يادمه قديما ساسان يه عكس از خودش بهم داده بود ولي فكر كنم در جريان نابودي هاردم كه چند سال پيش اتفاق افتاد نابود شده. اگه ميدونستم يه روزي اين عكس اينقدر با ارزش ميشه روي Blueray رايت ميزدم تو گاو صندوق نگهداري ميكردم :4:
نمایش نسخه قابل چاپ
يادمه قديما ساسان يه عكس از خودش بهم داده بود ولي فكر كنم در جريان نابودي هاردم كه چند سال پيش اتفاق افتاد نابود شده. اگه ميدونستم يه روزي اين عكس اينقدر با ارزش ميشه روي Blueray رايت ميزدم تو گاو صندوق نگهداري ميكردم :4:
دهن همتون سرویس . :d
شب شام و غریبان بود :d
-
این همون عکسه بود نه ؟ [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] :))
بابا به خدا این بشر همچین مالی هم نیست
من 100 برابر اون می ارزم
سلام اینم مطلب رو دیدم گفتم بزارم واقعا جالبه حیفه بزارمش تو کافی شاپ
نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ شمر بن ذی الجوشن نقش آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ محمد بن اشعث بن قیس نقش آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی اصغر(ع) مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع) ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می زد و می گفت به من آب دهید محمد بن اشعث هتک حرمت امام حسین(ع) توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم هایش را از حدقه درآورد شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد مختار او را با آتش سوزاند عمروبن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه*ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می نوشید تشنگی اش برطرف نمی شد تا اینکه هلاک شد بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید
راجع به پست دوستمون راجع به قاتلای امام حسین(ع) یه پیشنهادی به دوستان دارم
اگر میخوان سرنوشت اون افراد رو دقیق و از منابع موثق بخونن کتاب مقتل لهوف رو یهتون پیشنهاد میکنم ضرر نمیکنید
یا تو سریال خالی بندی شده یا توی نوشته های سامی :D
مختار بالاخره با حرمله تن به تن جنگید ترکوندش یا دستور داد یه بلایی سرش بیارن ؟!!!! :a:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Hall OF Fame [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
قتل قاتلان امام حسین (ع) همگی به طرز وحشتناک و واقعا خشنی انجام شده که تو فیلم مختارنامه به چند علت نزدیک به واقعیت ساخته نشد
دلیل اول خوب اینه که نباید صحنه های خیلی خشن تو فیلم ها ساخته و پخش بشه
دلیل دوم که معمولا افراد صاحب نظر مذهبی راجع بهش حرف زدن اینه که نباید این صحنه ها طوری نشون داده بشه که داغ شهادت امام (ع) سرد بشه
ما اصولا مردم جوگیری هستیم و با نشون دادن صحنه های خشن مثل تیکه تیکه شدن قاتلین امام (ع) همه احساس میکردیم دلمون خنک میشه و به مرور عشق و علاقه مسلمونا نسبت به امام (ع) تحت تاثیر این موضوع قرار میگرفت
این هم خرف من نیست حرف بسیاری از افراد مذهبی هست که اعلام کردن :8337354629461904487
ولی مالک اشتر با مختار هم برای خودشون کسایی بودنا :ی
یه کشور رو دو تایی میبستن فک کنم :ی دو نفری کلا لشکر یزید رو به باد دادن :ی دمشون گرم
این دو خط همون نمونه ای از جو گیری ما مسلمون ها بود که علی جان در بالا گفت :ی
سلام به همه دوستان..
واقعا متاسف شدم نیومدم میتینگ با ابول و ساسان.
2 مین بعد از تماس ساسان اتفاقی برا یکی از دوستان افتاد ما نقش میانجگری و خوابوندن جو رو داشتیم که دست یکی از افراد به چشم بنده (نزدیک بینی " خورد که باعث شد بینیم کمی حونریزی بکنه بینی عمل شده حساس هستش) که دکتر و عکس برداری همه چیز اوکی بود مشکلی نبود..بازم خدا روشکر.
"بینیم" ابول جان نشکسته:-)از کجات در میاری ؟:-D
جالب این بود 9 روز محرم بیرون نرفتم روز 10 اومدم بیرون اینطور شد بنده نقش جدا کننده دعوا رو داشتم که اینجوری سوخت دادم....
بازم خدا رو شکر خاطره بدی واسم نموند که وگرنه باید حسرت میخوردم... انشالا عید ابول میبینم . تشکر از ابول که حتما دعام کرده :heart_mini:
چند وقتی کمتر میام مشغله دانشگاه دارم :-)
به نظرم هیچوقت به خیر یا شّر وارد مجادله یا دعوا نشین ...
خیلی ماجرا داشت 99 درصد خلاصه شده گفتم..
یا علی
بازي force مساوي رو تو محاسباتم باخت ديدم تسليم شدم اومدم خونه!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
:22: :22: :22:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط the last outlaw [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
حاجی ما که نفهمیدیم :d دقیقآ چی چیه ؟!
سفيد مات نداره مجبوره كيش دائم بده مساوي كنه! چون اگه كيش نده خودش مات در يك حركت ميشه!
چیز تو محاسباتت
کمی باورش برام سخته که اینجام الان :22:
دیروز صبح یه بار دیگه مرگ اومد در خونه رو زد. صبح مثل هر صبح دیگه ای خواب بودیم و برق هم ساعت های 6:30 یا 7 بود که رفت. دوباره اومد و اینبار هی اتصالی میداد ما هم همه چی رو از برق کشیدیم بیرون و من رفتم که بخوابم.
زنگ زدیم اداره برق و گفتن که فازِ شما توی محله سیم ها رو دزدیدن. این قضیه از بس اتفاق افتاده دیگه برامون عادی شده و ما هم گفتیم نهایتا تا ظهر درست میشه. ولی خب وقتی سیم ها رو میدزدن دیگه قدرت برق میره بالا.
یه صدا هایی از راه پله میومد ولی هیچکدوممون توجه نمیکردیم و فکر میکردیم طبقه بالا دارن میرن و میان تا اینکه مادر جان رفت یه دید زد و یهو گفت آتیش !!!! رفتم نگاه کردم و دیدم که ترانس از قدرت زیاد برق آتیش گرفته. سری پدر جان رو صدا زدیم و اومد. تا در رو باز کرد دیدم که کبسول گاز هم یکم اونور تر گذاشته :22: پدر جان سریع رفت آتیش رو خاموش کرد و بعدش همراه مستعجر طبقه بالا اومد و راه پله رو یکم شستن و کبسول گاز هم آب ریختن روش که خنک بشه و همونجا داستان تموم شد.
حالا مادر جان اگه نمیرفت نگاه کنه که اون صدا چیه ، هیچکس نمیفمید چی شده و آتیش به گاز میرسید و همراه خونه و خانواده میرفتیم هوا و الان به جای اینکه اینجا باشم توی سرد خونه خواب هفت پادشاه رو میدیدم :22: چون آتیش روی جعبه افتاده بود تلفن هم نداشتیم تا امروز صبح که اومدن درستش کردن.
