RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
میدونم زیاد به این انجمن مربوط نیست ... اما چون خودم توش حضور داشتم اینجا هم میزارم ! :دی
[size=medium][align=center]میتینگ 16 مهر : لست چنس از نگاه جادوگر بی ادعا :دی[/align][/size]
با سلام خدمت تمام طرفدارانم!
ساعت 3:36 دقیقه بود که مصطفی اس ای به ما زدو گفت .. نیم ساعت دیگه راه بیوفت !
رفتیم تو کار آماده شدن و ژل و این کارا .. ساعت 4:06 دقیقه به سمت پارک هلال احمر حرکت کردیم ... در راه با مجید تماس گرفتیم که جواب نداد !
رفتیمو رفتیمو رفتیم
اما باور نمیکردیم که رفتیم ... وسط راه همش فکر میکردم الان منو برمیگردونن منزل !
ولی من به رفتن ایمان داشتم !
بلاخره رسیدیم پارک .. گوشی رو در آوردیم دیدیم ام جی اس داده که ما رسیدیم .. من تماسی با ام جی گرفتم گفتم .. سلام چطوریا ؟ کجایید شما .. مصطفی : تو کجایی ... من : من تو پارکم دیگه .. الان آبشارو میبنم .. مصطفی آبشارو دیدی ؟ بیا اونجا پس .
تلپ
تلپ
تلپ
از پشت درختان ظاهر شدم ! از وسط چمنزار .. اولین کسی که به چشم خورد حاج مصطفی بود که ارادت خاصی بهش دارم .. دستشو برد بالا منم با جفت دستام جوابشو دادم !
بلاخره رسیدیم ! :دی
مونده بودم به کی دست بدم .. یهو چشم خورد به رئیس که 2 سال تو کفش بودم رفتم دست دادم بهش بعدش علی آقا تبریزی رو بهم معرفی کردن که ارادت خاصی به ایشون هم دارم !
آیدین گفت آیدینم .. منم گفتم بله میشناسم جدایی جان
رئیس گفت بلاخره شکوندی اومدی جادوگر :دی
به مصطفی گفتم مجید جواب نمیده که تماسی با مجید گرفت و مجید خاموش بود !
مصطفی و آیدین رفته بودن خوراکی بخرن ... نشستیم در کنار بابک و صحبتی انجام دادیم ... بعدش مصطفی و بطول اومدن .. نشستیم اینور با آیدین صحبتی انجام دادیم .. خلاصه با همه صحبت انجام دادیم :دی که در این لحظه اردلان تماسی با آرمان تیزی گرفت و صحبتی باهاش انجام دادیم و گفت سلام ما رو به آقا برسون .
در همین لحظه 3 تا آدما رو گذاشتیم و همه برق چشمای کپیتن تیم اینترنشنال گرفتشون !
در همین لحظه بنده ارضــ ا شدم زانو زدم دستامو بردم بالا و از خدا خواستم آقا رو زودتر به ما برسونه ! در همین لحظه آیدین یک عدد عکس ازم گرفت که بعد ها فهمیدم پشتم پرچم ایران بوده و این اتفاقی نیست !
یاد آودی کنم که مصطفی رفته بود حاج منصور عسگری که ارادت خاصی به ایشون هم دارم و لاشخور لاشخورا مرتضی شایق رو بیاره !
مرتضی ظهور کرد ! گفتم مرتضی اینه ؟ این که گوریله ؟ اشتباه نشده !
بنده اول خودم رو ساسان معرفی کردم ولی مرتضی فهمید !
در همین لحظه از جامون بلند شدیم و رفتیم دوری تو پارک بزنیم ! مرتضی هم گیر داده بود به ما .. هی .. اهم
رفتیم به سمت دابولو سی که آخر نفهمیدم کی میخواست بره ! ( رئیس از من نیم ساعت قبلش پرسیده بود کجاست دابولو سی .. بنده هم گفتم .. نـــــــــیدونم ! )
لحظاتی بعد ... مرتضی ارضـــ ا شد و صداش گل کرد ! شروع کردن به خواندن آواز .. یه کمکی هم بچه ها بهش کردن که بعدا از حلقش به بیرون کشیدن !
در این لحظه بنده رو جو گرفته بود و بسیار اسگل بازی در میاوردم ! در یک رفتو برگشت برق چشمان کپیتن تیم اینترنشنال مرتضی رو گرفت و رفت که کله ی آیدین رو به دستور آقا پاره کنه !
