پشت گردنبنده از خود گردنبنده بیشتر میره تو چشمم(شوخیه....سخت نگیر)نقل قول:
نوشته اصلی توسط SASAN
نمایش نسخه قابل چاپ
پشت گردنبنده از خود گردنبنده بیشتر میره تو چشمم(شوخیه....سخت نگیر)نقل قول:
نوشته اصلی توسط SASAN
[align=center]ساسان جان ، کوروش رو هم به لطف و مرحمت خودتون خز نمودید ( مثلا شوخی :70: )
ولی در کل :
Ahmadinejad Fan Isn't A Real Persian
[/align]
من هم تبریک میگم والبته به داش علی خودمون هم میگم این روزا قدر مشهدی بودنش رو بدونه من که تا حالا نزدیکی های روز ولادت اونجا نبودم ولی شنیدم خیلی جو باشور و با حالی داره این روزا مشهد .خوش به حالت داش علی و البته اگه تونستی یه کم از این حال و هوا برامون بگو
آقایون اهل حال سلام.بعد از حدود یک هفته دوباره به این سایت ناناز برگشتم.
بعد از یک هفته دور بودن از همه چی یعنی درس,مشق,کامپیوتر,بازی و.............. دوباره برگشتم.بازگشت یهویی!!!!!!
اول که اومدم رفتم سراغ برگینگ رایتس تا ببینم اصلا چی شد.چشتون روزه بد نبینه وقتی فهمیدم رندی باخت انقدر عصبانی شدم که با داداشم دعوام شد(به صورت کاملا واقعی:اثرات دیدن کشتی کچ):11:
وقتی هم بازیشو دیدم انقدر فحش دادم که حالم داشت بهم میخورد(از بی ادبی خودم:19:)
بعدش نشتم فکر کردم گفتم آخه آدمه عاقل اینا همش فیلمه تو چرا عصبی میشی(تریپ وجدان:25:)
بعد از داداشه عذر خواهی کردمو اومدم تو سایت دیدم هوگان رفته TNA !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
WWE هم داره دوباره سینا رو ناناز میکنه.حتما میخواد حاله Dx رو تو Surviver بگیره................
بعدشم رفتم دانشگاه دیدم اینارو باش به همه گفتن من آنفلونزا گرفتم به همین دلیل هیچکس تا 10 کیلومتریم نمیومد:9:
سر همین قضیه هم با یکی دوام شد بزن بزن که ......................
فلا بای
اول سلام به بچه های انجمن. امروز بعد از سه چهار روز که مدرسمون از طرف بهداشت بسته شده بود رفتیم مدرسه.بله امروز پرورشی داشتیم و معلم گفته بود که هر هفته یه تحقیق بنویسین و بیارین بخونین. موضوع هم ازاد . چون رشته ما تجربی بود بیشتر بچه ها درباره ی گیاه های دارویی و گل و دستگاه ایمنی بدن و این چیزها نوشته بودند.من از هفته پیش به فکر افتاده بودم که درباره ی چی بنویسم که دیروز یاد تاپیک پرزیدنت مجید که عنوانش این بود افتادم (همه چیز دباره ی سریال فرار از زندان) نوشته هاشو دوباره یک نگاه کردم و گفتم خودشه .هیچی دیگه از روش یه پرینت گرفتمو البته یه جاهاییش رو حذف کردم و بردم مدرسه. معلم تو کلاس اومد وگفت اگر دوست دارین گوش بدین و اگر دوست ندارین بگیرین بخوابین . بیشتر بچه ها خوابیده بودند.
اما وقتی نوبت من شد و تا گفتم همه چیز درباره ی سریال فرار از زندان همه بیدار شدند و گوش کردند. اخر سر هم معلم منبع رو خواست که من هم اسم سایتو دادم . فقط بدیش این بود که حالا همه هی می گن دی وی دی خام بدیم برامون فیلمو رایت می کنی یا نه؟ ما هم که نه نمیتونیم بگیم .
شما کاربر تازه وارد هستی یا نام کاربریتو عوض کردی ؟نقل قول:
نوشته اصلی توسط RK_Ode
نام کاربریمو عوض کردم قبلا MMS بودم.
وعلیک اسراریها...خوبید خوشید ؟ سلامتید؟ در قید حیاتید ؟ مرگ و میر ندادید؟
این روزا تو یک نقطه موندیم...یا در حال نامزدبازییم یا در حال کار...موقتان کمی با خدا فاصله گرفتیم...خدا خودت حلالمون کن و کمکون کن پیروت باشیم !
چند وقته بدجور رفتیم تو نخ سریال تخماتیک دلنوازان!!! یه حقیقت اشکاری که این سریال داره واقعیتهای دنیای امروز ایرونی جماعته! دنیایی که پر از حسادت و دشمنی و پریدن از رو دست بقلی و نا امیدیه!
تمام قصه سریال از نظر من یه چیزه ! ناامیدی و حیله و مکر! اصلا کاری به داستان قصه ندارم... این پنهون کاریها و حیله و مکراست که باعث شده کارگردانان تو همین مایه ها فیلم بسازن!!!
چند سال پیشا همیشه فیلم و سریالامون در مورد عشق و نارو زدن و اینجور چیزا بود!!!سر اخرش با خنده و شادی اون سریالو تموم میکردن!!! قبلتر اون که رجه جمشید اریا و فیمهای دفاع مقدسی بود ...
ولی الان زمونه زمونه بدی شده! حقیقت اشکاری که تو این سریاله برای همه روشنه!
فیلم بیست با بازی بهترین بازیگر سینمای ایران از دید من ( پرویز پرستویی) رو باید دیده باشین...نشون دادن گوشه ای از فقر ایرونی جماعت یه چشمه از بدبختی های این جماعته 80 میلیونیه! وقتی چند کارگر ساده برای اینکه کارشون رو از دست ندن دست به هر کاری از قبیل پنچر کردن ماشین و گریه زاری و... میزنن باید حقیقت اشکار این فیلمو بفهمین...
وقتی پرویز پرستویی در قالب یک مرد بی روح و خسته از این دنیا بروی تصویر میره باید بفهمین که چه جماعتی در حال زجره و ما بی خبریم یا شایدم خودمونو زدیم به کوچه علی چپ !!
وقتی این فیلمو دیدم 3 بار غصه خوردم..اولیش بخاطر اکرانش تو زمان عید با فیلم تخیلی و سراسر مضحکه اخراجیها بود ! دومیش بخاطر فقر ایران و سومیش بخاطر خودمون که قدره چیزیو که داریم نمیدونیم...
این مسئله فقر و بدبختی رو بابای احمدی نجاد و ننه میر حسین هم نمیتونه درست کنه! چه برسه به بقیه! اینها هرچقدرم تلاش کنن میتونن وضع رو از اینی که هست بدتر نکنن!!!
راضیم به رضای حق!
==========================
انتخابات افغانستان به دور دوم کشید؛
کرزای تخلف در انتخابات را پذیرفت
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
كبوتر را كبوتر كند باز!!!!
آقای احمدی نجاد اولین و تنها رئیس دولتی بود که به حامد کرزای انتخاب تایید نشده اش را تبریک گفت!!!!!!!!
============================
این متن رو حتمان بخونید!!!
چند روز پیش داشتم زندگی ما انسانها رو با حیوانات!! مقایسه میکردم..به تفاوتها .. به شباهتهامون .به خلقتی که خدا افریده فکر میکردم! چرا نسل انسانها کمی مثله نسله میمونه! و خیلی سوالات دیگه رو مخم رجه میرفت!
توهمین هول و فکرا بودم که زن همسایه مون که بار دار شده فکرم رو مشغول کرد و اون عذاب و رنجی که واسه حمل بچه میکشه ما رو به فکر فرو برد ! چرا زن ؟ چرا ما حامله نشیم!!! تو همین فکرا بودم که یهو تصور اینکه خانم ها بجا حامله شدن و وضع حمل ...مانند پرندگان و مرغ و ... *** مي گذاشتند، چه اتفاقاتي در دنيا رخ مي داد، و زندگي روزمره ما دستخوش چه تغييراتي مي شد؟ رفتم !!
من از اون روز تا همین لحظه !! که نشستم رو میز کامپیوتر تحقیقات بسیار زیادی در این زمینه انجام دادم که توجه شما رو به این تحقیقات بشری جلب میکنم !!! :
بنظر من اگه خانمها *** میزاشتن مثله مرغ!!! بزرگترين و بهترين تغييري که در زندگيشون رخ مي داد، اين بود که ديگه هيچ زني نگران اضافه وزن و کاهش مجدد و ... در دوران حاملگي و بعد از اون نبود و خانمها از بابت مراقبت ها و رژيم هاي غذايي دوران بارداري راحت و بي خيال بودند! چون *** ميذاشتند !!و با خيال راحت مثل یک مرغ یا کلاغ روش مي نشستند.
تصور کنید 9 ماه باید میشستن رو *** یهو عینه بز از تو *** در میومد:11:...
در همین زمینه ممد مایلی کهن در بیانیه کوتاهی گفت : قربون برم خدا رو ... که زنها رو مثل مرغ نیافریدوگرنه این بیچاره ها چطور 9 ماه دووم میوردن بدون ذره ای فعالیت زیست محیطی! مرغ با اون مرغیش یه ذره راه میرفت اینا که دیگه از خدا خواسته بودن!!! بازهم قربون برم خدارو...
البته دوران روي *** نشستن خانما براي خودش داستان ها و رسم و رسومات بسياري ايجاد مي کرد!!! مثلاً مراسم *** اندازون!!! که طي آن خانم ها دور هم جمع مي شدن و ببا شيريني و کادو به عيادت مادر آينده و تخماش مي رفتن! و پيرامون *** و تخمگذاري و خاطرات تخمي !!!خودشون به بحث و گفتگو و تبادل نظر مي پرداختن.
چندین گفتگوی زنده در اون لحظات بدین صورت انجام میگرفت!!!!:
واه واه وا دختره رو ديدي اقدس جون! همچين با افاده روي *** هاش نشسته بود که انگار *** طلا دوزردینه گذاشته!!!
آره خواهر، والله ما اون وقت ها، شيش تا شيش تا *** ميذاشتيم و اينقدر هم ناز و ادا نداشتيم. امان از دخترهاي اين دوره زمونه...!
وای وای وای مهين جون، *** هاشو ديدي؟؟!... عين گردو بود!!! هم کوچيک بود! هم سياه!!
اره ديدم شهين جون. چقدر هم مادر شوهره ازش تعريف مي کرد، خدا شانس بده. من تازه که عروسي کرده بودم، يک *** گذاشتم عين هلو!!!!! هر کي مي اومد ديدنم، دلش مي خواست گازش بگيره!!!! ولي خدا شاهده که مادر شوهرم يک بار هم جلوي مردم از *** من تعريف نکرد که ..ما از این شانسا نداشتیم ...
---
و اما دومين تغيير خوب براي خانما اين بود که ميتونستن با خيال راحت و بدون تحمل درد و يا بيهوشي شاهد لحظه زنده!!! تولد فرزندشان باشن چون ديگه از درد زايمان طبیعی و مصنوعی و سزارين خبري نبود.
طبيعتاً علم پزشکي هم به صورت امروز نبود و مردم بجاي مراجعه به دکتر زنان و زايمان، از وجود *** شناسان حرفه اي و دکترهاي تخمي!!! بهره مند بودن.
تزئينات *** نيز براي خود ماجراهايي داشت و موضوع رقابت و چشم و هم چشمي بسياري از بانوان محترم مي شد.
مثلا روکش هاي طلا براي *** هم کار گذاشته مي شد تا خانم با ناز و افاده بر روي آن بنشيند و به بقيه پز بدهد! و همين کارها باعث پيدايش کمپاني هاي جديدي جهت اخذ وام هاي تخمي با بهره هاي جور وا جور و نهايتاً سرمايه گزاري هاي تخمي در اين راه مي شد.
خلاصه که خيلي ها بسوي بيزنس هاي تخمي مي رفتند و ايده هاي تخمي فراواني، به ثمر مي نشست و در نتيجه، خيلي ها مييلونر و ميلياردر تخمي مي شدند!!!.
و چه بسا افرادي هم بودن که واسه ايده های تخميشون دست به کارهاي تخمي مي زدن و پس از چند سال فعاليت بي حاصل تخمي، اعلام ورشکستگي مي کردند و در نتيجه هم سرمايه خود را از دست مي دادند.
-----
در بخش تجاري نيز مردم شاهد حضور آگهي هاي ريز و درشت تخمي در در و ديوار و راديو و تلويزيون بودند، که مثلاً مي گفتند:
«اگر *** بزرگ مي خواهيد، با دکتر ... متخصص امور *** تماس بگيريد.!!!
«استرس و افسردگي هاي تخمي خود را با دکتر ... داراي بورد تخصصي از انجمن دکتران تخمي آمريکا در ميان بگذاريد!!!.
«آقاي ...، مشاوري مطمئن در امور *** هاي شما.!!!
«خانم ...، وکيل آگاه و با تجربه براي دعاوي تخمي شما. عضو هيات مديره کانون وکلاي تخمي کاليفرنيا امریکا!!!!
«تخم هاي خود را نزد ما بيمه کنيد و با خيال راحت به مسافرت برويد. شامل: سرقت، ترک خوردگي و شکستگي!!!!!
«اگر به علت مشغله کاري و يا بيماري، قادر به نشستن روي *** نيستيد، با ما تماس بگيريد. ما از *** شما مانند چشم خود محافظت مي کنيم!!!!!!!( یجورایی میشه عینه همون زنهایی که میرن تو خونه ها کار میکنن)
----
در تلويزيون مردم به مشاهدميزگردا و برنامه هاي پرسش و پاسخ تخمي مي نشستن. مثلاً خانمي از فلاان جا با تلويزيون تماس مي گرفت و مي پرسيد: آقاي دکتر، من احساس مي کنم که جديدا پوست تخمم نازک شده کمی ترک خورده چيکار بايد بکنم؟... آقاي دکتر هم يه جواب بي سر و ته مي داد
در برنامه هاي راديويي نيز، برنامه هاي روانشناسي تخمي، در بين شنوندگان جايگاه ويژه اي داشت و دراين ميان خوانندگان و نوازندگان هم از اين داستان بي نصيب نمي ماندند و حتماً ترانه هايي در وصف *** و تخمگذار سروده مي شد. بطور مثال:
يک *** دارم شاه نداره!!!!!. صورتي داره، ماه نداره!!!!...
هيشکي مثل تو *** نداره.!!! نه داره. نه مي تونه بذاره.!!!..
به قربون تخمت که ناز داره!!! هزارون بوسه رو نیاز داره!!!!
*** مو شکوندی . برو حالشو ببر !!! با تخمام نموندی برو حالشو ببر!!
-------
زندگي خانوادگي و روابط انسان ها نيز جدا از اين تغييرات نبود و حتما آداب و رسوم و معاشرت هاي مردم نيز بر همان اساس تغيير مي کرد. مثلاً مادرا به پسراشون مي گفتن که: مادر سعي کن زني بگيري که واست *** هاي گنده گنده بکنه!!!!!
در هنگام خواستگاري نيز مادر عروس با افاده به خانواده داماد مي گفت: خانواده ما اصولا *** بزرگ هستند. من خودم وقتي تازه ازدواج کرده بودم، يک *** گذاشتم، اندازه هندونه!!!!...
در بخش جالب توجه این جریان به اسامي افراد و نام هاي خانوادگي موجود نيز، احتمالا چندين اسم و فاميل تخمي اضافه مي شد.
مثلاً: تخمعلي تخمي زاده!!!!، تخمناز تخمي نژاد!!!، *** عباس تخمي پور !!! الناز *** دوست !!! محمود تخمسگی نجاد!!!!و...
پدربزرگ، مادربزرگ ها مثل هميشه، شايعه درست مي کردن و از تجربيات تخمي خود سخن مي گفتن و براي جوانا داروهاي سنتي و گياهي تجويز مي کردند و مي گفتند:
بچم قديمي ها گفتن: اگر روزي چهار تا استکان گل گاو زبون بخوري، تخمهات ميشه اندازه نارگيل!!!يا ااگر کنجد رو با پوست گردو مخلوط کني و با هل و نبات بخوري، حتماً *** دوزرده مي کني! و...
مردم هم هنگام قسم خوردن و يا قسم دادن يکديگر، از قسم هاي تخمي نيز استفاده مي کردند. مثلاً مي گفتند: به جون *** عزيزم راست مي گم! به جونه یکی یدونه تخمم که نظیر نداره راست میگم!!! به مرگه تخمم راست میگم!!! و...
و هنگام دعوا و عصبانيت، علاوه بر فحش خواهر و مادر و جد و آباد به *** هاي هم ديگر فحش مي دادند
مثلاً: الهي تخمهات بشکنه! الهي تخمهاتو سگ ببره ..الهی دیگه *** نکنی .الهی *** دونت پاره شه!!!! آلتم تو *** ننت !!!! و...
در قوانين کشورها نيز احتمالاً چند قانون تخمي به وجود میومد...
در بعضی از انجمن های کشتنی کجی در سایت های اینترنی ایران و خارج هم قوانین **** میزاشتن!!!! و باید همه کاربران از اون قانون ****!!! تبعیت میکردن و اگه تبعیت نمیکردن بون **** میشدن!!
از این قیبل بن های ****!!!! میشه به این بندها اشاره کرد...:
در صورت فحاشی به کاربر کاربر متخلف 2 روز از انجمن محروم میشه!!!!
در صورت اسپم دادن ابتدا اخطار دریافت میکنید و در مورد بعد اخراج!!!!
در صورت مشکل شخصی و یا میل و دلبخواه دوست و اشنایی کاربری رو مادم العمر بن میشه!!!
از موارد دیگه:
مدیرهای انجمن به صورت **** انتخاب میشن!!! و به صورت **** هم استفا داده میشن!!!!
یک کاربر جدید در یک هفته با 50 پست و چند تا ترجمه به صورت ****!!! کاربر ممتااز میشود!!!!!
یک کاربر دانلودی صرفان بخاطر اینکه در ینگه دنیاست و گیگ اضافه داره واسه اپلود مدیر میشه!!!
دانلود سرور انجمن هم کلن به صورت ****!! کار میکرد...مثلان در هنگامه دانلود یک فایل **** !!! بعد از دیسکانت شدن اون فایل بصورت **** از کار میوفتد!!! ( در شعار گفته شده که اون سرور سرور بسیار رسیوم داریه!!! ولی در عمل نشون داده شده که اون سرور یه سروری ****!!!! بیش نیست!!!)
اگه قانون **** وجود نداشت که یک کاربر ساده و هیچی ندون که تنها هنرش بازیهای اتاری بوده به بالاترین رده در انجمن مثل ارشد سایت نمیرسید!!!
اگه قانون **** نبود که یکم دختر آن هم در خارج از کشور ناظم اول و اخر انجمن نمیشد!!!( این موردو هادی یاداوری کرد!!!!)
اگه قانون **** نبود که کاربرهای پیشکسوت مثل بهنام ها و داوودها از انجمن فراری نمیشدن!!!!!!
اگه قانون **** وجود نداشت که یک کاربر بعد از یکسال ناظمیت بعد از مدتی بن نمیشد!!!!
اگه قانون **** نبود که یه مدیر اخبار گو صرفان بخاطر 4 تا خبر که راست و دورغش مشخص نبود مدیر اعظم اخبار نمیشد!!!!!!
اگه قانون **** نبود که انجمن 2 تا ادمین معمولان غائب نداشت!!!
اگه قانون **** نبود که یه کاربر صفر کیلومتر صرفان به خاطر چند کیلو ریش سفید!!! به خودش اجازه نمیداد مستقیم اینطور به همه تیکه بندازه و بن نشه!!!!!!
ووو هزاران و هزار مسائل **** دیگه در این منظومه شمسی رخ میده که دیگه نمیشه بیشتر بهش اشاره کرد....
حال شما بگوييد،
دوران حاملگي بهتر است يا زندگي تخمي !؟؟
بازهم شما بگووید مسئله تولید مثل و *** چه ربطی داشت به **** بودن مسائل انجمن؟
آیا ؟
===========================
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
داش هادی لجندراپ بدو تا دور نشده !!!! همه شرایطش رو داری!!!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
حرف حق !
یا علی....
[size=small]ابوالفضل جان خدا وکیلی بعد از مدتها یه شوری تو انجمن دیدم.
والا وقتی شماها نیستید دیگه اصلا فعالیت حال نمیده.
از خانوم اجازه بگیر حداقل هفته ای دو بار پست بدی.[/size]
پس از مدت ها بالاخره آلبوم حمید عسکری طلسم رو شکست و بیرون آمد
من البوم رو دانلود کردم چون هنوز هیچ جایی نیامده بود و اگر وضعیت مالیم کشید ، سی دی اصلی رو هم تهیه می کنم
در حال گوش دادنش هستم و واقعا آلبوم زیباییه
از دوستان هم تقاضا دارم برای فرهنگ سازی و همچنین این که گوش دادن آهنگ ها با خیال راحت تر باشه ، خواهشا آلبوم رو خریداری کنید
با 1500 تومان چهار تا پفک خانواده هم نمیشه خریداری کرد
به نظرتون ارزش آلبوم حمید عسکری که سه سال روش زحمت کشیده کمتر از چهار تا پفک خانوادست ؟؟؟
( این ها رو گفتم آلبوم خودم منتشر شد ، دانلود نکنید و خریداری کنید و اگر هم دانلود کردید ، خریداری هم بکنید :4: )