بعد بازم حاضر نیستن که یه نگهبانی چیزی بزارن اونجا که هی نرن سیم بدزدن :22:
واقعا به چه امید زندگی کنیم وقتی که نمیدونم فردا زنده ایم یا نه؟؟؟؟
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
یکی از سوالهای من از خدا تو اون دنیا اینه که دندون عقل رو چرا آفریدی؟
دهنم سرویس شده وسط این همه درس و پروژه رفتم دندون عقل کشیدم و از اونجا که اوضاع خفنه تا دو سه روز باید از شیر و بستنی اونم به صورت
مخلوط و آبکی شل شل :ی اغذیه کنم و زنده بمونم الانم واس حرف زدن با اهل ب.یت منزل یه خودکار و یه دفتر چه گرفتم دستم
اونا که دندون عقل نهفته داشتن میفهمن چی میگم :3479501245079639014
یه خاطره دیگه از امروز که بازم خدا پشت فرمون جون منو نجات داد
سرعتم کم بود نهایت شاید 60 تا سرعت داشتم که رفتم از داشبرد ماشین فلش در بیارم که آهنگ گوش کنم که یه هو حس کردم یه اتفاق غیر عادی
داره میفته تا اومدم بالا فقط وقت کردم بکوبم رو ترمز
فرمون رو موقع رفتن سراغ داشبرد نا خواسته چرخوندم و نزدیک بود برم لا باقالیا
خدا همیشه رحم میکنه اما امروز رحم خدا رو مثل خیلی از موارد دیگه به چشم دیدم
خدا رو شکر که سالمم :ی
من که صبح یه تصادف داشتم
چیزی به مرگم نمونده بود
هنوز تو شک هستم چطوری زنده موندم
انشالله اگه حالم خوب شد فردا میام کامل
تعریف میکنم چیشد.برا همه چقدر اتفاق های
خطر ناک افتاده,بازم خوبه کسی چیزیش نشده
نقل قول:
نوشته اصلی توسط SHAHIN [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
من و خطر دو روی سکه ایم :ی
اینم عکس جنازه دندونم
اونایی که بدشون میاد نبینن
برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; } else { this.parentNode.parentNode.getElementsByTagName('div')[1].getElementsByTagName('div')[0].style.display = 'none'; this.innerHTML = 'Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; }" />Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
برعکس دوستان روز فوق العاده ای برای من شد :d
واسه منم هیچ اتفاقی نیوفتاد
اینو گفتم یه سری از طرفدارام نگران بودن از نگرانی در بیان
:5226427607155777205:5226427607155777205
اقا این مطلب و دیروز خوندم گفتم برای شما هم بنویسم
چون حال و هوای انجمن شطرنجی شده ( یعنی رفته تو حس بازی شطرنج خدای نکرده فکر نکنین منکراتی شده )
تعداد حرکات احتمالی شطرنج
شاید هیچ چیز منظم تر از مهره های شطرنج پیش از اغاز بازی نباشد با این وجود با اولین حرکت چنان تو بس من دگانمی و بی نظمی اغاز می شود که بر ان پایانی متصور نیست ( چه لفظ قلم )پس از اینکه هر دو بازیکن اولین حرکت خود را انجام دادند می توان 400 چیدمان مختلف را روی صفحه شطرنج دید پس از حرکت دوم تعداد حالات ممکن بازی به 197742 مورد می رسد و پس از نوبت سوم 121 میلیون حالت ممکن در بازی ایجاد شده استبا هر حرکت نمودار بازی هر بازیکن مسیر متمایز تری به خود می گیرد و هر بازی به نحوی پیش میرود که احتمالا هرگز قبل از ان انجام نشده است.
تعداد حالات ممکن بازی شطرنج به قدری زیاد است که تا کنون کسی برای محاسبه ان تلاشی نکرده است ( گشاد بازی در اوردن)
بعضی دانشمندان تعداد حالات ممکن را 10100000 تخمین زده اند ( از رو شکم گفتن )حتی اگر یک بازی معمولی را در نظر بگیریم که هر بازیکن حدود 40 حرکت انجام می دهدبا در نظر گرفتن میانگین 30 انتخاب برای هر حرکت تعداد بازی های ممکن برابر 10120 بازی است.
برای درک بهتر این عدد لازم است بدانید کل مویی که روی سر تمام انسانهای روی زمین است 1015 تار مو ( پیتبول رو حساب نکردن )و تعداد شن های روی زمین حدود 1023 دانه و تعداد کل اتم های عالم 1081 اتم است حتی اگر تمام این اعداد را در هم ضرب کنیم باز هم به تعداد بازی های معمولی شطرنج نمی رسد.
( من به اندازه سهمیه یه سال تایپ کردم . رفتیم برای سال بعد )
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
سلام :ی
یکسال مثل برق و باد گذشت ، یکسال از حادثه تلخی که واسه من تو فوتبال افتاد رو میگم ، دقیقا ً آذر پارسال بود که من استخون " تر قوه ــه ام " شکست ، فکر کنم بعد از استخوان لگن بد ترین و درد ناک ترین جای بدن باشه :( چون هم نمیشه گچ گرفت باید اونقدر فیزیوتراپی بری تا خودش جوش بخوره هم محل اتصال دوتا استخونه . داستان از این قرار بود طبق روال هر هفته که با بچه های انجمن خودمون iwe کبیر میریم سالن ، ( تقریبا داره مرز 2 سال و رد میکنه ) دقیقاً پارسال بود که تو حین بازی با تکل ناگهانی آرمین [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] مواجه شدیم و نزدیک 2 ماه خونه نشین شدیم و دور از میادین :ی خیلی بهم سخت گذشت ، خیلی درد کشیدم ، امروز که یادش افتادم دوباره اون روزا برام تداعی شد...
دست امیر [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] درد نکنه که 2سالی میشه به بهانه سالن بچه هارو دور هم جمع میکنه ، البته بیشتر قدیمی های فروم میان اونایی که تهران هستند :)
عکس به ترتیب از راست پایین :)
بنده :ی امیر جی بی ال :x ، برادر حسین المپیک هیرو ، رفیق حسین :ی مستر تزاریان شروین TeZar ،
بالا راست : حسین المپیک هیرو ، آرمین هیتد ، آرمان درتی ، حامد (کلاه) ، نمیشناسم ، رسول .
یادش بخیر همین تابستون منم این سالن رفتم از طرف شروین به عنوان Special Guest :4: دقیقاً کسی فکرش هم نمیکرد تهران باشم و به عنوان سورپرایز توی مترو هرکی اومد تا منو دید اصلاً شوکه میشد :4: خیلی خوش گذشت فقط حیف که هیچ عکسی گرفته نشده فقط چند تا عکس منو شروین و رسول با هم گرفتیم بیرون سالن که توی اینستاگرام موجوده .
V!VA iWE
iWE 4 Ever
We Love iWE
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
چند ترمی بود که هیچ درسی نیفتاده بودم اما به خاطر یه استاد لعنتی دو واحدم رفت رو هوا
پیشنهادم به همه دوستان دانشجو به ویژه اونایی که تازه به جمع دانشجو ها پیوستن اینه که هیچوقت مثل من
بعد دو ترم نمره خوب گرفتن جوگیر نشن که استاد مهم نیست و درس میخونیم و از اینجور حرف ها و همیشه قبل
انتخاب درس و استاد راجع بهش تحقیق کنید تا مثل من درس تخصصی تون بعد دو ماه جون کندن نپره بره پی کارش
استاد که میاد میگه به خاطر تعطیلات رسمی که به کلاس خورده من درس نمیدم چون وقت نداریم و خودتون برید
بخونید حالا باز اگه درس حفطی بود یه چیزی اما درس محاسباتی تخصصی اخه یعنی چی که وقت نیست درس نمیدم خودتون بخونید
جوری آتیش گرفتم که تا چند روز خاموش نمیشم :flamingmadf:
حرفت درسته علی جان ، من بیشترش رو قبول دارم ، ولی تو این 5 سال دوره دانشجویی به این نکته رسیدم که همه چیز دست خوده دانشجوـــه ، خودم اوایلش خیلی دنبال این حرفا بودم که استاد باید خوب باشه ، موقع انتخاب واحد هی از این بپرس از اون بپرس که فلانی ؟ فلان استاد واسه فلان درس خوبه یا نه ؟ خوب نمره میده یا نه ؟ رو حضور غیاب گیره یا نه ؟ 8 رو ده میده یا نه ^_^ ولی با یکسری از استادا که از همه لحاظ خوب و اوکی بودن درس هایی رو نمره نیاوردم یا شب امتحان حذف کردم که حتی تصورش هم خنده دار بود واسم ، و بلعکس ، درسهایی رو پاس کردم با یکسری استادا که خودم شوک بودم از پاس شدنش ، حرف کلی که میخوام بگم اینه که 90% دست خوده دانشجوــه و این مسائل یه جورایی بهونست :)
در کل هر کاری میکنی ، شخصیت دانشجویی رو نیارین پایین
دانشجویی باشید که رو حرفش بمونه
خداراشکر تو کل دوران تحصیل نرفتم پیش هیچ استادی برای گفتن نمره و پـاچه خواری این حرفا
شاید سر خیلی درس ها هم ضرر کردم . اما مهم نیست :d
بخصوص تاریخ امامت دوره لیسانس ، شدم 8 :d
امروز قرعه کشی جام جهانی رو شاهد بودیم!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
(جون!!!)
از چند روز پیش یه حسی بهم میگفت با آرژانتین همگروه میشیم! تیم محبوب بچگی و جوانی و الان با لیونل مسی که عاشقشم!!ووقتی دیدم با نیجریه افتادیم کمی ترس کردیم...بوسنی که افتاد بامون کمی اسوده قاطر شدیم! خوبی بازی با آرژانتین اینه که تمام دنیا! بازی تیم ملی رو میبینن!
متاسفانه برای اولین بار باید بخاطر عرق سگی ملی! ضد آرژانتین باشیم ! هرچند انشالاا آرژانتین در نهایت قهرمان جام جهانی میشه و پوز برزیلو و میر علیو!! تو کشور خودشون میزنه!
یه نگاه به گروهها کنیم متوجه میشیم جای هر کدام دیگه از تیمهای گلدان 3 بودیم ، شانس صعودمون خیلی کمتر بود.
تو گروه اول اگه جا مکزیک بودیم که عمرا صعود نمیکردیم
تو گروه دوم اگه جا استرالیا بیچاره بودیم که بی شک 3 تا شکست بد داشتیم فقط
تو گروه سوم اگه جا جاپن بودیم باز هم شانس آخر شدنمون زیاد بود با توجه به قدرت کلمبیا و ساحل عاج . و شاید برابری بازی با یونان . (بر خلاف نظر صاحب نظران گروه جاپن سخت تر از گروه ماست )
تو گروه چهارم اگه جا کاستاریکا بودیم که کلا منحل میشد فوتبالمون!
تو گروه پنجم اگه جای هوندوراس بودیم ، بی شک باید برای سومی میجنگیدیم . چون سوئیس و فرانسه اول دوم هستن
تو گروه هفتم اگه جا آمریکا بودیم ، توسط آلمان و پرتقال نابود بودیم ، و به غنا هم یه باخت سبک میدادیم
تو گروه هشتم هم اگه جا کره بودیم ، بی شک روسیه و بلژیک شانس صعود هستن . ولی همچین بد هم نبود
پس بدون یک درصد تردید تو بهترین و آسونترین گروه ممکن افتادیم نسبت به سایر تیمهای گلدون 3 .
و امیدوارم به جا اینکه همش حرف از پائین آوردن توقعات زده بشه ، اعتماد به نفس صعود تو وجود بازیکنها تزریق بشه توسط کیروش ، و فدراسیون هم از الان به فکر چهار تا بازی دوستانه درست درمون باشه . همین 6 ماه وقت داریم مطمئنن تیمی مثل ایران که رفته جام جهانی بازی تدارکاتی الان راحتتر براش جور میشه!
====
راجع به نیجریه هم بگم به قهرمانیش تو جام ملتهای آفریقای امسال نگاه نکنید !
تو ضعیفترین گروه جام ، به زور دوم شد اومد بالا !! . وبعد در حالیکه ساحل عاج کرده بودش تو قوطی 2-1 ساحل عاج رو بردن و کلا جام ملتهای آفریقا جائیکه مثلا یه تیم مثل مصر تو این چند سال اخیر بارها قهرمان شده ولی به جام جهانی راه پیدا نکرده !!!
میخوام بگم از بین 5 تیم آفریقایی مسلما ساحل عاج و غنا و کامرون قوی تر از نیجریه هستن
اگه با نیجریه مساوی کنیم ، بازی آخر با یه برد شیرین و تاریخی مقابل بوسنی میتونیم صعود کنیم ..با فرض بر اینکه به ارجانتین و مسی ببازیم(اگه هاشم بزاره!) روز اخر مصاف بوسنی رو ببریم نیجریه بازی سختی با آرژانتین داره!.
اگه بازیای تدارکاتی خوبی برای تیم ملی بذاریم و همه از کارلوس کیروش حمایت کنیم صعود از این گروه کار ناممکنی نیست
سلام دانشجو , سلام ای دربدر هزار تومن , ای ژتون خور , ای مخترع غذا , ای غربت نشین , ای الکی خوش , ای تک زنگی روت مبارکــــــــ
:112:
هــای :504:
امروز 16 آذر روز دانجوست میدونم این انجمن دانشجو زیاد داره یکی هم خود من :4: خواستیم تبریک بگیم به آینده سازان الاف مملکت :4:
این روز بر همه ترم بوقی ها ترم دوغی ها ترم فسیلی ها و ... تبریک میگیم :4:
:e1du0kb210nv49d4skx
خوب مثل اینکه امروز کیک و ساندیس میدن تو سالن اجتماعات دانشگاه :ی خبر بسیار خوشایندی دادی :ی هرچند که من امروز کلاس نداشتم :(
کوفتشون شه :ی
سلام و درود خدمت کاربران عزیز انجمن iWE .
زیاد وقتـتون رو نمیگـیرم , یعنی اصـن بلد نیستم مثل ابـول 40 خـط بنویسـم :دی .
همینو بگم که دارم میرم واسه کنکور بشینم درس بخونم , خیلی سخته دل کنـدن از انجمـن و نـت اما دیگه چـاره ای نیست !
تو ایـن چنـد وقته اگه خدای نکرده با حرکاتم , پست هام , فعالیتـم , باعث رنجونـدنتـون شدم معذرتـ میخوام .
ایشالا حلال کنیـد .
کلا از نت دارم میـرم , به امیـد خدا کنـــــکور رو دادم روزه بعـدش اینجــــــــام .
فعـلا نه خـداحـافــــــــظ تـا 7 مـاه دیگــــــه ! .
برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; } else { this.parentNode.parentNode.getElementsByTagName('div')[1].getElementsByTagName('div')[0].style.display = 'none'; this.innerHTML = 'Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]'; }" />Spoiler: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
دو ساعت پشت سیستم میخکوب بودم ...
اشک تو چشام جمع نشد ولی خوب یه حس خیلی خوب و نوستالژیکی داشت ...
نزدیک 6 ساله که هر هفته دارم میبینمش (بجز 1 سال کنکورم) لامصب رو مگه میشه بزارمش کنار ؟!!
حالا هر چقدر هم میخواد مصنوعی و قابل پیش بینی بشه ...
اصن هیچ به این فکر کردین تا حالا که اگه نبود الان ما هیشکدوم همدیگه رو نمی شناختیم ؟
خاطرات چند سال در عرض دو ساعت جلوی چشمام رژه میرفتن ...
