اين كه چيزي نيست !!من رياضي تو هنرستان نمره ام شد 20!!!البته همه خر خون ها رو مسخره ميكنن :4: نميدونم چرا؟؟
حتي برادرم منو مسخره ميكنه!!اخه انصافه؟:4:
پوريا جان به حرفه اينها گوش نده فقط درس!!!بدون درس پوچ پوچيم :4:
نمایش نسخه قابل چاپ
اين كه چيزي نيست !!من رياضي تو هنرستان نمره ام شد 20!!!البته همه خر خون ها رو مسخره ميكنن :4: نميدونم چرا؟؟
حتي برادرم منو مسخره ميكنه!!اخه انصافه؟:4:
پوريا جان به حرفه اينها گوش نده فقط درس!!!بدون درس پوچ پوچيم :4:
ميگم عرفان جون قواعدو رو يه عضو حساستم بنويس به بهانه دستشويي ايمرجنسي برو بيرون بعد تو دستشويي راحت ميتوني نيگاه كني و حالشو ببري..... بي ادب تقلبارو ميگم نگا كن حالشو ببر نه كه اونجاتو......
البته مثل اينكه اين راهنمايي استراتژيك و فوق تخصصي بنده كه از فرط حرفه اي بودن به عقل اجنه هم نميرسه،حكايت نوشداروي بعد Fail شدن عرفانه...
چون الان ساعت 6 هستش و عرفان جون الان سر امتحانه،احتمالا از شانس خوب عرفان تمام صندليا رو جابه جا كردن و اصلا شايد كل يوم محل برگزاري امتحانو عوض كردن در نتيجه همه هماهنگيايي كه عرفان كرده تبديل ميشه به مشتي پشم بي ارزش.....
چه بسا گفتن قبل امتحان به همه برين دوش آب گرم بگيرين و حسابي خودتونو بچلونين،در نتيجه تمام اون قصه هايي كه عرفان جون رو اعضا و جوارحش نگاشتيده بود همراه آب دوش به چاه منتقل ميشه......يعني حتي اون تاكتيك پرفشنال بنده هم به اف ميره.....
يقينا قبل امتحان يه پلاستيك فريزري آوردن و به ملت گفتن گوشياشونو بريزن توش تا بعد امتحان و بعد بيان تحويل بگيرن،در اينصورت اون عكس پشت صحفه گوشي عرفان جون به درد جده محترمه يه پدرآمرزيده اي ميخوره......واقعا الان صداي التماسهاي عرفانو براي نگهداشتن گوشيش كه شنيدم مو به تنم سيخ شد ميگي نه بيا نشونت بدم سيخ شده.....
اصلا ممكنه همين الان كه من دارم اين هذيونها رو تايپ ميكنم عرفان رو در حين ارتكاب زناي محصنه-همون تقلب-نديده باشن؟؟؟؟ چه تضميني هست واقعا؟؟؟؟ اگه بگيرينش و مفسد في الارض شناخته بشه و بعد به قول ساسان اعدام،بهنام چه خاكي تو سرش كنه؟؟؟؟ هان؟؟؟؟ كي ميخواد جواب بچه هاي بهنام و عرفان رو بده كه يتيم ميشن؟؟؟؟ كي ميخواد سرپرستيشونو به عهده بگيره؟؟ معين؟؟؟ اون همون شاپشو به يه سرانجامي برسونه كلاهش كه هيچ شرتشو بايد بندازه هوا!!!.....
علي اي حال،پناه ميبريم به پروردگار رب العالمين از شر القائات و وسوسه هاي شياطين.......همگي دست به دعا بلند كنيد تا عرفان زنده برگرده و همينجا خبر فتح ترم يكسال و نيمه اش رو اعلام بدارد......
[align=center]سلام خدمت همه دوستان گل
یه ضرب المثل چینی هست که منیگه هیچ وقت سعن نکن رئیس جمهور IWE رو سر کار بذاری که سر کارت میذاره شدید:55:
خلاصه بگذریم،یادمه چند هفته پیش این پجی آزمایشی به من PM داد و من فک کردم آرمانه((برید از آرمان و ساسان هم بپرسید))
بگذریم این آقا پجی آزمایشی فک کرد منو سر کار گذاشته و این شد که به ذهنم خورد بذارمش سر کار و خودتون بخونید:53:
Pejman M: سلام
shaghayegh_mer30: یو؟
Pejman M: من پزمان هستم
shaghayegh_mer30: asl
Pejman M: پزمان 17 اصفهان
Pejman M: شما؟ ?
shaghayegh_mer30: شقایق 18 بابل
shaghayegh_mer30: ولی شاهین شهر میشینیم
Pejman M: آهان.