و در همیــــــــن لـــــــــــــحـــــــــظ ــــــــــه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ............ هیچی نشد خواستم یه استراجتی داده باشم !
خلاصه مشغول صحبت بودیم که این مرتضی ما رو ول نمیکرد گیر داده بود به ما !
چند دقیقه میشد که منتظر برادر آرش کندی نــ ژ اد بودیم که سال های قبل بنده با بسیار نموده بودند !( دقایقی قبل آیدین و رئیس تماسی باهاش گرفته بودن ! ) در همین لحظه اردلان این جمع صمیمی رو ترک نمود ! و بعد هم علی آقا تبریزی رفتن ! ( درست یادم نیست شایدم هم قبل از اردل ! )
در همین لحظه راه میرفتیمو با بابک در مورد گیر های خانواده صحبت میکردیم !
نمیدونم چی شد که وارد یک ساندویچی شدیم ! نشستیم و برادر مصطفی فکر میکنم چند عدد ساندویچ و سیب زمینی سفارش دادن ! نشستیم در کنار مرتضی که کم کم داشت منو بیخیال میشد ! در همین لحظه آرش کندی حضور یافت ! موهاشم کوتاه کرده بود ! :دی منم شناخت
نشستیم و غذا ها رو زدیم به بدن ! و بعدش رفتیم در کنار بابک و با پی اس پی بابک یو اف سی بازی کردیم ! در همین لحظه گوشی رو در آوردم فیلم گرفتم و حاج آقا مرتضی توضیح دادن که بعد از 2 سال یک نوشیدنی گاز دار خوردن !
از ساندویچی خارج شدیمو رفتیم دمه در ساندویچی ! در همـــــــین لحظه صدای حاج مرتضی دوباره گل کردو شروع کرد به آواز خوندن ! چند عدد عکس کنار دیوار ساندویچی گرفتیمو مرتضی هم به دلیل دستور آقا من رو بالای سرش برد تا چند عدد عکس ویژه هم گرفته بشه !
در همین لحظه با رئیس .. آرش .. آیدین خداحافظی کردیم ( با رئیس رو بوسی هم کردم به دلیل ارادت ویژه ای که بهشون دارم ! ) و دوباره با مرتضی .. بابک .. منصور .. و مصطفی به سمت پارک رفتیم ! ( خواستیم مرتضی رو با خودمون نبریم اما خودشو بهمون رسوند ! )
در این لحظه نمیدونم کی رفت دابولو سی و ما نشستیم در مورد رشتی بزرگ مرتضی باتیستا صحبت کردیم ! در همین لحظه بود که باید خداحافظی میکردیم ! مصطفی .. بابک و مرتضی رو در آغوش گرفتیم ( که مرتضی یه کم بیشتر لفتش داد ) با برادر منصور هم دست دادیمو خداحافظی کردیم ! و به سمت خانه عمو رفتیم !
این بود اولین حضور دی آنکایند تزار که بسیار هم خوش گذشت ! :دی
همین الان هم فهمیدم مجید جلسه کارگاه سیم کشی داشته :دی
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
آقا من یه سوال ذهنمو مشغول کرده .
مگه این ساسان چند صفحه پیش خداحافظی نکرد گفت می رم سر درس . پس چرا من هر وقت میام یه پست ازش می بینم
----------------------------
اینقدر پست داره که فکر کنم 3 ماه دیگه هم نیار بعدش بیاد می بینه بازم همینجوری ت صدره
-----------------------
مشالا چقدرم تشکر داره خدا لعنتش کنه همونی رو که هم من می شناسم هم ساسان
داش ساسان بلند بگو لعنت بر .........
( بقیه اگر براشون سوال شد می تونن از ساسان بپرسن یا از خود من اما شرط اینه که اگر فهمیدن اونا هم باید بلند داد بزن هر وقت اسمش اومد )
----------------------------
آقا من هم معترضض نسبت به تحصیل هم دارم جوانبش رو برسی می کنم
مدرک همچین به درد بخور نیست ولی همچین بی درد هم نیست .
-
--------------------
ببینید اگر من الان بخوام بگم چه کارهایی بلدم با این پی سی انجام بدم یا چیز دیگه باید 1 صفحه کامل رو لیست کنم
ولی مهم اینه که کدوم رو انجام می دم من الان فقط در حال حاضر دارم از یکی از چیزهاییی که بلدم استفاده می کنم
------------------
آقا یکی می تونه درس بخونه یکی نمی تونه درس بخونه دلیل نمیشه همه مدرک داشته باشن . یارو یه عمر دیپلم داشت توی مجلس بود خدا بیامرزش یه جوری دان 1 کردا رو داشت هیچی بهش هیچی نگفت .
همین الان نفر اول مملکه لیسانس داره بعد از دانشگاه آزاد مدرک خرید الان همه می گن داره توی دانشگاه درس می ده من نمی دونم اینکه همش سفر این شهر و اون شهر و این کشور و اون کشو هیشکی نمی ** اگه استاده کی می رسه بره دانشگاه . شاید دانشجوهاش شبا میان خونشون کسی چه می دونه ولی کسی به دروغش شک نمی کنه
----------------------------
زندگی واسه همس کسی مجبور نیست کاری و انجام بده . کسی مجبور نیست درس بخونه یا نخونه ، کسی مجبور نیست خدمت بره یا نه ، کسی مجبور نیست سر کاره بره یا نره ،
ولی حالا اگر کسی اولی رو نره آن چنان ضرر نمی کنه ولی اگر هم رفت سود بزرگی نکرده
دومی رو اگر هر کی بره صد در صد ضرر کرده . البته این بچه سوسولها که دماغشون رو هم مامانشون براشون می گیره و وقتی تو خیابون راه می رن تو از دیدنشو ن حرص می خوری که یه همچین موجود لندوک و مفلوکی باید اکسیژن خدا رو بکنه دی اکسید کربن و هر جوری حساب کنی توی کل عمرش به هیچ دردی نمی خوره فقط به طور غریزه داره به چرخه محیط ریست کمک می کنه .
اینا باید این خدمت رو برن تا مرد شن . بقیه اصولن همه مردن ( چاکر داش بهمن هم هستیم ، آقا معین مددی ارادت ، نخ سوزن داداش ابولفضل ) اینایی که گفتیم نمومنه کسایین که مردونه خدمت کردن و از قبل مردتر شدن و دارن پادشاهی می کنن البته باز بهمن و ابول مردترن.
------------------------
اما آخری هر کی نره سر کار ضرر کرده. ولی خوب شاید اگر نره هم باباش بهش می کده پس نمیده ولی خوب کار یه لذت خودشو داره البته اگر دوست داشته باشیش. اگر بری پول داری ، وقت حروم نمیشه ، عمرت حروم نمی شه حتی شده تو آسساب بگذره بهتر از اینه که مثل بعضی ها دور شهر چیز موش چال کنی.
مشالا این دسته آخر که تو کار چیز موش چال کردن هستن خیلی زیادن اینقدر توی این تهران هستن که باعث ترافیکن . اینقدر زیاد بر می دارن که مجبورن یه نفره توی ماشین برن . مشالا اینقدر کارش لذت بخشه که همه به طور خودکار به سمتش متمایل می شن .
--------------------------
حالا الان یه کم دیگه حرف بزنم می گن طرف منبر رفته سر گیر آورده .
در کل داداشه من هر کاری دوست داری بکن ولی اگر رفتی سمت هر کدوم تا ا[رش برو وسطش نمون .
-----------------------------
خداییش این درسی که من تا الان خوندم جز حرص و ضرر هیچی نداشت .
ترمی 1 میلیون دانشگاه در میومد . ( یعنی پول دانشگاه ، اجاره خونه یا خوابگاه ، غذا ، کرایه ، و ...........)
---------------------
در عوض چی برام داشت :
از نظر فهم
فهمیدم بارهایی به نام مثبت و منفی وجود داره .
فهمیدم الکترون بار نداره
فهمیدم جریان از منفی به مثب می ره . فهمیدن میدان از مثبت به منفی - فهمیدن موتور القایی به انرژی القائ الکتریکی استفاده می کنه ، فهمیدن موتور الکتریکی با انرژی الکتریکی استفاده می کنه ، فهمیده اگر سیم رو از وسط مدار برداری مدار باز می شه
فهمیدم اگر یه لامپ رو دو سر سیم وصل کنی توش انرژی الکتریکی جریان پیدا م یکنه اگر یه لامپ هم وصل کنیم روشن می شه ( قدرت خدا ببین تا کجا رسیده )
فهمیدیم ادیسون یه جورایی دزد بوده . آخ گفتم دزد
فهمیدم اداره برق چه جوری ازمون پول زور می گیره پول ناحق می گیره پول 10 برابر می گیره . فهمیدم انرژِی نه به وجود میاد نه از بین می ره فقط شکلش عوض می شه ولی خوب پول رو چرا ما می دیم خدا می دونه .
فهمیدم قانونا محاسبات ریاضی که 90% رشته برق ر تشکیل می ده به هیچ دردی نمی خوره فقط از یه متغییر می رسیم به یه متغییر دیگه آخرش هم می گن اونم در نظر نمی گیرن .
تمام محاسابت در حاد میکرو انجام می شه آخرش می گن یه ساعت حساب کرده حالا توی کار اینو صفر در نظر می گیریم .
آهان فهمیدم جریان DC یعنی مستقیم AC یعنی متناوب مثل موج سینوسی . یعنی دی سی می کشت و ای سی هم می کشت ولی شایدم نکشت .
تونستیم اثبات کنیم که حد یه عدد توی مدار هیچ تاثیری نداره ولی خوب محاسبه می شه .
فهمیدیم با ولت متر می شه ولتاژ رو اندازه گرفت .
فهمیدم موتور به صورت دورانی می چرخه . فهمیدم هیچ چیز ایده آلی وجود نداره فقط در نظرش می گیرن .
----------------------------------
حالا با این دانسته ها به نظرت کجا می تونم برم سر کار. هر جا برم باید کم کم 3 ماه بی حقوق و مجانی کار کنم که کار و یاد بگیرم وقتی یاد گرفتم بیرونم می کنن می رن یه دانشجوی دیگه رو می گیرن که بهش یاد بدن به همین منوال هم کار م یکشن هم پول می گیرن .
حالا منی که پول در نیاوردنم و فقط یه کار یاد گرفتم باید آویزون همه جا بشم که هم می گن حداقل 3 سال سابقه کار ( در واقع این سابقه کار باید واسه هم سوال باشه
1 اونی که 3 سال یا بیشتر سابقه کار داره به احتمال 100% الان سر کاره خر نیست از کارش بیاد بیرون که هست . پس یعنی یه چیزه چرت .
2 اینکه وقتی واسه همه سابقه کار می خوان یعنی در واقع کسی ور نمی خوان فقط می خوان به وزارت کار اعلام نیرو کنن بعد
با پارتی چند نفر رو می گیرن.
---------------------------
حالا در یه صورت یه فر م یتونه کار کنه اونم اینه که کار بلد باشه .
دکترا داشته باشد ولی کار بلد نباش . البته با مدرک دکترا و فوق لیسانس چندتا کار می تونی انجام دبی .
1
- اینکه به جرگه اون دسته که چیز موش چال می کنن بپیوندی البته با ساعت کاری بیشتر ( که عقلا به سرفه نیست بالاخره
این مه درس خوندی عقلت برسه که این کارو انجام ندی )
2- اینکه می تونی بری توی دانشگاه غیر انتفاعی یا پیام نور استاد دانشگاه بشی عقده همه سالهای تحصیلتو سر دانشجو های بدبخت خراب کنی ( عقد نمره های پایین ، عقدر به درد نخوردن مدرک ، عقده نداشتن کار ، عقد نداشتن پول ، عقد ناتوانی برای ازدواج و ......)
راه سوم اینه که بری خودتو کارگر ساده معرفی کنی که بهت کار بدن چون اگر بگی مدر داری بهت می خندن کهچرا کار بلد نیستی اگر هم با مدرک بری بهت کار نمی دن می گت حقوق بالا می خواد
پس بهترین کار جز اون دوتا اینه که بری یه قبر توی بهشت زهرا بخری که حداقل اگر مردی روی زمین نمونی
--------------------------------
حالا اگر نگاه کنی می بینی مشکلاتی به این سادگی و کوچیکی یه دنیا مشکل بزرگ به وجود میاره که کار مکشور و روال زندگی به اینجا می رسه که لاینحل می شه به حدی که رئیس امور دست از سر وطنش ور می داره ( چون می دونه نمی تونه درستش کنه ) می ره سمت جهان می ** وضع جهان خرابه نظام مردم داری دنیا غلطه و .........................
که چون این رویه رو پیش می گیره خود کار توی وضع وطنش هم می رینه اساسی مثل الان
----------------------
حالا تو بیا بررسی کن که 1234 به توان 987 رقم هزار گانش گنده ، تو صبح عین سگ حساب کن تا اونجات پاره بشه ولی وقتی می ری تو کار اولا که به دردت نمی خوره ثانیا یه ماشین حساب می دن دستت که اگه یه دکمه بزنی می ره سره کوچه نون هم م یخره
---------------------------------
بچه های ژاپنی دارن کار میکنن و پول در میارن و همه مخ شدنن بسکه دولت بهشون رسیدگی می کنه اما بچه های ما باید فکر این باشن که موهاشون و کوتاه کنن که از ناظم شلینگ نخورن .
----------------------
واقعان ما یه 1000 سالی از فرهنگ و تمدن عقب افتادیم نسبت به همه
همه از فرهنگ ما چیز یاد گرفتن ما همه فرهنگ داریوش و کوروش و سیاوش رو گزاشتیم زیر پا گیر دادیم به منشور سازمانن مللل کروش .
بابا تو مردم داری کورشو یاد بگیر نه اون تیکه سنگ و بکن تو چشم دنیا
-----------------------
آه خیلی حرف زدم خسته شدم بسه ایشالا بقیش یه وقت دیگه
حالا به نظرتون اگر واسه ی حرفهای من جواب محکم و محکمه پسندی داین می شنوم تا از خودم دفاع کنم
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
نقل قول:
آقا من یه سوال ذهنمو مشغول کرده .
مگه این ساسان چند صفحه پیش خداحافظی نکرد گفت می رم سر درس . پس چرا من هر وقت میام یه پست ازش می بینم
----------------------------
اینقدر پست داره که فکر کنم 3 ماه دیگه هم نیار بعدش بیاد می بینه بازم همینجوری ت صدره
-----------------------
مشالا چقدرم تشکر داره خدا لعنتش کنه همونی رو که هم من می شناسم هم ساسان
داش ساسان بلند بگو لعنت بر .........
( بقیه اگر براشون سوال شد می تونن از ساسان بپرسن یا از خود من اما شرط اینه که اگر فهمیدن اونا هم باید بلند داد بزن هر وقت اسمش اومد )
سلام .
جيگر دقيق بخون . گفتم اخر هفته ها ميام شوء فروم رو ميزارم :-L
(( لعنتش كنه .... :4: ))
----
در ضمن فردا الي تا يك شنبه شوء اصلي فروم گذاشته ميشود :4: !!!
======
ويديو كنسرت LP در برزيل كه همين چند روز پيش انجام شد ( دوربين اصلي :4: *)
نقل قول:
http://www.palsharing.com/tz0wzyvjy424.html
http://www.palsharing.com/x3r2u6iuobk5.html
http://www.palsharing.com/l6yie5uxsycy.html
http://www.palsharing.com/arwx2y6q3teu.html
http://www.palsharing.com/q7ioiglwh6cn.html
http://www.palsharing.com/dvfz5e43qbyv.html
http://www.palsharing.com/99kfztm5ozry.html
http://www.palsharing.com/vnm15d4rphko.html
http://www.palsharing.com/799a1wbm6nbc.html
http://www.palsharing.com/276wo46t15zw.html
فعلا :3: ...
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
سلاو ولات !!
شوما چوانی برارا ؟ باشم سپاس الحمدوله لا !! :34:
میر علی شوماخر فرمول یک!! حال ته چتویه، تو چ دکه ی ماشین؟ آقات ئه رد بخاطر پجو ار دی موتور زانتیا!!
بهمن ئول ئول ئاشکه را دوربین ؟ چشاتو در میارم حالا ببین!!!
هادی کامپیوتر ئه سمان ئه وین ....؟ بریم زندان اوین؟ تو اه چی تئیه درس خونی مگه خر خونی؟؟!!
فتال بی پی پی بوهار هاوین ..اواتورهات بی نهایت خز این!! این سینا چرچیل کوئست ؟
عرفان و ساسان و هامون و ارمان و هامد و باقش پنل مدیر پدیر چه ئکید خوار های مه ؟ خاک انجمن رو هنوز میمکید؟؟ :15:
امشو شبو ستیر بنده میام ببین!! عاروسنی تموم بوسته ..
خاترا تونه دخوازم برار خوهارای انجمن !! اسمهاتون خیلی زیاده ! رفته از مصب یادم!!
اینا همه که گفت ئم به زوان کردی بئوفتوم ...ک ون تک تک تونوم پاره ای کنم دبرارا.
--------
بچه ها سلام! ملت ما اومدیم..........
یا علی....
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ABOLFAZL
سلاو ولات !!
شوما چوانی برارا ؟ باشم سپاس الحمدوله لا !! :34:
میر علی شوماخر فرمول یک!! حال ته چتویه، تو چ دکه ی ماشین؟ آقات ئه رد بخاطر پجو ار دی موتور زانتیا!!
بهمن ئول ئول ئاشکه را دوربین ؟ چشاتو در میارم حالا ببین!!!
هادی کامپیوتر ئه سمان ئه وین ....؟ بریم زندان اوین؟ تو اه چی تئیه درس خونی مگه خر خونی؟؟!!
فتال بی پی پی بوهار هاوین ..اواتورهات بی نهایت خز این!! این سینا چرچیل کوئست ؟
عرفان و ساسان و هامون و ارمان و هامد و باقش پنل مدیر پدیر چه ئکید خوار های مه ؟ خاک انجمن رو هنوز میمکید؟؟ :15:
امشو شبو ستیر بنده میام ببین!! عاروسنی تموم بوسته ..
خاترا تونه دخوازم برار خوهارای انجمن !! اسمهاتون خیلی زیاده ! رفته از مصب یادم!!
اینا همه که گفت ئم به زوان کردی بئوفتوم ...ک ون تک تک تونوم پاره ای کنم دبرارا.
--------
بچه ها سلام! ملت ما اومدیم..........
یا علی....
علیک سلام حاجی:4:
دلمون برات یه ذره شده بود:4:
باید تو انجمن شام بدیم،نه ناهار،نه اصلا همه کاربرا 6 ماه ویژه میشن:4:
مرد مومن با این لهجه اینهمه حرف زدی من معنی هیچکدوم رو نفهمیدم:4:
وقت کردی به فارسی دری ترجمشون کن تا ما زیر دیپلمی ها هم حالیمون شه چه تیکه هایی بهمون انداختی:4:
زبونم لال :4: انشاا... که میخوای بمونی دیگه؟؟
این انجمن و این اسرار فقط توتیای قدوم مبارکت رو کم داره که الحمدا... اونم مهیا شد:4:
منتظر پستای ویران کنندت هستیم:4:
یا علی...
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
به قول ساسی :
[align=center]
[size=xx-large]
6,000
ViVa iWE Soldiers
[/size]
[/align]
فعلا ...
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
آقا این پست ابولی یعنی اینکه من تازه از رشت رسیدم اهواز الانم توی خونم مستقرم آماده ام مهمون بیاد خونمون .
---------------------
دوستانی که حاضرند بریم خونه ابولی اینا مهمونی سر زده اعلام کنن زمان حرکت اتوبوس رو مشخص کنیم .
( اگر تعدا به حد نصاب اتوبوس نرسه اصلا نمی ریم ابولی کیه )
-----------------------
آقای بابک یه هفته آواتر با کمربند این هفته با چاقو من کم کم دارم می ترسم ها فردا با ژ سه پس فردا کلاش پس فردا آر پی جی یه هفته دیگه هم لابد تانک دیگه . نکنه اون دور رو بر جنگه .
--------------------------------
نکنه اعزامت کردن فلسطین به اسرائیلی ها کمک کنی ؟
----------------------------------
بابا داش ابولی این چه لهجه ای بود . من خودم از اول دانشگاه با کرد و لر و ترک و اهوازیو عرب و مشهدی و اراکی و خلاصه از همه خطه ها هم خونه بودم . نگو این حرفا رو به یه زبونی نوشتی که منم نتونستم بخونم . حالا من کسی نیستم ولی خوب حداقل می تونم بخونم یه کمش رو .
البته فکر کنم این کردی که ابولی ک8 ر 8 د 8 ه بچه بوده وسط کار زبونش می گرفته ابولی بد یاد گرفته . آقا بلد نیستی نگو قربونت برم .
----------------------------
اصلا من نمی دونم کی به تو تصدیق داد پشت کیبورد بشینی عزیزم .
---------------------
داش بهمن ببین همین ابولی که نمی خوام با انگشت نشونش بدم تو پستش بهت فحش بد داده خیلی بد ولی خارجی گفته تو نفهمی من واست ترجمه اش رو پخ می کنم .
--------------------------------
خوب پیام اخلاقی این هفته .
بالاخره ساسان اظهار وجود کرد شانس آورد کلمه رمز رو گفت . ولی من چند وقت پیش پروفایلشو باز کردم همه پستهاش رو چک کردم توی همه پست ها این شکلک :d هست . اصلا یه سری پستهاش فقط شکلک . من نمی دنم این شکلک اگر نبود این بشر چه می کرد . ها چی می کردی ؟ همونه .
به خدا وقتی باهاش چت می کنم همش دندون می بینم . دوسش دارم ها خیلی گله وخوب هر گلی یه عیبی داره اینم خله .
-----------------------------
امروز من توی افکارم به یه چیزی بر خوردم که واسم خیلی سوال شد ببینم شما می فهمید .
اگر نوستراداموس پشی بینی کرده سال 2012 دنیا به پایان می رسه ، خبو پس چرا هیتلر حمله کرد به روسیه که باعث شد رضا خان برای کشف حجاب دست به فروش نفت بزنه که آمریکا بیاد از ایتالیا لامبورگینی بخره واسه اینکه آلمان به ما ماشین بفروشه که سایپا جم کنه بره یه تیم بزاره توی لیگ که چون می خواد روش تبلیغ پراید بزنه همچنان باید پراید تولید کنه . اصلا اگر کودتای سوم برزیل رخ نمی داد الان گابریل گارسیا مارکز برق و اختراع می کردو ادیسون شعر می گفت . نه اینم جالبته که اتحاد جمایل شوری بعد از قرار دادی که با چین بست از همپاشید که همونجا بود نامه امام برگشت خورد اصلا به گورباچوف نرسید که بخواد حرف گوش کنه ولی خوب بعد از اون محمد رضا پهلوی برای استقلال ایران دست به تهاجم فرهنگی زد . در کل هم اینا چه ربطی به تابلوی لبخند ژگون داره که اصلا به چی می خنده به وینبلدون به خاطر کشیدن رنج و گنج توی سیاره میمون ها . خوب حالا تو فکر کن اگر اینگلیس بیشتر قشر کتاب خون رو داشته باشه چرا توی ایران بیکاری زیاده ، اصلا صحت استاند به ماده 1234567 قانون اساسی می تونه به کاشت و زراعت سیب توی بهش کمک کنه . پس اگز ناپلئون می دونست هوا سرده نمی رفت با روسیه بجنگه که انگیلیس تایتانی بسازه بخواد بره آمریکا که نوستراداموس بگه یه روزی غرق می شه .
حالا نظرتون راجع به این افکر چیه ؟ شما هم توی دستشویی فکر میکنید . بالاخره باید یه چیزی رو آب ببره ؟ هان
-----------------------------------------
نتیجه گیری اخلاقی
شبا مسواک بزنید قبل از خواب
آب نمک قرقره کنید
به جی افتون شب بخیر بگید اوناییم که ندارن به ایرانسل اس بدن که حتما جوابشون رو میده
شبا گوشیتون رو سایلنت کنید .
اینقدر هم توی نت دنبال فیلم چیز نگردید
برای سلامتی خودتون هم خدار و شکر کنید
یا حق
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
نقل قول:
نوشته اصلی توسط legendarp
اینقدر هم توی نت دنبال فیلم چیز نگردید
یاد دوست عزیزی افتادم که سابق بر این مدیر هم بوده :4:
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
سلام خدمت همه بچه های گل انجمن
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم
اینقدر گرفتاری و کار داریم که حد نداره ولی هر دفعه میام اینجا سعی میکنم پیش شما دوستان باشم و
بیشتر وقتمو اینجا و تو این انجمن سپری کنم
قضیه رو از حدود 6 روز پیش شروع میکنم .
بعد از عمری قرار گزاشتیم با بچه ها بریم مسافرت
رفتیم سر کار یه مرخصی گرفتیم از یک شنبه تا جمعه
گفتیم کجا بریم یکی گفت شیراز یکی گفت مشهد ما گفتیم شمال دلمون هوای شمالو کرد و بچه ها قبول کردن
خلاصه 2 تا ماشین شدیم یکی از بچه ها اونجا خونه داشت رفتیم اونجا
هوا خیلی سرد بود منم اصلآ حواسم نبود که لباس ببرم
خلاصه روز اول اونجا بودیم روز دوم شد ساعت های 8 یا 9 بود من گفتم بریم تو شهر یه گشتی بزنم بیام
رفتم یه کافی نت پیدا کردم اومدم یه سر به انجمن زدم
دیدم یه آقایی اومده گفته سعید فلانت میکنم بیسارت میکنم از این حرفا
یه جمله جدا از این قضیه بگم من بابت کاری که نکردم از بابامم معذرت خواهی نمیکنم
ولی نمونش عرفان بود که پارسال باهاش دعوام شد چون اشتباه از من بود معذرت خواهی ام کردم
من روز اولی که اومدم اینجا گفتم نوکر کوچیک تا بزرگ این انجمنم
شوخی ام داشتم هم با اون پسر داشتم هم با آرمان هم با عرفان ولی شوخی ناموسی نمیشه کاریش کرد
چون من با رفیق شیشمم شوخی ناموسی نمیکنم
بعد اون قضیه خیلی ها اومدن گفتم سعید زشته اینجوریه اونجوی ولی 1 نفر نگفت فش ناموس خوردی
خلاصه او شب من شمارمم دادم که فکر نکنه خبریه.
زنگ زده به من داشتن 4 نفری حرف میزنن من اصلآ نمفهمیدن چی میگن چون او جایی که ما بودیم آنتن خیلی بد میداد
بعد فکرشو بکن وسط شهری که هیچکسو نمیشناسی من 4 تا حرف زدمو
گفت آدرس بده بیام گفتم بیا نظام آباد زنگ زدم اونجا یه جمعیتو تا 5 صبح نگه داشتم گفتم بی ناموسید اگه واینستید
5 صبح زنگ زد گفت سعید چی کار کنیم گفتم برید بیخیال
فرداش اومدم دیدم پشت سر ما گفتن سعید صداش میلرزیده نفس نفس میزده ت خ م کرده از این حرفا.
خلاصه نشنیده گرفتیم
اومدم به رفیقش گفتم من شنبه تهرانم گفت بیا
از عرفان میخوام اگه این آقا به خاطر ما اخراج کرده همین الان بازش کنه چون نمیخوام به خاطر من نیاد اینجا.
حالا من اینجا فقط اومدم یه چیزیو بگم
آقایی که به من میگی بچه زور آبادم با غمه نصت میکنم .................
من شمارتم گم کردم خواستی بزار بعد اینجا به خودتم این حرفارو بزنم
اگه بزنی و گنده ایی تو این هفته یه روز پاشو بیا میدون توپخونه متروش میشه امام ***** همون پارک شهری که بچه ها میرن نه به من نزدیکه نه به تو
هر کی ام خواستی بیار کل کرجو بردار بیا.
من همین جا میگم حسینم بیاد فقط وایسه ببینه
من بی ناموس عالمم اگه بزارم زنده برگردی
اون موقع که اصفهانک بود و یه تهران از اسمش میلرزید کرج کجا بود بابا دلتم خوشه
من رو دستم با کارد یه خط انداختم که وقتی میبینمش میگم یا میمرم یا میمره همین .
ولی خداشاهده دارم این حرفو برای بچه های انجمن میگم من کاری به کارش نداشتم
چیزی گفتم فش دادم چی گفتم که اومد اینجوری گفت
دنبال شر نیستم دنبال درد سر نیستم چون اینقد بد بختی ریخته رو سرم که اصلآ به این قضیه فکر نمیکنم
من همین جا میگم اگه من حرفی زدم هیچی نبودم معزرت خواهی نمکیردم ولی چیزی نگفتم
پاشم هستم تا آخرش.
بچه های انجمن اگه حرفی زدیم چیزی بدی گفتیم شما ببخشید
سرما ت خ می خوردم ولی با این حال این همه براتون نوشتم که نگید نامرده .
ما رفتیم فعلآ
RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)
داش حرفارو توی پروفایلت زدم زشته این حرفایی زدم توی اسرار بمونه .