حالا که بحث دانشگاه و مدارس داغ شده . بحثو عوض کنم :D
SASAN & HASAN IS BACK
SOON
Music-Silent
:D
نمایش نسخه قابل چاپ
حالا که بحث دانشگاه و مدارس داغ شده . بحثو عوض کنم :D
SASAN & HASAN IS BACK
SOON
Music-Silent
:D
سلام
عجب دونه دونه دارن میرن...ما هم سال سوم ریاضی تاثیر نمره تو کنکورم بردن بالا فشار زیاد ر ماتجتمون هست در شرف پاره شدن!:4:البته رفتنی نیستم...بعید میدونم بتونم از انجمن دل بکنم..:22:
دعا کنید سالم بمونم...فعلا..
داداش به آینده ات هم فکر کن نمیگم از انجمن برو چون خودم الان در حد گریه کردن هستم ولی باید به زندگی ات برسی حالا من فرصتم زیاده و سنم کم تو در اوج هستی و باید به آینده ات هم برسینقل قول:
نوشته اصلی توسط Ghost OF Sparta [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
درود بر بزرگترین انجمن تخصصی کشتی کچ ایران دبلیو دبلیو ای
واقعاً سلامتی نعمتی هست ها... من دو هفته پیش بود سرما خوردم که بعد از دو-سه روز حالم بهتر شد. بعد دیدم حالم بهتر شده, رفتم ورزش کردم همون شب گلودردم چند برابر شد. بعد از اون هم تا 4-5 روز اینقدر گلوم درد می کرد که شب ها نه می تونستم غذا بخورم و نه مایعات. کلاً اب دهنم رو قورت می دادم, گلوم درد می گرفت. تا حدی گلوم درد می کرد که حتی سرم رو به چپ و راست نمی تونستم بچرخونم. بعد که حالم بهتر شد, تازه فهمیدم که گلوم چرک کرده بود و خودم نمی دونستم. اقا 10 روز گذشت و من حالم خوب شد (سه روز اخر دیگه هیچ گلودردی نداشتم). دوباره چهارشنبه رفتم ورزش و دوباره از شنبه شب گلوم درد گرفته. حالا این دفعه احتمالاً تا اخر هفته استراحت می کنم, چون دیگه حال اون گلو درد شدید دو هفته پیش رو ندارم.
دیگه وقتش شده که کاپشن تنمون کنیم. من چون عرق زیاد می کنم, هی از کاپشن پوشیدن فرار می کنم, ولی دیگه به این زرت و زرت سرماخوردن نمی ارزه.
از یه طرف دیگه هم تو خونه دانشجویی که هستم دیگه ارامش ندارم. 4 تا دانشجوی جدید اومدن تو خونه (4 تاشون با هم رفیق دوران دبیرستان هستند و عمداً دنبال جایی بودن که 4 تایی باهم بتونن زندگی کنن), این ها بی پدر مادر ها هر شب تا نصفه شب می رن ولگردی, 2-3 صبح می یان خونه, فکر می کنن هنوز 7 بعد از ظهره بلند بلند حرف می زنن و کلی سر و صدا می کنن تا بگیرن بخوابن. اخه خونه ای که ما توش زندگی می کنیم, اسکلت کلیش از چوب هست. چوب هم مفت نمی ارزه...نه عایق صوتی هست و نه عایق گرمایی. طرف تو اتاق بقلی باد معده ول کنه, تو می شنوی! این قدر اوضاع بد بود که من از دو هفته پیش (هفته ی دوم دانشگاه که بعد از تعطیلات تابستون برگشتم تو اون خونه) افتادم دنبال خونه گشتن و خوشبختانه یه کیس مناسب پیدا کردم و صاحب خونه هم با ما حال کرد و انشالله 1 ماه دیگه می ریم اون جا.
کلاً دو نوع ادم هستن. یه سری افراد, مثل من, صبح ها شنگولن و همه کار ها رو صبح می تونن انجام بدن ولی عوضش شب ها پنچر می شن. یه سری هم, مثل این 4 تا مثل جغد می مونن. شب ها تازه باطریشون شارژ می شه, عوضش صبح ها تو حالت استند بای هستند. این دو نوع وقتی با هم باید زندگی کنن, می زنن ریتم خواب هم رو می ترکونن.
بی وجودان ها, من هر وقت از دانشگاه اومدم, داشتن کال او دیتوی بازی می کردن. یکی شون سال 4 می هست, سال سوم رو به گفته ی خودش به کل پاس نکرده, سال دوم هم چند تا درس ها موندن که باید پاس کنه. یکی نیست بهش بگه خوب کلنگ, جا ولگردی های شبانه از شنبه تا جمعه, بگیر شب ها بکپ... صبح ها برو سر کلاس... جای کال او دیوتی, لا اون کتاب ها رو باز کن!
ممنون.
موفق باشین.
من که خانوادم اسمم رو گذاشتن شبح اخه شب که میشه تازه راه میوفتم میرم در یخچال باز میکنم دکستر میبینم برکینگ بَد میبینم... کارای اینترنتیم رو انجام میدن ..میرم مغازه وسایل میگیرم
در عوض صبح فول خواب هستم با اجازتون حداقل 2 ظهر بیدار میشم
امروز روز اخر انتخاب واحدم بود (چند تا واحد بخاطر پر بودن ظرفیت نتونستم برشون دارم می بایستی امروز اوکیشون میکردم) شب تا ساعت 5 صبح هم بیدار بودم گوشی رو گذاشتم رو الارم(زنگ) که سر ساعت 8 صبح بزنگه..جالبه زنگید معلوم نشد من کی بیدار شدم کی قطعش کردم !! دوباره گرفتم خوابیدم خودمم نفهمیدم:-/ شانس اوردم رفیقام اومدن از تو رختخواب بلندم کردن:136:
یه نکته دیگه ای هم هست راجع به دانشگام از روز اول دانشگام که کاردانیم رو گرفتم تا الان که دیگه اواخر کارشناسی هستم روز های امتحانات پایان ترمم که میشد با خودم عهد مییبستم محمد این چه غلط کاریه همرو گذاشتی انبار شه از ترم دیگه درس ها رو انبار نکنم... از این حرفها
اما تا امتحانا تموم میشه( و نتایج راضی کننده میشه معدلم از کاردانی تا الان 16/5 تا 17/5 بوده نه بالا میره نه پایین):-) یادم میره که چی قرار بود انجام بدم حالا من هر ترم با این امید سر میکنم که نزارم انباشته شه:5226427607155777205 اما باز تا میبینم درسا رو خوب پاس کردم میزنم به بی خیالی
دوباره روز از نو روزی از نــو:wink2:
سال تحصیلی جدید شروع شد و گفتم یکی از خاطرات ترم 5 پارسال رو بگم
من از دوم راهنمایی یعنی بیشتر از ده سال پیش یه دوستی دارم به اسم محمد یوسف که یوسف صداش میکنم
چند سالی هست همسایه ایم
یعنی فکرشو بکن همکلاس باشی بچه محل باشی هم دانشگاهی هم باشی
کلا با هم که هستیم این شکلی هستیم :k63ozg6a7ni2674n:
پارسال واس رفتن به دانشگاه من کلا ماشین میبردم و میرفتیم و میومدیم
بچه های دانشگاه تو اتوبان ساوه جو رالی ناسکار میگیردشون و همه اونجا میترکونن
من خودم سرعت بیشتر از 160 تجربه نکردم و اونجا وقتی 160 تا میرفتم یوسف دیگخ جیغ جیغ نمیکرد و ساکت میشد
من فکر میکردم میترسه که از این کارا میکنه تو سرعت و سعی میکردم اذیتش کنم
یه روز بابای ما گفت من ماشین رو امروز احتیاج دارم و یوسف که کلا تو مرامش نیست کم بیاره گفت من با ماشین میام دادا حله:5226427607155777205
نمیدونم چه حسی بود که تو دلم میگفت امروز روز انتقامه
دیگه توضیحی نمیدم و نظر شما رو به عکس زیر جلب میکنم که موقع انداختنش دستم از هیجان توام با ترس میلرزید
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نميدونم بگم يه خبر خوب يا بد اما يه خبر بسيار عجيب كه فكر نكنم تو اين 35 ساله اخير تو مملكت كسي حق اين كارو داشته باشه
صبح كه رفتيم مدرسه راه مون ندادن گفتن پيش دانشگاهي ها وايسد تا همه بچه ها برن داخل . همه سال پاييني ها كه رفتن مدير اومد گفت امسال ميخواييم كتاب ها رو تا عيد تمام كنيم پس بايد هر روز تا ساعت 4 باشيد بعد ما همه داد و فرياد راه انداختيم كه چي به
بهد يه خبر جذاب داد و گفت براي تسريع در كار ها و داشتن بهترين معلم هاي شهر ما و فرزانگان ( مدرسه تيزهوشان دخترونه كه بقل مدرسمونه )
مي خوهيم كه شما از ساعت 12 كه مدرسه تعطيل ميشه تا ساعت 4 بريد فرزانگان و اونجا درس بخونيد .
كلاس هاتون به صورت مخطلت برگزار ميشه اول بچه ها شروع كردن به شادي بعد كه 12 رفتيم ديدم جو كلاس خيلي سنگين با وجود 10 تا دختر نميشه به كلاس رفت و همه بايد ساكت بمونن بدون هيچ حركتي ما هم به نشانه اعتراض ساعت 2 اومديم
حالا نميدونم شما جايمون بوديد چي ميكرديد . :d0s69thbefhiffti:
در اعتراض به حرکت کثیف مدیر مدرسه تون بیخیال کنکور بشین از الان برین سربازی :4:
خداحافظ دکستر ، ممنون که چندین سال سرگرممون کردی ، :(
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نقل قول:
نوشته اصلی توسط sasan [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
طرف مُرد یا تموم شد کلآ ؟ :d