Pejman M: Addrese Paget ro midi ?
shaghayegh_mer30: page koja?
Pejman M: 360
shaghayegh_mer30: ندارم
shaghayegh_mer30: آی دی قبلیم هک شد اینو تازه ساختم،وقت این کارارو ندارم
shaghayegh_mer30: یه تبادل اد لیست کردم تو هم توی اون بودی فک کنم
Pejman M: با کی?
shaghayegh_mer30: آرمان،میشناسیش؟
Pejman M: آرمان؟کدوم آرمان فامیلش رو نمیدونی؟
shaghayegh_mer30: third.viper
Pejman M: آهان،آرمان دین پور؟
shaghayegh_mer30: فامیلشو نمیدونم
Pejman M: Ok
shaghayegh_mer30: کجای اصفهان میشینید؟?
Pejman M: ما فردوسی میشینیم
shaghayegh_mer30: والا ما 5 ماهه اومدیم اصفهان،لونجاها رو بلد نیستم:4:
Pejman M: :4:
Pejman M: من خودم هم واسه شمرون تهرونم
shaghayegh_mer30: جدی؟تهرانی هستی؟?
shaghayegh_mer30: خاله های منم تهران هستن.
shaghayegh_mer30: ما دو سال تهران بودیم؛خیابون پیروزی،4 راه کوکا
Pejman M: آاو،چه خوب
shaghayegh_mer30:تا حالا شاهین شهر اومدی؟?
Pejman M: نه
shaghayegh_mer30: پاشو بیا:4:
Pejman M: :4:
Pejman M: بیام چیکار؟?
shaghayegh_mer30: بتابیم:4:
shaghayegh_mer30: آخه من هنوز اینجا با کسی رفیق نشدم،کسیو نمیشناسم اینجا
Pejman M: :4:
Pejman M: شما باشید من الآن میام
shaghayegh_mer30: :4:
shaghayegh_mer30:باورت میشه هنوز اصفهان نیومدم؟
Pejman M: دارم سریال میبینم
shaghayegh_mer30: سریال؟چه سریالی؟
Pejman M: 5th Sun
shaghayegh_mer30: ندیدم والا،کانال فارسی 1 میذاره؟
Pejman M: بابا پنجمین خورشید منظورمه
shaghayegh_mer30: ندیدم خوب
Pejman M: ببین این فیلمه که مال کانال 3 ماه رمشونه رو ندیدی؟?
shaghayegh_mer30:نه
shaghayegh_mer30: تو روزها بیکاری؟?
shaghayegh_mer30: من تو خونه خیلی حوصلم سر میره
shaghayegh_mer30: میخوام بیام اگه شد اصفهان
shaghayegh_mer30: البته اگه بتونم مامان و خواهرم رو بپیچونم
Pejman M: :4:
Pejman M: آره بیکارم
shaghayegh_mer30: چه موقعی تو خونه ای؟?
Pejman M: همیشه
shaghayegh_mer30: من شاید فردا یا پس فردا بیام اصفهان
shaghayegh_mer30: آخه میگن یکی از خیابونهای اصفهان کتاب زیاد داره
shaghayegh_mer30: خیابون آماده ها((از عمد اسم این خیابون رو اشتباه نوشتم:4:))
Pejman M:نه آماده ها نه،آمادگاه
shaghayegh_mer30: آهان،خیابون آمادگان؟((دوباره عمدا اشتباه نوشتم:4:))?
Pejman M: Amadegah
Pejman M: آمادگاه
shaghayegh_mer30: آهان،من فک کردم آمادگانه :11:
Pejman M: :11:
shaghayegh_mer30: موبایل داری؟?
Pejman M: ـره ولی الآن ندارم...
shaghayegh_mer30: :فردا اومدنی شدم.کی میتونی بیای؟
Pejman M:نمیدونم آخه چطوری بیام؟تازه من از شما کوچیکترم...
shaghayegh_mer30:یه سال به جایی نمیخوره...
Pejman M:من تازه بهمن میشم 17 ساله یعنی الآن 16 سالمه...
shaghayegh_mer30: :فقط میخوام منو ببری آمادگاه کتاب بخریم.
