سلام .
امروز رفته بودم آزمایشگاه یه آزمایش داشتم انجام بدم ... حالم گرفته شد از همون لحضه ورود . رفتم پذیرش دو تا پسر جوون هم جلوم بودن ،
اصن از قیافه و تیپشون معلوم بود از این معصوم ها هستن که آدم حس میکنه گناه دارن ... :22:
خلاصه طرف هی از دختر ـه ( پذیرش ) میپرسید خانوم جوابمو میدین ؟ دختر هم از این چــُــسا که فکر میکنه کارـه ای هست و داره لطف میکنه جواب ملت رو میده!
با یه حالت بدی گفت ای بابا بتون که گفتم این اول باید پذیرش بشه و فلان .. نفهمیدم حالا چی بود سوال پسره . بعد گفت خوب خانوم میخوام اول بدونم چقدر هزینم میشه واسه این آزمایش .
گفت آهااا ، خوب میشه حدود 150 تومن .
اینجا بود که دلم کباب شد به خدا .. :132d5a68025c8cd6: پسره گفت خوب نه ببخشید ، دکتر بم گفته قرص بخور اگه خوب نشدی بعد آزمایش بده :n:
دیگه بیخیال شدن & خواستن برن . یعنی همونجا خواستم از ناراحتی خودکشی کنم . رفتم نشستم اشکم سرازیر شد و یاد هرچی بدبختی تو زندگی ـه افتادم همون لحضه . اصن داغون شدم یه وضعیتی ... :507:
بعد یه حراستی اونجا بود ازشون جریانو پرسید و اینچیزا دفترچشونو گرفت و رفت و اومد ، گفت 20% تونستم واستون تخفیف بگیرم .. حالا دیگه من کارم تمام شد نفهمیدم چی کردن .
یعنی چی واقعا ؟ این چه قانونی ـه ؟ کی گفته اینقدر باید اختلاف باشه .؟
یه نفر میبینی بابا جونش مازاراتی 1 میلیارد میندازه زیر پا بچش که هنوز پاش به پدال گاز نمیرسه , یه نفر اینجوری ... :AddEmoticons0051:
بدبختی اینجاس که واقعا " هرچی سنگ ـه مال ـه پای لنگ ـه ! " والا من ندیدم یه بار تو عمرم یه پول دار تو همچین وضعیتی گیر کنه ، دوا دکتر . بدبختی ..
بعد یه نفر که نون شب نداره یا به زور شکم زن و بچشو سیر میکنه باید اینجوری خرج بدبختیاش هم بکنه :501:
خلاصه خیلی حالم خراب شد ، رفتم تو فاز غم و دپرسی . :( حیف پول بام نبود وگرنه حتما کارشون رو راه مینداختم . حیف واقعا :(