RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
علی جون اینا چیه مینیویسه :17: هر کی ندونه فکر میکنه تو مجنون مدرسه هم لیلی توئه:4:
بابا جمش کنید من فقط میرم مدرسه که بخندم همین ... برای هیچ دلیله دیگری هم وجود مقدس خود را در مکان منحوس مدرسه وارد نمینمایم ... :32:
اقا ما امروز تا وارد مدرسه شدیم چشمامون یه برقه مخصوصی زد که بعد ها بر و بکس گفتند این برق ... کنیه :27:
:4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
من هم حالم از مدرسه به هم میخوره ولی امسال یه طور دیگس !!!
یه مدرسه دبیرستان دخترونه بغل مدرسه ما زدن و امسال فقط عشق و حاله :4:
روزه اول که خیلی حال داد وای به احوال روزهای دیگه :4:
اقا علی شما هم درام نوشتی ما گریمون بگیره هااااااا :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
سلام.
ما از 8 صبح رفتيم ثبت نام دانشگاه تازه ساعت 4 بعد ظهر برگشتيم.
جزئيات به زودي :4:
به شخصه تركيديم :4:
باي.
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
از وسط تابستون که دیگه دیدم تابستون داره کسل کننده میشه ، روز شماری میکردم که اول مهر بشه بریم مدرسه یکم با دوستان کرم بریزیم بخندیم . اما دیشب نمیدونم یکدفعه چی شد زد به سرم گفتم من نمیخوام تا شنبه برم . باباهه هم قبول کرد اما دیدم صبح ساعت 6:10 منو صدا زده که پاشو اماده شو باید بری مدرسه . از اینجا روز ما شروع شد و به این صورت که همون اول روز 3-0 افتادیم عقب :2:
رفتم به هزار زور ، کت شلوار فرم مدرسه رو تنم کردم . برای بار دومی بود که تنم میکردم و متاسفانه امروز به این نتیجه رسیدم که خیاط محترم به اشتباه برای ما یک چیزی شبیه شلوار کردی دوخته بودن . و در اینجا حساب کار شد 5 - 0 :17:
رفتیم تو خیابون اصلی گوهردشت که پیاده بریم مدرسه . دوستانمون هم از مدارس دیگه لطف کردن همون کله صبحیه ی ، کلی زدن تو پر و بالمون و با انگشت ما رو به هم نشون میدادن که یعنی اینا بچه مثبتند و بچه درس خونند و . . . حساب کار 8 - 0 :28:
رفتیم وارد مدرسه شدیم بازم طبق معمول مدیر محترم وایسادن 3 ساعت حرف مفت زدن و . . . خلاصه من دیگه حرصم دراومد به یکی از بچه های کلاس تجربی که رفیقم بود واسه خنده گفتم یکی اینو از برق بکشه بابا . . . که متاسفانه یک مقدار بلند گفتم و صدا به ناظممون که چند متر اونور تر بود رسید و یک نگاه به من کرد که از ورودیه اندرتیکر یک مقدار خوف ناک تر بود :27: حساب کار 11 - 0
رفتیم سر کلاس توقع داشتیم الان یکی از معلم های اس*گل پارسالمون بیاد یکم بخندیم . در باز شد و یک نفر که از دور شباهت زیاد گریت کالی داشت اومد تو . ایشون معلم حسابانمون بودن . سه تا کار کرد : 1.سلام 2.حاظر غایب 3.من شمس هستم دبیر امسال حسابانتون و لطفا دفتراتون رو بذارید رو میز :2: دفترا رو گذاشتیم رو میز به امید اینکه میخواد بگه مثلا دفتر چند برگ استفاده کنیم و . . . ولی متاسفانه مثل یک اسب وحشی شروع کرد به جزوه گفتن و حدود 10 صفحه جزوه گفت حساب کار 13 -0 اخر کلاس گفتم استاد الان اینایی که این جلسه غایب بودن تقریبا دیگه افتادنشون تو خرداد قطعیه دیگه ؟؟ نه ؟؟ یک خنده ی تلخی کرد که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه :10: یک چیزی تو دفترش یاد داشت کرد و گفت دیگه یادت باشه تو کلاس من تیکه نپرونی !!! حساب کار 15-0
زنگ دوم ورزش یک حالی بهمون داد و یکی از دوستان لطف کردن که همون روز اول زدن شیشه ی بوفه ی مدرسه رو اوردن پایین و خدا رو شکر حساب کار 15-2 :4:
و اما زنگ اخر ، هندسه . زنگی که ما پارسال از اون به عنوان یک زنگ تفریح استفاده میکردیم . در باز شد و خدا رو شکر معلمش که همون پارسالیه بود . هنوز بنده خدا از در نیومده بود تو ، تیکه ها شروع شد . منم رفتم اون ته کلاس . راستی اینم بگم که دیشب اهنگ S*u*p*e*r Star رو از گروه Saliva دانلود کردم و خلاصه کلی با این اهنگ حال کردم و اهنگ رو ریختم تو گوشی و گوشی رو هم بردم مدرسه . خلاصه قسمت شد و زنگ اخر موقعی که معلممون داشت چیز شعر تلاوت میکرد ما هم هندزفری بذاریم و این اهنگ رو گوش کنیم اما خدا لعنت کنه این سازنده های گوشی 6300 رو که از همین جا اعلام میکنم که اتیش به گور پدر سازندشون بباره :30: هندزفری های این نوع گوشی همون جور که اطلاع دارید با کوچکترین حرکتی میاد بیرون و . . . خودتون دیگه فکر کنم باقیش رو خونده باشید دیگه . فقط اینم بگم که اهنگ رو تا ته زیاد کرده بودم . معلم شانس گندمون همون روز اول ما رو فرستاد دفتر ناظم محترم . اونجا هم کلی حال گیری شد . چرا موهات بلنده ؟؟ چرا پیرهنت با پیرهن بقیه بچه ها شبیه هم نیست ؟؟ چرا 12 قطعه عکس رو نیوردی ؟؟ چرا اهنگ گوش میدادی ؟؟ چرا ایران نرفت جام جهانی ؟؟ چرا . . . ؟؟!!
خلاصه همون روز اول لطف کردن و نیم نمره از انظباط بنده کم کردن خدا به خیر بگذرونه تا اخرش رو . . .
برگشتنی هم داشتم میرفتم سمت خونه یک دختر خانوم دبیرستانی ( از اینها که سیبیلاشون رو که نمیزنند هیچ ، به سیبیلهاشون برای تقویت روغن زیتون هم میزنند ) از کنار ما رد شد و گفت سلام پسر مامانی . . . !!! میخواستم یک سوییت چین موزیک بهش بزنم عین تف بچسبه به دیوار ولی دیگه مثل یک پسر مامانی رد شدیم و هیچی هم نگفتیم !!
خدا فردای ما رو ختم به خیر کنه
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
به تار سیبیلت قسم حرف نداشت :4: یک جایی نشستم دید معلم کور بود 2 زنگ تحت خوابیدم اتفاقا دیشب هم دیر خوابیده بودم چسبید ! 2 زنگ بعدی رو هم اولشو گوش دادم دیدم حال نمیده بازم قیلوله کردیم :4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
اگه کل اینایی که گفتی حقیقت داشته باشه باور کن تا هفته ی دیگه بیشتر طاقت نمیاری محمد جان .. :4: .
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
عجب .... بابا تو خیلی بدشانسی پس.... فکر نکنم تا آخره مدرسه سالم بمونی!!!:4:
ما چیزه خاصی واس گفتن نداریم....اول مدرسه که مدیر و ناظمو و ...... عینه چی ور (زر) زدن....
معلم هنرو سر کار گذاشتیم...:11:
معلم حرفه اومد تو کلاس.....:27:عینه جن میموند....وسط کلاس پسررو برد رو هوا من گفتم خوب حتما دیگه
چاک اسلم رو میزنه دیگه...:28:...اما یه کم آروم گرفت پسررو پرت کرد یه گوشه!!!:23::11:
خلاصه از اول تا آخره زنگ ما خواب بودیم!!:4:
زنگ آخرم ورزش داشتیم که خداروشکر 1-2 بردیم...!!:30:
خلاصه روز خوبی بود...جای شما خالی!!:4:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
دوستان اینقدر سخت نگیرید...همیشه همینطور بوده مهر براتون
آقا محمد شما همینطوری گل بخوری تا آخر فصل تقاضل گلت میره بالای هزار
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
یه چیز خیلی جالب امروز تو مدرسه دیدم و اونهم این بود که :
[size=medium]فراش 70 ساله ی مدرسمون سگک کمربندش ارم پل.ی بوی بود[/size] :55::55:
RE: اسرار التوحید فی مقامات ایران wwe ( ورجن 2 !! )
من امشب واقعاً اعصابم خرابه .
بعداً حال داشته باشم میام براتون تعریف میکنم چرا ! ...
فقط بگم تا نیم ساعت پیش تو حوضه ی بسیج پایگاه 197 محلمون بودم ... 10-12 تا چک ناقابل هم خوردیم ...
یعنی میتونم بگم لعنت خدا بر پدر مادرت احـــــــــــــــــــــــ ــــــــــ:26:مدی نژاد .