آها. پس ماشالا خیلی بزرگه:ی به خودت رفته:ی
نمایش نسخه قابل چاپ
آها. پس ماشالا خیلی بزرگه:ی به خودت رفته:ی
با درود فراوان...
الان حس کسی رو دارم که رفته خارج از کشور و بعد از چند سال به شهرش برمیگرده..
دنبال ذوستاش قدیمی میگرده ...تک تک کوچه ها واسش خاطرست..
چهره و اسم های جدید میبینه..
آخه یه زمانی واسه خودش کسی بود...
سلام به همه..
کسایی که من رو میشناسن و کسایی که اصلا نمیشناسن من رو..
دلم واسه اینجا تنگ شده بود ، واسه دوستای قدیمی...
واسه انجمن..
از همه بیشتر واسه اسرار..
به هر حال احساس مالکیت واسه جایی دارم که الان خیلی غریبه ام...
چه حس عجیبی...
دلم واسه سال 88 تنگ شد....
واسه هامون..بابک...حامد..سعید..پور ا..حسین..عارف..خود ابولی...و...
قدیمی ها یادتونه.؟؟
بچه های جدید دمه شما هم گرم که اینجا رو زنده نگه داشتین...
خوب به لطف خدا و به کمکش لیسانس با خیال راحت تموم شد
تا دیشب به طرز شدیدی نگران نمره آخرین درسم بودم که خیلی بد دادم امتحانشو
اینم نمرش اومد و پاس شدیم :ی و رسما" مهندس شدیم :ی حالا دیگه میتونم برم دنبال سربازی و
آماده شدن واس به چپ چپ به راست راست :ی
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
اومدن این نمره ها واسم اندازه 11 ماه سربازی ارزش داشت :ی الان اگه خدا بخواد و نامه پایان دوره دانشگاه
رو تحویل بدم معرفی به خدمت ــم قبل عید ایشالا انجام میشه و طبق قوانین امسال میتونم 13 ماهه خدمت رو تموم کنم :ی
خدایا شکرت
دم همه دوستان iWE گرم که تو این مدت پر از استرس هر موقع از شدت استرس عصبی میشدم با بگو بخند کنار شما آروم میشدم و از نظر روحی واسم تسکین بودید
بســمه تـعالی
امروز تو مـدرسه بــودیم برگشـــتنی این دمِ در با یـــه نفر چه دعــوا کردم .
خـــب از اونجایی که من یه مشـــکل لفظی دارم که بعضی از دوســـتان می دونــن ، کــسی این مــشکلمو مســخره کرد ، مـنم بهــش فــحش دادم و بــعد
...
...
مـــرتیـــکه کــــ.........یــــــ........و...... ......ی اومده به نـــامـــــــوس فحش میـــده ، به خــدا چــنان از بالای ابـــرو بهش مشـــت زدم دیگه از گـــریه مــــوند .
بــعد بلند شد بلند بلند پیش مردم یه فـــحش بد دیــگه داد و بعد دیگه یدونه از پاش زدم بیچاره تقـــــریبا فلج شــــــد .
بــاو منم الان از ترسم که فردا پدر مادرشـــو میــاره دارم اســـترس میــکشم :ی
نقل قول:
نوشته اصلی توسط SchMiTe [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
خب برنامه امروز ما و رشادت های بهرامی هم تموم شد:ی
آیا این داستان واقعی بود؟:ی
فردا هم با یک داستان دیگه از رشادت های بهرامی در خدمت شما هستیم:ی
لطفا نظرات خود را به شماره 09384193051 پیامک نمایید
موفق باشید:ی
شوخی بود به دل نگیر:ی
بدون شوخی میگم واقعی بود .
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ــــــــــــــــــــ [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
داش علی تو امتحانت رو بد داده بودی و خیلی هم استرس داشتی ; اونوقت پائین ترین نمره ت 16 هست ؟:22:
تو دانشجویی؟:22:
نمره ی 20 :2802:
تو دیگه داره 24 سال ــت میشه ها ، آخه نمره ی 20 ؟:دی
دیگه واقعا فکر کنم شاید این جمعه بیاید ...
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Ariyan [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
Welcome back Ariyan :)
خیلی خوشجالم که میبینمت دوباره تو انجمن.
معلومه که یادمونه تورو. مگه فراموش میشی تو داداشی :)
امیدوارم که مثل سابق همیشه اینجا بمونی و فعالیت کنی.
مخلص...
حالا داستانو تحریف نکن :دی ؛ بنده در اون صحنه حضور داشتم :دی ؛ جفتشون هم زدن هم خوردن ، بنده هم بازی رو مساوی اعلام می کنم :)نقل قول:
نوشته اصلی توسط SchMiTe [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
نقل قول:
نوشته اصلی توسط SchMiTe [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بهرامی جان همه ی ما توی زندگی خودمون یک سری نقطه ضعف هایی داریم ، هر چقدر که به نقطه ضعف های خودمون بیشتر حساس باشیم دیگران از این ضعف ما شاید بیشتر سوء استفاده کنن ..
اما روایتی که از درگیری ات تعریف کردی و صحنه هایی که از درگیری ات شرح دادی منو یاد فیلم « اژدها وارد میشود» از مرحوم بروسلی انداخت ..
اونجا هم بحث ناموسی بود و بروسلی هم که توی غیرت تک بود ...
اوهارا ورزشکاری بی نزاکت و بی شرافتی بود که قصد داشت خواهر بروسلی رو بدزده و به عنوان برده ازش استفاده کنه !
خواهر بروسلی وقتی دید راه فرار نداره خودشو کشت !!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بروسلی برای انجام ماموریتی به صورت اتفاقی وارد مبارزه با اوهارا شد ... (بروسلی میدونست اوهارا عامل مرگ خواهرشه )
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بروسلی اول مبارزه رو بسیار خوب شروع کرد و اوهارا که دید جلوی جمع آبروش رفته قصد داشت یک ضربه ی چرخشی و هوایی به بروسلی بزنه ولی بروسلی خیلی خونسرد خوابید کف زمین و پاشو به سمت بیضه ی اوهارو ستون کرد ،من شک ندارم اوهارا همینجا عقیم شد و بر اثر این ضربه مردونگی خودش رو از دست داد ...:lmekjvqxkkqvu6by8nz
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بروسلی ضربه ی دیگری زد که اوهارو نقش زمین شد ....
بعد این ضربه بروسلی اوهارا رو ول کرد و میخواست بره ولی اوهارای نامرد قصد داشت با شیشه نوشابه بدن بروسلی رو اوخ کنه !!
بروسلی نقشه ی اوهارو رو فهمید و گفت بیشین بینیم بابا !! و بازم اوهارا رو زد ..
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
من توی فیلم کوتاه دوئل که ساختم از این صحنه تقلید و اقتباسی داشتم ::-D
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
از بحث اصلی منحرف نشیم بروسلی با جفت پا پرید روی شکم اوهارا و من با توجه به انقباض صورت بروسلی شک ندارم روده های اوهارا ترکید !!
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
بروسلی هیچ ترس و استرسی نداشت که اوهارا فردا مادر و پدرش رو به مدرسه ی رزمی بیاره چون اوهارا با جفتگ بروسلی جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیار باقی شتافت ... :dd:نقل قول:
نوشته اصلی توسط SchMiTe [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]