WWE
Then ... Now ... Forever
به به .......... به به
بعد کلی خبر خوب و بد ریز یه خبر توپ بهم رسید امروز اونم اینکه خاله کوچیکم تو آزمون رشته آموزش پزشکی بعد از فوق لیسانس واس دکتری قبول شد
اونم دانشکده علوم پزشکی تهران :banfgfdari:رتبه دقیق ندادن اما خبر دار شده از اساتید اصلیشون که جز رتبه های تک رقمی هستن
فردا مشخص میشه دعا کنید رتبش زیر 3 باشه دلیلشم بعدا میگم :ی
پ.ن:خاک تو سر من از این خانواده یکی میره دکتر میشه تو تهران یکی مثل من به زور مهندس میشه تو پرند :504:
یاد باد آن روزگاران یاد باد :ی
تقریباً دو سال پیش بود فکر میکنم که بزرگنرین و از نظر من بهترین میتینگ iwe برگزار شد ، بچه ها همه دوره هم جمع شدند و چند ساعتی دوره هم بودیم و شام خوردیم و کلی حرف زدیم و خلاصه خاطره شد ، خیلی از قدیمی های فروم که دیگه حتی شاید اسم کاربریشونم برای خوده ماها فراموش شده ، به خاطر کارو زندگی و مشغله هایی که وجود داره ، باعث و بانی این میتینگ ها هم ابول جان عزیز بوده چه تو تهران که خیلی ها بودن ( خیلی ها هم نرسیدن بیان ) چه میتیگ هایی که تو شهرستان بوده و ما نبودیم . حرفه کلی که میخوام بزنم اینه که نسل جدیدی باز به iwe اضافه شده ، بچه هایی به جمعمون اومدن که با شور و اشتیاق خاصی فعالیت میکنند و حرف اصلیم اینه که خیلی خوبه که این دوستی ها فقط ختم نشه به فضای مجازی ، به عنوان یه کاربر معمولی و کوچیک فروم لازم میدونم که به ابول جان بگم که وظیفه شماست که دوباره بچه ها رو دوره هم جمع کنی و دوستی ها فقط ختم به فروم نشه هرچند میدونم همه گرفتارند و مشغله دارند، خیلی ها که دیگه تو فروم نمیبینیمشون حالا به هر دلیل شاید تو میتینگ ها دوباره زیارتشون کنیم و خاطره ایی بشه مثل باقی میتیگ ها و خاطره های گذتشه. همه میان و میرن بنا به مشغله ها و گرفتاری هایی که هست ولی iwe همیشه میمونه و موندگاره و این موندنی شدن مستلزم یک دلی و جوی هستش که از همون اول تو iwe وجود داشته و هست.
از بالا چپ : امیر جی بی ال - هادی - حامد - هامون - ابول - حسین المپیک هیرو - سعید
وسط چپ : بهنام - میر علی
پایین چپ : شروین - مَن
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
سلام ، آقا من رفتم مسافرت تا جمعه بعد از ظهر فکر نکنید از دستم خلاص شدید ، دوباره بر میگردم :wink2::5799405020834328392
قربون همتون
خیلی با مرامید
منتظرم باشید
فعلا
یاعلی
با سلام
دوستان تقریبا از امروز شاید دیگه نتونم به انجمن سر بزنم
از ما خوبی بدی دیدی حلال کنید
داریم میریم سربازی
تاپیک پیش بینی هم یکی از دوستان زحمتش رو بکشه واسه داوری
برای من هم اگه شد دایی بهمن بجام پیش بینی بزنه
فدای همگی
بای ....
تقریبا یه 3 ماهی میشه که من iranwwe رو شناختم قبل اون همه جارو میگشتیم تا کشتی کج تازه رو دانلود کنیم تا اینکه داداش بزرگم انجمن رو پیدا کرد ولی من زیاد اهل عضو شدن نبودم.ولی از شکل ظاهری انجمن خوشم اومد.
عضو شدم و اولین تاپیکی که گذاشتم اولین آلبوم انریکه بود.اما تشکری به دست نیومد.
فکر کنم 1 هفته بدون تشکر بودم . اولین تشکر رو که دریافت کردم از خوشحالی پریدم.
یادش به خیر چه حالی داد.ا
الانم دارم سعی میکنم برا انجمن کاربر مفیدی باشم.
الان دارم فکر میکنم اگه انجمن نبود چه قدر بی کار میشدیم.
از کسانی که برای بالا بردن انجمن تلاش کردن ممنونیم.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Ғ Д † Д Ł β [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
وای کم مونده بزنم زیر گریه سال دیگه همین موقع ها باید گورم رو گم کنم برم سربازی :1683302598077360007
ای کاش حرف بابام رو گوش میکردم قبل از دانشگاه همون موقع که خدمت 18 ماه بود و 15 ماه کسری داشتم میرفتم
حالا شده 24 ماه و کسری ها هم احتمالا میپره نصیحت من به همه بچه های انجمن که سنشون پایینه اینه که قبل دانشگاه و کار برن سربازی قال خدمت رو بکنن بره
امروز يه تصادف نامردي كردم!
دوستاني كه تهران و خصوصا در مناطق غرب تهران سكونت دارن ميدونن كه دور برگردون يادگار جنوب به سمت همت شرق چند وقته دارن بنايي و .... ميكنن. امروز تصميم گرفتم از مسير جديدي به سمت فدراسيون برم كه ترافيك نخورم. توي همين دور برگردون يه تاكسي سبز rd داشت با سرعت نسبتا كمي ميرفت يه 206 هم جلوي من بود كه توي دور برگردون از rd سبقت گرفت منم رفتم ** rd رو بگيرم كه ناگهان ديدم جلو تر يه مقدار بلوك و سمان غيره ريختن سمت راست جاده كه rd داشت ميرفت و جناب rd هم گرفتن روي بنده منم تو اون لحظه فقط زدم رو ترمز كه به rd نزنم ولي با سرعت حدود 60 70 تا خوردم به جدول كنار جاده و ماشين حدود يك متر بلند شد ! تاكسي در رفت و من موندم و يه لاستيك تركيده و قالپاقي كه از شدت ضربه افتاده تو باقالي ها! تازه وقتي دقت كردم ديدم رينگ هم بشدت كج شده! با بدبختي توي اون شرايط خطرناك زاپاس رو انداختم جاي لاستيك تركيده و متوجه شدم زاپاسم هم شديدا كم باده! خلاصه با فلاشر روشن تا فدراسيون رفتم و برگشتم ولي تا عمر دارم از اون تاكسي نامرد نميگذرم! چون اگه حواسش به جلوش بود اونجوري نميگرفت رو من كه برم تو جدول!
از اين ماجرا عبرت بگيريد و هيچ وقت تو دور برگردون سبقت نگيريد!
خدا رو شکر ختم به خیر شد
ولی پویان تقصیر خودت بوده قانون میگه از کسی که سبقت داره میگیره نباید سبقت گرفت حالا گرفتی به خایه اسب یزید
ولی پدر بیامرز دیگه سر پیچ و دور برگردون؟؟؟!!!!
در هر صورت همه کسایی که رانندگی می کنن این جمله رو یادشون باشه راننده خوب کسیه که بغل دستیش احساس امنیت کنه
یادش به خیر خونه قبلیمون یه حوضی داشت کنارش یه میله بود که شکسته شده و سرش خیلی تیز بود.
یه روز داشتم بازی میکرد(6سالگی)که پام به این خورد و تا 10 سانتی متر پاره شد
اما یه ذره درد نداشت به خدا نفهمیده بودم تا وقتی که داداشم بهم گفت از پات خون میاد.
هنوز جاش هست چون بخیه نزدم و خودش خوب شد.
فکر کنم خیلیاتون تجربه کردین هیچ دردی نداشته باشه همچین خراشایی
یک داستان واقعی و زیاده روی نشده