RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
سلام با عذر خواهي از همه پستمو پاك كردم تا مسكلي پيش نياد.تا دقايقي ديگر امضامم درست ميكنم.امروز صبح هم از ستاد
كنار كشيدم چون خانواده ام تهديد به مرگ شدن!بهتر بچسبم به كنكور و درس كه هيچ چيز مثل اون نميشه.از همه بچه ها
معذرت ميخوام.قصده ازار و اذيت نداشتم !بالاخره همه ادمها اشتباه ميكنن!من كه نبايد جاي خدا تصميم بگيرم و يا نقششو بازي
كنم؟؟!اون هر تصميمي كه بگيري در جايگاه حق است و بايد به خدا واگذار كرد
موفق باشيد
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
چند جک و چیستان و شعر قشنگ پیدا کرددم . امیدوارم خوشتون بیاد ::24:
شعر :
دو*دو*ل چشم داره و ابرو نداره دو*دو*ل گردن به بالا مو نداره:4:
دو*دو*ل هنگام رفتن قلچماقه دو*دو*ل هنگام برگشتن چلاقه:27:
بکش ناز دو*دو*ل وقتی جوانه که در پیری دو*دو*ل نا مهربانه
چیستان : :15:
آن چیست که در بین 2 ران در نوسان است ؟
یک تاج به سر دارد و محبوب زنان است ؟
از عالم طب هیچ نداند . هم نبض زنان گیرد و هم قطره چکان است ؟
وقتی بلند میشود از روی دو خا*یه ...
گویی که پدر جدش خلبان است.
خت*نه در کشور های مختلف :
ژاپنی : دو*ل میشی کوتامیشی
هندی : دو*لاهه کوتاهه
عربی : الدو*ل الساطور
روسی : دو*لوف کوتولوف
جک :
یک ( کرد , ترک , رشتی , تهرانی , مشهدی , ... ) به دوستش میگه : اگر من امشب کنار خواهرت بخوابم با هم فامیل میشیم ؟ دوستش میگه نه بی حساب میشیم :55:
دخ*تری به دوست پسرش میگه : من وقتی تو رو میبینم دست و پام سست میشه , پسره میگه : برعکس وقتی من تو رو میبینم سست ترین قسمت بدنم سفت میشه :4:
(ترکه , کرده , تهرانیه , مشهدیه , ... ) میره آزمایش خون بده , خون از دستش نمیاد . پرستار دستشو میمکنه ,
(ترکه , کرده , تهرانیه , مشهدیه , ... ) میگه : اگر میشه یک تست ادرارم ازم بگیر :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
ن اگه خدا بودم وقتي شيطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در مياوردم و از بارگاه بيرونش ميکردم !
چه معني داره شيطان به حرف خدا گوش نکنه !
وقتي ميخواستم پيغمبر براي خلق تعيين کنم از ۱۲۴۰۰۰ پيغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب ميکردم تا عدالت رعايت بشه !
کمي سليقه به خرج ميدادم و بجاي اينکه خونه خودم رو در صحراي خشک و بي اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزاير هاوايي يه خونه شيک و مدرن بنا ميکردم با سوييت هاي مجهز و مجاني براي زواري که براي زيارت ميومدن !
هيچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمي دادم و همه حق داشتن بيان خونه ام …
حتي بي خدا*ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجاي اينکه تو صحراي عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجاي لباس احرام هم مايوي دوتيکه بپوشن !
يه مشت از اين حوري*ها و قلمان رو هم مامور ميکردم به حجاج سرويس بدن و پذيرايي کنن تا زيارت بهشون بهتر بچسبه !
اصلا نميذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هي نماز بخونن و سجده کنن و حرفاي تکراري بزنن! کمبود که ندارم هي بخوام طفلکي*ها رو اذيت کنم که !
همه مسجد*ها رو هم جمع ميکردم به جاش کافي شاپ و کتابخونه و سينما درست ميکردم !
يه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتي درست ميکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه !
هر کسي هم که من رو صدا ميزد و ميگفت اِي خدا زود بهش ميگفتم جانم …عزيز دلم …نه اينکه محل سگ هم نذارم! بنده افريدم بايد سرويس بدم ديگه … گوسفند که نيستن ول کنم تو بيابون !
قشري به نام روحانيت رو اصلا خلق نميکردم ! به بنده هام همه يه جو عقل ميدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخيص بدن و نيازي به فتوا و اين مزخرفات نباشه !
عزراييل رو هم ميفرستادم اونجا که عرب ني انداخت بره غاز بچرونه ! به جاي عزراييل يه حوري خوش هيکل سفيد و بلوري ميفرستادم تا جون مرد ها رو بگيره و يک جوان رعناي خوش هيکل رو هم ميفرستادم تا جون خانمها رو بگيره ! (اينجوري ديگه نه تنها کسي از مرگ نميترسيد بلکه اين پيرزن پيرمردها هي از خدا مرگ ميخواستن نصفه شبي) !
جون بچه ها رو هم اصلا نميگرفتم ! اصلا اجازه نميدادم انسان ناقص و معلول به دنيا بياد … ريشه جنگ رو هم خشک ميکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربوني ميکاشتم !
سعي ميکردم حضورم اينقدر در زندگي مردم ملموس باشه که ديگه هيچ کس نگه خداي چي ! کشک چي ! …... خدا کيلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟
اخ که اگه خدا بودم يه بهشت توي يکي از سياره*ها خلق ميکردم اخرين مدل ! نه اينجوري که توي جوب هاش (جوي*هاش) شير و عسل بياد! شير و عسلي که توي جوب (جوي) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پيش ميخوره! اونايي که بنده صالح بودن ميفرستادم توي اين بهشت و اونايي هم که خطا کار بودن و بنده هاي درست درموني نبودن بجاي جهنم ميفرستادم توي ايران زندگي کنن قدر عافيت رو بدونن !
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
سلام كمي خاطرات جالبم براتون تعريف كنم بدك نيست اما تلخه به كمكتون نياز دارم:
خوب من وقتي دوران راهنمايي سوم راهنمايي با معدل 20 امدم سر كلاس دبيرستان خوب همه يك جوري نگاهم ميكردن!!بچه
خر خونو !كم باهام حرف ميزدن!سر به سرم ميزاشتن!هر چقدر دادشم شر بود و دختر بازي و درس نخوندن و پارتي و گردش و
تفريح (طرفداره سيناست ديگه!!) من تو دار بودم!فقط زندگيم و اميدم درس بود!اول دبريستان هم معدلم شد بيست.هيچكي
باورش نميشدوبه خدا ميگم واقعا مثل خر زدم و بعدم رفتم رشته مكانيك هنرستان كه باعث تعجب شده بود ولي دوست
داشتم.بازم خر زدم و ميزدم مثل چي!!دادشم فكرش هاليود و سبنا و استقلال و كنسرت و دختر اونوقت من.....(البته منم اينها
رو دوست داشتم اما اول درس) (بچه ها ديگه شما مسخره ام نكنيد!:11: بعد خوب شرايط خوب بود و الانم هست.فكر و زندگيم
درس و اندر تيكر بود و البته تابستان خوب استراحت ميكردم.
گاهي هم ميومدم پاي نت و كمتر فرصته فعاليت داتم به جز مدتي...
اگه الانم دقت كنيد با اينكه دو ساله ثبت نام كردم تو دار ترين پسرم و سرم تو كاره خودمه و همين مشكلم بود تا اينكه در همان
مدتي كه فعاليت ميكردم اينجا با دختري اشنا شدم و با كمك سينا جان ناظم انجمن كه راهنمايي كرد تونستم دلشو ببرم.اولين بار
بود با دختر حرف ميزدم.البته ااستانشو يكبار تعريف كردم اما خوب ارتباطمون بهتر شد.واقعا دختره جذاب و خوبي بود.اونم خر
خون بود.منم دوست داشت اما تلخيش اينجاست:
اون مريضه و در واقعه مريض نيست مشكله خاصي داره كه خوب من دقيقا سر در نياوردم ولي خوب مشكلش اين كه نميتونه
صاحب فرزند بشه!!!!بله واقعيت داره!دكتران ميگن اين مشكل ماله عوارض ارثي بوده كه خاله اش هم داشته.منم واقعا
ميخوامش با تمامه وجودم!دادشم ميگه بابا بيخيالش شو!اصلا دو ماه منو و دادشم قهريم!!!!!اما من نميتونم دوستش دارم!كاش
اقا سينا راهنمايي ام نميكرد تا اونو ماله خود كنم!اما من دوستش دارم و الان دارم دو برابر درس ميخونم براي كنكور فقط بخاطره
اون!حالا نميدونم چه كنم!خودش ميگه كه خوب چون اين مشكلو داره من تركش كنم!اما خوب دوستش دارم و از طرفي ما همه
بچه دوست داريم!مخصوصا بچه خودمان!!كاش بازم كسي بتونه بهم كمك كنه!:2:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
تا اون موقع با 20 نفر دوست میشی و به هم میزنی .
چون بار اولته دوست شدی فکر میکنی تا آخر عمر دیگه با همینی ؛ نه داداش من .
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Ð-i-R-Ť-Y
تا اون موقع با 20 نفر دوست میشی و به هم میزنی .
چون بار اولته دوست شدی فکر میکنی تا آخر عمر دیگه با همینی ؛ نه داداش من .
ارمان تا حدودی حرفت درسته ولی :4:درد عشق نکشیدی که اسمت از یادت بره:4:
این بنده خدا هم گویا داره ایندرد رو میکشه:4:.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
چرا حاجی کشیدم الآنم تو ترک هستم :4: دارم سعی میکنم این چیزا تو خط فکریم نباشه .
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
ارمان جان براردرم همينو ميگه اما راست ميگه عرفان تا حالا درده واقعيه دوست داشتن رو نكشيدي!!اگه اينجوري بود كه مثله پشگل دختر ريخته!!!!نه اين يكوره قضيه است من ميتونم مثل امير حسين هر روز با يكي باشم اما اين روش مال ادمهايي هست كه يا دوست دارن سر گرم بشن و يا خيلي ببخشين دنبال هوسن!اما اگه يكي رو دوست داشته باشي واقعا ميفهمي نه سرگرمي مهمه و نه هوس فقط وجوده اون مهمه......
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
علی جون دختر مثل آبنباته ... باید بلیسیش بندازیش دور ... در غیر این صورت واست میشه کابوس ... جز دردسر و پول خرج کردن هیچی نداره !!!
اینا رو تجربه میگه ... عشق و عاشقی هم هنوز واسه سن ما زوده ... خلاصه میگن الان عشق مد شده اخوی !!! :3:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
اگه کسی عشقو دید سلام منم بهش برسونه
عشق کیلو چنده ؟:26: