حالا اعلام کنید هر چند وقت یبار تا بقیه هم شرکت کنن:4:
البته اگه ایراد نداره:9:
نمایش نسخه قابل چاپ
حالا اعلام کنید هر چند وقت یبار تا بقیه هم شرکت کنن:4:
البته اگه ایراد نداره:9:
والا داشتم به لیست کاربرا نگاه می کردم دیدم چقدر از دوستان و مدیران و ... انجمن از انجمن جدا شدن. این طبیعیه ولی تعدادیشون با ناراحتی از انجمن جدا شدن یا کم پیدا شدن. خواستم بگم و یاد آور بشم دنیای مجازی علاوه بر اینکه باید اطلاعات به ما بده باید کاربر رو هم شاد کنه. تمام کسانی که در انجمن سمتی دارند (بیشتر) و یا کاربر عادی هستن (کم تر) برای موفقیت انجمن تلاش کرده و تلاش می کنن. همیشه مشکلات و اختلاف نظر ها وجود داره ولی میشه با اونا برخورد درستی کرد. اینکه وقتی انجمن به مشکلی میخوره سعی کنید کمک کنید تا مشکل انجمن حل بشه نه اینکه با نیش و کنایه جواب بدید. دوستانی بودن که با اینکه زحمات خیلی زیادی برای انجمن کشیدن مورد انتقادات بدی قرار گرفتن. متاسفانه تعدادی از کاربرا بصورت تیمی شروع به کوبیدن و انتقاد از یه کاربر میکنن. یه لحظه خودتون رو جای اون کاربر بزارید که بعد از این همه زحمت باهاش اینجوری برخورد میشه. این روند طی چند وقت اخیر خیلی بیشتر شده. امیدوارم این روند متوقف بشه. موفق باشید.
والا من یاد ندارم تو قوانین فروم قید شده باشه در کنار زبان فارسی ، استفاده از سایر زبان ها هم مجاز باشه! لطفا این قبیل آموزش ها رو بذارید واسه سر کوچتون! پست های اضافی پاک میشه!
یه سری از پستای من این وسط اشتباهی پاک شده .. یکیشونو باید دوباره میدادم.
" آره خیلی بد شده وضعیت واقعا .. باید تو هیئت بررسی بشه "
سلام
تقریبا دوسال پیش بود وارد این انجمن شدم از روز اول با افراد زیادی آشنا شدم بخاطر صمیمیت بین اعضا موندگار شدیم رفقای خیلی زیادی پیدا کردم
تقریبا با اکثر بچه های فعال اینجا رفاقت دارم از روز اول با آدمای مودبی روبرو شدم که همین باعث شد با همه رفیق شیم اینجا
الان در حال حاضر با دو تا از بچه های گل انجمن یعنی ارسلان و نژاد حضورا در تماس هستم و با اکثر بچه های دیگه یا باهاشون تلفنی یا از طریق اس ام اس و چت باکس و یاهو و .. در تماس هستم
قراره تابستون خدا قبول کنه یه سفر مشهد بزنیم اونجا بچه های انجمن مثل نوید و بلقیس (:4:) هستن میریم پیششون اگه کسی دیگه هم بود اطلاع بده اون روز مشهد میتینگ بزاریم
ولی نیومدم اینا رو بگم
خواستم بگم دوسال اینجا بهترین لحظات تو یه انجمن خوب کنار افراد با شخصیت رو تجربه کردم ولی هر کسی بالاخره یه روز میره پی زندگیش ...
قبلا یه بار خدافظی کردم بخاطر دانشگاه ولی به دلیل مسائلی دوباره برگشتیم پیش دوستان ولی اینبار بخاطر یه سری مسائل شخصی داریم واسه همیشه میریم
گاهی اوقات با موبایل به یاهو سر میزنم ولی دیگه از هفته دیگه رسما نت ندارم و واسه همیشه رفتم دیگه خواستم بگم تو این مدت والا خوبی که به کسی نکردیم :4:
دوستان اگه بدی از ما دیدید به بزرگی خودتون ببخشید و حلال کنید دیگه یه روز باید رفت دیگه ما هم میریم برسیم به زندگیمون
واقعا لحظات خیلی خوشی رو اینجا داشتم فراموش نمیشه هیچوقت برام . یه دوسه روز هستم انجمن ولی از هفته دیگه رسما دوره وبگردی ما تموم میشه
امیدوارم هر جا هستید موفق باشید تو زندگیتون ما رو هم دعا کنید
یا علی ...
مسابقات شطرنج جام خرداد از امروز با حضور بنده :4: در سالن فدراسيون شطرنج آغاز شد!
سرور نتايج اين مسابقات : [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
همونطور كه خيلي از دوستان ميدونن اسم من پويان محرابي هست و در جدول اين دوره با شماره 118 حضور دارم . امروز كه دور اول بود حريفم نيومد و 1 امتياز مفت گرفتم :4: الان هم مشغول تدارك براي بازي فردا هستم :15:
از شما دوستان هم ميخوام برام دعا كنيد تا در اين مسابقات اقلا موفق به كسب ريتينگ بين المللي بشم.
احتمالات صعود تيم ملي:
اگه كره رو ببريم تحت هر شرايطي ميريم جام جهاني!
اگه با كره مساوي كنيم و ازبك مساوي كنه يا بيازه بازم ميريم جام جهاني
اگه به كره ببازيم و ازبك مساوي كنه يا ببازه بازم ميريم جام جهاني
اگه با كره مساوي كنيم و ازبك قطر رو با اختلاف 4 گل يا بيشتر ببره مريم پلي آف
اگه با كره مساوي كنيم و ازبك با اختلاف 3 گل يا كمتر ببره ميريم جام جهاني
پ.ن:
متاسفانه امروز باختم. امتياز مفت كار دستم داد :4:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
امشب تیم ملی بازی خوب و جذابی انجام داد! 4 تا زد . حداقل 4 تا دیگه هم باید میزد نتونستیم تک و تخ مای سید حسن نصرالله رو 8 تایی کنیم ! متاسفانه بچه هامون بعضی از صحنه ها رو براحتی از دست دادن!
نیمه ی اول عالی بودیم و اگه بیشتر دقت میکیردم جای 2 تا باید 4 5 تا میزدیم ! خلعتبری روی گل عالی بود ! خسرو هم از سمت راست دهنشون رو سرویس کرده بود ! سید جلال و پجمان هم دفاع رو سروسامون داده بودن و خیالمون راحت بود...فقط بیک زاده و خسرو بعضی وقتا جاشون خالی میشد تو دفاع ولی لبنانی ها توان نداشتن! باید بازی با کره خیلی مراقب باشیم...
بدترین بازیکنمون هم طبقه معمول جناب مسعود خان شجاعی بود که تو زمین فقط شلنگ تخته میندازه ! نمیدونم چرا تو هر دوره ای که میریم جام جهانی هی یه بازیکن از تیم ملی رو اعصاب همه باشه..یادمه اون زمان 98 استاد اسدی رو اعصاب بود...2006 نصرتی! 2013 شجاعی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اما کاپتان جواد که تازه داره جلا میده به وسط زمینمون .خداییش خیلی ابهت داره!
این نکویه منه دوسش دارم خیلی زیاد کاپتانی تیم ملی بهش خیلی میاد خیلی میاد!! یجورایی مثل رهبر تیم میبینمش ..مثل نقشی که لمپارد و جرراد تو تیماشون دارن! خیلی با صلابت و غیرتی بازی میکنه ...هر چند حرکت آخرش (بازوبند آبی )با اینکه آبی هستم رو من نپسندیدم! الان منافع ملی مهمتر از رنگه!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
از کارلوس کیروش نباید غافل شیم! یجورایی تاثیراتشو داره کم کم رو تیم میزاره..تو این 2 بازی آخر نظم تیم ملی نسبت به تیم ملی های گذشته خیلی بالا رفته! شما این تیمو با تیم دایی و قطبی و حتی قلعه نویی مقایسه کنید! با اینکه از لحاظ ستاره و... بدترین تیم ملی تاریخ رو داریم اما داریم میریم جام جهانی!
بعد از بازی با کره اگه اتفاق خاصی رخ نده! به صحت حرفم پی میبرید..چرا که تیم ملی موزمار بازی رو یاد گرفته! از همون بازی اول با ازبکستان...حرفه ای بازی کردن تو خونه حریفان رو یاد گرفته! بعید میدونم دست خالی برگردیم!
از اونطرفم یه اشتباهی که همه اصحاب رسانه مرتکب شدن و هیچکی متوجه نشده و ممکنه بزودی اعلام شه اینه که کره الان صعود کرده جام جهانی ولی این چیز مغزهای وطنی و در راسش سایت ورزش 3 فکر میکنن کره باید حتمان 1 امتیاز دیگه بگیره که مسجل شه صعودش در حالی که بازی رو در رو رو اول نگاه میکنن بعد تفاضل رو ...کره هم بازی رو در رو با ازبک ها رو برده و حتی اگه از ما ببازه هم رفته جام جهانی! یعنی ازبک فقط باید امیدوار باشه به شکست ما!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
تیریپ صورت و قیافشو خیلی دوس دارم..کپه the rock کشتی گیر بازیگر امریکایی هست:8:..
عجب بازیکن قابلیه این گوچی! سبک بازی کردنش منو یاد فیلیپو اینزاگی تو اآث میلان میندازه! خودش خودشو تو موقعیت گل قرار میده...خیلی کم داشتیم تو تاریخمون از این دست بازیکنا..
معمولان مهاجمای فوتبال ما یا تکنیکی بودن مثل عزیزی یا سرزن بودن مثل دایی! پس فردا بریم جام جهانی با این پتانسیلی که من از این رضا دیدم میتونه به یه تیم صاحب نام اروپایی بره! دست کیروش درد نکنه که پای گوچی و اشکان رو باز کرد! بی شک اگه اشکان دجاگه رو داشتیم بیشتر نفع میکردیم تا این بازیکنای درپیتی مثل غلامرضا رضایی :29:
فامیلی گوچی قوچان نجاده یا قوچانی نجاد؟این جواد خیابانی اول بازی میگفت قوچان نجاد ولی بعد از اینکه خداداد یه بار گفت قوچانی نجاد جواد تا آخر بازی از
این لفظ استفاده کرد[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
فقط کم مونده بود جواد راجع به عمش از خداداد نظرشو بپرسه,هرچی میشد میگفت خداداد نظرت چیه؟
:21:
چند تا از جملات قصار استاد جواد در بازی امشب:
میدونم الان تو همه جا دارن بازی رو نگاه میکنن..استادیوم ..در خونه ها ..منازل ...ادارات (این وقت شب کدوم اداره بازه احمق )
ما تا چند دقیقه دیگه یه تعویض در پیش داریم (چند لحظه مکث ) ، حتی دومیشم تو راهه! (انگار کسی حامله است!)
حالا یه تعویض تاکتیکی از کیرو.ش ..حاج صفی رو اورد که توپ رو به گوشه ها ببرن(نفهم بیک زاده مصدوم شده! )
ولی نسبت به قبل سوتی هاش کمتر شده ..قبلنا بیشتر سوجه میگرفتیم ازش!
در کل تیم ملی داره تیم میشه....با این ترکیب تازه دارن اخت میشن بچه ها...نکو و آندو و مجتبی وسط زمین خوب مچ شدن! دفاع هامون اینکاره ان و خیلی کم تزلزل نشون دادن...2 گل خورده بهترین خط دفاع اسیا رو داریم ...هر چند از رحمان احدی وحشت دارم ! فقط قحطی مهاجم داریم گوچی واقعن تنهاست اون جلو! تروخدا نگید که تو جام جهانی غلامرضا رضایی میخواد یار کنارش باشه :73:
انشالا هفته دیگه چنین شبی صعود به جام جهانی رو تو انجمن جشن بگیریم....
این دروازه بان ــه شدیدآ شوته :22: من نمیدونم حقیقی رو گذاشتن توی ذخیره اونوخ این ماست موسیر رو گذاشتن دروازه که تا توپ میاد میگرخه به زور خودشو ولو میکنه تا یه توپ بگیره !!
اون شجاعی هم شدیدآ انصافآ رو مخه :22:
درمورد محاجم ها هم بگم که ایشالا گوچی تنها نباشه و خلعتبری کنارشه ، رضایی رو واس چی بزارن کنارش ؟ :22:
دیشب داشتم عکسای بازی رو میدیدم چشم خورد به این عکس .. خداوکیلی نمیشد ازش گذشت یه ادیت کوچیک روش رفتم .. بحث ملی هم که داغه :4:
پیجمم لایک کنید : [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] :271:
با تشکر بی غیرت نباشید...
یا بشیر.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
امروز عجب روزی بود !!
تو سایت هم خلق حماسه شد :d
کی اخه باورش میشه من و دکتر شروین تزاریان بچه محل باشیم ؟ اونم توی 1 کوچه :22:
عاغآ امشب ما نشستیم گپ و گفت و چیز شر گفتن تو فیس بوک با هم (با شروین) بعد گفت میخوام برم سیدخندان ، ما هم که بر حسب
عادت چیزخولی ــمون گفتیم خوب سیدخندان از پیش من با ماشین 5 دقیقه ــس
بعد شروین گفت مگه کجایی ؟ ما هم گفتیم معلم نظام آباد اونورا (جا داره از بعضی ها تشکر کنم که ما رو پایین شهری خطاب کردن :d) اره خلاصه اینو گفتیم یه دفعه قیافه شروین این شکلی شد ======> :22:
بعدش گفت منم معلم ــم ، گفتم عه ؟ چه جالب من چهارراه مرودشتم باز قیافه شروین این شکلی شد ======> :22:
گفت من فلان کوچه ــم ایندفعه قیافه من این شکلی شد ======> :22:
گفتم منم فلان کوچه ـم حالا باز قیافه شروین ======> :22:
گفت کجای این کوچه ای ؟ گفتم فلان جا فلان پلاک ، شروین ======> :22:
خلاصه همینطور من میگفتم اون میگفت دوتایی این شکلی میشدیم ======> :22:
اره دیگه خلاصه ساعت 9 ، 9 و نیم بود که گفت کجایی بگو بیام من گفتم تو کجایی من بیام گفت فلان جا منم م3 خری
که تیتاب داده باشن بهش پریدم و لباسارو پوشیدم در جا off شدم زدم بیرون و 1 دقیقه نشده تو محل
حاضر شدم که از دور دیدم یه بنده خدایی سیااااه (شب ــه دیگه چراغم نیست :d) داره با گوشی حرف میزنه گفتیم
اینه این نیست ، گفتیم میریم جلو ت خ م مون هم حسابش نمیکنیم ببینیم چی میشه :d
رفتیم ازش رد شدیم و زیر چشمی نگا میکردیم و واستادیم یه دفعه دیدیم اقا برگشت و قیافه رو که دیدم شناختم (عکسی که با بچه هاشون رفته سالن رو دیده بودم :d) اره دیگه خلاصه دیدیم به به 4 سال اونجاییم و این اقا رو ما ندیدیم و 1 سال هم که اینجاییم اصن نفهمیدیم این کیه
خلاصه دیگه همینطور دوتایی مات و مبهوت همدیگه رو نگاه کردیم :22:
جدآ خیلی تجمی ــه توی یه سایت دوتا کاربر یه دفه با هم بچه محل دربیان :d
ولی جدآ خوشحال شدم خر کیف شدم :d :d
من و خودم هنوز توی شوکیم :4: .. :22:
خب یه پست اسراری بدم :4:
به نام خدا .. شروین فرهادی هستم معروف به تزار بی رحم .. همونطور که قول داده بودم خیابونا رو گرفتیم ...
ساعت 7 بود بازی تموم شد .. با آرمان قرار گذاشته بودم برم هفت حوض ...
لباس پوشیدم رفتم تو کوچه .. یهو دیدم در خونه رفیقم بازه ... رفتم تو دیدم این شکلی شد : :22:
گفت تو چیکا میکنی اینجا .. گفتم دارم میرم هفت حوض پیش رفیقم .. گفت بشین باهم بریم ..
خلاصه با رفیقم و پسر خالش و بچه خواهرش سوار ماشین شدیم و راه افتادیم تو خیابون ...
اول رفتیم بنزین زیدم . تو پمپ بنزین ملت شروع کرده بودن ...
بعد رفتیم سمت سید خندان .. ترافیک شروع شد ...
ملت با ماشین خیابونو بسته بودن و با طبل و آهنگ داشتن میزدن میرقصیدن .. مام پارک کردیم تو کوچه رفتیم وسط :4:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
یه 20 دقیقه ای اونجا بودیم .. یه زنگ به آرمان زدم .. صداش به سختی میومد .. بش گفتم جا پارک هست اونجا ؟ گفت نه ماشین اصلا نیارین
سوار شدیم راه افتادیم سمت هفت حوض .. تو خیابون هرکی رو میدیدیم یه پرچم بسته بود به ماشینش .. اینجا بود که زدم تو سر رفیقم گفتم خاک تو سرت یه پرچم نداری .. اونم با یه ضربه توی ( اِاِاِهممم ) جوابمو داد .. یه 3-4 دقیقه ای دهنم سرویس شد اما خوشبختانه برگشتم به زندگی ...
انقدر ترافیک بود انداختیم کوچه پس کوچه ...
یجا ناجور کیپ شده بود .. پیاده شدیم .. خیابونو باز کردیم همه رو فرستادیم برن .. بعدش خودمون که اومدیم سوار شیم ملت بی شعور مثــــ گاااو اومدن چسبوندن بمون :22:
اینجا نزدیک بود دعوا بشه که خوشبختانه حریفامون خ... کردن :4:
خلاصه رفتیم یجا نزدیک هفت حوض پارک کردیم .. پیاده راه افتادیم
هرچی به آرمان و رفیقاش زنگ میزدم نمیگرفت .. بی شرفا بسته بودن خطارو ..
تو خیابون شعار میدادیم و میرفتیم
یه سری شعار IF YOU KNOW WHAT I MEAN هم دادم اون وسط .. :4:
بلاخره هرجوری بود رسیدیم میدون هفت حوض ...
ماشالا چه خبر بود .. همه ریخته بودن .. میدون کامل بسته بود
منم اون وسط هی ملت و نگاه میکردم ببینم آرمان و رفیقاش توشون پیدا میشن ...
یخورده رفتیم جلو یهو رفیقم گفت اا شروین رفیقت ( اشاره به آرمان )
یه پرچم ایران بسته بود به خودش داشت چشم چرونی میکرد .. ( ساعت نزدیک 9:30 بود )
رفتم یدونه زدم پشتش برگشت دید منو خیلی خوشحال شد ( تو چشماش دیدم اینو :4: )
یه بغل کردیم همو .. بعدش رفتم تو بغل بقیه بچه های نارمک .. :4:
یه چند دقیقه ای باهم بودیم .. دیگه از آرمان اینا جدا شدیم رفتیم تو بزن بکوب ملت
هرکی یه وری یه سری رو دور خودش جمع کرده بود داشتن میرقصیدن .. میدونو دور زدیم .. اونور یه اتوبوس اومد ملت ازش رفتن بالا شروع کردن به ایرانی بازی ..
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
توی این عکس قشنگ شبیه برادرا شدم :4:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
خلاصه همینجوری چرخ میزدیمو دور میدون و خیابونای هفت حوض .. میرقصیدیم .. جیغ میزدیم .. داد میزدیم .. خودمونو قشنگ خالی کردیم :4:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
طرفای ساعت 12 بود گشنه مون شده بود .. رفتیم تو یه رستوران نشستیم گفتیم خب بچه ها چی میخورین .. انتخابامونو کردیم .. Like A BOSS نشسته بودیم که یارو گفت فقط پیتزا داریم ..
قیافه مون شبیه ترول Okay شد .. زدیم بیرون ...
رفتیم یه جا دیگه گفتیم به تُرکی .. برم تُرکی بزنیم .. رفتم تو طرف گفت فقط پیتزا داریم .. گفتیم اون چیه اون بیرون .. گفت نون نداریم
بازم شبیه Okay شدیم ...
اومدیم یه دور دیگه رقصیدیم تو خیابون .. رفتیم یه سر تو میدون ملت داشتن شعارای سوسیسی میدادن .. یهو دیدم یه پسره اون وسط داره بالا پایین میپره دیدم آرمانه باز .. یکم جیغ اینا زدیم بالا پایین پریدیم .. بعدش اونا رفتن تو ملت وسط میدون قاطی شدن ..
... رفتیم سمت یه ساندویچی .. 8 تا مینی پیتزا گرفتیم خوردیم .. انرژی مون دوباره پر شد ..
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
برگشتیم رفتیم تو میدون .. اینجا خیلی فوق العاده بود جَو ..
چند نفر با طبل رفته بودن تو حوض وسط میدون .. داشتن میزدن ...
ملت نشسته بودن دور میدون .. یکی یه آتیش دسش بود هی دور میدون باش میچرخید ..
اصن یه وضعی ..
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
رفتیم تو خیابون یکم دیگه رقصیدیم یه دعوا دیگه هم شد که به سبک آقا جونی جدا کردیم ...
دیگه نزدیک 2 بود گفتیم بریم سمت ماشین .. راه افتادیم ..
وسط راه بازم ملت خیابونو بسته بودن شادی میکردن واس خودشون .. مام چون ایرانی هستیم وظیفه و سرنوشت خودمون دونستیم توی شادی شون شرکت کنیم ...
هرجوری بود خودمونو رسوندیم به ماشین و اومدیم سمت خونه .... وَ این شب فراموش نشدنی به پایان رسید ...
تشکر نمیکنم چون وَظیفتون بود توجه کنید .
جای همتون خالی بود ...
این وسط یه سری تنکس های کدورتی هم بین پستا منتقل شد که امیدوارم حل بشه :4:
خب خدافظ . :4:
جایی هست که قرار سجاد من و بهمن ساسان رو دعوت کنه
سجاد جان منتظریم تایم بگی بریزیم سرت
این شما و این نازکسرا (محلی هست که معروفیتش رو بخاطر رستورانهای کباب متری داره)نزدیک شهر سجاد ایناست :-)
هم به سجاد یاد اوری کردم که قرار مهمان کنه مارو همه به کسایی که مسیرشون میخوره بگم که اینجا حتما
برن یه دل سیر غذا بخورن(شماره سجاد هم بگیرن که رسیدن بهش بگن بیاد !خوب نیست مهمون دست به جیب بشه ):4:
همه کارا رو در این مهمانسرا خودتون باید انجام بدین از جمله :
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ما برای خداحافظی از بزرگانمون هیچ فرصتی نداشتیم .
حالا پنج روز است که بی بی رفته است . انگار هر چقدر که میگذرد و زندگی تمام تلاشش را میکند که به حالت عادی برگردد واقعیت بیشتر و بهتر و دردآورتر دیده میشود .
شاید به همین خاطر باشد که هر روز بیشتر از قبل نداشتن بی بی را حس میکنم . انگار که زلزله ای بیاید و هر روز که جلوتر میروی ویرانه هایش را بیشتر ببینی . چه اینکه یکی از ویرانه ها خود آدم باشد . سال گذشته حادثه ای بیاید و ترس از نداشتن بی بی و هوری دلت بریزد که آخ چقدر تلخه اون لحظه نبودش!
سال گذشته بعد از اولین سکته بی بی در روستای آبا و اجدادی از لحظه بیرون آوردنش وحشتش را همیشه داشتم که روزی در همین بیمارستان خبر رفتنش را میدهند! . من هنوز درباره آن حادثه غیر از جزئیاتی نمیدانم . دلش را ندارم که بدانم . هرگز از کسی نخواستم و هرگز هم نمیخواهم که جزئیاتش را بمن بگویند . بی بی دیگر نیست ، چه فرقی دارد که چطور ؟
من حتی دل ندارم که بشنوم سنگ مزارش آماده شده . که چه و کی و چطور و کجا چنان مراسم خوبی برایش برگزار شده . نمیخواهم بدانم هیچکدام از اینها را . نمیتوانم که بدانم .
به این مدت من «تظاهر» به هیچ کار مرسومی که اینقدر مردمان کرده اند که لوث شده نکردم . بر سر و صورت کوفتنها و دیگران را هم شریک کردن در آن . تمام قد سیاه پوشیدنها و خود را با ریش و زلف پریشان به بقیه نشان دادن . با شعار دادنها و گریه زاریها دل کسی را خوش نکردم .
تمام این مدت فقط در دلم عزاداری کردم و میکنم . این اتفاق ضربهای بود که مرا رسما از حرکت انداخت . میگویند زمان و من واقعا نمیدانم که این زمان لعنتی چقدر و چطوری باید بگذرد که آدم از این ایست مطلق خارج بشود .
یکجا ماندن میپوساند و میگنداند . ولی چاره ام چیست ؟ توان حرکتی ندارم که بخاطر استفاده نکردنش خودم را سرزنش کنم . به این مدت تمام تلاشم را کردم که هرچه زودتر به کار برگردم . نشد . نتوانستم . واقعا تلاش کردم و نتواستم . فقط گاهی در لحظه های فراری سکون و قرار چیزی در دفترچه خاطراتم نوشتم که خودم حالم ازشان بهم میخورد ...
از همان روز اول هم تمام حرفها را بارها خودم به خودم زده ام : مرگ بالاخره اتفاق میافتد ، فاجعه فقط مال همسایه نیست ، یتیمی مصیبتی است که همه یا کشیدهاند و یا خواهند کشید ، زندگی ادامه دارد ، اینها جبر است و هیچکدام به اختیار آدم نیست ،
و ... تمام اینها را خودم به اندازه کافی به خودم گفته ام . ولی چه کار کنم ؟ سخت است . خیلی سخت . خیلی فراتر از توانی که برای تحمل این مصیبت لااقل من دارم .
اینها را هر بار به خودم میگویم و بدون اینکه هیچ کسی و هیچ جائی را ملامت کرده باشم و اصلا حقی به خودم برای ملامت کردن داده باشم ، حرفهای دیگری هم هست که تداعیشان هر بار جانم را میسوزاند .
اینکه اگر 1 ماه پیش میدانستم امروز چه شده تمام زندگی و کار را ول میکردم و 1 ماه آخر عمر بی بی را فقط صرف رسیدن به او میکردم! شریک تنهایی هایش در کنار پدر بزرگ میشدم...او که در دار دنیا و آن روستای بی آب و علف توابع اراک چیزی از ما نمیخواست...او فقط ما را ....نوه و فرزندانش را در کنارش برای ساعاتی میخواست!
من اینجا شیون و فغان نمیکنم . پیش خودم شاید که به پهنای صورت اشک بریزم ولی اینجا هیچ زاری نمیکنم .
در این جنگ من حتی در بدترین مصیبتهای که همه داشتهایم هم طنز نوشته ام . اگرچه حالا برای اولین بار با خودم فکر میکنم که چقدر بد است که آدم طنزنویس باشد و شخصا عزادار بشود . اینقدر که دیگران هیچ مصیبتی را برای تو باور نمیکنند خودت هم باورت میشود که تو هیچوقت نباید عزادار بشوی . من مطمنم که طنزنویسها خیلی از مصیبتها را برای خودشان نگه داشت اند و در همان حال دیگران را خندانده اند . اینبار خیلی سخت است ولی من هم این عزا را برای خودم نگه میدارم و دوباره هیچکس هیچ چیزی غیر از همان که از من در ذهنش دارد نخواهد دید ...
من سیاه نخواهم پوشید ، صورتم را حتمان اصلاح میکنم و خیلی زودتر از زود دوباره به کارم ادامه میدهم . برای کسی که زبان حرف زدنش طنز است خیلی سخت خواهد بود ولی من کمترین تردیدی ندارم که بی بی منرا اینطور خیلی بیشتر دوست خواهد داشت همانطوری که هر زمان که از پس کارهای سخت برمیامدم بمن افتخار میکرد .
از همان بی بی یاد گرفتم شیون و واویلا نکردن را در بدترین مصیبتها . و تزئین کردن صورت را با لبخند در همان مصیبتها .
بمن گفتند که مادربزرگ راحت رفت ، آرام رفت و با لبخند رفت . من خوشی او را خراب نمیکنم ...
مادربزرگ منزل نو ات مبارک. دعا گويمان باش همانطور که هميشه بودی . از خداوند صبر و تحمل بخواه برای همه ....
برايمان دعا کن ای بهترين بنده خدا .
==========
از تمام دوستان عزیز که با بنده همدردی کردن چه در انجمن چه بصورت تلفنی کمال تشکر دارم..دست تک تک تون رو از راه دور میبوسم....
انشالا سایه پدر و مادر بالاسرتون باشه و خدا نگهشون داره واستون...مطمئنن هظم کردن غمی که دوستانی مثل داش بهمن . آرش جان . مجتبی جان . سام عزیز و کاک میر علی داشتن از من سنگینتر بوده....
اینهم از شانس ماست که اتفاقات خوب تو این روزا داره میاد....
پستهای فوتبالی به تایپیک Football انتقال یافت . دوستان تبریک و بحث فوتبالیشونو میتونن اونجا ادامه بدن .
-
دوستان امضا و اواتارتون رو بر اساس قوانین امضا درست کنین ، وگرنه توسط مدیران ویرایش میشود .
همچنین دوستانی که در امضا و اواتارشون به مسائل ســ..یاسی میخوره بهتره تا فردا عوض کنن ، چون از فردا 30 یـاسی در امضا یا اواتار ببینم اون شخص 1 ماه از فروم اخراج میشه .
فعلا ...
اقا اون سوال نظر سنجی یه گزینه کم داره
صلوات های سد میتی :4:
و سرانجام دوران تحصیلی ما توی مدارس هم به سَر رسید :a:
البته شهریور دیپلم ــو میگیریم :a:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
از پارسال که دوتا درس مونده بود این ریاضی هم بهش اضافه شد :a:
خوشبحالت که حالا شهریور هم میگری. ما بدبخت که 9 تا رو شاخمونه حالا دو تا تبصره هم بزنی میشه 7 تا معلوم نیست چند سال باید سر همین 7 تا دور خودمون بچرخیم :4:نقل قول:
نوشته اصلی توسط Electrifying [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اینم نامه ی اعمال ما :4:. ما زور خودمونو زدیم ولی آب قطع بود خوب به من چه دیگه :4:. سال سوم تجربی :b:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
حسينم زده تو كار معلم ورزشي :4:
امروز داشتم فيلم ميديدم يهو چشم خورد به زيرنويس ديدم نوشته حامد عبيري برام جالب بود گفتم اينجام بزارم..
نميدونسستم اقا حامد زيرنويس هم ترجمه ميكنه...
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
----------------------------
همونطور كه اكثره دوستان ميدونن اوايله مهره پارسال بود كه به خاطره درس و كنكور از انجمن رفتم
اوايل سخت بود برام ولي كم كم عادت كرده بودم و يه جورايي درسا افتاده بود رو غلتك طوري كه هيچ سالي مثل امسال درس نخونده بودم :4:
حتي ايام عيد هم از صبح تا شب ساعت 9 مدرسه بودم و كلا همه چيز خوب بود و فك ميكردم 100% يه جا دولتي قبول مي شم
تا اينكه امتحاناي خرداد تموم شد و منم عين ديوانه ها پا شدم اومدم نت و كلا هر چي زحمت كشيده بودم تو اين مدت سابيده شد به الك :22:
الان حدوده يه ماهه لايه كتابامم باز نكردم :22:
فردا صبح هم كنكور دارم فقط خواستم از دوستان بخام يه دعايي كنن شايد يه فرجي بشه :4:
الان ديگه حتي به ازادشم راضيم چون هرچي خونده بودم يادم رفته خدا كنه يه جا قبول شم :2:
تو اين مدت ولي يه چيزيو فهميدم اونم اينه كه كــــ.... درس خوندن ندارم :4:
حاجی فک میکنی هیچی یادت نیست ، با یک ماه دو ماه نت اومدن چیزی نمیپره :d
منو نگا 25 مرداد کنکور دارم فقط دوتا درس اول یک درس رو خوندم :d
بچه ها دعا کنید واسه فردا...کنکور سختی داریم...دارم میمیرم از استرس...
ایشالاه فردا من و ارمان و نوید سربلند بشیم...
دعا یادتون نره ااا...
ماه تیر همیشه یادآور روزهای بدی بوده برام تو زندگی و از دست دادن عزیز ترین فرد زندگی. امروز هم خبر دار شدم یکی از بهترین دوستای دوران دانشگاه و خدمتم فوت کرده. تصور اینکه دوستم که تا دیروز باهام بود الان زیر خاکه خیلی سخته.....این ماه شوم نمیخاد دست از سر ما برداره. :20:
اخییییییییییییییششششش...
بالاخره راحت شدم...امروز کنکور رو دادیم رفت پی کارش...امسالا سال بدی بود نمیگم از همه چیم زدم برا درس ولی خداوکیلی همینشم خیلی اذیتم کرد...
کنکور هم بد نبود عمومیا که ترکوندم اختصاصیا هم منهای ریاضی بد نبود...
واقعا سالی که توش کنکور باشه نحسه...امیدوارم ارمان و نوید ترکونده باشن...
این وضع اتاق ما بود تو این چند ماه:
[IMG][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/IMG]
واقع که امسال جرررر خوردم...
.................................................. .................................................. ...............................
امروز با رفیق عزیزم سید ممد(Arkham Ciyt) کبیر رفتیم بیرون حال و هوامون عوض بشه از جو کنکور بیام بیرون...
منم از این فرصت استفاده کردم ایکس باکسمو بردم بعد حدود 1 سال اپدیت کنم...
باید بعد اپدیت میدیدینم عین این بچه ها شده بودم که تازه ایکس باکس دار شدن...
اخر سر هم دو تا عکس با هم انداختیم و رفتیم پی کارمون...
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
رفیق به این میگن من کنکور دادم اون خوشحاله..لطفا به نیش بازش توجه خاص بشه:4:
اینم خودم ایکس باکس به دوش و تامب رایدر به دست:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
خوب بالاخره تموم شد.
صبح باورم نميشد دارم واقعا كنكور ميدم
اما رفتيم حوضه ديديم اين حسيني باي هم اونجاست ما هم شروع كرديم به مسخره بازي دراوردن نيم ساعات باهام مصاحبه كرد :4:
عموميا واقعا خوب زدم ولي اختصاصي گند زدم رفت اين تعداد تست هايي كه زدم.
ادبيات : 18
ديني : 19
عربي : 5
زبان : 25
رياضي : 18
فيزيك : 7
شيمي : 7
اما اين پستو كلا واسه يه چيز ديگه دادم اومدم خونه ديدم همه زنگ زدن ميگن اخبار نشونت داده :22:
گفتم اينجام بزارم رو عكس كليك كنيد دانلود كنيد 5 مگ بيشتر نيست باحال شده ارزش ديدن داره :4:
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
آره صد در صد تو رتبه 1 ــی :d
اقا من مشاوره میخوام میدی یا هول بدم ؟ :d
25 ـم مرداد کی میشه ما هم بریم جلو دوربین :136:
آره آرمان جان آقا حامد از اون قدیمی های زیر نویسه ولی الان نمیدونم تو این زمینه فعالیت داره یا نه ؟؟!!نقل قول:
امروز داشتم فيلم ميديدم يهو چشم خورد به زيرنويس ديدم نوشته حامد عبيري برام جالب بود گفتم اينجام بزارم..
نميدونسستم اقا حامد زيرنويس هم ترجمه ميكنه...
نقل قول:
نوشته اصلی توسط El Niño [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
مرتیکه چه جیغی میزنه :136: آغا خب میگفتی به نمایندگی از iWE اومدی :4:
ولی لعنتی چه جیغی میزد حالا رتبه 0 هم نمیشه ها. میخواد مشاوره هم بده :136: دهنتو :136::24:
نینی من از تو مشاوره درسی نخواستم فقط بگو تو اون لحظه چی زده بودی انقد شاداب بودی :دی
همون چیزی که میگن از سونامی هم بدترهنقل قول:
نوشته اصلی توسط Holy Diver [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; } else { this.parentNode.parentNode.getElementsByTagName('div')[1].getElementsByTagName('div')[0].style.display = 'none'; this.innerHTML = 'Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; }" />Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
برای همه بچه های انجمن که کنکور دادن و یا امروز - فردا خواهند داد ارزوی موفقیت می کنم.
خودم چون پارسال کنکور دادم کاملا حال و هوا و حسشون رو درک میکنم .
رفیق ممد ارخام فکر میکنم رتبه خوبی بیاره ،چون اینترنت یا حداقل این سایت که زیاد نمیومد تو این مدت و ایکس باکسش هم که از قراره معلوم جمع کرده بوده. :41:
همین دو تا کار رو اگه یه پسر بتونه انجام بده 70% راه رو رفته :4:
ملت من دوبار کنکور شرکت کردم یکی نیومد بگه پسر حال و حوای کنکور چطوریه ؟ سوالات رو از کجاشون در میارن ؟ :4: و ...
خلاصه میخوام بگم تجمـی ترین لحظات تو زندگی موقعی که سر کنکور بعد از دیدن سوالات این حالت بهت دست میده :d:
بعد میگی گور بابای کنکور و درس و مشق نت رو بچسب :b:
ما که ساعت 7 دوسال قبل و سال قبل نشستیم رو صندلی ساعت 8و نیم 300 تا تست زده بودیم رکورد جهانی رو شکستیم :4:
ولی در کل آرزوی موفقیت واسه اونایی که درس خوندن چه اونایی که با دسته ی xbox رفتن سر جلسه :4:
ولی نگران نباشید امسال نشد سال دیگه :b:
سامان از دور پرتی
قانون جدید نظام وظیفه رو نفهمیدی مگه ؟ هر کی یکسال کنکور بده قبول نشه باید بره سربازی :a:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Electrifying [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
ما که دوبار کنکور دادیم کسی هم تجـم نکرد بگه بالای چشت ابرو :4:
اره چون امسال این قانون اومد :22:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط El Niño [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
با این درصدا فکر کنم تهران قبولی...:4:
مشاوره ای که میدی در چه مورده؟درس یا رپ؟:5:
اقـــا ساعت 4.30 سجاد ناظم انجمن ما رو دعوت کرده(بهمن محمد ساسان) داریم میریم بیرون جای همه شما ها خالی
ما بریم اماده شیم ببینیم چی قراره مهمون کنه خودش گفته که قرار بترکونه
نشد هم که نشد چون به بهمن که حرف شیرینی نمیشه زد یه هو دیدی اورد پایین حوالمون کرد:136: