونه بزگترها و پیششون باشیم...چه بسا من و تو میتونیم بریم ولی اون و انها نمیتونن ..چون زودتر از ما بزرگاشون رفتن زیر خاک ! پس الان قدره چنین شبهایی رو من و تو بدانیم!
بفرمایید هندونه :4:
بابا باز اين يارو كلنگه اومد خود نمايي كنه . آخه آقاي x به بچه هاي اين سايت چه ربطي داره كه داشتي چي كار مي كردي باقالي . كارت شده اخبار خاص عام رو مي زاري بعد تازه منت هم مي زاري مي گي فلان بيساره ميام پاي پي سي مي نم به جهنم اصلا نيا اگر تو نياي فكر كردي چيزي مي شه . تو خيلي ژرو شدي بايد شاخت شكسته شه . آخه گاگول امضا عوض مي كني منو مسخره كني برو عمه ات رو مسخره كن اصلا برو عكس عمه ات رو بزار اونو مسخره كن . حسوديت مي شه به من . كاش اين شب يلدا آخرين شب عمرت مي شد فردا اين ژسره آرمان بود يا عرفان واسه تولد ها تاژيك مي زد ميومد تاژيك مزد فلاني مرد . آخ اينقدر خوشحال مي شدم زير گلي بري ديگه هم شاخ بازي در نمي ياري . اينقدر هم منت نكش پيام خصوصي بده يا اس ام اس بزن . اينم از من
---------------------------------------------
همه تو جه كنند اين سينا خوب از زير عكس دادن داره در مي ره من تمام تلاشم رو كردم كامژيوتر اين بشر رو هك كردم ولي من توي اون مدتي كه تونستم بگردم يه عالمه عكس گرفتم ولي نمدونم كدومشون اين سينا هست . هو داش سينا جيگر بيا اين عكست رو بزار و گرنه عكس همه ي مردهايي رو كه گفتم مي زارم اينجا بالاخره يكيشون تو هستي ديگه . راستي اون ريش داره كيه خيلي جالب بود برام قيافه اش .
-------------------------------
آخ آخ اين پليس هاي تهران هم تركوندن هر روز منو مي گيرن ديگه دارم با پليسهي ميدون انقلاب رفيق مي شم هر روز به يه چيزيم گير مي دن فكر كنم چش پليسه منو گرفته داره واسه خواب مي بينه اگر مو ديگه نديدين بدونين پليسه آره
شانس ببينين همه رو برق مي گيره ما رو دختر خاله بيوه اديسون هم نمياد بگيره . همه يه دختر خوشگل گيرشون مي ياد من بدبخت به همون دختر خاله بيوه اديسون هم راضيم ولي بدبختي اونم نمي ياد جلو من با اين همه خوشگلي يه عكس جديد دارم درست مي كنم چند وقت ديگه مي زارم برين حال كنين .
بدون شرح :
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اون یارو که زیر پتو هست رو دقت کنید
----
طرز تهیه املته قارچ هم بگم :
طرز تهیه املت قارچ برای یه آدم نسبتا گشنه
مواد لازم
*** مرغ چند تا
گوجه فرنگی رنده شده یه لیوان بزرگ (ازینا که توش هویج بستنی میریزن) ا
نمک یه بند انگشت
فلفل یه کم
هویج حلقه حلقه شده یه دونه گنده
:طرز تهیه
خانمای خونه دار توجه داشته باشین که این غذا نیاز به تمرکز و دقت زیادی داره
ابتدا گوجه ها رو رنده میکنیم که این جا دو روش وجود داره واسه اینکارهم میتونید گوجه رو به رنده بمالید هم میتونید رنده رو به گوجه
بد میریزین کفه مایتابه بعد یه کم هم میزنید, روغن هم بریزید دیگه خودتون
دیگه خودتون شعورتون برسه که مایتابه رو رو شعله بذارید
حالا *** مرغ ها رو آماده میکنیم, یکی و نصفی کافیه
یکیو نصفی رو میشکنید میریزید تو یه ظرفی چیزی بعد هی هم میزنید تا مخلوط شه
اون نصف دیگه *** مرغ هم بذارید یخچال دفعه بعد با یه *** مرغ دیگه بزنید که اونم بشه یکی و نصفی
__________________________________________
با یک قطره جام فرار چربی ها رو مشاهده کنید, مایع ظرفشویی جام
.....
آهای آهای دقل باز لپ لپ اصلی بیار
___________________________________________
خب الآن آب گوجه ها کم شده وقتش روسیده که *** مرغو بزنید تنگش
نمک هم میریزیم با فلفل اینجا 3 حالت داره, میتونید اول نمک رو بریزید بعد فلفل رو یا نه میتونید اول فلفل بریزید بعد نمک رو یه نه اصلا جفتشو با هم بریزید یه حالت های فرعی هم داره میتونید مثلا اصلا فلفل نریزید اونوقت دیگه این حالتهای اول نمک بعد فلفل یا اول فلفل بعد نمک یا هردو با هم , میماله
بعد که اینکارو کردین بزارید که بپزه
هویجم تو این حین که داره میپزه میتونید بخورید حوصلتون سر نره
امیدوارم از این املت قارچ لذت برده باشید بعدا میام براتون سایر غذاهایی که با قارچ درست میشه رو توضیح میدم به حول قوه الهی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
زنده باد تساوي
ما به مردها گفتيم: مي خواهيم مثل شما باشيم. مردها گفتند: حالا كه اين قدر اصرار
مي كنيد، قبول ! و ما نفهميديم چه شد كه مردها ناگهان اين قدر مهربان شدند.
وقتي به خود آمديم، عين آن ها شده بوديم. كيف چرمي يا سامسونت داشتيم و اوراقي
كه بايد به اش رسيدگي مي كرديم و دسته چك و حساب كتاب هايي كه مهم بودند.. با
رئيس دعوايمان مي شد و اخم و تَخم اش را مي آورديم خانه سر بچه ها خالي
مي كرديم. ماشين ما هم خراب مي شد، قسط وام هاي ما هم دير مي شد.. ديگر با هم
مو نمي زديم. آن ها به وعده شان عمل كرده بودند و به ما خوشبختي هاي بي پايان يك
مرد را بخشيده بودند. همة كارهايمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خداي من! سلاح
نفيس اجدادي كه نسل به نسل به ما رسيده بود، در جيب هايمان نبود. شمشير دسته
طلا؟ تپانچة ماشه نقره اي؟ چاقوي غلاف فلزي؟ نه! ما پنبه اي كه با آن سر مردها را
مي بريديم، گم كرده بوديم.. همان ارثيه اي كه هر مادري به دخترش مي داد و خيالش
جمع بود تا اين هست، سر مردش سوار است. آن گلولة اليافي لطيفي كه قديمي ها
به اش مي گفتند عشق، يك جايي توي راه از دستمان افتاده بود. يا اگر به تئوري توطئه
معتقد باشيم، مردها با سياست درهاي باز نابودش كرده بودند. حالا ما و مردها روبه روي
هم بوديم. در دوئلي ناجوانمردانه. و مهارتي كه با آن مردهاي تنومند را به زانو
درمي آورديم، در عضله هاي روحمان جاري نبود.
سال ها بود حسودي شان مي شد. چشم نداشتند ببينند فقط ما مي توانيم با ذوقي
كودكانه به چيزهاي كوچك عشق بورزيم. فقط و فقط ما بوديم كه بلد بوديم در معامله اي
كه پاياپاي نبود، شركت كنيم. مي توانستيم بدهيم و نگيريم. ببخشيم و از خودِ بخشيدن
كيف كنيم. بي حساب و كتاب دوست بداريم. در هستي، عناصر ريزي بودند كه مردها با
چشم مسلح هم نمي ديدند و ما مي ديديم. زنانگي فقط مهارت آراستن و فريفتن نبود و
آن قديم ها بعضي از ما اين را مي دانستيم. مادربزرگ من زيبايي زن بودن را مي دانست.
وقتي زني از شوهرش از بي ملاحظگي ها و درشتي هاي شوهرش شكايت داشت و
هق هق گريه مي كرد، مادر بزرگ خيلي آرام مي گفت: مرد است ديگر، از مرد بودن مثل
عيبي حرف مي زد كه قابل برطرف شدن نيست. مادربزرگ مي دانست مردها از بخشي
از حقايق هستي محروم اند. لمس لطافت در جهان، در انحصار جنس دوم است و ذات
جهان لطيف است.
مادربزرگ مي گفت كار زن ها با خدا آسونه. مردها از راه سخت بايد بروند. راه ميان بري
بود كه زن ها آدرسش را داشتند و يك راست مي رفت نزديك خدا. شايد اين آدرس را هم
همراه سلاح قديمي مان گم كرديم.
به هر حال، ما الان اينجاييم و داريم از خوشبختي خفه مي شويم. رئيس شركت به مان
بن فروشگاه سپه داده و ما خيلي احساس شخصيت مي كنيم. ده تا نايلون پر از روغن و
شامپو و وايتكس و شيشه شور و كنسرو و رب و ماكاروني خريده ايم و داريم به زحمت
نايلون ها را مي بريم و با بقية همكارهاي شركت كه آن ها هم بن داشته اند و
خوشبختي، داريم غيبت رئيس كارگزيني را مي كنيم و اداي منشي قسمت بايگاني را
درمي آوريم و بلندبلند مي خنديم و بارهايمان را مي كشيم سمت خانه. چقدر مادربزرگ
بدبخت بود كه در آن خانه مي شست و مي پخت. حيف كه زنده نماند ببيند ما به چه
آزادي شيريني دست يافتيم. ما چقدر رشد كرديم.
افتخارآميز است كه ما الان، هم راننده اتوبوس هستيم هم ترشي مي اندازيم. مهندس
معدن هستيم و مرباي انجيرمان هم حرف ندارد. هورا ما هر روز تواناتر مي شويم. مردها
مهارت جمع بستن ما را خيلي تجليل مي كنند. ما مي توانيم همه كار را با همه كار انجام
دهيم. وقتي مردها به زحمت بلدند تعادل خودشان را ايستاده توي اتوبوس حفظ كنند، ما
با يك دست دست بچه را مي گيريم با دست ديگر خريدها را، گوشي موبايل بين گردن و
شانه، كارهاي اداره را راست و ريس مي كنيم. افتخارآميز است.
دستاورد بزرگي است اين كه مثل هم شده ايم. فقط معلوم نيست به چه دليل گنگي، يكي مان شب توي رختخواب مثل كنده اي چوب راحت مي خوابد و آن يكي مدام غلت مي زند، چون دست و پاهايش درد مي كنند. چون صورت اشك آلود بچه اي مي آيد پيش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توي مهد كودك... همه رفته اند، سرايدار مجبور شده بعد از رفتن مربي ها او را ببرد پيش بچه هاي خودش. نيمة گمشده شب ها خواب ندارد. مي افتد به جان زن. مرد اما راحت است، خودش است. نيمة ديگري ندارد. زن گيج و خسته تا صبح بين كسي كه شده و كسي كه بود، دست و پا مي زند.
مادربزرگ سنت زده و عقب افتادة من كجا مي توانست شكوه اين پيروزي مدرن را درك
كند؟ ما به همة حق و حقوقمان رسيده ايم.
زنده باد تساوي
[font=Arial] برگرفته از http://sobheomid.multiply.com/journal/item/95/95
[size=x-large]آشنایی با یه زن متاهل در اینترنت[/size]
اسمش مریم بود توی چت با هم آشنا شدیم. فهمیدم شوهر داره و دوتا بچه دوقلو
بیست و سه سالش بود. خیلی ازش خواستم که بهم وب بده اما بنده خدا وب نداشت.
اینقدر با هم صمیمی شدیم که شماره تماسشو بهم داد. دیگه هر روز باهم حرف میزدیم.
شوهرش توی میدان تره بار یه غرفه داشت صبح زود میرفت ساعت 2 یا 3 بعد از ظهر میومد.
تا اینکه منو دعوت کرد برم پیشش. باورتون نمیشه شب ساعت 10 شب بکوب رفتم تا صبح ساعت5:30 چند دقیقه بود که رسیدم میدان 72 تن قم!
از اونجا بهش زنگ زدم. بهش نگفته بودم ماشین دارم. ماشینو یه جای پارک کردم
از من خواست که کنار پارکی که اون نزدیکیها بود وایستم تا بیاد دنبالم.
چند دقیقه گذشت (اون منو از طریق وبکم دیده بود ولی من حتی یه عکس هم ازش ندیده بودم)دیدم یه خانوم 35 سال به بالا به طرفم میادخیلی بدقیافه و هی منو نگاه میکنه .بدجوری توی ذوقم خورد. فکر کردم همینه و بهم دروغ گفته
خانوم رسید جلوم گفت ببخشید دکمه های پیراهنتون بازه و رد شد نگاه کردم دیدم بله.
خدا رو شکر کردم. بعد از چند دقیقه دیدم یکی از اون دور میاد....
توی یه سایت خوندم و وقتی دیدم ادامشو ننوشته ضدحال خوردم .
گفتم شما هم بی نصیب نمونید.
بدون شرح :4:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]