Pejman M:آخه من داداشم رو نمیتونم بپیچونم.
shaghayegh_mer30:داداشت چند سالشه؟
Pejman M:18 سالشه
shaghayegh_mer30:ایول همسن منه،اونو هم بیارش:4:
Pejman M:آخه فردا خانواده میخوان برن بیرون داداشم هم میره باهاشون ک اگه کسی نباشه ضایعه:4:
shaghayegh_mer30:میخوای من بیام خونتون؟:4:
Pejman M:بیای که چی بشه؟
shaghayegh_mer30:دوره هم باشیم،مگه بده؟:4:
Pejman M:آخه بده یه دختر و یه پسر تو خونه تنها باشن:4:
shaghayegh_mer30:خوب بسه دیگه پرو نشو من یه چیزی گفتم همینطوری...
Pejman M:فردا نمیتونم آخه،پس فردا میتونی بیای؟
shaghayegh_mer30:آره پس ففردا خوبه،پس فردا ساعت 10 صبح میام دروازه دولت،اونجا رو بلدم،میتونی بیای اونجا؟
Pejman M:مطمئن نیستم.
shaghayegh_mer30:شمارتو بده بهت اس ام اس بزنم.
Pejman M:آخه دروازه دولت دوره به ما.
shaghayegh_mer30:یه سولا...میتونم این متنو بذارم اسرار التوحید؟:12:آخه PUNKED شدی:55:
.................................................
دیدید دوستان خودش چه راحت سر کار میره؟:12:
البته حالا میدونم میاد و میگه که من میدونستم سر کاریه و میخواد خودش رو از تا نندازه:12:
ما بریم و بیایم:4:[/align]
كار باحاليه ولي واسه تفريح.ميخواد سالي يه بار انجام بشه.ولي مثل Gmmode نشه كه اين قضيه خز + به گند كشيدن:4:
خب پرسپولیسی هاش کوشن :15: این همه ادعا و مصخره بازی تو زمین خودتون با ما مساوی کردید که :11:
دیگه من موندم شما چه دفاعی دارید از تیمتون بکنید !
با ته جدولی تو زمین خودتون مساوی کردید !
یه حیوان رو میزاشتن تو دروازه پرسپولیس بهتر دروازه بانی میکرد ! :11:
والا ...
تو آزادی , با 600.000 تماشاچی , همه ی جو به نفع شما ... با شاهین بوشهر , 2-2 :23:
الآن میان میگن شما یه 100-200 سال پیش تو جام حذفی به این تیم باختین ... :55: باهاتون شرط میبندم , چون هیچ دلیل دیگه ای ندارن .
باز دوباره اینا پیداشون شد.خش و خاشاکا.اغتشاش گرا.
جوجه رو آخر فصل میشمرن.
اردلان جان شرمنده تو یاهو از خجالت بچه های بوشهر دراومدیم.حلالم کن.:4:
[size=large]طبل پیروزی بزنین!!!![/size]
دوستان کل داستان رو اگه حوصله دارید بخونین که اخر خندس.
----------------------------
بعد از دادن پست من در اسرار اتقات را گذارش میکنم:4:
---------------------------
Hhh Hbk (1/1/2002 4:41:53 AM): sheri man dg rah bioftam beram
Hhh Hbk (1/1/2002 4:41:54 AM): kelas
Hhh Hbk (1/1/2002 4:41:57 AM): kar nadari
Hhh Hbk (1/1/2002 4:41:57 AM): ?
Hhh Hbk (1/1/2002 4:41:58 AM): d
$H3RV!N T3Z^R (1/1/2002 4:42:13 AM): Bero
پاشدم رفتم دستــــشوییی.اومدم بیرون گردنبند شانسمون رو انداختم و مداد نوکی و پاک کن رو هم گذاشتم جیبم خداحافظی کردم رفتم به مقصد سوار شدن تاکسی.در این حین یک عزیز دلی رو دیدیم که به علت زیق وقت چشم رو اون ور کردیم رفتیم سوار تاکسی شدیم.ای از شانس ما این تاکسیه از این پیکان دربو داغونا بود .راه افتاد رفتیم.از شانس من بدبخت ماشینه نمیتونه راو بره.یه صدای ترمز خفن اومد بعدش صدای تصادف ای تو این شانس سهتا ماشین زده بودن بهم اونم وسط بلوار ارم.معطل این شدم بعد راه افتاد تاکسی .اس ام اس اومد.من اومد ببینم چیه دیدم ساعت 5:58 هست.ای بد بخت شدم.اقای راننده جونه عزیز ت بودوو جامو میگیرن:4:یارو گاز داد مثلا ولی سرعت فرقی نکرد.رسیدم درختی یارو بقیه پوله زنو رو داد پولش پاره بود زنه گفت ایــن چیه!!من یهو از دهنم پرید یه کمر باریکه:4:.
تا رسیدم سر خیابون کلاس ساعت شد 6:09 من بودو بودو خوندمو رسوندم جولو در کلاس از فراشه پرسیدم چند دقیقس امتاحان شروع شده گفت 15 دقیقه میشه.از حیاط رسیدم به ساختمون تا دوستان منو از پنجره دیدن همه ریختن لب پنجره:4: عرفان بودو عرفان بودو:4: رفتم سر جلسه .
چشمتون روزه بد نبینه.
دسته منو خونده بودن برای اینکه جاها رو تنظیم کردم منو انداخت معلمه میز جولو بقیه کلاس از سه ردیف پشت من شروع میشد.تا رسیدیم یکی از این بچه ها گفت عرفان تو این هوا چرا استین بلند پوشیدی؟؟!!نمیتونست زیر این لباس راه قبولی هست:4:
معلم هم عد بغل میز من هی وایمیساد:4: به خاطر من که دیر رسیده بودم بچه ها نذاشته بودن معلمه سوال های شفاهیه اولی رو بخونه.برگه رو داد به من و منم شروع کردم.خدایا خودت کمکم کن من که چیزی سر در نمیارم از این:4:.شروع کردیم چند تا سوالو جواب دادیم ساده بود رسیدم به یه سوالی که به قواعد احتیاج داشت!!
عرفان: تیچر کوئسش نامبر هیوده کودو قواعد رو میخواد!!(برای اینکه بفهمم کودوم قسمت بدن احتیاجه.
تیچر: لِسِن تیری
عرفان: اشتبا اومدی زنگ بغل رو بزن!!!
سوال خواسته شده مربوط به قسمت ساق پای چپ بود:4: . پای راستو انداختم رویه پای راست .کم کم پاچه شلوارو داشتم میکشیدم بالا که گوشی اس ام اس اومد گند زد تو برنامه ما!!! تیچر اومد گوشی منو گرفت :2: ولی خدارو شکر نتونست عکس پشت صفحه رو ببینه.(گوشیم ان 73 هست وقتی قفل باشه یه علامت کیلید بزرگ میندازه رو صفحه .
1-جامون از دست رفت.
2-گوشیمون از دست رفت.
رفتیم سراغ سوالای بعدی یه چند تا رو زدم یه چند تارم نتونستم. تیچر گفت زمان سوالات شفاهی هست(البته به انگلیش).سوالای شفاهی بهترین زمان برای ادای دین ما است.باید زکات امتاحان که تقلب هست رو ادا کرد.تیچر داشت سوالا رو میخوند که من با بچه های عقب شروع به سوال جواب کردیم:4: .ولی بازم بد شانسی گوشیم زنگ زد:10:(معین بود:17:)تیچر حواسش جمع شد که نگاشو از من برنداره.اومد باز کنار میز من.تو همون چند ثانبه تونستم 4 5 تا سوال بگیرم. بعدش یه سری چرخوندم دیدم به به این پسر خرخونه کلاس اولین نفر هست بعد از سه ردیف.یه طوری از رو پاسخنامش ادای دین کردم که خودمم باورم نشد.تیچر گفت وقت تمومه گفتم تیچر وایسا. من 27 رو ننوشتم که یکی از پشت رسوند a میشه:4:.
پاسخ نامه ها رو تیچر گرفت گفت تو کلاس منتظر بمونین تا کارنامه ها رو بیارم.همه ریختن کنار میز من عرفان چی کار کردی چی شد .
17 تا درس زدی؟؟!!
عرفان (با قیافه ای ناراحت و عصبی) : 10 تا هم نتونستم درست بزنم.
همه موندن!! یهنی این طلسم نمیشکنه !
گفتم فکر نکنم.
روبه خرخونه : کسری چی کار کردی من ده تای اول رو از رو تو زدم.
کله کلاس انگشت به دهن موند:4:
عرفان تو چه جوری از رو این دیدی؟! (منم اعصاب نداشتم)(هم زمان با این اتفاقات از تویه حباط اموزشگاه صرو صدا ها رفت بالا)
من گفتم : کسری تو به این کاراش کار نداشته باش بگو درست زدی یا نه.
گفت اره.(دیگه صدا های تو حیاط به اربده تبدیل شد)
همه ریختیم پشت پنجره ببینیم چی شده دیدم به به دارهبزن بزن میشه.
من که از ماجرا خبر نداشتم ولی بین یکی از بچه های قدیم و محبوب:4: با یکی از این سوسولا دعوا شده بود.
دیدم رختن سر فرزین(همون رفیق ما که مثل خودمون قدیمیه) و یه همچین صحنه ای ساختن :
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
چند نفری داشتن میزدنش که یهو از طرف دیگه حیاط ای اتفاق افتاد:(نیرویه کمکی امد:4:)
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بیشتر بچه ها پشت فرزین درومدن ریختن شروع به بزن بزن.
از پنجره کلاسا ریختن بیرون همه و شاهد این صحنه شدیم:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
حدودا 30 نفر ریخته بودن سر کله هم دیگه.من خواستم از پنجره برم بیرون و بزن بزن ولی استرس کارنامه و افتادن نمیزاشت.
بعد از گذشت 20 دقیقه معلم اومد تو کلاس کارنامه ها رو بده:4:
کارنامه دو نفر رو داد تا به من رسید گفت عرفان.کل بچه ها منتظر بودن ببینن چی میگه من گفتم تیچر افتادم دیگه.خندید کارنامه رو داد:4:
از 100 شدم 79 و قبول شدم!!!:4:
کله بچه ها شاد شدن:4:
به هر کی میگفتم قبول شدم باورش نمیشد.اومدم بیرون به پوریا گفتم باورش نشد و وقتی کارنامه رو نشون دادم همه بچه ها اربده زدن از خوشحالی:4:.
----------------------
اخرین اخبار:
پرزیدنت اوباما از یو اس طیه بیانیه این از عرفان به خاطر این حرکت و قبولی بعد از یک سال و نیم تشکر کرد و دستور داد به تمام قسمت های فقیر نشین امریکا غذا بدهند و 5 روز همه کانال های تلویزیون و مردم باید به شادی بپردازند.همچنین در کلورادو(معین نخند) نیز مردم اتش بازی کردند و تبریکات زیادی فرستادند.
حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان در بیانیه ای گفت : قبولی عرفان بعد از یک سایو نیم نشان داد که در انتخابات افغانستان تغلبی صورت نگرفته همچنین از عرفان تشکر کرد.
رهـ بر جمهوری اسلـ امی ایران نیز در طیه نامه ای فرمود: صحنه را دیدم.جا دارد به این قهرمان ملی تبریک بگویم .انجام دادن این کار دشوار در مدت زمانه اندک یک سالو نیم کاری بود که با امداد غیبی انجام شد.این عمل مشتی بود بر دهان استکبار ,غرب ,شرق ,قطبین و اغتشـ ـاشات اخیر.
میر علی گلدربرگ کاندید شکست خورده انتخابات انجمن ایران دبلیو دبلیو ای کبیر نیز در پی امی فرمود : ایول ایوی حال کردیم همیشه خوش خبر باشی.وی همچنین اضافه کرد بنده هنوز به نتیجه انتخابات اخیر اعتراض دارم و همانطور که همگان میدونند در انتخابات تغلب شده.
-------------
در اخر جا داره از تمام دوستان گله ما که بعد از امتاحان زنگ زدن همچنین در یاهو و انجمن جویای اخبار و همچنین برای ما دعا کردند تشکر میکنم و دستتون رو از راهی دور به گرمی فشار میدم و رویه ماهتون رو میبوسم:4:
-------------
25 شهریور 1388
وزیر جنگ و دفاع و تشریفات انجمن کبیر Iwe
عرفان عنایتی.
این نشان از عصبانیت هست که خس رو خش میگی !! :4:نقل قول:
خش و خاشاکا
والا ما اونجا یه 3 - 4 تا دانشجو بیشتر حمایت نمیکردن :2: ولی با این وجود کم نیاوردیم :24:نقل قول:
600.000 تماشاچی
مردک :4: مگه چندتا پا راست داری ؟ :15:نقل قول:
پای راستو انداختم رویه پای راست