عنوان :دومین میتینگ مشترک بچه های IWE - ITR
مکان : مشهد مقدس
تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ردیف تکیه داده از سمت چپ :معین.میرعلی.ابوالفضل.وحید
ردیف زل زده به دوربین از سمت چپ:حسین.مجتبی.بهزاد
عکاس:ممد بلقیس
بعد از اینکه امسال خدا قسمت کرد و باز هم از سوی امام رضا (ع) طلبیده شدیم اینبار با خانواده باجناق و پدر زنم...راهی این دیار شدیم...قبلش به اطلاع بروبچ های مشهد که کم نیستن نیز اطلاع دادیم و حضور خودمون رو در تاریخ 27 اردیبهشت اعلام کردیم... و روز سی ام رو انتخاب کردیم برای دیدار با این جوانان نااهل !
این دومین میتینگ بچه های 2 تا انجمن بود...
افراد حاضر در میتینگ
میر علی - ممد بردوس ملقب به بلقیس - و باجناق بنده معین جان سروروسالار.عشق.غرور .افتخار .استقامت :8: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و بنده از سایت محبوب و سابقه دار IWE در این میتینگ بودیم..
اما بچه های ترنس باز اونور هم کم نبودن در حالی که قرار بود اول 7 نفرشون بیاد ولی در نهایت فقط مجتبی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ملقب به موجی گوچی - محمد حسین [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]معروف به وحید - و یکی دیگه از دوستان اونوری یعنی بهزاد عزیز بودیم..
اما یک نفر در این جمع غریبه بود و در هیچ کدوم این سایتا عضو نیست! اون شخص همشهری و هم ولایتی بنده بود ولی رفیق شفیق میرعلی بود و جفتشون از یه کوزه اب میخورن!
این شخص حسین نامی بود که لقب حسین جن رو براش انتخاب کردیم! یک پسر اعجوبه و باحال و مضحک...پسری که از اول تا اخر میتینگ نذاشت خنده از لبانمون کنار بره!
یك میتینگ 7 نفره برای تسویه حساب و بازكردن خیلی از معماها !!! ذهن بیمار كه اجازه حل این معماها رو نمی ده لااقل در این سفر می تونستیم بفهمیم این بردوسه عجب آدم شادیه!!!!
ساعت 6 ربع كم سر فلکه منو و معین که نزدیک حرم تو هتل (البته سوئیت اپارتمان بود ...ما از این پولا نداریم!! ) اقامت داشتیم...با میر علی عاشق شكست خورده رویایی قرار داشتیم....
سر ساعت 6 و چلو پنج میرعلی اومد ! راستش با این پای ناقصش ازش توقع نداشتم زودتر از 8-9 بیاد ولی دمش گرم سر موقع اومد!:4:...
برعكس از این حسینه كه توقع داشتیم روشنفكر باشه و پای بند اخلاق اجتماعی ولی متاسفانه در سفر باید شناخت گل خام را تا پخته شود !!
تو راه کمی بیشتر با این معجزه قرن بیست و یک اشنا شدیم...کم کم رومون به هم باز شد و از اینجا بود که یه بچه اروم با موهایی بور و چشمانی نجیب تبدیل به دیوی شیطون و تودل برو شد!
رسیدیم به کافه ای که سری قبل هم اونجا رفتیم و دیدیم مثل همیشه ممدبلقیس زودتر همه اومده 4 قاچ واساده! فکر کنم این ممده تو دوران مدرسه همیشه زودتر از همه سر کلاس حاضر میشده! بچه اینقد وظیفه شناس! ممد جان مثل اینکه نیازه بفرستیمت پیش میر علی تا رات بندازه!
وحید هم مثل اینکه تازه خودش رو رسونده بود...با یه هیکل نحیب و کمی چاق!! بغل ممد واساده بود چون تو میتینگ اول جفتشون بودن همدیگرو میشناختن!
بعد از ماچ و روبوسی این ادا واطوارا ...سراغ بقیه بچه ها رو گرفتیم...که خبر اومد موجی و بهزاد تو راهن....خیلی دلتنگ موجی بودم ...
رفتیم سفارش 2 تا قلیون دادیم و نشستیم کپ زدیم کمی...
.يه دفعه ديديم هوا تاريك شد!!! برگشتيم ديديم...تو راه پله ها يه چيزي سد راه نور شده و نور به زير زمين نمي رسه!!! فهميديم بهزاد داره مياد!! یه پسر تنومند که اگه یه چکت بزنه 2 تا ملق میزنی ..ولی باطنن یه پسر ساکت و مشخصن خجالتی.....
مباحث پراكنده بود...از سیاست شروع میشد به ورزش ختم میشد....از انجمن شروع میشد به مسائل نرم افزار سخت افزاری میرسید! ..بعضی وقتا با جماعت ترنس سرگرم حرفهای الکترونیکی میشدیم...بعضی وقتا خبر از اخرین اخبارهای کشتی کج رو از میر علی.و ممد به سمع و نظر خودمون میرسوندیم!
حضور معین تو این میتینگ خیلی حائزاهمیت بود...بچه ها محو صحبتها و نصایح معین عزیز بودن ...و همچنین به بنده بخاطر پیدا کردن همچین باجناق پخته و درستکاری تبریک میگفتند...
خيلي عالي بود بچه ها همه شارج بودن و شعار میدادن هاشمی زنده باد روحانی پاینده باد!!
وحید نسبت به سری قبل خیلی تپل تر و با مزه تر شده بود...مشخصه روابط عشقی سالم روی وزن این پسر تاثیر داشته...چون ما هر چی گشتیم هرکی ناسالم و مشکوک میزنه معمولن لاغر و نحیفه! حتی تو اون جمع بچه های میتینگ هم به وفور پیدا میشد اگه کمی میگشتی !
من در همین فرصت هرگونه درگیری و مشكل رو با وحید بوقلمون تكذیب می كنم...هرگونه وارد شدن به حریم خصوصی دیگران ممنوع می باشد.....ما خیلی خوبیم با هم...به خدا من وحیدو رو بیشتر از تعداد موهای سرم دوس دارم!!!سال نو رو پیشاپیش به همه شما عزیزان تبریك می گم....موجی كشش نده قضیه رو ....بین من و وحید هرچی بوده تموم شده!!!!
این میتینگ ما چون در یک فضا برگزار شد نکات زیاد مهمی بدست نیورد...اخه عادت داشتیم سری های قبل بچه ها رو برمیداشتیم میبردیم شهرو میگشتیم و میزدیم به جنگل و بیابون!
6-7 تا قليون كشيديم و از خاطرات گفتيم ....فضاي بسيار خوبي بود......من توصيه مي كنم دوستان جديد هم بيان و يه وقت فكر نكنند اين جمع بستس!!!
فقط اينطور بهتون بگم ...يكسري تصورات هست كه تا همديگرو نبينيم براتون جا نمي افته طرف واقعا چه جوريه!!
مثلا من اشاره كردم كه حسین چقدر دوست داشتني و با مزه است!!! هر چند واقعن اینطوره..اصلا اين چه مثالي بود كه زدم...نمونش مجتبی !
من تصوري كه از ايشون داشتم يك ادم از خودراضي و خودشيفته و مغرور و البته چاق!!!
خوب در مورد هيكلش درست فكر مي كردم ولی باقي چيزها اشتباه بود...موجی مظهر خوش اخلاقي...مرام...اخلاق---و صداقت بود!!!
و من همش داشتم از تجربیاتم به وحید می گفتم....مخصوصا در زمینه عشق و عاشقی كه این مسیر بن بسته....یه وقت مجبوری تا محرم سال دیگه تو این كوچه بن بست زنجیر بزنی و این حرفا!!!
از کافه که بیرون اومدیم این بلقیسه مغز فندقی هم پا شد كنار اتوبان و مثل این كساییكه با ظرف كنار اتوبان وا میستن برای بنزین...دوربین به دست واستاد كنار اتوبان و به هر ماشینی كه می رسید می گفت عكس..عكس...( یعنی بیاید از ما عكس بندازید!!!)
خدا وكیلی با كیا رفتیم میتینگ...فكر می كردیم فقط خودمون قاطی هستیم نگو اینها خودشون ختمن....
بهرحال برای شما بنده نقد و توصیف کوتاهی از بچه های میتینگ میکنم تا بیشتر با این سینه سوخته ها اشنا شید:
1- وحید :
با 23 سال سن ولی چهره ای در حد یك جنتلمن 33 ساله! كلا ادمهایی كه ماهی یك دفعه تو عشق شكست می خورن دیگه حال و حوصله موهای زاید رو ندارن!اشتبأه نكنم تو كار هسته مستس!!!! از قدیم شایع بود هیشكی سر از كار این بچه در نمیاره....
به گفته شاهدان عینی در دانشگاهی که تحصیل میکنه چندین دختر بدنبال ایشون هستن ولی ایشون بخاطر همون اصلی که اول گفتم بدنبال رابط سالمه!
2- مجتبی :
قبلنا که عكس انداخته بود شبیه پسر سرتقها بود..بچه نجیب بااصالت.گل. کمی شاد با صورت و میمکی که به هلندیا رفته! به نظرم دیگه باید یه ته ریشی بذاره!!!مجتبی اولین دوست من تو انجمن ترنس بود و خیلی زود با هم پیمان برادرخوندگی بستیم...عاشق موسیقی و تجارب زیادی در این زمینه داره...مهندسی شیمی خونده و در حال حاضر مشغول بالارفتن از ساختمون مردمه! البته نه برای دزدی بلکه برای نصب دیش و ال ان بی!!!
سرش تو كار گرمه تا هرچی زودتر یه زانتیا ردیف كنه ....جاده چالوس ...زید بغل...دیزی لب رودخونه...عشق و صفا و سیتی !!!
3- ممد بلقیس :
دنیا رو آب ببره...سونامی بیاد...زلزله 9 ریشتری بیاد...استقلال 6-0 به لنگ ببازه...احمدی نجاد بشه رییس جمهور اسرائیل...بازهم بلقیس یه چهره داره....یك موجود 2 متری كه متوازن رشد كرده ..با چهر ه ای که مشخصه قراره در اینده سرش به سنگ بخوره یا شایدم خورده! اینده دار و با تقوا!! حیف دختر همسایزش پیدا نمی كنم وگرنه تا الان چند دفعه واسش آستین بالا زده بودم!
4- بهزاد :
با ایشون من شوخی ندارم!
5-معین مددی :
باجناق عزیز بنده...خیلی دوست داشتنی و بامرام...از اوناست که دلت میخواد تا صبح بشینی فقط چهره تو خوابش رو نگاه کنی !
اصولا آدمی كه زیاد فكر می كنه موهاش از پشت خالی می شه ...اونی هم كه زیاد درس می خونه و مهندس می شه ( مثل معین!!!) پیشونیش خالی می شه ولی اونی كه فكر می كنه مهندسه كامل موهاش می ریزه ...مثل میرعلی...
6- میرعلی :
از وقتی تصادف كرده خوش تیپ تر شده...مخصوصا با اون ته ریشش! نمی دونم چرا ولی فكر می كنم چهرش كمی نورانی شده..احتمالا از وقتی مرگ رو با چشماش دیده فهمیده نباید زیادی پی بعضی چیزا رفت! بهترین و باوجود ترین دوست نتی و الان بیرون نتی من...عضو هئیت مدیره سایت و کسی که اگه نبود بنده هم الان در سایت نبودم...خیلی تو تصمیمات میرعلی کمک حالم بوده...میر علی بنده خدا بازهم تو این میتینگ نذاشت دست به جیب کسی بره و مهمونمون کرد...این برای بار چندمه که میر علی بخاطر ما میوفته به زحمت...
7. حسین جن :
پسر با مرام و شوخ طبع و کمی مضحک...از اونا که دلت میخواد فقط حرکت بزنن تو بخندی...آخر میتینگ یه چیزی بهش گفتم ... خیلی مشتاق بود و دوست داشت دلیلشو بدونه ، ولی من گفتم یه خورده فکر کنی دلیلش رو میفهمی
دیگه خدا میدونه تا الان متوجه شده یا هنوز داره فکر میکنه ببینه دلیل من واسه اون چی بوده؟؟
اینهم عکس های دیگه از میتینگ به همراه شرح حال :
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
من . میر علی و معین ....ما 3 تا یه زمان تو انجمن بروبیایی داشتیم...حالا هر کدوم افتادیم یه گوشه دنیا...معین که انتالیا.میر علی که وونکوور ما هم افتادیم پاریس!!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
حسین جن (سمت راست ) در کنار موجی در حالی که داره فرمان توقف میده ....موجی تو این عکس به سبک کسایی وایساده که انگار رفتن عکاسی عکس پرسنلی بندازن!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
من در کنار وحیده که دنبال رابطمه سالمه و بهزاد خرسه که تو عکساش همش میخند
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
مجی میفرمایند: انرجی هسته ای حق مسلم ماست...بهزاد هم که عادت داره تو عکساش میخند!!!
من میگم چرا از اون روز اومدم دلم پیش مجتبی است نگو بخاطر اینه که ما یادمون رفت با هم عکس بندازیم...
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ممد بلقیس در کنار وحید...بعد از مصرف خوانسار!!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
سارا و دارا در کنار هم...در حالی که داریم اخرین تحولات و حواشی سایت را رصد میکنیم و عملکرد کاربران نسل جدید و حواشی و استکبار داخلی انجمن را کن فن یکون میکنیم!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
چی میگی!!
=======================
جا داره در پایان باز هم از بچه های مشهد تشکر کنیم که روز خوبی رو در میتینگ رقم زدن....
یاعلی
