خب - اينم از اسكرين شات ها و داستان بازي به روايت قلم و تصوير و زبان :4:
داستان از اين قراره كه ...
يك روز وين روني در حال ديدن تلويزيون بود كه ناگهان چشمش به اين صحنه افتاد
ماتراتزي : علي دايي !
زيدان : فحش خــ.ار مادر ؟ بگير كه اومد ...........
در همين حال ، روني ياد جام جهاني ميفته كه روي يه بازيكن پرتغالي پا گذاشت ... !!!
در همون موقع ، كريستين رونالدو :86: ، اود و گفت : هوي يارو ! اقــ.ــيم كردي يار ما رو !!
داور گرامي ، ديشبو كه يادت نرفته ؟ :11: يه كارت قرمز بده خلاص شيم بره ، اين يارو جانيه !!
داور هم براي اينكه تقديري از CR كرده باشه ،*گفت بازم بيا و يــــكـ دانه كارت قرمز روانه ي وين روني كرد !
در همين موقع ، CR به بازيكناي خودي و داور يه چشمكـ زد و گفت : فهميدين ديشب كجا بودم ؟ :11:
روني هم اون صحنه رو يادش نرفته بود ؛ پس تو زمين فوتبال ، ييهو قاطي كرد !
سرنوشت وين روني در اختيار شماست :4: - آيا CR رو به جزاي اعمال ضد اسلامي اش ميرسونيد ؟*:4:
يا حقّ !*:4: