قـصـه باران ( یک بچه کلاسی )
سلـام ! :d0s69thbefhiffti:
امیر امروز تشریف برد صبح ساعت 30 : 7 دقیقه بامداد به مدرسه و جریان سرویس این بود :
با ماشین رفتیم و رفتیم یهو دیدیم کله ملّغ افتادیم ، بلند کردیم سرمون را دیدیم تصادف کردیم :504:
بعد پیاده شدیم ببینیم جریان چیه ، جلل الخالق دیدیم معلم سال قبل بنده ، دارن یک ساعت سرش با هم
بحث میکنن ، ما هم موندیم سرگردان که حالا یه تاکسی میاد و سرویس اونو میگیره و پولشو میده و مارو
با اون به مدرسه میفرسته مارو و ما باید دود سیگار ماشین را تحمل میکردیم :504:
رفتیم مدرسه نشستیم سر صندلی بعد گفتن بیایید بالا ، بعد ما کنجکاوانه رفتیم بالا که ببینیم چه خبره که با یک روحانی روبرو شدیم
بعد اون نیز نشست یه نیم ساعتی برامون حرف زد و رفتیم کلاس ، بعد اولین زنگ زبان وارد شد و گفته بوده فونوتیک های کلمات را بنویسید
که رفتیم جلو بنویسیم ، مغز شنگول بازی در آورد :4: بعد گفت فونوتیک این کلمه را بنویسید : Trousres ، بعد اون نوشتیم یک دونقطه مونده بود و اونو نذاشته بودم
بعد گفت نمرت از 5 میشه 2 :504: ، واقعا ما نفهمیدیم چی شد ، بعد فهمیدیم اصلا ما فونوتیک کلمه بالایی را ننوشتیم مال کلمه دیگه ای را نوشتیم :4:
بعد زنگ تفریح شد رفتیم بیرون ، اولین چیزی که دریافت کردیم یک ضربه ی پی سر بود که خیلی چسبید
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] و بعد آن یک تنفسی کردیم و بعد زنگ خورد و رفتیم کلاس و بعد دیدم
دوستم منو داره میزنه ، میگم چرا میزنی گفت چرا با یخ زدی ، بعد گفتم من نبودم ، گرفت یک مشت تو دهنمون ول کرد و داغون شدیم بعد از این فن شیمس استفاده کردیم
یک بروکیک به کمرش وارد کردیم به گریه وارد شد ، :504: رفت پیش ناظم ( آقا این منو میزنه ، با یخ هم تو حیاط زد ) ناظمم اصلا اجازه ی توضیح نداد لامصب
همین طوری زیر سیلی بردمون بعد یک اخطار بهمون داد ، رفتیم نشستیم ، بعد زنگ دوم یعنی ادبیات ، میاد کلاس و درس میخونیم ، بعد پرسش ، میگه به نظرتون تو این درس تشبیه بود
که 99 درصد کلاس گت صد در صد است ولی قضیه این بود که نیست البته اون می گفت نیست ، ما یکی پیدا کردیم رفتیم نشون دادیم همه تایید کردن معلم گفت برای من ایراد میگیری
و یک منفی را تو دفتر نمره وارد کرد :501:
ادامــــــــــه در پـــســت بـعـــد ... !