هی تو هم از ننه و بابات قهر کردی مگه !؟! :4:نقل قول:
آلبوم خودم منتشر شد
نمایش نسخه قابل چاپ
هی تو هم از ننه و بابات قهر کردی مگه !؟! :4:نقل قول:
آلبوم خودم منتشر شد
نقل قول:
پس از مدت ها بالاخره آلبوم حمید عسکری طلسم رو شکست و بیرون آمد
من البوم رو دانلود کردم چون هنوز هیچ جایی نیامده بود و اگر وضعیت مالیم کشید ، سی دی اصلی رو هم تهیه می کنم
در حال گوش دادنش هستم و واقعا آلبوم زیباییه
از دوستان هم تقاضا دارم برای فرهنگ سازی و همچنین این که گوش دادن آهنگ ها با خیال راحت تر باشه ، خواهشا آلبوم رو خریداری کنید
با 1500 تومان چهار تا پفک خانواده هم نمیشه خریداری کرد
به نظرتون ارزش آلبوم حمید عسکری که سه سال روش زحمت کشیده کمتر از چهار تا پفک خانوادست ؟؟؟
( این ها رو گفتم آلبوم خودم منتشر شد ، دانلود نکنید و خریداری کنید و اگر هم دانلود کردید ، خریداری هم بکنید :4: )
خاله جان من سابقه دار هستمنقل قول:
نوشته اصلی توسط Man On Fire
سابقه ام از داریوش و این ها هم بیشتره :4:
مثل این ساسی به قول ارمان ...زن نیستم که دیشب از خونشون پرتش کردند بیرون فردا پارمیدا رو بیرون داد
بچه ها مجده :4: مگااپلود از ف-ی-ل ter در اومد :13: :4:
مطمئنی مرتضی ؟
برا من که بازه بازه راحت تا توش میره :4:
شاید واسه ای پی من فقط باز شده ...:15:
خوبه که هر بشری حوصلش سر رفت یا بیکار شد بشینه کار فرهنگی کنه و آلبوم واسه خودش درست کنه ! از دید من که واقعا تفریح سالم، و به پیــــــــــــــــشرفت موسیقی واقعا کمک می کنه ! فرهاد بدبخت تو گور الان در حال ویبره رفتنه !
امروز چه روز **** بود برام . :2:
صبح پاشدیم تا 11 درس خوندیم , بعدش سر یک مسئله ی الکی با بابام دعوام شد .
پاشدیم بریم مدرسه , زیدمونو تو راه دیدیم , وایسادم باهاش حرف زدن که باز هم سر یک مسئله ی الکی باهاش دعوام شد !!
1 رفتیم مدرسه , وایسادم سر صف ناظم گفت دین پور بیا بیرون :70:
گفت این موهای فشن چیه , وایسا میخوام قیچی بزنم :70: بهش گفتم آقا این یه سری رو بیخیال شو
گفت نه , چون گراس کردی باید قیچی بزنم
هیچی قسمت سمت راست موهامونو زد .
( ولی باز دمش گرم زیاد تابلو نزد , موهامو میدادم بالا زیاد معلوم نبود . )
یه امتحان فیزیک هم داشتیم زنگ آخر , که معلم فهمید دارم تقلب میکنم , گفت دین پور بیاد جلو بشین که اصلاً از تو انتظار نداشتم :1:
اومدیم خونه , رفتیم پیش مصطفی ( ارایشگاه ) گفتم مصطفی خورد کن موهامو
گفت نه نمیشه اینطوری که زده باید از ته بزنم :70: گفتیم باشه ...
حالا اون یکی زیدم اس ام اس داده آرمان یه چیزی میخوام بگم میترسم اعصابت کــ یــ ر ی شه , آخر شب بهت میگم :1:
خدا به این یکی رحم کنه .
:2:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Ð-i-R-Ť-Y
خدا كمكت كنه منم كه از همه دهنم سرويس تره امروز رفيم مدرسه هر سه زنگ امتحان بود رياضي.هندسه.ادبيات
دوباره فردا هم امتحان داريم سه زنگو شيمي.عربي.امار سه تا شم خوندني.:2:
الان هم از دعوا كردم با بهترين دوستم سره دختر عموش فارق شديم ميگه من به دختر عموش نظر دارم تازه خدا به شما رحم كرده دختر عموشو ببينين از اسم دختر و خوده دختر بدتون مياد.:11:
و جمله آخر اينجاست كه ميگن ريدم به اين زندگاني عزيز.:2:
اشكم داره در مياد نميتونم ديگه بنويسم:2:
باي.
امروز صبح رفتم مدرسه امتحان فیزیک داشتیم روز قبلش خر زده بودم و هرچی فرمول بود تو ذهنم گذاشتم و هر چی مسئله تو کتاب بود چندین بار دوره کردم رفتم مدرسه ساعت اول فیزیک داشتیم امتحان شش تا سوال بود که سه تاش تست بود و سه تاش مسئله 5 تا سوال رو تو 45 دقیقه حل کردم 45 دقیقه بعد رو فقط رو یه مسئله فکر کردم:27: جواب رو بدست آورده بودم اما نمیدونستم درسته یا نه آخرش زنگ خورد گفتم بدیم هر چی بادا باد :26:
خلاصه ورقه رو دادیم معلم ساعت تفریح داشت تو کلاس ورقه ها رو تصحیح میکرد به ورقه من که رسید وقتی تا سوال 2 رو تصحیح کرد گفت : این کیه اینقدر با کلاس نوشته ؟ :11: بچه ها گفتن آقا مال طاهائی هستش ! ما هم عین خیار پریدیم وسط دیدم این بقل همه سوال ها داره علامت ص رو میزنه :13: هی هم داره ازم تعریف میکنه :4: میگه آفرین خوب نوشتی هااااا آخرش هم نمره ام 20 شد ورقه رو داد به من گفت تو هم کلت کار میکنه هااااا :12: (این معلم فیزیک ما با یه حالتی صحبت میکنه که اینطوری نمیتونم بگم :53: )
ورقه رو گرفتم پاهام سست شد داشتم می افتادم زمین :55: بقل دستی ام منو گرفت گفت من همه سوال ها رو از تو تقلب زدم 18 شدم :12:
گفتم همه دارن از مدرسه تعریف می کنن منم یه چیزی بگم:
امروز رفتم مدرسه یادم افتاد باید تاریخ یه چیزی می نوشتم به معلممون بدم اما یادم رفته بود.
خلاصه با ترس و لرز رفتم اولین کلاس اون روذ یعنی آشپزی. یم چیزی درست کردیم به نام Apple Crisp که خیلی حوشمزه به نظر نمی یومد.
کلاس دوم ریاضی بود که درس داد و مشق های چند روز پیش رو تحویل داد. راه حل من درست بود اما جوابم اشتباه!!
کلاس سوم در مورد الکل و نشروبات الکلی بحث کردیم که چندان جالب نبود!! بیشتر خندیدیم چون به جای فواید الکل بچه ها ضرر هاش رو می گفتند!!
کلاس چهارم فیزیک داشتم یه برگه به ما داده بود باید حل می کردیم من فقط 3تا سوالش رو تونست حل کنم!! ( 4 شنبه امتحان داریم ) اومد برگه من رو دید بعد 4 ثانیه مهرش کرد که یعنی انجام دادی!! بعد 5 دقیقه فهمیدم که همه همون 3 تا سوال رو حل کرده بودند :11::11:
کلاس پنجم اینگلیسی بود که نشستیم کتاب خوندیم و چندتا سوال جواب دادیم!!!
کلاس شیشم هم یک کلاس جدید بود که تاحالا ندیدید!! اسم کلاسش Study هستش و شما در این کلاس درساتون رو می خونید و مشقاتون رو می نویسید!!!
اینم از امروز ما که هیچ اتفاق خاصی نیفتاده بود!!!
[size=small]چه داستانهای شیرینی تو مدرسه دارید شما.
ما که میگن اسممون رو دادن دست مدیر مدرسه چون چنتا از اولیا زنگ زده بودن که فلانی ها تو کلاس شلوغ میکنن.
ما هم اومدیم تو کلاس و گفتیم کدوم فلان فلانی ننش زنگ زده مدرسه هیچکی بروز نداد.:4:
کلا همه میگن همه پیشها تو فاز کنکورن شما تو فاز سربازی هستید:55:
راستی بچه ها من یه پروژه سنگین دارم امروز و وقت نمیکنم راو رو بذارم.به معین گفتم ولی فکر کنم قطعی نت داره.یه شیرمردی زحمتش رو بکشه.[/size]